خانواده شهدای افغانی امنیت جانی ندارند/ کاش ایران یک مدرک معتبر به ما بدهد!

خانواده شهدای افغانی امنیت جانی ندارند/ کاش ایران یک مدرک معتبر به ما بدهد!
اگرچه ما سید مهدی را برای رضای خدا و دفاع از حریم ولایت به اسلام تقدیم کردیم اما انتظار داریم که به خانواده های شهدای مدافع حرم افغانی رسیدگی بیشتری شود. حداقل یک مدرک معتبر به ما بدهند که وقتی با موتور به سر مزار شهدایمان می رویم پلیس موتورهای ما را نگیرد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، چگونه یک جوان با تمام وجود باور می کند که اسلام مرز ندارد؟ چگونه یک جوان به دل دشمن می زند درحالیکه باور دارد که دیگر برنمی گردد و خانواده اش در غربت چشم انتظار او خواهند بود؟ چگونه یک جوان می تواند آینده اش را، خانواده اش را، درسش را، از همه مهمتر نفسش را زیر پا بگذارد و راهِ رفتن را انتخاب کند؟ چگونه یک جوان با اولین ندا، دعوت کمک به همنوع را لبیک می گوید و بی درنگ به دفاع از حریم ولایت و عمه جانش حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) می پردازد؟ جوابش واضح است چون حضرت زینب(س) با دفاع جانانه ی خود از حریم ولایت غیرت را در رگ بچه شیعه ها به جوش آورد و همه ی آن ها را چه ایرانی، چه افغانی و چه عرب بعد ازگذشت ۱۴۰۰ سال به دور خود جمع کرد تا شجاعانه از حرمش دفاع کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،,

درادامه قصد داریم با خواهر یکی از شهدای مدافع حرم افغانی که جزو اولین شهدایی هستند که در گلستان شهدای اصفهان به خاک آرمیده اند صحبت کنیم.

,

شهید سیدمهدی سلمانی

, شهید سیدمهدی سلمانی,

سلام، لطفا سید مهدی سلمانی را به خوانندگان ما معرفی کنید؟

, سلام، لطفا سید مهدی سلمانی را به خوانندگان ما معرفی کنید؟,

خواهر شهید: سید مهدی در۲۸ تیر سال ۷۱ در محله هفتون (خیابان معراج) اصفهان به دنیا آمد. دومین فرزند پسر خانواده بود و در یک خانواده مذهبی و سادات پرورش یافت.

, خواهر شهید:,

شهید رشته ی انسانی را برای تحصیل انتخاب کرد، تا دیپلم ادامه تحصیل داد و کنکور هم قبول شدند اما بنا به دلایلی به دانشگاه نرفتند. برادرم از نظر درسی خوب بودند به طوری که یادم هست سال سوم راهنمایی برای شرکت در مسابقه واترلوی کانادا دعوت شدند اما به دلیل مشکلات مالی نرفتند.

,

 به نظرتان چرا برادرتان تصمیم گرفت مدافع حرم شود؟

,  به نظرتان چرا برادرتان تصمیم گرفت مدافع حرم شود؟,

– خب برادرم بچه هیئتی بودند، بنابراین در جریان مسائل بود اما اینکه چطور تصمیم گرفتند مدافع حرم بشوند را نمی دانم چون ما اصلا خبر نداشتیم که ایشان ثبت نام کرده اند و تصمیم به رفتن دارد. ما وقتی خبردار شدیم که وارد پادگان شده بود.

,

 به عقیده ی من کسی که راه شهادت را انتخاب می کند کسب رضایت پدر و مادر برایش خیلی اهمیت دارد. فکر می کنید چرا سید مهدی در مورد رفتنش با پدر و مادرتان صحبتی نکرد و رضایت آن ها را جلب نکرد؟

, به عقیده ی من کسی که راه شهادت را انتخاب می کند کسب رضایت پدر و مادر برایش خیلی اهمیت دارد. فکر می کنید چرا سید مهدی در مورد رفتنش با پدر و مادرتان صحبتی نکرد و رضایت آن ها را جلب نکرد؟,

– او خیلی مقید بود به دعا و رضایت پدر و مادر اما به دلیل اینکه مطمئن بود که پدر و مادرم راضی به رفتنش نمی شوند، درمورد رفتنش با پدر و مادرم صحبتی نکرد اما بعد رفتنش با پدر و مادرم تماس گرفت و آنها را راضی کرد.

,

 به نظر شما سید مهدی چه خصوصیت اخلاقی بارزی داشت که باعث شد به درجه رفیع شهادت نائل شود؟

, به نظر شما سید مهدی چه خصوصیت اخلاقی بارزی داشت که باعث شد به درجه رفیع شهادت نائل شود؟,

– خصوصیات اخلاقی خوب که بسیار داشت. با اینکه برادرم بود بعد از شهادتش تازه شناختمش. تازه فهمیدم روزهایی که از خانه بیرون می رفت مقصدش مسجد بود! هرگز از کسی کینه به دل نداشت و اگر هم با کسی بحثش می شد کینه ای از او به دل نمی گرفت. حتی از او دل چرکین هم نمی شد! با بچه ها خیلی صمیمی بود و به آنها احترام می گذاشت. همیشه زودتر از خود بچه ها به آن ها سلام می کرد. بعد از شهادتش از دوستانش شنیدم که روزهای گرم تابستان در گاراژی که کار می کرد، وسط آفتاب کارتن پهن می کرد و نماز اول وقت خودش را می خواند. روزه های ماه رمضان را با جان و دل می گرفت و گرمای تابستان و سختی کار او را دلزده نمی کرد. به نظر من مهمترین خصوصیاتش خضوع و خشوع و توجه به حق الناس بود.

,

 خاطره ای در این زمینه از برادرتان دارید که برایتان جالب و تاثیرگذار باشد؟

,  خاطره ای در این زمینه از برادرتان دارید که برایتان جالب و تاثیرگذار باشد؟,

– بله. یادم هست روزی رفته بود مسجد، بعد از نماز عجله داشت و به طور اتفاقی پایش را روی کفش یکی از نمازگزاران گذاشته بود. آنقدر ایستاد که آن نمازگزار بیاید تا از او حلالیت بطلبد.

,

شهید سلمانی چه مدت مدافع حرم بود؟ آخرین بار کی با شما تماس داشت و آخرین حرفش چه بود؟

, شهید سلمانی چه مدت مدافع حرم بود؟ آخرین بار کی با شما تماس داشت و آخرین حرفش چه بود؟,

– چند ماه، آخرین بار شب قبل از شهادتشان تماس گرفت و با پدر و مادرم صحبت کرد و از آن ها حلالیت طلبید. متاسفانه مدت تماس خیلی کم بود و زود تلفن قطع شد.

,

 کی و چطور خبر شهادتش به شما رسید؟

,  کی و چطور خبر شهادتش به شما رسید؟,

– برادرم در ۲۰ آبان سال ۹۲ که مصادف با هفتم محرم بود به شهادت رسید. بعد از شهادتش جمعی از فامیل که توسط سپاه از شهادتش با خبر شده بودند به خانه ما آمدند و گفتند که مهدی و احمد زخمی شده اند. این خبر را که شنیدیم همه به بیمارستان های تهران زنگ زدیم و فهمیدیم که در بیمارستان ها نیستند. بعد از چند ساعت خبر قطعی شهادت مهدی و احمد را به ما دادند.

,

 احمد دوست برادرتان بود؟

,  احمد دوست برادرتان بود؟,

– نه، احمد پسرخاله ام بود. سید احمد ترابی و برادرم جزو اولین شهدای مدافع حرم بودند که در گلستان شهدای اصفهان دفن شدند. رابطه برادرم و سید احمد خیلی صمیمی بود، هر دو با هم تصمیم گرفتند که مدافع حرم بشوند و از رفتن شان به سوریه چیزی به کسی نگویند و حتی هر دو با هم شهید شدند.

,

 مهمترین توصیه ای که برادرتان به شما در وصیت نامه خود کرده اند چیست؟

,  مهمترین توصیه ای که برادرتان به شما در وصیت نامه خود کرده اند چیست؟,

– متاسفانه قسمت هایی از وصیت نامه قابل خواندن نیست (همراه با بقض و اشک صحبت می کند) زیرا آغشته به خون و باروت است اما مهمترین توصیه هایش مربوط به ادای دین هایش است.

, ,
photo_2016-03-26_22-33-25
,
photo_2016-03-26_22-33-25
, photo_2016-03-26_22-33-25, photo_2016-03-26_22-33-25,
photo_2016-03-26_22-33-31
,
photo_2016-03-26_22-33-31
, photo_2016-03-26_22-33-31, photo_2016-03-26_22-33-31,
,
photo_2016-03-26_22-33-40
,
photo_2016-03-26_22-33-40
, photo_2016-03-26_22-33-40, photo_2016-03-26_22-33-40,
photo_2016-03-26_22-33-46
,
photo_2016-03-26_22-33-46
, photo_2016-03-26_22-33-46, photo_2016-03-26_22-33-46,

 به عنوان حرف آخر اگر نکته ای باقیمانده بفرمایید؟

,  به عنوان حرف آخر اگر نکته ای باقیمانده بفرمایید؟,

– برادرم همیشه از مادرم می خواست که برایش دعا کند. مادرم هم همیشه برایش دعا می کرد. مادرم می گوید قبل ازشهادتش وقتی که به مشهد مشرف شدند با تمام وجود برای مهدی دعا کرد که در دو دنیا سربلند باشد و عاقبت به خیر شود. مهدی خیلی خوب بود. به نظر من شهادت حقش بود. می خواهم کمی در مورد سید احمد ترابی برایتان بگویم؛ سید احمد متولد سال ۷۵ مشهد بود. کلاس مداحی می رفت. با وجود سن کمش مکانیکی می کرد و خیلی غیرتی و خنده رو بود.

,

حرف آخرم اینکه اگرچه ما سید مهدی را برای رضای خدا و دفاع از حریم ولایت به اسلام تقدیم کردیم اما انتظار داریم که به خانواده های شهدای مدافع حرم افغانی رسیدگی بیشتری شود. حداقل یک مدرک معتبر به ما بدهند که وقتی با موتور به سر مزار شهدایمان می رویم پلیس موتورهای ما را نگیرد. ما راه برگشت به افغانستان را نداریم چون افراد داعش در افغانستان زیاد هست و مسلما خانواده ی شهدا امنیت جانی ندارند. کاش ایران یک مدرک معتبر به خانواده های شهدا بدهد!

,

 

,
photo_2016-03-26_22-33-51
,
photo_2016-03-26_22-33-51
, photo_2016-03-26_22-33-51, photo_2016-03-26_22-33-51,
photo_2016-03-26_22-34-04
,
photo_2016-03-26_22-34-04
, photo_2016-03-26_22-34-04, photo_2016-03-26_22-34-04,
,
photo_2016-03-26_22-32-43
,
photo_2016-03-26_22-32-43
, photo_2016-03-26_22-32-43, photo_2016-03-26_22-32-43,
photo_2016-03-26_22-32-54
,
photo_2016-03-26_22-32-54
, photo_2016-03-26_22-32-54, photo_2016-03-26_22-32-54,
,
شهید سید مهدی سلمانی
انتهای پیام/
,
شهید سید مهدی سلمانی
, شهید سید مهدی سلمانی, شهید سید مهدی سلمانی,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه