پیرامون تمدن غرب و اقتصاد مقاومتی،
نزاع امروز بر سر وجود است
آیا تا به حال به این مسئله اندیشیده اید، که چرا تمدن غرب اصرار دارد تا انقلاب اسلامی ( کشور ایران) را وارد ساختار های جهانی کند ؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دانشجویان بیدار؛ آیا تا به حال به این مسئله اندیشیده اید، که چرا تمدن غرب اصرار دارد تا انقلاب اسلامی (کشور ایران) را وارد ساختار های جهانی کند ؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,1- تمدن غرب با تمامیت خود به صحنه مبارزه وارد شده است، کاراز اقتصادی امروز دیگر بر سر منافع نیست بلکه بر سر وجود است، انکار مکتب اقتصادی غرب یعنی نقطه تمامیت تمدن غرب. در این نزاع تمدنی، متناسب با شرایط و تحولات اجتماعی، در هر برهه زمانی ، یک کدام از عرصه های حیات اجتماعی بشر مهم جلوه داده میشود و نزاع در آنجا به نهایت خود میرسد، روزگاری در نظام سازی بود و اکنون در اقتصاد. غالب شدن در کارزار اقتصادی امروز زمینه ساز تمدن آتی خواهد بود. انقلاب اسلامی ایران داعیه دار تمدن نوین اسلامی ، شرایط جهانی را به گونه ای رقم زد که تمدن غرب امروز بر سر وجود هدف خود مبارزه میکند، بر سر وجود اومانیسم مبارزه میکند. تمدن غرب دریافته که ماهیت کارزار امروز متفاوت است با جنگ سرد دیروز، در گذشته بر سر مسیر درگیری بود و امروز بر سر هدف. امروز دیگر برای وجود یا عدم وجود اومانیسم و امپریالیسم مبارزه میکند نه بر سر مسیر رسیدن به این اهداف. و درک همین موضوع باعث شده تا نتا نیاهو – وزیر رژیم صهونیستی در مصاحبه با خبر نگار فرانسوی در تاریخ 31/1/1390 بگوید « دیگر به چه زبانی بگویم داریم سقوط میکنیم .» آیا تا به حال به این مسئله اندیشیده اید، که چرا تمدن غرب اصرار دارد تا انقلاب اسلامی ( کشور ایران) را وارد ساختار های جهانی کند ؟ . چرا آنقدر اصرار دارد تا در تحولات جهانی ایران را با خود همراه کند ؟ یا به گونه ای دیگر ، چرا آنقدر تمایل دارد که در تحولات جهانی ، خود را همراه ایران کند؟. در نگاه اول ، پاسخ تمام این سوالات در مسئله براندازی، استحاله و نفوذ گنجانده میشود، اما در ادامه به گونه ای دیگر به این سوالات یا سوالاتی از این دست پاسخ داده خواهد شد.
,2- مبانی شکل گیری انقلاب اسلامی ایران ، چیزی را در اذهان تداعی میکرد که تمدن غرب حتی به خود اجازه تفکر درباره آن را نمیداد. چرا که اساس شکل گیری تمدن غرب فرار و گریز از این مسئله بود. به عبارتی انقلاب اسلامی، نقطه ضعف تمدن غرب است. هر مسئله ای که انقلاب اسلامی بر روی آن دست میگذارد و مطرح میکند در راستای افول تمدن غرب معنا مییابد و این یعنی نزاع تمدنی. هر قدر انقلاب اسلامی پیشروی و گستردگی داشته باشد در مقابل تمدن غرب متنزل و منزوی خواهد شد. آمریکا به حکم تجربه ، این نزاع را در راستای جنگ سرد تعریف و سعی کرد که استراتژی کهنه را باز آفرینی کند و به شیوه سابق به صحنه مبارزه قدم بگذارد. هر انسانی با کمی تامل در میباید که برای الیتام و بهبود نقطه ضعف درونی، باید در بستر درون و نهان خود، با خویشتن مبارزه کند در صورت غیر، جز رسوایی و نابودی نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت. اینگونه است که گری سیک - عضو اسبق شورای امنیت ملی آمریکا – در تاریخ 22/9/1388 در گفت و گو با رادیوی زمانه میگوید « رک و صریح بگویم، آمریکا قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیست.» یا روزنامه آمریکایی نشنال در ایام فتنه 88 در تاریخ 13/11/1388 تیتر میزند که « احمق تشریف داشتیم » و در ادامه میگوید « فکر براندازی و تغییر نظام سیاسی ایران حماقت محض است.». پس اگر تمدن غرب به دنبال براندازی نیست، چه هدفی را دنبال میکند؟. در جواب باید گفت که در وهله اول بر سر وجود خود مبارزه میکند و در ادامه برای نفوذ و استحاله. در عرصه کنونی تمدن غرب دیگر به تمامیت خود رسیده است یعنی در کارزار حاضر که نزاع در عرصه اقتصاد شکل گرفته و روزبه روز پیچده تر میگردد، لرزش ستون های تمدن غرب بیش تر از پیش احساس میشود و هر لحظه احتمال ریزش آن افزایش مییابد. به عبارتی جبهه امروز ، صحنه درگیری دو تمدن به معنای تمام کلمه است. تمدن غرب برای وجود خود دست آویز انقلاب اسلامی شده است ، سعی دارد با همراهی کردن انقلاب اسلامی، به نظام پوشالی خود اعتبار ببخشد، و بسیار واضح است که این اندیشه تمدن غرب، بحث بیهوده و حماقت محض است. کارزار امروز، صحنه هدف تمدن غرب است، پیروزی انقلاب اسلامی در صحنه اقتصاد برابر با افول تمدن غرب و انکار ساختار های اقتصادی لیبرالی جهان، در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی خواهد بود.
,3- در ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی و چندی بعد از آن، افراد بسیاری سعی کردند تا با راه اندازی احزاب سیاسی و فکری ( توده، آزادی، مجاهدین خلق و ... )، نظام اندیشه خود را بر چارچوب اندیشه انقلاب اسلامی غالب کرده، تا بتوانند سیاست گذاری ها را و آرمان ها و اهداف انقلاب را در عرصه سیاست ، هم جهت با منافع حزب خود کنند، چرا که انقلاب را سیاسی معنا کرده بودند و اصل را بر قدرت و سیاست ماکیاولی قرار داده بودند. شرایط زمانی حاضر، از نظر استراتژی و مباحث راهبردی، شباهتی با ایام بعد از انقلاب در عرصه نظام سازی دارد ( عرصه سیاست). در این زمان نیز افرادی بسیاری وجود دارند، که سعی میکنند ، اندیشه و نظام فکری خود را در بحث اقتصاد و توسعه و پیشرفت بر چارچوب اندیشه انقلاب اسلامی غالب کرده و تئوری و نظریه خود را اصل قرار بدهند و بارها نیز بیان کرده اند که راه توسعه و پیشرفت فقط از کانال و بستری که مدنظر ما است، میگذرد. این افراد نیز انقلاب را به درستی درک نکرده اند و سطح این بیداری اسلامی عظیم را به سطح مباحث اقتصادی تقلیل داده و حاضر اند هر بهایی را برای توسعه و رشد اقتصادی ، بپردازند. همان طور که مسبوق به سابقه، حرکت در مسیر نظریه نظام سازی انقلاب اسلامی، توانست دست فرنگیان را از این کشور کوتاه و سبب افول تمدن غرب شود در روزگار کنونی نیز حرکت در مسیر نظریه اقتصادی انقلاب اسلامی – اقتصاد مقاومتی- سبب خواهد شد، انقلاب اسلامی در مسیر صعود قدم بردارد و تمدن غرب در مسیر نزول.
,یادداشت/علی سعیدی
,,
پایان پیام/رض
]
ارسال دیدگاه