چند کلمه تقدیم به عمری زندگی / تو عطر خوب مردانگی به همراه داری
در یکی از روزهای پرکارمان با صحنه ای جالب مواجه شدیم، صحنه ای که مرا در فکر فرو برد…[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اسلامشهرخبر، در یکی از روزهای پرکارمان با صحنه ای جالب مواجه شدیم، یک ماهی از این قضیه می گذرد؛ روزی که همراه با «فرشاد برادران» عکاسمان راهی نمایشگاه کتاب اسلامشهر شده بودیم در راه بازگشت از نمایشگاه به صحنه ای جالب برخوردیم؛ صحنه ای که مرا در فکر فرو برد…
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اسلامشهرخبر,

,
,
, اینجا اسلامشهر؛ خیابان شهید صیاد شیرازی؛ این خیابان را همه به نام خیابان دانشگاه می شناسند و بعید است اگر گذرت به این خیابان خورده باشد و چهره پرمهر این مرد را ندیده باشی؛ صبح ها که راهی دانشگاه می شوم و در مسیرم می بینمش حسی خوب وجودم را فرا می گیرد؛ از همان حس هایی که بوی انسانیت می دهند.
,ساک کوچکی با خود به همراه دارد؛ ظرف غذایش هم هست؛ مهر و جانمازش هم پهن است و در حال عبادت است؛ عبادتش هم مانند زندگی اش با صفا و بی ریاست؛ آن روز تا نگاهم به او افتاد ناخودآگاه به فرشاد گفتم دست به دوربین شود؛ اما سختی های زندگی تا امروز مجال پرداختن به این مطلب را نداد.
,اسمش را نمی دانم اما بدون شک در رسم او مرام و معرفت و کسب و کار حلال به خوبی نقش بسته است؛ او هم در همین نزدیکی ها است ؛ در همین نزدیکی ها که بوی فساد خفه ات می کند؛ در همین نزدیکی ها که آقازاده ها به لطف رانت ها با ماشین هایی که صفرهای قیمتش گیجت می کند راهی همان خیابان دانشگاه می شوند؛ او در همین نزدیکی ها است اما نه بوی فساد می دهد نه نشانی از فراموشی شرافت در او مشاهده می شود.
,ترازویی دارد و رزقش را از خدا می گیرد؛ آفتاب تابان زندگی او امید به خداست…
]
ارسال دیدگاه