یک قطره احساس در جوار شهید گمنام گلستان/ شهادت اوج تعالی انسانیت
به سراغ شهید گمنامی می رویم که در واقع ما گمنامیم و او آشناست.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پاسرو، به قلم سمیرا رجبی، مادری در جوار مزار شهید گمنام شهرستان مینودشت نشسته است وقتی به سمتش میروم آهسته بر لب زمزمه میکند و میگوید خداوند همه ما را پیرو راه راستین امام شهدا و شهدای اسلام کند.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
از او میپرسم خانواده شهید هستید ؟ در حالی که اشک در چشمانش حلقه میزند و هق هق گریه امانش را بریده است،میگوید، شهادت هنر مردان خوب خداست و من خانواده شهید نیستم ولی افتخارم این است که در کشوری زندگی میکنم که شهادت زیبنده آن است.
از او می پرسم چرا مزار شهید گمنام را انتخاب کردی؟ در جوابم میگوید نذری داشتم وبه شهید گمنام متوسل شدم و او نیز جوابم را بی پاسخ نگذاشت.
حال آمدم تا ادای دین کنم و تحفه ناچیزی را در راه این شهید بزرگوار هدیه دهم.


این مادر بزرگوار در حالی که مروارید اشک در چشمانش خودنمایی می کند و آهنگ دلنشین صدایش آرامشی عمیق در فضا حاکم می کند، ادامه می دهد
این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهداحق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!
واقعا سخن این مادر چقدر زیباست که خون شهدا را حق الناس خطاب کرد و به نوعی به یادمان می آورد که ما مدیون شهدا هستیم
آری درحقیقت ما مدیون خون پاک شهدا هستیم و از وجب به وجب خاک وطن عزیزمان با جان و دل حفاظت میکنیم و نمیگذاریم دشمنان قسم خورده ایران دست درازی به خاک مقدس ما کنند و هرگز نخواهیم گذاشت نیرنگ و حیله دشمنان دامان کشورمان را فرا گیرد.
سپس این مادر عزیز در حالی که دو دستانش را بر روی مزار شهید گمنام قرار می دهد، آرام آرام زمزمه می کند :
سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا! و روحتان جاودانه باد
در حالی که بر دستان این مادر بوسه می زنم به او می گویم مادر برای ما هم دعایی کن و در پاسخ گفت: الهی بین ما و گناهانمان سیم خارداری بکش و این فاصله را مین گذاری کن!
بارالها! ما را از ترکش خمپاره های گناه حفظ کن
الهی آمین
انتهای پیام/رض
,
از او میپرسم خانواده شهید هستید ؟ در حالی که اشک در چشمانش حلقه میزند و هق هق گریه امانش را بریده است،میگوید، شهادت هنر مردان خوب خداست و من خانواده شهید نیستم ولی افتخارم این است که در کشوری زندگی میکنم که شهادت زیبنده آن است.
از او می پرسم چرا مزار شهید گمنام را انتخاب کردی؟ در جوابم میگوید نذری داشتم وبه شهید گمنام متوسل شدم و او نیز جوابم را بی پاسخ نگذاشت.
حال آمدم تا ادای دین کنم و تحفه ناچیزی را در راه این شهید بزرگوار هدیه دهم.


این مادر بزرگوار در حالی که مروارید اشک در چشمانش خودنمایی می کند و آهنگ دلنشین صدایش آرامشی عمیق در فضا حاکم می کند، ادامه می دهد
این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهداحق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!
واقعا سخن این مادر چقدر زیباست که خون شهدا را حق الناس خطاب کرد و به نوعی به یادمان می آورد که ما مدیون شهدا هستیم
آری درحقیقت ما مدیون خون پاک شهدا هستیم و از وجب به وجب خاک وطن عزیزمان با جان و دل حفاظت میکنیم و نمیگذاریم دشمنان قسم خورده ایران دست درازی به خاک مقدس ما کنند و هرگز نخواهیم گذاشت نیرنگ و حیله دشمنان دامان کشورمان را فرا گیرد.
سپس این مادر عزیز در حالی که دو دستانش را بر روی مزار شهید گمنام قرار می دهد، آرام آرام زمزمه می کند :
سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا! و روحتان جاودانه باد
در حالی که بر دستان این مادر بوسه می زنم به او می گویم مادر برای ما هم دعایی کن و در پاسخ گفت: الهی بین ما و گناهانمان سیم خارداری بکش و این فاصله را مین گذاری کن!
بارالها! ما را از ترکش خمپاره های گناه حفظ کن
الهی آمین
انتهای پیام/رض
,
از او میپرسم خانواده شهید هستید ؟ در حالی که اشک در چشمانش حلقه میزند و هق هق گریه امانش را بریده است،میگوید، شهادت هنر مردان خوب خداست و من خانواده شهید نیستم ولی افتخارم این است که در کشوری زندگی میکنم که شهادت زیبنده آن است.
,
از او می پرسم چرا مزار شهید گمنام را انتخاب کردی؟ در جوابم میگوید نذری داشتم وبه شهید گمنام متوسل شدم و او نیز جوابم را بی پاسخ نگذاشت.
,
حال آمدم تا ادای دین کنم و تحفه ناچیزی را در راه این شهید بزرگوار هدیه دهم.
,

,

,

,

,
این مادر بزرگوار در حالی که مروارید اشک در چشمانش خودنمایی می کند و آهنگ دلنشین صدایش آرامشی عمیق در فضا حاکم می کند، ادامه می دهد
,
این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهداحق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!
,
واقعا سخن این مادر چقدر زیباست که خون شهدا را حق الناس خطاب کرد و به نوعی به یادمان می آورد که ما مدیون شهدا هستیم
,
آری درحقیقت ما مدیون خون پاک شهدا هستیم و از وجب به وجب خاک وطن عزیزمان با جان و دل حفاظت میکنیم و نمیگذاریم دشمنان قسم خورده ایران دست درازی به خاک مقدس ما کنند و هرگز نخواهیم گذاشت نیرنگ و حیله دشمنان دامان کشورمان را فرا گیرد.
,
سپس این مادر عزیز در حالی که دو دستانش را بر روی مزار شهید گمنام قرار می دهد، آرام آرام زمزمه می کند :
,
سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا! و روحتان جاودانه باد
,
در حالی که بر دستان این مادر بوسه می زنم به او می گویم مادر برای ما هم دعایی کن و در پاسخ گفت: الهی بین ما و گناهانمان سیم خارداری بکش و این فاصله را مین گذاری کن!
,
بارالها! ما را از ترکش خمپاره های گناه حفظ کن
,
الهی آمین
,
انتهای پیام/رض
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه