به مناسبت 17 مرداد، سالگرد شهادت دیپلمات شهید شمالی

عکس/دیپلمات شهید شمالی که پیکرش یک ماه در افغانستان ماند

عکس/دیپلمات شهید شمالی که پیکرش یک ماه در افغانستان ماند
۱۷ مرداد، سالگشت شهادت دیپلمات شهید شمالی «رشید پاریاوفلاح» و شهدای سرکنسولگری ایران و خبرنگار شهید «محمود صارمی» در مزار شریف افغانستان گرامی باد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از  طاها پاریاوفلاح :نیمه های شب از خواب بیدار شدم، صدایی آرام شبیه به گریه کردن به گوشم خورد. خیلی بچه بودم، ترسیدم، دنبال صدا را گرفتم. صدا از آشپزخانه می آمد، کمی شبیه به صدای بابا بود. وارد آشپزخانه شدم، دیدم بابا گوشه آشپزخانه نشسته، تنش می لرزه و داره گریه می کنه. رفتم بغلش کردم و گفتم: «بابا! چرا گریه می کنی؟» دوباره بغضش ترکید و گفت: «عزیزم تمام دوستام شهید شدن و من تنها شدم، برام دعا کن تا شهید بشم، دعا کن برم پیش دوستام. بابایی! تو کوچیکی، خدا حرفتو گوش می ده، دعاتو مستجاب می کنه. دعاکن بابات شهید بشه.» منم دوست نداشتم بابام بیشتر از این گریه کنه. همونجا دعا کردم خدایا بابامو شهید کن.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,  طاها پاریاوفلاح :نیمه های شب از خواب بیدار شدم، صدایی آرام شبیه به گریه کردن به گوشم خورد. خیلی بچه بودم، ترسیدم، دنبال صدا را گرفتم. صدا از آشپزخانه می آمد، کمی شبیه به صدای بابا بود. وارد آشپزخانه شدم، دیدم بابا گوشه آشپزخانه نشسته، تنش می لرزه و داره گریه می کنه. رفتم بغلش کردم و گفتم: «بابا! چرا گریه می کنی؟» دوباره بغضش ترکید و گفت: «عزیزم تمام دوستام شهید شدن و من تنها شدم، برام دعا کن تا شهید بشم، دعا کن برم پیش دوستام. بابایی! تو کوچیکی، خدا حرفتو گوش می ده، دعاتو مستجاب می کنه. دعاکن بابات شهید بشه.» منم دوست نداشتم بابام بیشتر از این گریه کنه. همونجا دعا کردم خدایا بابامو شهید کن.,  طاها پاریاوفلاح :نیمه های شب از خواب بیدار شدم، صدایی آرام شبیه به گریه کردن به گوشم خورد. خیلی بچه بودم، ترسیدم، دنبال صدا را گرفتم. صدا از آشپزخانه می آمد، کمی شبیه به صدای بابا بود. وارد آشپزخانه شدم، دیدم بابا گوشه آشپزخانه نشسته، تنش می لرزه و داره گریه می کنه. رفتم بغلش کردم و گفتم: «بابا! چرا گریه می کنی؟» دوباره بغضش ترکید و گفت: «عزیزم تمام دوستام شهید شدن و من تنها شدم، برام دعا کن تا شهید بشم، دعا کن برم پیش دوستام. بابایی! تو کوچیکی، خدا حرفتو گوش می ده، دعاتو مستجاب می کنه. دعاکن بابات شهید بشه.» منم دوست نداشتم بابام بیشتر از این گریه کنه. همونجا دعا کردم خدایا بابامو شهید کن.,  طاها پاریاوفلاح :, طاها پاریاوفلاح :,  :,

* روایت زندگانی تا شهادت

, * روایت زندگانی تا شهادت, * روایت زندگانی تا شهادت, * روایت زندگانی تا شهادت,

دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در ٢٨ اسفند سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای محروم اوریم سوادکوه چشم به جهان گشود و در آغوش طبیعت سرسبز و با نشاط روستا و در میان مردمی صمیمی و خونگرم، رشد نمود.

, دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در ٢٨ اسفند سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای محروم اوریم سوادکوه چشم به جهان گشود و در آغوش طبیعت سرسبز و با نشاط روستا و در میان مردمی صمیمی و خونگرم، رشد نمود., دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در ٢٨ اسفند سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای محروم اوریم سوادکوه چشم به جهان گشود و در آغوش طبیعت سرسبز و با نشاط روستا و در میان مردمی صمیمی و خونگرم، رشد نمود., .,

حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد.

, حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد., حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد., حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد, ا, .,

, , ,

در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازد.

, در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازد., در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازد., در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازد, .,

, ,

این بخش از زندگی پر افتخار حاج رشید در سال 62 به پایان رسید و تأثیرات حاصل از کلاسهای عقیدتی و جبهه ها، او را، وادار به ادامه زندگی در جمع با صفا و صمیمی و الهی طلاب حوزه کرد. از اینرو با ورود به حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا قائمشهر، زندگی جدیدی را آغاز کرد و در همان سال از سپاه سوادکوه به عنوان نیروی داوطلب به جبهه های نور اعزام شد و به علت استعداد فراوانش در مداحی اهل بیت(ع) علاوه بر حضور در گردانهای رزمی، از جمله احیاگران مجالس دعای کمیل و توسل در لشکر ویژه 25 کربلا شده بود.

, این بخش از زندگی پر افتخار حاج رشید در سال 62 به پایان رسید و تأثیرات حاصل از کلاسهای عقیدتی و جبهه ها، او را، وادار به ادامه زندگی در جمع با صفا و صمیمی و الهی طلاب حوزه کرد. از اینرو با ورود به حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا قائمشهر، زندگی جدیدی را آغاز کرد و در همان سال از سپاه سوادکوه به عنوان نیروی داوطلب به جبهه های نور اعزام شد و به علت استعداد فراوانش در مداحی اهل بیت(ع) علاوه بر حضور در گردانهای رزمی، از جمله احیاگران مجالس دعای کمیل و توسل در لشکر ویژه 25 کربلا شده بود., این بخش از زندگی پر افتخار حاج رشید در سال 62 به پایان رسید و تأثیرات حاصل از کلاسهای عقیدتی و جبهه ها، او را، وادار به ادامه زندگی در جمع با صفا و صمیمی و الهی طلاب حوزه کرد. از اینرو با ورود به حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا قائمشهر، زندگی جدیدی را آغاز کرد و در همان سال از سپاه سوادکوه به عنوان نیروی داوطلب به جبهه های نور اعزام شد و به علت استعداد فراوانش در مداحی اهل بیت(ع) علاوه بر حضور در گردانهای رزمی، از جمله احیاگران مجالس دعای کمیل و توسل در لشکر ویژه 25 کربلا شده بود., .,

در اواخر سال 64 با ورود به حوزه علمیه قم به درس طلبگی ادامه داد. تا آنکه بنا به پا فشاری و اصرار برادران از وجود مبارک او در بنیاد شهید سوادکوه دعوت به عمل آمد. حاج رشید با شروع فعالیت جدید در واحد فرهنگی بنیاد شهید، خدمت مقدس خود به خانواده های معظم شهیدان را آغاز کرد.

, در اواخر سال 64 با ورود به حوزه علمیه قم به درس طلبگی ادامه داد. تا آنکه بنا به پا فشاری و اصرار برادران از وجود مبارک او در بنیاد شهید سوادکوه دعوت به عمل آمد. حاج رشید با شروع فعالیت جدید در واحد فرهنگی بنیاد شهید، خدمت مقدس خود به خانواده های معظم شهیدان را آغاز کرد., در اواخر سال 64 با ورود به حوزه علمیه قم به درس طلبگی ادامه داد. تا آنکه بنا به پا فشاری و اصرار برادران از وجود مبارک او در بنیاد شهید سوادکوه دعوت به عمل آمد. حاج رشید با شروع فعالیت جدید در واحد فرهنگی بنیاد شهید، خدمت مقدس خود به خانواده های معظم شهیدان را آغاز کرد., .,

حاج رشید باردیگر موفق به حضور در جبهه های نبرد شد و با حضور فعال و چشمگیرش در عملیات کربلای ٥، به عنوان یکی از عناصر ارکان گروهان، گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا به وظیفه الهی اش جامه عمل پوشاند.

, حاج رشید باردیگر موفق به حضور در جبهه های نبرد شد و با حضور فعال و چشمگیرش در عملیات کربلای ٥، به عنوان یکی از عناصر ارکان گروهان، گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا به وظیفه الهی اش جامه عمل پوشاند., حاج رشید باردیگر موفق به حضور در جبهه های نبرد شد و با حضور فعال و چشمگیرش در عملیات کربلای ٥، به عنوان یکی از عناصر ارکان گروهان، گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا به وظیفه الهی اش جامه عمل پوشاند., .,

در سال ٦٧ جهت ادامه تحصیل به شهر قم رفت که از همان روزها وارد جرگه سیاست خارجه شده و همکاریش را با وزارت امورخارجه آغاز کرد و به عنوان یکی از کارگزاران فعال و برگزیده سیاست خارجه مطرح گردید.

, در سال ٦٧ جهت ادامه تحصیل به شهر قم رفت که از همان روزها وارد جرگه سیاست خارجه شده و همکاریش را با وزارت امورخارجه آغاز کرد و به عنوان یکی از کارگزاران فعال و برگزیده سیاست خارجه مطرح گردید., در سال ٦٧ جهت ادامه تحصیل به شهر قم رفت که از همان روزها وارد جرگه سیاست خارجه شده و همکاریش را با وزارت امورخارجه آغاز کرد و به عنوان یکی از کارگزاران فعال و برگزیده سیاست خارجه مطرح گردید., .,

در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است.

, در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است., در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است., در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است, .,

, ,

در سال 1370 با موفقیت در آزمون ورودی، جهت اخذ مدرک کارشناسی در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه شده که به طور نیمه وقت علاوه بر تحصیل به کار خود نیز ادامه می داد تا آنکه در حین تحصیل و در سال 1374 بعنوان یکی از کارگزاران سیاست خارجه اولین مأموریت موقتش را در کشور ستم دیده افغانستان آغاز کرد.

, در سال 1370 با موفقیت در آزمون ورودی، جهت اخذ مدرک کارشناسی در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه شده که به طور نیمه وقت علاوه بر تحصیل به کار خود نیز ادامه می داد تا آنکه در حین تحصیل و در سال 1374 بعنوان یکی از کارگزاران سیاست خارجه اولین مأموریت موقتش را در کشور ستم دیده افغانستان آغاز کرد., در سال 1370 با موفقیت در آزمون ورودی، جهت اخذ مدرک کارشناسی در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه شده که به طور نیمه وقت علاوه بر تحصیل به کار خود نیز ادامه می داد تا آنکه در حین تحصیل و در سال 1374 بعنوان یکی از کارگزاران سیاست خارجه اولین مأموریت موقتش را در کشور ستم دیده افغانستان آغاز کرد., .,

 باردیگر نیز در سال 75 مأموریت کوتاه خودش را در افغانستان به انجام رساند و در این مدت یکی از پر فراز و نشیب ترین لحظات عمر و زندگی مبارکش را در شهرهای کابل، بامیان و مزار شریف افغانستان پشت سر گذاشت. تا آنکه در سال 76 به عنوان مأمور ثابت در سرکنسولگری مزار شریف افغانستان مشغول به کار شد.

,  باردیگر نیز در سال 75 مأموریت کوتاه خودش را در افغانستان به انجام رساند و در این مدت یکی از پر فراز و نشیب ترین لحظات عمر و زندگی مبارکش را در شهرهای کابل، بامیان و مزار شریف افغانستان پشت سر گذاشت. تا آنکه در سال 76 به عنوان مأمور ثابت در سرکنسولگری مزار شریف افغانستان مشغول به کار شد.,  باردیگر نیز در سال 75 مأموریت کوتاه خودش را در افغانستان به انجام رساند و در این مدت یکی از پر فراز و نشیب ترین لحظات عمر و زندگی مبارکش را در شهرهای کابل، بامیان و مزار شریف افغانستان پشت سر گذاشت. تا آنکه در سال 76 به عنوان مأمور ثابت در سرکنسولگری مزار شریف افغانستان مشغول به کار شد., .,

حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد.

, حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد., حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد., حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد, .,

, ,

در همان سال ها موفق به رفتن سفر الهی حج شد که وقتی دوستان از او سوال کردند که چه حاجتی از خداوند خواستی؟ او گفت: «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.»

, در همان سال ها موفق به رفتن سفر الهی حج شد که وقتی دوستان از او سوال کردند که چه حاجتی از خداوند خواستی؟ او گفت: «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.», در همان سال ها موفق به رفتن سفر الهی حج شد که وقتی دوستان از او سوال کردند که چه حاجتی از خداوند خواستی؟ او گفت: ,  , «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.», «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.», .,

سرانجام همه خوبی ها، گروهک تروریستی طالبان در حمله ددمنشانه خویش به محل سرکنسولگری ایران در مزار شریف، در تاریخ 77/5/17، انتقام خودشان را از مکتب تشیع گرفته و حاج رشید به همراه ٨ تن دیگر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و دیپلمات های عزیز ایرانی، به شهادت نائل آمدند.

, سرانجام همه خوبی ها، گروهک تروریستی طالبان در حمله ددمنشانه خویش به محل سرکنسولگری ایران در مزار شریف، در تاریخ 77/5/17، انتقام خودشان را از مکتب تشیع گرفته و حاج رشید به همراه ٨ تن دیگر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و دیپلمات های عزیز ایرانی، به شهادت نائل آمدند., سرانجام همه خوبی ها، گروهک تروریستی طالبان در حمله ددمنشانه خویش به محل سرکنسولگری ایران در مزار شریف، در تاریخ 77/5/17، انتقام خودشان را از مکتب تشیع گرفته و حاج رشید به همراه ٨ تن دیگر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و دیپلمات های عزیز ایرانی، به شهادت نائل آمدند.,

اعلام خبر شهادت آنان به آن شکل مظلومانه که حتی با بی احترامی به پیکرهای شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار کرد؛ ابتدا کسی خبر نداشت، همه می دانستند که مزارشریف سقوط کرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست کنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می دانستند که طالبان وارد شهر شده اند.

, اعلام خبر شهادت آنان به آن شکل مظلومانه که حتی با بی احترامی به پیکرهای شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار کرد؛ ابتدا کسی خبر نداشت، همه می دانستند که مزارشریف سقوط کرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست کنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می دانستند که طالبان وارد شهر شده اند., اعلام خبر شهادت آنان به آن شکل مظلومانه که حتی با بی احترامی به پیکرهای شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار کرد؛ ابتدا کسی خبر نداشت، همه می دانستند که مزارشریف سقوط کرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست کنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می دانستند که طالبان وارد شهر شده اند., .,

خبرنگارشهید محمودصارمی که محل فعالیتش ساختمانی رو به روی سرکنسولگری بود و برای در امان ماندن و بودن در کنار دیپلمات ها به سرکنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت و گوی تلفنی خود با همکارانش را قطع کرد که گفته بود:

, خبرنگارشهید محمودصارمی که محل فعالیتش ساختمانی رو به روی سرکنسولگری بود و برای در امان ماندن و بودن در کنار دیپلمات ها به سرکنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت و گوی تلفنی خود با همکارانش را قطع کرد که گفته بود:, خبرنگارشهید محمودصارمی که محل فعالیتش ساختمانی رو به روی سرکنسولگری بود و برای در امان ماندن و بودن در کنار دیپلمات ها به سرکنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت و گوی تلفنی خود با همکارانش را قطع کرد که گفته بود:,

«من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...»

, «من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...», «من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...», «من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...», ...,

شهید صارمی همچنین تلفنی گفته بود:

, شهید صارمی همچنین تلفنی گفته بود:, شهید صارمی همچنین تلفنی گفته بود:,

«طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...»

, «طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...», «طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...», «طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...», ...,

هنوز کسی نمی دانست طالبان دیپلمات ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیک جهانی، به شکلی بسیار مظلومانه تیرباران کرده اند.

, هنوز کسی نمی دانست طالبان دیپلمات ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیک جهانی، به شکلی بسیار مظلومانه تیرباران کرده اند., هنوز کسی نمی دانست طالبان دیپلمات ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیک جهانی، به شکلی بسیار مظلومانه تیرباران کرده اند., .,

, , ,

حتی هنوز کسی نمی دانست که عصر آن روز پیکر شهدا به گودالی در خارج از کنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند که این افراد در بیرون از کنسولگری بوده اند و این جنایت، کار آنان نبوده است.

, حتی هنوز کسی نمی دانست که عصر آن روز پیکر شهدا به گودالی در خارج از کنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند که این افراد در بیرون از کنسولگری بوده اند و این جنایت، کار آنان نبوده است., حتی هنوز کسی نمی دانست که عصر آن روز پیکر شهدا به گودالی در خارج از کنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند که این افراد در بیرون از کنسولگری بوده اند و این جنایت، کار آنان نبوده است., .,

تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد.

, تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد., تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد., تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد, .,

, ,

* اسامی شهدای سرکنسولگری ایران در مزارشریف در 17 مرداد سال 1377:

, * اسامی شهدای سرکنسولگری ایران در مزارشریف در 17 مرداد سال 1377:, * اسامی شهدای سرکنسولگری ایران در مزارشریف در 17 مرداد سال 1377:, * اسامی شهدای سرکنسولگری ایران در مزارشریف در 17 مرداد سال 1377:, :,

1ـ شهید ناصر ریگی(سرپرست)

, 1ـ شهید ناصر ریگی(سرپرست), 1ـ شهید ناصر ریگی(سرپرست), 1,

2ـ شهید مجید نوری نیارکی(مسوول امور مالی)

, 2ـ شهید مجید نوری نیارکی(مسوول امور مالی), 2ـ شهید مجید نوری نیارکی(مسوول امور مالی), 2,

3ـ شهید محمدناصر ناصری(کارشناس امور فرهنگی)

, 3ـ شهید محمدناصر ناصری(کارشناس امور فرهنگی), 3ـ شهید محمدناصر ناصری(کارشناس امور فرهنگی), 3,

4ـ شهید کریم حیدریان(کارشناس امور کنسولی‌)

, 4ـ شهید کریم حیدریان(کارشناس امور کنسولی‌), 4ـ شهید کریم حیدریان(کارشناس امور کنسولی‌), 4,

5ـ شهید محمدعلی قیاسی(کارشناس امور کنسولی)

, 5ـ شهید محمدعلی قیاسی(کارشناس امور کنسولی), 5ـ شهید محمدعلی قیاسی(کارشناس امور کنسولی), 5,

6ـ شهید رشید پاریاوفلاح(کارشناس امور کنسولی)

, 6ـ شهید رشید پاریاوفلاح(کارشناس امور کنسولی), 6ـ شهید رشید پاریاوفلاح(کارشناس امور کنسولی), 6,

7ـ شهید نورالله نوروزی(کارشناس امور کنسولی)

, 7ـ شهید نورالله نوروزی(کارشناس امور کنسولی), 7ـ شهید نورالله نوروزی(کارشناس امور کنسولی), 7,

8ـ شهید حیدرعلی باقری(کارمند فنی)

, 8ـ شهید حیدرعلی باقری(کارمند فنی), 8ـ شهید حیدرعلی باقری(کارمند فنی), 8,

9ـ شهید محمودصارمی(خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی)

, 9ـ شهید محمودصارمی(خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی), 9ـ شهید محمودصارمی(خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی), 9,

منبع بلاغ

, منبع بلاغ, منبع بلاغ,

انتهای پیام/م

, انتهای پیام/م, انتهای پیام/م]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه