«روایت عشق» تقدیم به شهید مرتضی آوینی

ای نفست کرده معطر فضا/ ای شرفِ اهل‌قلم، مرتضی

ای نفست کرده معطر فضا/ ای شرفِ اهل‌قلم، مرتضی
«روایت عشق» تقدیم به راوی روایت فتح سیدالشهدای اهل‌قلم مرتضی آوینی می گردد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، متن این مثنوی زیبا بدین شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,

 

,

بسم رب الشهدا و الصدیقین

,

«روایت عشق» تقدیم به راوی روایت فتح سیدالشهدای اهل‌قلم مرتضی آوینی

,

 

,

شورِ ولا کرده دل‌آشفته دَشت –  بارِ دگر فصل گل لاله گشت

,

دشتِ در آن خوانده شقایق نماز –  قتلِگهِ فکه به خون غرقه باز

,

 

,

کوه سراپا به ادب در سکوت – لاله اذان خوانَد و مریم قنوت

,

ماه غزلوارۀِ شب کرده گوش  – خرقۀِ خون راویِ حق را به دوش

,

 

,

جلوه‌گر غرقه‌به‌خون نقشِ یار – لاله ز خون سرزده در نوبهار

,

دشت شقایق شده میدانِ مین  –  بوی بلا می‌رسد از فَروَدین

,

 

,

غم شده تا سلسله‌جنبانِ عشق  – دل ز قلم گشته پریشانِ عشق

,

دستِ پدیدارِ ازل کرده هَست – سُرمه به چشمان غزل کرده مست

,

 

,

خونِ‌ِدل از دیده قلم را روان  – دفترِ دل باغِ گُلِ ارغوان

,

غافلۀِ قومِ پریشانِ عشق  –  در سفر کرب و بلایِ دمشق

,

 

,

صورت آیینه رخان، خون خراش – سِرِّ ولا بر سر نِی گشته فاش

,

نیلیِ سیلی رُخِ گل‌های ناز –  یاس، کمرخم شده مست نماز

,

 

,

خفته به نِی شمس و قمر سرفراز – حادثه در آینه گل کرده باز

,

شورِ بلا کرده به پا محشری  – بر سرِ نِی، قاریِ قرآن سَری

,

 

,

آینه‌ای روی خدا را جلی  – بر سر نِی غرقه‌به‌خون منجلی

,

آتش و پروانه و عشق و ولا  –  غرقِ تجلیِّ خدا، کربلا

,

 

,

آینه‌ها بر سر نِی هو نشان – دشتِ بلا یکسره آتش‌فشان

,

وسمه به خون کشته رخ آفتاب – بسته به خون زلف قمر را خضاب

,

 

,

غرقه‌به‌خون ساغر و ساقی و دست – مستِ از آن باده تمامیِ هست

,

حادثه در حادثه طوفانِ رنج   –  تیغ و سرِ یوسف زهرا، ترنج

,

 

,

او که خدا لعلِ لبش آرزو – عرش، هوس ناکِ شراری از او

,

چاک بر او سینه ز غم کرده نیل – شوقِ لبش کرده عطش را قَتیل

,

 

,

آینه بر نیزه غزل‌خوان و مست –  ناب‌ترین جلوۀِ زیبای هست

,

تا به ابد غرقه‌به‌خون رهسپار –  غافلۀِ کُشتۀِ از عشق یار

,

 

,

شاعر شعر و غزلِ نابِ نور  – تشنه‌لب کرب و بلا را حضور

,

راویِ افسانۀِ مردان مرد –   آینۀِ جبهه و جنگ و نبرد

,

 

,

بار سفر بست و غریبانه رفت – بال و پرش سوخته، پروانه رفت

,

ای نفست کرده معطر فضا  – ای شرفِ اهل‌قلم، مرتضی

,

 

,

اهل‌قلم را به شهادت نخست – دل همه عُشاق علی، تنگِ توست

,

کاش که می‌آمدی ای مرد عشق – خاطره سازی تو ز جنگ دمشق

,

 

,

باز بگیری تو قلم تا به دست  – فاطمیون را کنی از باده مست

,

خون تو روایت ز شقایق کنی – شور به پا در دل عاشق کنی

,

 

,

سید آوینیِ زهرا پرست – دشتِ حلب دیده به راه تو است

,

راویِ فتح و ظفرِ سَرمَدی  – کاش دگرباره تو می‌آمدی

,

 

,

ای قلم از خونِ دلت گشته مست – کرب و بلا با تو روایت خوش است

,

شاهد عُشاق شهادت‌طلب –  با تو خوشا فتحِ دمشق و حلب

,

 

,

غرقه‌به‌خون خفته به میدان مین-  با تو روایت ز بلا دل‌نشین

,

یاد تو در خاطره‌ها ثبت عشق – جای تو خالی به سپاه دمشق

,

 

,

ای قلمت فاطمیون را مدد – زنده و پاینده تویی تا ابد

,

به امید ظهور حضرت یار…

,

بیستم فروردین ۱۳۹۵ سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی- منصور نظری

,

 

,

پایان پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه