«قصۀِ زینب و علمدارِ عشق» تقدیم به شهدای سرافراز مدافع حرم
قوم مدافع به حرم در دمشق/ نام شما تا به ابد ثبت عشق
«قصۀِ زینب و علمدارِ عشق» تقدیم به شهدای سرافراز مدافع حرم جمال رضی و سعید مسافر که در حلب سوریه و در دفاع از حریم ال الله به شهادت رسیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، متن این شعر زیبا و تاثیرگذار بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,,
عطر خوش کرب و بلا در بهار – باز خبر میدهد از داغ یار
,فاطمه را قوم شهادتطلب – قاصدک آورده خبر از حلب
,,
قاصدک از دشت شقایق به ناز – عطرِ خوشِ عاشقی آورده باز
,قاصدک آورده خبر از دمشق– قصۀِ زینب و علمدارِ عشق
,,
با خودش آورده خبر قاصدک – داغِ دلِ یاسِ کبودِ فدک
,از حلب آورده خبر داغ و درد – غصۀِ جانبازیِ مردان مرد
,,
خون به رگ شیعۀِ حیدر به جوش – از سر نِی بانگِ اذانی به گوش
,از حلب آری خبری میرسد – غرقهبهخون بال و پری میرسد
,,
زینبِ غمدیده دَوان میرسد – فاطمه قد گشته کمان میرسد
,یاسِ کبودی نگران میرسد – خونِ دل از دیده روان میرسد
,,
از طرفِ شهرِ شهیدان، دمشق – غافلهای میرسد از راهِ عشق
,بسته به محمل سَحَر اِعجاز را –فاش گرِ کرب و بلا راز را
,,
کُشتۀِ از عشق خدا میرسد – عطرِ عزیزِ شهدا میرسد
,غرقهبهخون لاله تنی میرسد – کُشتۀِ دور از وطنی میرسد
,,
زیج بلا کرده قمر را رَصَد – عاشق زینب شدهای میرسد
,عاشق جانبازیِ بر فاطمه – داده شهادت به غمش خاتمه
,,
قبلۀِ گمگشتۀ او در حجاز – سینۀِ او مجمر سوز و گداز
,در پی عباس، جمال و سعید – باز علمدار حرم شد شهید
,,
رخ ز قمر غرقهبهخون آمده – از سر زین ماه نگون آمده
,گشته به جانبازی زینب پسند – قوم قمر غرقهبهخون میرسند
,,
در گذر کوچۀِ تنگِ هراس – باز بهاری شده چشمانِ یاس
,لاله بر او عرض ادب میکند – جان به فدایش به حلب میکند
,,
عاشقی از عشق به زینب هلاک – لاله به خون غرقه در آغوش خاک
,دشت حلب بوی بلا میدهد – بوی قریب شهدا میدهد
,,
ماتم زهرا دل عاشق گرفت – دشت حلب رنگ شقایق گرفت
,خونجگر فاطمۀِ مصطفی – گَشته مدافع به حرم از وفا
,,
حلقهبهگوشان امیر نجف – گِردِ حرم حلقهزده صف بهصف
,قوم قمر، شهره به عباسها – بهر دفاعِ حرمِ یاسها
,,
تیغ دو دم کشته برون از غلاف – بر حرم آل علی در طواف
,تا نبرد ره به حرم ناکَسی – تا نکند فاطمه دلواپسی
,,
تا که مگردد دل زینب پریش – قوم قمر راه بلا را بهپیش
,دیدۀ ِناموس علی در دمشق – مانده به ره بهرِ علمدارِ عشق
,,
آه اگر زینبِ زهرا دَمی – خیره بر او دیدۀِ نامحرمی
,جان به تن شیعه نباشد مگر – چشم حرامی و حرم را نظر
,,
پای حرامی بنهد در حرم؟! – از کف عباس بیفتد علم؟!
,خیمۀ زینب شود آتشکده؟! – شمس وقمر بر سرِ نی سرزده؟!
,,
داعشیان فتح حرم را هوس؟! – زنده نباشد مگر از شیعه کَس
,میبرد این آل سُعود شَرور – آرزویِ فتحِ حرم را به گور
,,
زینب اگر لب ز لبش واکند – شیعه به پا محشرِ کبری کند
,لشکرِ عباس، علمها به دوش – عاشق و شوریده و حیدر خروش
,,
آخته تیغ دو دَمِ ذولفقار – یارِ سلیمانیِ حیدر وقار
,فاتح بر شام و یمن تا حجاز – در سَحرِ مکه بخواند نماز
,,
پیر خراسانی ما میر عشق – فتح حجاز آورد و هم دمشق
,تا که به پایان رسد این راه دور – رهبریِ ما کند او تا ظهور
,,
ای به حرم میر و علمدارها – فاطمه را قوم وفادارها
,های شهیدان دیارِ حلب – ای همه عشاق شهادتطلب
,,
قوم مدافع به حرم در دمشق – نام شما تا به ابد ثبت عشق
,ای شده بر جلوۀِ حق شاهدان – تا به ابد یاد شما جاودان
,,
مستِ میِ عشق، جمالِ رضی – کرده تنِ خونیِ تو مُعجزی
, جمالِ رضی,معجزهای تا به ابد مُنجلی – معجزۀِ عشقِ به آلِ علی
,,
در سفر کرب و بلایِ دمشق – گشته سعیدِ اِی تو مسافر به عشق
, سعیدِ, مسافر,فاطمه را کرده اداء عهد و دین – نوش تو را بادۀِ وصل حسین
,,
وه چه سعید است و خوش این خاتمه – نوشِ شهادت ز خُمِ فاطمه
,غرقهبهخونانِ سپاهِ ظهور – باد مبارک به شما این سُرور
,به امید ظهور حضرت یار …
,منصور نظری
,,
پایان پیام/
]
ارسال دیدگاه