من و نوروز و کتاب
هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شهرضا نیوز، زنده یاد زاون قوکاسیان از استادان و داوران برجسته سینما می گفت: عیدها همیشه اصفهان هستم. اصلا نوروز کجا بهتر از اصفهان می شود؟ در اصفهان می مانم و مطالعه می کنم و فیلم می بینم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شهرضا نیوز،,
زاون از دریچه زمانِ خوب عید برای مطالعه بهترین کتاب ها و دیدن فیلم های سال می گفت اما من می خواهم چند کلام از چند کتاب و مطالعه در زمان و زمانه ای بگویم که خوانش این مکتوب، گَرد سُکون به خود گرفته و فصل تازگی و سیر در سیاق نو را برای همگان طلب می کند.
آنجایی که آن عارف نامی به هنگامه بهاران و سیر در آفاق و خرّمی بُرون، زیبایی و عظمت اندیشه ناپیدای درون را همان بهار حقیقی می داند و من می گویم کتاب، فصل سبز و ریشه دار همین ناپیداهای ناآشکار درون است که حقیقتِ جان می نگارد و غبار از خستگی های نهان برمی دارد.
بگذریم که آغازینِ بارانی فرودین و بهار، به خواندن بخشی از مجموعه چند جلدی “نامه ایران” اثری وزین به کوشش حمید یزدان پرست گذشت که همین آبان ماه پارسال از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها و از غرفه روزنامه دیرین نوشت اطلاعات تهیه شد و من بخشی از نوروزین نوشتش را تقدیمتان می دارم.
دادخواهی در مهرگان و نوروز در صفحه ۹۱۵ از جلد سوم “نامه ایران” عنوانی است که به مناسبت این ایام است و آورده است: چنین گویند که رسم مُلوک عَجم چنان بوده است که روز “مهرجان” و روز ” نوروز” پادشاه مرعامه را بار دادی و کس را بازداشت نبودی و به چند روز مُنادی فرمودی بسازید مَر فلان روز را تا هر کسی شغل خویش بساختی و چون آن روز بودی، منادی کن.
ملک بیرون در بازار بایستادی و بانگ کردی که: ” اگر کسی مَر کسی را باز دارد حاجت برداشتن در این روز، ملک از خون وی بیزارست!
از این دست سیاهه، از جمله ایران شناسی و شناخت از کهن ایرانِ متمدن در بیان ایران شناسان غرب و شرق، که رویکرد و خط اصلی نامه ایران، در جای جای کتاب زیاد است و مجال برای پرداختنش در این مقال اندک.
دیگر کتاب نوشته علیرضا ذاکر اصفهانی و با عنوان “فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد” است. کتابی که به نظر دانشگاهی می ماند و من اما نوع نگاه شرق شناسان غربی و متجددین ایرانی غرب زده اش را بیشتر پسندیدم.
دو کتاب دیگری که بیشتر به خبر و حرفه خبرنگاریم مرتبط است را هم بعد از سال ها به مرورِ مختصر نشسته ام. یکی “نظریه های ارتباطات” اثر ورنر سورین و جیمز دبلیو تانکارد و دیگری چاپ ششم “مدیریت ارتباطات” ترجمه محمد اعرابی و داود ایزدی است.
نظریاتی قدیمی و تئوریک همچون اشاعه نوآوری، جریان دو مرحله ای، شکاف آگاهی در مسائل عمومی، مارپیچ سکوت و برجسته سازی در تلویزیون که آن سال های دانشجویی سر و کار همیشگی و همه ترممان بودند.
مدیریت ارتباطات هم فصل ها و مطالب جالب و کاربردی داشت.
از ریشه های زبان انسان و گزینش و یادگیری نمادها تا فرهنگ ها و گروه ها، ارتباطات عمومی و مشارکت در گروه ها هم در این مجموعه بیشتر جلب نظر می کند.
بهارانه دیگر “هستی و مستی” روایت استاد حکمت و فلسفه، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی از اندیشههای بلند حکیم عمر خیام نیشابوری در هستیشناسی و حاصل تفرّج حکیمانۀ وی در گلشن جادویی رباعیات اوست.
دکتر ابرهیمی دینانی در این کتاب دربارۀ موضوعاتی چون هستی و مستی، عشق و عقل، پیدایی و ناپیدایی و زیبایی اخلاق از منظر عمر خیام سخن گفته و قلم زده است.
آخرین کتابی که در پایان سخن معرفیش خالی از لطف نیست و به نگارنده هدیه شد “موعودنامه” به کوشش مجتبی تونه ای است. مجموعه ای که از”الف تا ی” مهدویت را به ترتیب حروف الفبا بررسی و کتابت کرده و به یادکِرد حضرت، این بهار همیشگی همه دوران ها ختم شده است.
در صفحه ۷۴۵ این کتاب و با رسیدن به حرف نون و کلمه نوروز می خوانیم: در برخی روایات از نوروز به روز قیام حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور می کند. حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
ما نیز هر بهاران و نوروزگان هر سال، منتظِر فصل ظهور بهترین منتظَر مصلح هستی می مانیم ونیایشگر همه زیبایی ها هستیم.
آنجایی که آن عارف نامی به هنگامه بهاران و سیر در آفاق و خرّمی بُرون، زیبایی و عظمت اندیشه ناپیدای درون را همان بهار حقیقی می داند و من می گویم کتاب، فصل سبز و ریشه دار همین ناپیداهای ناآشکار درون است که حقیقتِ جان می نگارد و غبار از خستگی های نهان برمی دارد.
بگذریم که آغازینِ بارانی فرودین و بهار، به خواندن بخشی از مجموعه چند جلدی “نامه ایران” اثری وزین به کوشش حمید یزدان پرست گذشت که همین آبان ماه پارسال از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها و از غرفه روزنامه دیرین نوشت اطلاعات تهیه شد و من بخشی از نوروزین نوشتش را تقدیمتان می دارم.
دادخواهی در مهرگان و نوروز در صفحه ۹۱۵ از جلد سوم “نامه ایران” عنوانی است که به مناسبت این ایام است و آورده است: چنین گویند که رسم مُلوک عَجم چنان بوده است که روز “مهرجان” و روز ” نوروز” پادشاه مرعامه را بار دادی و کس را بازداشت نبودی و به چند روز مُنادی فرمودی بسازید مَر فلان روز را تا هر کسی شغل خویش بساختی و چون آن روز بودی، منادی کن.
ملک بیرون در بازار بایستادی و بانگ کردی که: ” اگر کسی مَر کسی را باز دارد حاجت برداشتن در این روز، ملک از خون وی بیزارست!
از این دست سیاهه، از جمله ایران شناسی و شناخت از کهن ایرانِ متمدن در بیان ایران شناسان غرب و شرق، که رویکرد و خط اصلی نامه ایران، در جای جای کتاب زیاد است و مجال برای پرداختنش در این مقال اندک.
دیگر کتاب نوشته علیرضا ذاکر اصفهانی و با عنوان “فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد” است. کتابی که به نظر دانشگاهی می ماند و من اما نوع نگاه شرق شناسان غربی و متجددین ایرانی غرب زده اش را بیشتر پسندیدم.
دو کتاب دیگری که بیشتر به خبر و حرفه خبرنگاریم مرتبط است را هم بعد از سال ها به مرورِ مختصر نشسته ام. یکی “نظریه های ارتباطات” اثر ورنر سورین و جیمز دبلیو تانکارد و دیگری چاپ ششم “مدیریت ارتباطات” ترجمه محمد اعرابی و داود ایزدی است.
نظریاتی قدیمی و تئوریک همچون اشاعه نوآوری، جریان دو مرحله ای، شکاف آگاهی در مسائل عمومی، مارپیچ سکوت و برجسته سازی در تلویزیون که آن سال های دانشجویی سر و کار همیشگی و همه ترممان بودند.
مدیریت ارتباطات هم فصل ها و مطالب جالب و کاربردی داشت.
از ریشه های زبان انسان و گزینش و یادگیری نمادها تا فرهنگ ها و گروه ها، ارتباطات عمومی و مشارکت در گروه ها هم در این مجموعه بیشتر جلب نظر می کند.
بهارانه دیگر “هستی و مستی” روایت استاد حکمت و فلسفه، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی از اندیشههای بلند حکیم عمر خیام نیشابوری در هستیشناسی و حاصل تفرّج حکیمانۀ وی در گلشن جادویی رباعیات اوست.
دکتر ابرهیمی دینانی در این کتاب دربارۀ موضوعاتی چون هستی و مستی، عشق و عقل، پیدایی و ناپیدایی و زیبایی اخلاق از منظر عمر خیام سخن گفته و قلم زده است.
آخرین کتابی که در پایان سخن معرفیش خالی از لطف نیست و به نگارنده هدیه شد “موعودنامه” به کوشش مجتبی تونه ای است. مجموعه ای که از”الف تا ی” مهدویت را به ترتیب حروف الفبا بررسی و کتابت کرده و به یادکِرد حضرت، این بهار همیشگی همه دوران ها ختم شده است.
در صفحه ۷۴۵ این کتاب و با رسیدن به حرف نون و کلمه نوروز می خوانیم: در برخی روایات از نوروز به روز قیام حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور می کند. حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
ما نیز هر بهاران و نوروزگان هر سال، منتظِر فصل ظهور بهترین منتظَر مصلح هستی می مانیم ونیایشگر همه زیبایی ها هستیم.
محمود افشاری
انتهای پیام/
زاون از دریچه زمانِ خوب عید برای مطالعه بهترین کتاب ها و دیدن فیلم های سال می گفت اما من می خواهم چند کلام از چند کتاب و مطالعه در زمان و زمانه ای بگویم که خوانش این مکتوب، گَرد سُکون به خود گرفته و فصل تازگی و سیر در سیاق نو را برای همگان طلب می کند.
آنجایی که آن عارف نامی به هنگامه بهاران و سیر در آفاق و خرّمی بُرون، زیبایی و عظمت اندیشه ناپیدای درون را همان بهار حقیقی می داند و من می گویم کتاب، فصل سبز و ریشه دار همین ناپیداهای ناآشکار درون است که حقیقتِ جان می نگارد و غبار از خستگی های نهان برمی دارد.
بگذریم که آغازینِ بارانی فرودین و بهار، به خواندن بخشی از مجموعه چند جلدی “نامه ایران” اثری وزین به کوشش حمید یزدان پرست گذشت که همین آبان ماه پارسال از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها و از غرفه روزنامه دیرین نوشت اطلاعات تهیه شد و من بخشی از نوروزین نوشتش را تقدیمتان می دارم.
دادخواهی در مهرگان و نوروز در صفحه ۹۱۵ از جلد سوم “نامه ایران” عنوانی است که به مناسبت این ایام است و آورده است: چنین گویند که رسم مُلوک عَجم چنان بوده است که روز “مهرجان” و روز ” نوروز” پادشاه مرعامه را بار دادی و کس را بازداشت نبودی و به چند روز مُنادی فرمودی بسازید مَر فلان روز را تا هر کسی شغل خویش بساختی و چون آن روز بودی، منادی کن.
ملک بیرون در بازار بایستادی و بانگ کردی که: ” اگر کسی مَر کسی را باز دارد حاجت برداشتن در این روز، ملک از خون وی بیزارست!
از این دست سیاهه، از جمله ایران شناسی و شناخت از کهن ایرانِ متمدن در بیان ایران شناسان غرب و شرق، که رویکرد و خط اصلی نامه ایران، در جای جای کتاب زیاد است و مجال برای پرداختنش در این مقال اندک.
دیگر کتاب نوشته علیرضا ذاکر اصفهانی و با عنوان “فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد” است. کتابی که به نظر دانشگاهی می ماند و من اما نوع نگاه شرق شناسان غربی و متجددین ایرانی غرب زده اش را بیشتر پسندیدم.
دو کتاب دیگری که بیشتر به خبر و حرفه خبرنگاریم مرتبط است را هم بعد از سال ها به مرورِ مختصر نشسته ام. یکی “نظریه های ارتباطات” اثر ورنر سورین و جیمز دبلیو تانکارد و دیگری چاپ ششم “مدیریت ارتباطات” ترجمه محمد اعرابی و داود ایزدی است.
نظریاتی قدیمی و تئوریک همچون اشاعه نوآوری، جریان دو مرحله ای، شکاف آگاهی در مسائل عمومی، مارپیچ سکوت و برجسته سازی در تلویزیون که آن سال های دانشجویی سر و کار همیشگی و همه ترممان بودند.
مدیریت ارتباطات هم فصل ها و مطالب جالب و کاربردی داشت.
از ریشه های زبان انسان و گزینش و یادگیری نمادها تا فرهنگ ها و گروه ها، ارتباطات عمومی و مشارکت در گروه ها هم در این مجموعه بیشتر جلب نظر می کند.
بهارانه دیگر “هستی و مستی” روایت استاد حکمت و فلسفه، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی از اندیشههای بلند حکیم عمر خیام نیشابوری در هستیشناسی و حاصل تفرّج حکیمانۀ وی در گلشن جادویی رباعیات اوست.
دکتر ابرهیمی دینانی در این کتاب دربارۀ موضوعاتی چون هستی و مستی، عشق و عقل، پیدایی و ناپیدایی و زیبایی اخلاق از منظر عمر خیام سخن گفته و قلم زده است.
آخرین کتابی که در پایان سخن معرفیش خالی از لطف نیست و به نگارنده هدیه شد “موعودنامه” به کوشش مجتبی تونه ای است. مجموعه ای که از”الف تا ی” مهدویت را به ترتیب حروف الفبا بررسی و کتابت کرده و به یادکِرد حضرت، این بهار همیشگی همه دوران ها ختم شده است.
در صفحه ۷۴۵ این کتاب و با رسیدن به حرف نون و کلمه نوروز می خوانیم: در برخی روایات از نوروز به روز قیام حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور می کند. حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
ما نیز هر بهاران و نوروزگان هر سال، منتظِر فصل ظهور بهترین منتظَر مصلح هستی می مانیم ونیایشگر همه زیبایی ها هستیم.
, آنجایی که آن عارف نامی به هنگامه بهاران و سیر در آفاق و خرّمی بُرون، زیبایی و عظمت اندیشه ناپیدای درون را همان بهار حقیقی می داند و من می گویم کتاب، فصل سبز و ریشه دار همین ناپیداهای ناآشکار درون است که حقیقتِ جان می نگارد و غبار از خستگی های نهان برمی دارد.
بگذریم که آغازینِ بارانی فرودین و بهار، به خواندن بخشی از مجموعه چند جلدی “نامه ایران” اثری وزین به کوشش حمید یزدان پرست گذشت که همین آبان ماه پارسال از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها و از غرفه روزنامه دیرین نوشت اطلاعات تهیه شد و من بخشی از نوروزین نوشتش را تقدیمتان می دارم.
دادخواهی در مهرگان و نوروز در صفحه ۹۱۵ از جلد سوم “نامه ایران” عنوانی است که به مناسبت این ایام است و آورده است: چنین گویند که رسم مُلوک عَجم چنان بوده است که روز “مهرجان” و روز ” نوروز” پادشاه مرعامه را بار دادی و کس را بازداشت نبودی و به چند روز مُنادی فرمودی بسازید مَر فلان روز را تا هر کسی شغل خویش بساختی و چون آن روز بودی، منادی کن.
ملک بیرون در بازار بایستادی و بانگ کردی که: ” اگر کسی مَر کسی را باز دارد حاجت برداشتن در این روز، ملک از خون وی بیزارست!
از این دست سیاهه، از جمله ایران شناسی و شناخت از کهن ایرانِ متمدن در بیان ایران شناسان غرب و شرق، که رویکرد و خط اصلی نامه ایران، در جای جای کتاب زیاد است و مجال برای پرداختنش در این مقال اندک.
دیگر کتاب نوشته علیرضا ذاکر اصفهانی و با عنوان “فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد” است. کتابی که به نظر دانشگاهی می ماند و من اما نوع نگاه شرق شناسان غربی و متجددین ایرانی غرب زده اش را بیشتر پسندیدم.
دو کتاب دیگری که بیشتر به خبر و حرفه خبرنگاریم مرتبط است را هم بعد از سال ها به مرورِ مختصر نشسته ام. یکی “نظریه های ارتباطات” اثر ورنر سورین و جیمز دبلیو تانکارد و دیگری چاپ ششم “مدیریت ارتباطات” ترجمه محمد اعرابی و داود ایزدی است.
نظریاتی قدیمی و تئوریک همچون اشاعه نوآوری، جریان دو مرحله ای، شکاف آگاهی در مسائل عمومی، مارپیچ سکوت و برجسته سازی در تلویزیون که آن سال های دانشجویی سر و کار همیشگی و همه ترممان بودند.
مدیریت ارتباطات هم فصل ها و مطالب جالب و کاربردی داشت.
از ریشه های زبان انسان و گزینش و یادگیری نمادها تا فرهنگ ها و گروه ها، ارتباطات عمومی و مشارکت در گروه ها هم در این مجموعه بیشتر جلب نظر می کند.
بهارانه دیگر “هستی و مستی” روایت استاد حکمت و فلسفه، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی از اندیشههای بلند حکیم عمر خیام نیشابوری در هستیشناسی و حاصل تفرّج حکیمانۀ وی در گلشن جادویی رباعیات اوست.
دکتر ابرهیمی دینانی در این کتاب دربارۀ موضوعاتی چون هستی و مستی، عشق و عقل، پیدایی و ناپیدایی و زیبایی اخلاق از منظر عمر خیام سخن گفته و قلم زده است.
آخرین کتابی که در پایان سخن معرفیش خالی از لطف نیست و به نگارنده هدیه شد “موعودنامه” به کوشش مجتبی تونه ای است. مجموعه ای که از”الف تا ی” مهدویت را به ترتیب حروف الفبا بررسی و کتابت کرده و به یادکِرد حضرت، این بهار همیشگی همه دوران ها ختم شده است.
در صفحه ۷۴۵ این کتاب و با رسیدن به حرف نون و کلمه نوروز می خوانیم: در برخی روایات از نوروز به روز قیام حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور می کند. حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
ما نیز هر بهاران و نوروزگان هر سال، منتظِر فصل ظهور بهترین منتظَر مصلح هستی می مانیم ونیایشگر همه زیبایی ها هستیم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
محمود افشاری
,
انتهای پیام/
, ]
ارسال دیدگاه