رودبار ما گزارش میدهد؛
کودکانی که آرزوهای بزرگ و رنگارنگ خود را در گونی حمل می کنند!
هرروز با گذر از کوچه وخیابانهای شهر رودبار کودکانی را میبینیم که با دنیای شیرین کودکی و آرزوهای خود فرسنگها فاصله دارند و بهجای اینکه در کنار اسباببازیهایشان روز را به شب برسانند در میان زبالهها به دنبال پلاستیک میگردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از”رودبار ما“، هرروز با گذر از کوچه وخیابانهای شهر رودبار کودکانی را میبینیم که در لابهلای سطل های زباله بهدنبال مواد بازیافتی میگردند و حتی نگاههای طعنهآمیز شهروندان آنان را از کارشان بازنمیدارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودبار ما, رودبار ما,کودکانی که با دنیای شیرین کودکی و آرزوهای خود فرسنگها فاصله دارند و بهجای اینکه در کنار اسباببازیهایشان روز را به شب برسانند در میان زبالهها به دنبال پلاستیک میگردند.
, ,
,
, در این میان هیچکس نیست که به آنها یاد بدهد که چه کاری خوب و چه کاری بد است، کودکانی که در ابتدای راه تنها ماندهاند و باید پیچوخمهای زندگی را بدون اتکا به والدین طی کنند.
,گونی های خود را با دستان کوچکش به دوش میکشند و پس از کمی پیادهروی به سطل های زباله می رسند و با پیدا کردن چند کارتن خالی لبخندی میزند و انگار که بزرگترین آرزویشان بر آورده شد به جستوجوی خود ادامه میدهد تا شاید وزن گونیاش سنگینتر شود.
, ,
,
, کودکان کار بخشی از جامعه ما هستند، کودکانی که هنوز طعم شیرین کودکی را نچشیدهاند وارد دنیای بزرگترها و مشکلات و دغدغههای زندگی روزمره شدهاند و فراموش نکنیم که آنها بزرگ مردان و زنان کوچک سرزمینمان هستند که از دنیا و روزگار ناخوشیهایش سهمشان شده است.
,
راستی مقصر کیست؟ این سوال تکان دهنده ای است که ممکن است بسیاری از ماها را با خود درگیر کند. آیا رسیدگی به فقری این چنین ، متولی خاصی دارد؟ آیا واقعا فقر است که کودکی اینچنین معصوم و ساده را به سوی سطل های زباله ای می کشاند که بیشتر ماها وقتی از کنارشان رد می شویم،دستمالی به بینی می گیریم؟
اگر چنین است کدام نوع فقر بیش از پیش خود را در این صحنه ها نشان می دهد؟ فقر بی مادری و دوری از دریای عاطفه و احساس مادرانه یا فقر اقتصادی و یا فقر فرهنگی ؟
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه