آیا امام، توئیت هاشمی را قبول داشت؟
توجیه خیانت هاشمی با بُریدهخوانی بیانات امام از سوی اصلاحطلبان!
این دسته از افراد که مانند رئیسجمهور، اندیشههای امام را به «بهاری و زمستانی» تقسیم میکنند، ظاهراً مابقی بیانات امام در همان جلسه را «زمستانی» پنداشتهاند که از بیان آنها خودداری نمودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، پس از سخنان قاطعانهی مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «آینده، هم به مذاکره نیاز دارد و هم به موشک»[1]، حامیان جناح محافظهکار سریعا دست به کار شدند و در صدد توجیه پیام توئیتری هاشمی رفسنجانی برآمدند. ابتدا آنها اعلام کردند که آقای هاشمی اختیاری نسبت به صفحهی توئیتری خود ندارد و پس از آنکه فعالان رسانهای، «دروغ بزرگ» آنها را بر ملا کردند، تصمیم گرفتند تا با روشی سخیفتر، جملهی منسوب به هاشمی یعنی «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست، نه دنیای موشکها» را به امام خمینی نسبت بدهند و مدعی شوند که این جمله، تکرار همان جملهی سال 59 حضرت امام بوده است!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,,

, ,
اما ماجرا چیست؟
,امام خمینی(ره) در تاریخ ششم دیماه سال 59 در دیدار با مسئولان نهضت سوادآموزی سراسر کشور به ارزش علم و دانش اشاره کردند و فرمودند: «ما امیدواریم که بشر به رشدی برسد که مسلسلها را به قلم تبدیل کند. آنقدری که قلم و بیان، به خدمت بشر بوده است، مسلسلها نبودهاند. مسلسلها غالباً در خدمت ابرقدرتها بودهاند و برای تباهی بشر بودهاند.»
,توجیهکنندگان توئیت خائنانهی مذکور، از جمله کانال تلگرامی مجمع اصلاحطلبان، این تکه از کلام امام را از سایر بیانات ایشان جدا نموده و با بیان اینکه «گفتمان به معنای نظام فکری است، نه گفتگو و مذاکره» جملهی هاشمی را به سخن امام نسبت دادهاند. این دسته از افراد که مانند رئیسجمهور، اندیشههای امام را به «بهاری و زمستانی» تقسیم میکنند، ظاهراً مابقی بیانات امام در همان جلسه را «زمستانی» پنداشتهاند که از بیان آنها خودداری نمودند.
,امام خمینی: اسلام محتاج به همهی ابزار جنگی است
,امام در همان جلسه تأکید داشتند:
,- «اسلام هم که امر فرموده است به اینکه جهاد بکنند و دفاع بکنند و البته محتاج به همهی ابزار جنگی است.»
,- «چه بسا دانشی که بر ضد انسانیت انسان و بر ضد کرامت انسان است، لکن دانشی که جهت داشته باشد، برای خدمت بشر باشد، به اسم رب باشد، توجه به ربوبیت الهی داشته باشد، توجه به اسم خدا داشته باشد، آن قرائت و آن علم و آن مسلسل، همهشان در خدمت انساناند.»
,- «اگر غایات و مقاصد و آن چیزهایی که برای او اینها وجود پیدا کرده است، الهی باشد، هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملی ارزش پیدا میکنند؛ ارزش الهی.»
,- «ارزش قلم به غایتی است که برای او قلم زده میشود. ارزش مسلسل هم به غایتی است که برای او مسلسل کشیده میشود. اگر این ارزش، غایی نباشد و اگر آن مقصد، مقصد انسانی و الهی نباشد، نه مسلسل آلتی است که به درد بخورد و نه قلم؛ و خطر قلم بیشتر از مسلسل است، و خطر بیان بیشتر از توپ و تانک است، و خطر علم بیشتر از همهی اینهاست.»
,- «لکن اگر به خدمت خلق باشد و به دستور انسان باشد و در خدمت انسان باشد و در خدمت خدای تبارک و تعالی باشد، تمام اینها ارزش پیدا میکند. مسلسل هم همچون قلم میشود، قلم هم همچون مسلسل.»
,- «قلمها اگر در دنیا برای خدا و برای خلق خدا به کار بیفتند، مسلسلها کنار میرود. و اگر برای خدا و برای خلق خدا نباشد، مسلسلساز میشود.»
,- «آنقدری که بشر از قلمهای صحیح نفع برده است از چیزی دیگر نبرده است. و آنقدر که ضرر کشیده است، از چیزهای دیگر ضرر نبرده است. قلمها و بیانها با مغزهای مردم رابطه دارند. اگر قلمها و بیانها و علمها و تعلیمها و آموزشها برای خدا باشد، مغزها را الهی تربیت میکنند و اگر بر خلاف این باشد، مغزها، مغزهای غرورمند، مغزهای طاغوتی از آن پیدا میشود.»[2]
,البته ایدهآل بشر آن است که ریشهی جنگ و خونریزی و کشتار و غارت، نابود شود و هیچگاه شاهد ریختن خون بیگناهان و مظلومان نباشد و امام نیز تأکید داشتند که باید میدان در اختیار قلمها و دانشها قرار بگیرد. لکن این موضوع که «آینده از آنِ گفتمانهاست نه موشکها» در درجهی اول هرگز با مرام عملگرایی آقای هاشمی رفسنجانی همخوانی ندارد و در درجه دوم نمیتواند به اعتقادات امام، نسبت داده شود؛ چرا که امام در همان سخنرانی تأکید داشتند که اسلام بنا بر دستور جهاد و دفاع، به همهی ابزارهای جنگی نیاز دارد و چنانچه سلاحهای جنگی در خدمت عقیدهای الهی قرار بگیرند، آن سلاح نیز در زمرهی خدمت به انسانها و الهیات قرار میگیرد.
,ضمنا در دنیایی که بیشترین، مخربترین و کشندهترین سلاحها در اختیار صاحبان گفتمانهاست، فرمایش اخیر آقای هاشمی هیچگونه موضوعیتی نخواهد داشت و بیشتر به یک شوخی میماند تا تحلیلی برآمده از اندیشههای یک سیاستمدار 82 ساله!
,
1. بیانات در دیدار مداحان اهل بیت(ع) 95/01/11
2. صحیفه امام خمینی(ره)؛ جلد 13، صفحه 447
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه