نگاهی به انگیزههای لیبرالی جریانهای سیاسی کشور؛
«لیبرالها» شاخ و دُم ندارند!
تاریخ 37 سالهی انقلاب اسلامی ثابت کرده که در این نظام میشود به جایی رسید که هم میتوان روحانی بود، هم میتوان مسئولیت داشت، هم میشود با رأی مردم به مناصب مهمی دست یافت... و هم میتوان انقلابی نبود![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، «لیبرالیسم» شاخ و دُم ندارد. به عبارت دیگر، «لیبرال»بودن در حال حاضر، نه فحش محسوب میشود و نه اتهام؛ هر کسی که از مفاهیم انقلابی و گزارههای آن مانند استکبارستیزی، عدالتطلبی، نفی نظام سلطه و تکیه بر توان داخلی دل خوشی نداشته باشد، ژست منتقدانهای میگیرد و پُز اپوزیسیونی میدهد. این عده برایشان فرقی نمیکند که انقلاب چه ماهیتی دارد و اصلا 22 بهمن 57، زائیدهی چه اقداماتی بوده که شاه را از کشور بیرون کرد و نظامی در نقطهی مقابل نظام شاهمنشانه را در کشور به راه انداخته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, «لیبرالیسم» شاخ و دُم ندارد. به عبارت دیگر، «لیبرال»بودن در حال حاضر، نه فحش محسوب میشود و نه اتهام؛ هر کسی که از مفاهیم انقلابی و گزارههای آن مانند استکبارستیزی، عدالتطلبی، نفی نظام سلطه و تکیه بر توان داخلی دل خوشی نداشته باشد، ژست منتقدانهای میگیرد و پُز اپوزیسیونی میدهد. این عده برایشان فرقی نمیکند که انقلاب چه ماهیتی دارد و اصلا 22 بهمن 57، زائیدهی چه اقداماتی بوده که شاه را از کشور بیرون کرد و نظامی در نقطهی مقابل نظام شاهمنشانه را در کشور به راه انداخته است.,انقلاب از همان روزهای نخست با «لیبرال»ها نزاع داشته است. نمونهی بارزش ماجرای استعفای «مهندس بازرگان» میباشد. اولین نخستوزیر ایران، افکار و عقاید مختص به خودش را داشت. انقلابی فکر نمیکرد و آن را متعلق به گفتمانهای قرن نوزده میدانست. برای آمریکا احترام و جایگاه بالایی قائل بود، تا آنجایی که یک هفته پس از پیروزی انقلاب در مصاحبه با خبرنگار نیویورک تایمز به صراحت اعلام کرد که مشتاق است روابط با آمریکا از سر گرفته شود. لیبرالبودن به این دلیل شاخ و دم ندارد که چنین شخصی با ادعای وابستگی به مکتب لیبرالیسم، هم قرآنپژوهی میکرد و هم بنا به نقلی از دوستانش، عامل به نماز شب بود.
,امام در خصوص دولت بازرگان و نهضت متبوعش، نهضت آزادی، فرمودند: «اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملتهای مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران میخورد که قرنها سربلند نمیکرد.»
, «اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملتهای مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران میخورد که قرنها سربلند نمیکرد.»,انقلاب اسلامی، پس از رحلت حضرت امام و با آغاز به کار نمودن دولت سازندگی، با پدیدهای به نام «تکنوکراسی» مواجه شد که مقلدانش، خود را «تکنوکرات» میخواندند و در محافل رسمی میگفتند: «ما لیبرال دموکرات مسلمانیم!» این جریان که در قلب دولتهای سازندگی پایهگذاری و حمایت شد، رفتهرفته تمامی زیرساختهای اقتصادی را به ارکان اصلی اقتصاد لیبرال گره زد و با پنهانشدن پشت نقاب توسعه و سازندگی، ساختار اقتصادی کشور را به ساختاری تماماً وارداتی و متکی به نفت تبدیل نمود و پدیدهی «نفت سیاسی» را برای اولین بار در کشور به وجود آورد. حتی رئیس دولت سازندگی نیز در کتاب «هاشمی بدون روتوش» به صراحت گفته است: «اگر شاه به قانون اساسی عمل میکرد و در سال ۱۳۴۲ قبول میکرد قانون اساسی را به اجرا دربیاورد، احتیاج به انقلاب نبود...»
, «ما لیبرال دموکرات مسلمانیم!» , «اگر شاه به قانون اساسی عمل میکرد و در سال ۱۳۴۲ قبول میکرد قانون اساسی را به اجرا دربیاورد، احتیاج به انقلاب نبود...»,این ادعاها در حالی مطرح شدند که امام خمینی در خصوص این دسته از افراد گفته بودند: «کسانی که میخواهند کلمه دموکراتیک را بر عبارت جمهوری اسلامی اضافه کنند، آنها غربزدگانی هستند که نمیفهمند چه میگویند.»
, «کسانی که میخواهند کلمه دموکراتیک را بر عبارت جمهوری اسلامی اضافه کنند، آنها غربزدگانی هستند که نمیفهمند چه میگویند.»,ماجرا وقتی جالب میشود که لیبرالهای وطنی، از تقید به «ولایت فقیه» سخن بگویند و برای چسبندگی خود به این جایگاه، پیاپی قربان صدقهاش بروند. البته اینها هرگز نتوانستند همهی آرا و اندیشههای ولایی را بپذیرند و در آخرین نسخهی ولایتشناسیشان، از تفکیک اندیشههای امام به زمستانی و بهاری سخن گفتهاند. تاریخ 37 سالهی انقلاب اسلامی ثابت کرده که در این نظام میشود به جایی رسید که هم میتوان روحانی بود، هم میتوان مسئولیت داشت، هم میشود با رأی مردم به مناصب مهمی دست یافت... و هم میتوان انقلابی نبود!
,البته غیر انقلابیها انسانهای بدی نیستند، بعضی از آنها هیچگونه انگیزهی براندازانه و دشمنانهای ندارند و در عمل نیز پایبند به احکام شرعی نیز میباشند؛ مثلا امام راحل(ره) در نامهی تاریخی خود به آیتالله منتظری مرقوم داشتند: «والله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم، ولی او را هم آدم خوبی میدانستم.»
, «والله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم، ولی او را هم آدم خوبی میدانستم.»,هماکنون جمهوری اسلامی در پیچی تاریخی قرار گرفته که مسئولان، گروهها، دستگاهها و شخصیتهای سیاسی را با «اقدام و عمل» غربال میکند و آنهایی را که فقط «التزام بَنری و کلامی» به شعارهای انقلاب دارند را از صف انقلابیون واقعی جدا خواهد ساخت.
]
ارسال دیدگاه