حکایت یک عکس؛

طبیعتی رؤیایی در شیرز

طبیعتی رؤیایی در شیرز
تنگه شیرز در موقعیت جغرافیایی N334928 E472950 در استان لرستان واقع است. این منطقه سرسبز و دیدنی در50 کیلومتری شهر کوهدشت و در نقطه تلاقی سه استان کرمانشاه، ایلام و لرستان در کنار رود خروشان سیمره واقع شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، صبح یک روز گرم خرداد با سهیل امرایی از کوهدشت به سمت درکه زرون حرکت کردیم. از کوهدشت تا درکه زرون در بالادست شیرز نزدیک به شصت کیلومتر راه است؛ اما چون جاده ای خاکی وسخت گذر دارد حدودسه ساعت زمان برد تا سر ظهر به آنجا رسیدیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,

یکی از اهالی زرون به نام جهادعلی محمدی ما را به منطقه ی زیبا هفت رگ در بالادست دیوارهای شیرز راهنمایی کرد؛ اما شرایط خوبی برای تصویربرداری نبود. تصمیم گرفتیم فردا صبح قبل از طلوع آفتاب مجددا به هفت رگ بیایم تا در نور مطلوب صبحگاهی عبور گله های گوسفند را از عمق دره تصویربرداری کنیم.

,

شب را در خانه ی جهادعلی و با اقوام صمیمی او سپری کردیم، زرون مردمی مهمان نواز و پاکدلند. از جهادعلی در مورد اسمش پرسیدم گفت اوایل انقلاب که جهاد سازندگی به منطقه ما خدمت می کرد به پاس آن زحمات نامم را جهاد علی گذاشته اند.

,

فردا صبح زود قبل از طلوع با سهیل به سمت هف رگ حرکت کردیم. یک ساعتی طول کشید به لبه ی پرتگاه هفت رگ رسیدیم، منظره ای زیبا اما ترسناک بود. حدود یک ساعت انتظار کشیدیم تا گوسفندان در صفی منظم وارد دره شدند. نور صبگاهی برگرده ی گوسفندان و شاخ وبرگ بلوطها منظره ای رویایی آفریده بود.

,

شیرز

, شیرز,

تقریباً تا ساعت نه چند پلان زیبا ثبت کردیم. به سهیل که مرد سختی هاست گفتم وقت خودن چای و صبحانه ای مفصل است. با رغبت مقداری چوب خشک جمع کرد و آتشی برافروخت، قوری سیاه مهیا بود؛ اما در عین ناباوری مشک پلاستیکی کوله ای ما در اثر برخورد با شاخه های درختان سوراخ شده بود و آبی در بساط نبود، آهی کشیدیم و به سمت برج سنگی شیرز راه افتادیم به امید اینکه در راه چوپانی را خواهیم دید و از او آب خواهیم گرفت.

,

حرکت ما بر لبه ی پرتگاه ها و تصویربرداری از نقاط مختلف دره تا ساعت پنج عصر طول کشید، پنج عصر به پشت برج شیرز رسیدیم از فرط گرما و تشنگی هیچ رمقی باقی نمانده بود تا رسیدن به چشمه ی آب درکه هم راهی طولانی و نفس گیر و پرشیب در پیش بود، اما شوق کشف یک منظره ی رویایی و ثبت عکس و تصویر برای اولین بار از آن همه چیز را از یاد برد.

,

این عکس ثمره سختی آن روز است. وقتی به درکه رسیدیم غروب شده بود و هوا داشت تاریک می شد. جهادعلی ما را از دور دیده بود و سپرده بود برایمان چای و نان داغ ساجی و کره محلی حاضر کنند.

,

با سختی به چشمه رسیدیم؛ آنقدر آب خوردیم که جایی برای چای و نان و کره باقی نگذاشتیم. حالمان که جا آمد تا رسیدن به کوهدشت سه ساعت دیگر راه در پیش بود.

,

بعدها شنیدم نماینده ی یونسکو برای ثبت جهانی ژئو پارک شیرز به آنجا رفته، خوشحال شدم و خستگی ام بیرون رفت.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه