طب سنتی فراتر از روش درمانی، یک روش زندگی است!

طب سنتی فراتر از روش درمانی، یک روش زندگی است!
آنچه می‌خواهم عرض کنم همین است که اگر تمام شرایط را هم برای نتیجه گرفتن از طب سنتی رعایت کنیم، یک شرط مهم، جایش خالی است و همان هم هست که باعث می‌شود یا نتیجه‌ای حاصل نشود و اگر هم نتیجه گرفتیم، پایدار نبوده و موقتی باشد. آن شرط مهم، چیزی نیست جز اینکه سبک زندگی طبیعی گذشتگان جایش را به سبک زندگی ماشینی امروزیان داده است!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، همانطور که در یادداشت قبلی به آن اشاره کردم من یک طلبه هستم که به خاطر علاقه‌ای که داشتم در دوره‌های مختلف طب سنتی شرکت نموده و کتاب‌های زیادی در این رابطه خوانده‌ام و طی حدود ۷ سال تجارب خوبی هم به دست آورده‌ام.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,

از طرفی به این نکته هم اشاره کردم که من یک طبیب نبوده و هرگز پا از حد خود فراتر نمی‌گذارم، لکن به عنوان یک محقق و پژوهشگر، تازه آن هم از زاویه‌ی تخصص خودم، قصد دارم به موضوعات پزشکی و به طور ویژه به مسئله‌ی طب سنتی در جامعه‌ی امروزه نگاهی نقادانه و جدید داشته باشم.

,

در یادداشت قبلی به این نکته اشاره کردم که مراجعه کنندگان به طب سنتی که تعدادشان کم هم نیست، امروزه یک مشکل مشترک دارند و آن اینکه پس از هزینه‌ی زیاد و مصرف خروارها دارو، نتیجه‌ای نگرفته و دست آخر با یأس و نومیدی مجدداً به طب شیمیایی تن می‌دهند. این مشکل تنها مربوط به کشور ما هم نیست بلکه اقبال به طب سنتی در تمام جهان رخ داده و متأسفانه کشور ما که مهد این طب بوده جز اولین کشورهایی نبوده که به این مسئله روی آورده است، و از طرفی چنین مشکلی که عرض شد، یک مشکل جهانی محسوب می‌شود.

,

حال قصد دارم تا در این شماره، این مشکل و علت آن را واکاوی نموده و در رابطه با علاج آن پیشنهاداتی را در نظر دارم که به امید خدا آن‌ها را نیز ارائه خواهم کرد.

,

پس یک بار دیگر مشکلی را که موضوع بحث ماست، به طور دقیق بیان می‌کنم و آن اینکه؛ با فرض اینکه تشخیص و تجویز طبیب سنتی صحیح باشد و دارو هم مناسب باشد و بیمار هم به درستی نسخه را عمل کند، چرا باز هم عده‌ای از طب سنتی نتیجه نمی‌گیرند؟! البته بسیار است مواردی که جواب نگرفتن از طب سنتی به خاطر تشخیص و تجویز غلط، یا داروی نامناسب و یا اشتباهات بیمار است که کاری به این موارد ندارم، چرا که علت آن مشخص است، بلکه فرض بحث ما، همان است که عرض شد.

,

البته ممکن است ذهن، به سمت این علت متوجه شود که این دیگر از جمله مواردی است که تقدیر محسوب می‌شود و در این رابطه هم داستان‌های مشهوری چه از گذشته و چه از حال به جای مانده است. برای مثال ماجرای خود ابن سینا که پس از کلی مداوا، وقتی دید که اثری ندارد، چند روزی در مسجد معتکف شد تا اینکه اجلش سرآمد. حال چه تشخیصی بالاتر از تشخیص ابن سینا و چه کسی بیشتر از او دفت نظر دارد؟! بله چنین موردی هم هست اما فرض ما، این هم نیست!

,

بلکه علت آن، از مقوله‌ی دیگری است، و آن اینکه اساساً طب سنتی متعلق به فضای دیگری است که امروزه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد! و اینکه آن فضا در موفقیت این طب، در علاج بیماری‌ها تا چه اندازه نقش داشته است؟!

,

قطعاً طب سنتی در دوره‌ای که رواج داشته، سبک زندگی مردم در آن روزگار با الآن، فرقش از زمین است تا آسمان! از سیاهی است تا سفیدی! این، چیزی نیست که نیاز به دلیل و مدرک داشته باشد بلکه آنقدر برای همه روشن است که به محض تصور آن، تصدیق می‌شود.

,

برای مثال زندگی‌ها در گذشته بیشتر طبیعت محور بوده و مردم از ابزاری بسیار ساده و بدوی استفاده می‌کرده‌اند. نه از برق خبری بوده و نه از امواج مضر، نه از دود کردن نفت خبری بوده و نه از تولید زباله‌های خطرناک، تا این اندازه! و خیلی چیزهای دیگر که امروزه دیگر به یک رویا تبدیل شده است!

,

خب سوال مهم این است که آن فضای زندگی، آن سبک زندگی تا چه حد در مسئله‌ای که ما مطرح کرده‌ایم، تاثیر دارد؟! و فضای زندگی‌های امروزی و سبک زندگی امروزه تا چه اندازه، در نقطه‌ی مقابل، تاثیرگذار است؟!

,

آنچه می‌خواهم عرض کنم همین است که اگر تمام شرایط را هم برای نتیجه گرفتن از طب سنتی رعایت کنیم، یک شرط مهم، جایش خالی است و همان هم هست که باعث می‌شود یا نتیجه‌ای حاصل نشود و اگر هم نتیجه گرفتیم، پایدار نبوده و موقتی باشد. آن شرط مهم، چیزی نیست جز اینکه سبک زندگی طبیعی گذشتگان جایش را به سبک زندگی ماشینی امروزیان داده است!

,

می‌خواهم یک گام به جلو گذاشته و بگویم طب سنتی فراتر از اینکه یک روش درمانی باشد که در آن روش زندگی گذشته، تاثیر بیشتری داشته باشد، بلکه خودش یک روش زندگی است! بله طب سنتی فراتر از اینکه یک روش درمانی باشد، یک روش زندگی است!

,

اینگونه می‌توان گفت که طب سنتی، هم برخواسته از روش زندگی طبیعی بوده است و هم خودش، ایجاد کننده‌ی روش زندگی طبیعی بوده است. و امروز شاهد آن هستیم که کسانی که به طب سنتی روی می‌آورند، شکل ظاهری زندگی‌شان از ماشینی بودن به طبیعی بودن تغییر می‌کند.

,

حال وقتی طب سنتی را از آن سبک زندگی و از آن حال و هوا جدا کردیم، همین اتفاقی می‌افتد که الآن مورد بحث ماست و آن اینکه از طب سنتی آنگونه که باید، نتیجه نمی‌گیریم. برای مثال در نظر بگیرید شخصی می‌خواهد با داروهای سنتی خود را مداوا کند اما غذایش فست فود باشد یا اینکه زندگی‌اش پر از استرس باشد و یا اینکه آب و هوایش، غذایش آلوده بوده و …، خب مشخص است که کارآمدی روش‌های طب سنتی در چنین فضایی، با افول مواجه خواهد شد.

,

بنابراین روش زندگی طبیعی، مادر طب طبیعی است که بدون آن یتیم و ابتر خواهد بود و کارایی‌اش تقلیل خواهد یافت. چه بسا با احیای روش زندگی طبیعی خیلی از بیماری‌ها و مشکلات بدون توسل به طب و دارو، شفا یابد! همانگونه که خیلی از بیماران سرطانی و لاعلاج با تغییر سبک زندگی و با رفتن به آغوش طبیعت، شفا یافته‌اند و تعجب پزشکان را برانگیخته‌اند.

,

البته این نکته را باید تاکید کرد که با تمام این تفاصیل، طب سنتی در درمان اساسی بیماری‌ها نسبت به طب شیمیایی، بسیار جلوتر و قوی‌تر است. آنچه ما گفتیم برای رسیدن به شرایط متعالی است.

,

ابوالفضل منتظری نسب

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه