به بهانه سالروز عملیات غرور آفرین کربلای ٨:
یک شلیک و قدکشیدن دو سرو قامت تاریخ
خوب به یاد دارم تا صبح از شدت آتش دشمن در وجب به وجب و یا بهتر بگویم نقطه به نقطه آن منطقه در یک سنگر دو نفره با حاج آقا مقدس زمینگیر شدیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سفیر هراز، این مطالب به بهانه عملیات غرور آفرین کربلای ٨ و سالگرد سرداران شهید طوسی و نوبخت که 29 سال از آن حماسه میگذرد به تحریر درآمد؛ حماسهای که با ریخته شدن خون عزیزترین فرزندان خمینی کبیر به نام عملیات کربلای ٨ و با رمز یا صاحب الزمان (عج) در شرق بصره رقم خورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , , , سفیر هراز,غروب عملیات به اتفاق حاج آقا مقدس فرمانده گردان مکانیزه در خط اول مستقر شدیم، ورود نیروهای پیاده خط شکن حال و هوای خاصی در طول خطوط مقدم ایجاد کرد، بماند که در آن شب چگونه خط مثلثی شکل عراق توسط فرزندان روحالله شکسته شد؛ خوب به یاد دارم تا صبح از شدت آتش دشمن در وجب به وجب و یا بهتر بگویم نقطه به نقطه آن منطقه در یک سنگر دو نفره با حاج آقا مقدس زمینگیر شدیم.
,,

,
شدت آتش توپخانه عراق به گونهای بود که تا صبح، چند باری شهادتین خود را بر زبان جاری کردیم.
,
با روشن شدن هوا به سمت سنگر آقا مرتضی قربانی (فرمانده وقت لشگر ویژه ٢٥ کربلا) که در چند متری سنگر ما قرار داشت به راه افتادیم در ابتدای ورودی سنگر، عزیز دل ما سردار طوسی فرمانده اطلاعات و عملیات لشگر و شهید حمید نوبخت فرمانده تیپ ٢ لشگر ایستاده بودند برای دقایقی کنارشان ایستادیم که آقا مرتضی فرمود برای خودتان از دبه شیری که کنار سنگر قرار دار بریزید و میل کنید.
,
هنوز مزه آن یک لیوان شیر که در لیوان قرمز رنگ پلاستیکی برای خودمان ریختیم در آن فضای پر از دود و باروت منطقه، خوب یادم است.
,
بگذریم دقایقی بعد آقا مرتضی به شهید طوسی، نوبخت و حاج آقا مقدس دستور داد تا به سمت کانالی که بچهها شب قبلش به خط دشمن زده بودند، بروند و پس از بررسی خط ببینند چگونه میتوان شهدا و مجروحین را به عقب انتقال داد.
,
,

,
با ابلاغ این دستور به راه افتادیم در ابتدای ورودی کانال شهید طوسی و نوبخت چند متری از بنده و حاج آقا مقدس فاصله داشتند هنوز دقایقی از ورودمان به کانال نگذشته بود که سر و کله هلی کوپترهای عراقی پیدا شد با شلیک پی در پی موشک از سوی هلی کوپترها سریع خیز برداشته و پس از پایان آتش دشمن از جایمان بلند شدیم اما هر چه شهیدان طوسی و نوبخت را صدا زدیم، جوابی نشنیدیم.
,
انگار که تا لحظاتی قبل اصلا آنها در چند متری ما قرار نداشتند، با حاج آقا مقدس داخل کانال دنبالشان گشتیم تا بلکه آثاری از آنها پیدا کنیم ولی هیچ اثری از آنها نبود که نبود.
,
با شرمندگی برگشتیم پیش آقا مرتضی با بیان حادثه شکل گرفته برای ایشان وی برای لحظاتی مکث کرد و پس از آن سرش را پائین انداخت و ...
,
یاد همه شهدای این عملیات خصوصا شهید مصطفی قنبری از بچههای گردان مکانیزه و شهیدان طوسی و نوبخت همواره گرامی باد.
,
نویسندهاحمد دواتگر
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه