گفت‌وگوی خواندنی با عکاس خبری مازندرانی:

کارت پوشش خبری مسابقات لیگ برتر دارم ولی برای بازی استانی بلیط تهیه می‌کنم!

کارت پوشش خبری مسابقات لیگ برتر دارم ولی برای بازی استانی بلیط تهیه می‌کنم!
اکبر قاسمپور هنرمند عکاس مازندرانی می‌گوید؛ از طرف لیگ برتر کارت برای ما صادر شده، ولی جالب اینکه برای پوشش خبری مسابقاتی که در مازندران برگزار می‌شود، باید بلیط تهیه کنیم!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصرساری، اکبر قاسمپور هنرمند عکاس مازندرانی از سال ۷۲ با شاگردی شروع به کار و پس از ۸ سال مغازه شخصی خود را باز کرد، وی از سال ۸۹ با شرکت در کلاس‌های انجمن سینمای جوان فعالیت حرفه‌ای را آغاز و از سال ۹۰ وارد فعالیت خبری ورزشی و مستند شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصرساری,

وی از کودکی به عکاسی علاقه داشت و آن طور که می‌گوید؛ نخستین بار در سال دوم ابتدایی ماکت دوربین را برای کاردستی پسردایی‌اش ساخته است.

قاسمپور در حال حاضر دانشجوی کارشناسی عکاسی خبری در شهر گرگان است و با پایگاه خبری مازندلیگ و آرمان‌شمال همکاری دارد.
,
,
,
,
 
,
photo_2016-04-07_20-53-17
, photo_2016-04-07_20-53-17, photo_2016-04-07_20-53-17,


درباره چند نمونه از پوشش خبری عکاسی‌تان که تاثیرگذارتر از بقیه بود، توضیح دهید.

تاثیرگذارترین عکاسی‌ام از تشییع شهدای غواص مازندران بود که جذابیت خاصی داشت. یکی دیگر از بهترین عکس‌هایم را از بخش آنکولوژی بیمارستان بوعلی‌سینای ساری گرفتم که بسیار تاثیرگذار بود و در ۴ جشنواره راه پیدا کرد و در یکی از آنها برنده جایزه شد، همین عکس را به جشنواره ”من زندگی را دوست دارم” گرگان هم فرستادم که نتایج آن اردیبهشت‌ماه اعلام می‌شود.

,
,
,
,
photo_2016-04-07_20-53-23
, photo_2016-04-07_20-53-23, photo_2016-04-07_20-53-23,

 
به یاد دارم در پوشش عکاسی پیاده‌روی کربلای سال ۹۴ در حدود ۵ کیلومتری کربلا یک دختربچه ۴ ساله به دست زائرین عطر می‌زد و با اجبار دست آنها را می‌بوسید، در حدود یک ساعت و نیم جذب حرکت او شده بودم و عکس‌های بسیاری از او گرفتم ولی باز هم نتوانستم آن تصویر را به خوبی نشان دهم.

کمی از شرایط کاری خودتان و خانواده بگویید.

باید بگویم شرایط کاریم طوری است که شب و روز نمی‌شناسد و هر لحظه امکان رفتن به سفر کاری وجود دارد، برای همین در همان روز ازدواج شرایط کاریم را به همسرم توضیح دادم و او هم قبول کرد.

در مدت زمانی که عکاسی خبری انجام می‌دهم عضو خانه مطبوعات نشدم و بیمه هم نیستم، امسال بیش از ۳۵۰ گزارش تصویری مستند و خبری داشتم ولی اسمم به عنوان عکاس در هیچ نهاد یا اداره‌ای برای گرفتن هدیه یا عیدی ثبت نشد، عقیده‌ام این است که زمانی می‌توانم با کارم و عملم حرف بزنم به معرفی‌نامه برای نهاد یا اداره نیاز ندارم، در حال حاضر من و احمد‌ قربانی تنها عکاسان ورزشی هستیم که بازی‌های لیگ را پوشش می‌دهیم و از طرف لیگ برتر کارت برای ما صادر شده، ولی جالب اینکه برای پوشش خبری مسابقاتی که در مازندران برگزار می‌شود، باید بلیط تهیه کنیم!

همسرم نیز عکس‌هایش در چند جشنواره راه پیدا کرده و به عنوان پلیس افتخاری با نیروی انتظامی همکاری دارد.

در کنار عکاسی فعالیت دیگری هم انجام می‌دهید؟

بله، از سال ۷۴ تاکنون فیلم‌های مستند بسیاری از مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی روستای تنگ لته ساری "محل زندگی‌ام" تهیه کردم و در طول این مدت با همکاری اقوام آرشیو خوبی از عکس‌های قدیمی مردم از سال ۴۲ به بعد پیدا کردم، حتی یکی از عکس‌های قدیمی که ۶۰ نفر از اهالی روستا که همه کلاس اول ابتدایی هستند و تعدادی از آنها فوت شده‌اند را در حدود ۳۰۰ عدد چاپ کردم که سعی دارم آرشیو کاملی از روستا داشته باشم و آرزو دارم که بتوانم یک روزی آنها را در نمایشگاهی به دید عموم بگذارم، این کار بسیار برایم باارزش بود چون توانستم خاطرات قدیمی‌ها را زنده کنم و خدا را شکر به بیشتر آرزوهایم در فضای کاری رسیده‌ام و در همین‌جا می‌خواهم از پدر، مادر ، همسر و همین طور استادم محمد رضایی برای حمایت‌هایی که از من کردند، تشکر کنم.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
photo_2016-04-07_20-53-29
, photo_2016-04-07_20-53-29, photo_2016-04-07_20-53-29,

در طول این مدت، عکس‌های خاص هم داشته‌اید؟

بله، از زمانی که دوربین به دست گرفتم آرزوی عکاسی از حرم امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و امام حسین(ع) را داشتم که با توجه به فعالیت عکاسی ورزشی هنگامی که با تیم شهروند به مشهد رفته بودیم، توانستم از حرم امام رضا(ع) عکس بگیرم، در سفر خبری دیگری که به قم داشتیم از حرم حضرت معصومه(س) نیز عکس گرفتم و سرانجام در پیاده‌روی کربلا از حرم امام حسین(ع) عکاسی کردم.

همراهی با زائران پیاده که به کربلا می‌رفتند، چطور بود؟

در واقع رفتن به سفر کربلا واقعا برایم غیرمنتظره بود، استاد عکاسی‌ام محمد رضایی سال ۹۳ به کربلا رفته بود. همان وقت به او گفتم در سفر سال بعد من هم می‌آیم، وی ۳ روز پیش از رفتن به کربلا از من خواست که آماده سفر شوم، به خاطر دارم آن زمان هیچ هزینه‌ای برای مسافرت نداشتم ولی بدون اینکه تماسی با طلبکاران بگیرم خودشان به مغازه آمدند و بدهی‌شان را دادند.

همه لوازم و هزینه‌ای که برای سفر به کربلا لازم داشتم، در عرض ۳ روز تأمین شد و به کربلا رفتیم، به مدت ۱۸ روز در کربلا بودیم که همراه با رفت و برگشت ۲۵ روز شد، پس از سفر به کربلا موفقیت‌های بسیاری در کارم به دست آوردم پیش از آن در جشنواره‌های متعددی راه پیدا کرده بودم ولی برنده نشدم ولی در حین برگشت از طرف جشنواره راه آهن در تهران با من تماس گرفتند و گفتند که رتبه سوم در بخش ایمنی راه‌آهن را کسب کرده‌ام.

پس از آن در جشنواره بیرق هم جزو رتبه‌های برتر شدم و به جشنواره "دست‌های مهربان" اصفهان راه پیدا کردم که اثرم در کتاب جشنواره چاپ شد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
photo_2016-04-07_20-53-33
, photo_2016-04-07_20-53-33, photo_2016-04-07_20-53-33,
,
خاطره یا اتفاق خوبی در زندگی داشته‌اید که برای ما بگویید؟

به مدت ۱۰ سال بیماری سختی داشتم به طوری که در لیست پیوند بیمارستان نمازی شیراز بودم، پدرم در طول این مدت کل زندگی خود را فروخت و در حدود ۱۸۰ میلیون تومان برایم هزینه کرد تا اینکه در سال ۸۶ برای چک آب و آمادگی جهت پیوند با دوستم به بیمارستان رفتم و پس از آزمایش‌های مختلف کمیسیون پزشکی اعلام کرد که برو خانه، هیچ علایمی از بیماری در شما وجود ندارد، لطف و عنایت خداوند متعال و امام رضا(ع) شامل حالم شد و تاکنون خدا را شکر یک استامینوفن هم نخورده‌ام.

شنیده‌ایم در نوروز امسال برای پوشش خبری به مناطق عملیاتی رفته اید.

بله، امسال برای نخستین‌بار به همراه دوستان رفتیم و قرار بود از ۱۸ اسفند الی ۱۰ فروردین در آنجا بمانیم ولی به دلیل نداشتن امکانات برای تهیه خبر و پاره‌ای مشکلات در روز ۲۸ اسفند به ساری آمدیم.

کمی از مناطق عملیاتی تعریف می‌کنید؟

سفر به مناطق عملیاتی برایم تازگی و جذابیت خاصی داشت، در آن جا به اردوگاه شهدای خرمشهر و یادمان‌های مختلف، هفت تپه، شلمچه و اروندکنار رفتیم، بهترین تصاویر را در شلمچه ثبت کردم مخصوصا غروب آن‌جا بسیار دل‌انگیز است ولی به دلیل کمبود وقت نتوانستم آن چه که دلم می‌خواست را به تصویر بکشم.

مصاحبه‌های خبری بسیاری هم از زائران تهیه کردم که یکی از آن‌ها برایم بسیار جالب بود، زن و شوهر جوانی که برای رفتن به سفر کیش آماده می‌شدند پس از اینکه دایی شهید به خواب زن می‌آید و از او می‌خواهد که به دیدنش بیاید آنها تصمیم می‌گیرند شلمچه را به عنوان مقصد سفر انتخاب کنند.

وقتی از آنها پرسیدم چرا به جنوب کشور و شلمچه آمدید، گفتند: ما هر سال ایام نوروز به کیش می‌رویم و به نظرمان جذابیت بسیاری دارد ولی وقتی به این جا آمدیم در خاک جذابیتی وجود داشت که در هیچ جا ندیدیم.

چند روزی که در مناطق عملیاتی اقامت داشتیم در هر روز بیش از ۱۰ مصاحبه تهیه می‌کردم که هر کدام چند صفحه بود، ولی متأسفانه به دلیل نداشتن اینترنت مجبور می‌شدم با گوشی خبر و عکس‌ها را به خبرگزاری بسیج و رسانه ارسال کنم و واقعا برایم سخت بود.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/رض
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه