شاخص مازندران، همان مشعل شمال است؛
هفدهمین غروب خورشیدی که شعلههای فروزان هدایتش همچنان پرفروغ است
زاهد سادهزیستی که وجودش مالامال از اخلاص و عشق به اهل بیت رسولالله(ص) بود، خالصانه در خدمت به مردم از هیچ کوششی فروگذار نبود و در رفع آلام جامعه، دغدغه همیشگی داشت و در آخرین لحظات حیاتش نیز نگران هدایت عموم بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، حضرت آیتالله حاج شیخ هادی روحانی، آوازه خود را طی سالهای سال با مردم و برای مردم بودن به آنچنان درجه اعلا و بلندی رسانده بود که محبوب قلوب مازندرانیها شد و برای این مردم، الگویی از تعهد و دینداری و وفاداری به ارزشهای ناب اسلامی و ملتزم به ولیفقیه و مجاهد فی سبیلالله بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,وجودش کانون امید مردم و در طوقش حزبالهیها و جوانان وارسته و پرنشاط خیمه زده بودند و از ارشادات و هدایتهایش بهره میبردند. در فداکاری برای اسلام و انقلاب پیشگام بود و حتی در اهدای خون نیز، بر فرهنگسازی کار خیر و انجام آن، خود پیشقدم بود.
قبل از انقلاب
در روستای کَلِهبَست از توابع شهرستان بابلسر به دنیا آمد. پدرش واعظ و ذاکر اهلبیت(ع) و به شغل کشاورزی مشغول بود. پدرش را در سن ۵ سالگی از دست داد. وی در ۷ سالگی به مکتبخانه رفت اما به دلیل تنگدستی تا بیش از کلاس سوم ادامه نداد و به کار در نانوایی و کشاورزی مشغول شد.
وی در حوزههای علمیه قم و مشهد پس از طی سطوح عالیه، در درس خارج فقه و فلسفه زیر نظر اساتیدی چون آیتاللهالعظمی بروجردی، آیتالله خمینی، ادیب نیشابوری، امام موسی صدر، آیتالله حاج میرزا احمد مدرس، استاد میرزا جوادآقا تهرانی، شهابالدین مرعشی نجفی حاضر شد.
بعد از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، وی از سوی رهبر ایران به نمایندگی ولیفقیه در مازندران و امام جمعه شهرستان بابل انتخاب شد. اولین نماز جمعه استان در ۱۸ آبان ۱۳۵۸ به امامت وی در بابل برگزار شد.
پس از تشکیل مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۶۱، او در دورههای اول و دوم و سوم نماینده مردم مازندران در این مجلس بود. او در سن ۷۶ سالگی در ۲۱ مهر ۱۳۷۸ درگذشت.
زندگی و اندیشه سیاسی
آیت الله روحانی موضعگیری سیاسیاش بر مبنای ایمان بود، برای گوشه ایی از مبارزات ایشان کافی است به گزارشات سواک اشاره شود.
آیت الله ایازی در مورد ایشان گفته بود: آیت الله روحانی به مسائل سیاسی واقف بود، شرق و غرب را مطالعه میکرد، منحرفین را میشناخت. ایشان و خانواده محترمشان بسیار فشار و سختی از جانب ساواک تحمل کردند از تهدید و بازررسی سرزده گرفته تا زندانی شدن ایشان در زندان تهران.
مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی در مورد ایشان می فرمودند: آقای شیخ هادی روحانی اکسیر و کیمیاست او آزاد است و می خواهد آزاد زندگی کند.
همچنان که ایشان با اخلاص مبارزه میکردند مردم نیز بسیار مشتاق ایشان بودند چنانکه در جریان زندانی شدن ایشان، بازار بابل، امیرکلا و بابلسر را تعطیل کردند و نیز علماء در مسجد کاظم بیک بابل تحصن کردند.
شیوه های مبارزاتی ایشان به صورت تیتر وار
- ترویج مرجعیت امام خمینی(ره)
- توزیع گسترده رساله امام خمینی (این کار به شدت ممنوع و خطرناک بود)
- وعظ وخطابه های آتشین علیه دستگاه پهلوی(سرانجام ایشان ممنوع المنبر و ممنوع الخروج شدند) که حتی در زندان هم به مبارز خود ادامه دادند.
خدمات
خدمات ایشان نه در محدوده زمانی خاص میگنجد و نه در محدوده مکانی خاص، هم به قبل انقلاب بر میگردد و هم به بعد از آن، هم در داخل استان و هم به خارج از آن مربوط میشود که به نمونههایی از آن اشاره میشود.
نگرانی در توسعه استان و تلاش ایشان برای توسعه استان از اهم نگرانی وی بود. ایشان به فکر مشکلات مردم بودند اکبری(فرماندار وقت بابل) در همین خصوص میگوید: معظمله در مورد خدمات عمرانی بسیار حساس بودند و در زمانی که بنده در خدمت مردم بابل بودم ایشان با وجود جایگاه رفیع، با بنده تماس میگرفتند و رهنمود میدادند.
بارها پشت خط تلفن منتظر میماندند تا جهت ایجاد رفاه مردم تذکرات و رهنمودهایی را بدهند. در صورتی که رسم نیست مقام مافوق پشت خط مقام مادون بایستد و اینجانب بسیار شرمنده میشدم، دلسوزانه و باجگری سوخته و دردمندانه دنبال کار مردم بودند. شب و روز برای او فرق نمیکرد، زمان نمیشناخت. با همه گرفتاریهایی که داشت در خدمت مردم و انقلاب و نهضت بود و براستی خستگی را خسته کرده بود.
برخی از خدمات ایشان که با پیگیری و توجه ویژه ایشان انجام شد:
پل کلهبست، بازسازی مدرسه صدر، خدمات فرهنگی بسیار مثل احداث مسجد در روستای سوته، کمک به زلزلهزدگان طبس قبل انقلاب، مبارزه با مفاسد اجتماعی، بازسازی سوسنگرد بعد از جنگ، کمک به سیلزدگان نکاء، تفقد از معلولین و بیماران، پروژه کشتارگاه صنعتی، احداث پل موزیرج در ورودی شهر بابل بر روی بابلرود.
علاوه بر اقدامات ذکر شده، آیت الله روحانی آن پیر بیادعا اما پر تلاش، نسبت به مسائل مختلف جامعه از جمله اشتغال جوانان نگرانی خاصی داشتند و برای رفع دغدغه، جلساتی را با حضور استاندار و مدیران عامل بانکهای ملی، صادرات، ملت و کشاورزی تشکیل میداد تا مشکلات و معضلات حاکم بر جامعه به خصوص اشتغالزایی جوانان مورد پیگیری قرار گیرد.
ولایت و رهبری
عشق به اهل بیت
ایشان ذکر مصیبت اهلبیت(ع) را بالحن خاصی که داشتند چنان از روی اعتقاد و باور قلبی بیان میکردند که تاثیر خاصی روی شنونده میگذاشت. حجتالاسلام علیرضا سلیمانی مدرس حوزه علمیه در همین مورد میگوید:
وقتی در آخر منبر ذکر مصیبت اهلبیت(ع) را شروع میفرمود احساس میکردیم که از خود منقطع شدیم و در روح ما تصرف شده است. روضه ایشان با لحن خاصی که داشت هر شنونده ای را سخت تحت تاثیر قرار میداد و به شدت منقلب میکرد، به طوری که ما منتظر بودیم تا مصیبت شروع شود و وقتی به اوج مصیبت میرسید احساس میکردیم که از خودمان جدا شدیم.
ایشان به شدت با خرافات مبارزه میکردند و نیز اجازه نمیدادند که کسی از اتصال خویش به اهلبیت(ع) سوء استفاده کند.
ارادت مرید نسبت به مراد
آیت الله روحانی به حسب گرایشات قلبی به ارزشهای الهی به جایگاه رفیع تولی و تبری دست یافته و آن را از درون درک کرده بود. او که امام(ره) را مروج راستین اعتقادات دینی و گسترش دهنده حدود و احکام فقه جعفری مییافت، به او عمیقا عشق میورزید.
آیت الله طاهری گرگانی نماینده فقید خبرگان رهبری میفرمود: «ارادت او به امام جدی و قلبی و عملی بود و بعد از امام راحل به مقام معظم رهبری ارادت و اشتیاق ویژه داشت و جزء اولین علمای مازندران بود که مرجعیت آیت الله العظمی خامنه ای را مطرح کرد و با شجاعت و بطور صریح و شفاف نظر خود را ابراز کرد».
آیت الله سیدصابر جباری عضو فقید خبرگان رهبری و امام جمعه بهشهر نیز میفرمود: «ایشان از مدافعان اسلام ناب بودند و از حکومت اسلامی با جدیت دفاع میکردنند و به همین خاطر بارها دستگیر شده و به زندان رفتند. یکی از سنگرداران امین اسلام فقاهتی در منطقه بودند، در مقابل افراط و تفریطهای ناشی از عدم شناخت صحیح از اسلام مقاومت میکردند که مقاومتشان خصوصا قبل از انقلاب بسیار موثر و راهگشا بود.
وی تمام عمر خویش را در راه تقویت دین و حمایت از امام و نهضت و هدایت جوانان صرف کرد. قبل از انقلاب در جلسه ای شاهد بودم عده ای نسبت به امام خیلی کملطفی کردند اما او مردانه از امام دفاع کرد و عشق خود را به امام به اثبات رسانید و پس از انقلاب نیز به مراتب بیشتر از امام خمینی(ره) حمایت می کرد.
خضوع ایشان در مقابل ولایتفقیه چشمگیر بوده و در معرفی مرجعیت مقام معظم رهبری از پیشگامان بودند. یادم می آید روزی جمعی از علما در منزل ما بودند و هر کسی در خصوص مرجعیت بعد از آیت الله اراکی پیشنهاد و نظری میداد ولی ایشان با اشاره به قدرت سیاسی و فقهی آیت العظمی خامنه ای، وی را فردی مقتدر به عنوان مرجع و رهبر بیان میکرد و میگفت جهان شمولی اسلام زمانی تامین میشود که رهبریت اسلامی جهانی شود.»
آقای جواد قائمی میگوید: «روزی حاج آقا روحانی به محضر امام(ره) در قم رسیدند. یکی از علماء نقل میکرد که من در آن روز خدمت امام بودم و مسئول دفتر حضرت امام خدمتشان عرض کرد: آقای روحانی آمدند و میخواهند خدمت شما برسند، با توجه به اینکه حضرت امام جلسه ای هم داشتند فرمودند: کدام روحانی؟ مسئول دفتر عرض کردند: روحانی مازندران، امام با لحن خاصی فرمودند "شیخ هادی خودمان بگویید بیاید داخل و معطلش نکنید"».
پذیرش ولایت مقام معظم رهبری از ناحیه ایشان با اعتقادی راسخ صورت پذیرفت و در این امر تردیدی و تعللی روا نمیداشت و بدون کمترین درنگی در هر فرصت مناسب اعلام وفاداری میکرد.
حضرت آیت الله روحانی در صیانت از حریم ولایتفقیه بسیار هوشیار بود و در این خصوص هرگز مماشات نمیکرد و هیچ عذری را نمیپذیرفت و با بد اندیشان و مفسدهجویان برخورد جدی داشت. او که محور و رکن جامعه اسلامی را ولایت میدانست بر این باور پافشاری و استقامت داشت و اهانت و هتاکی را تحمل نمیکرد و آن را بیپاسخ نمیگذاشت.
در جریان 18 تیرماه 78 ایشان عکس العمل قاطع نشان داد و خواستار راهپیمایی در سراسر استان مازندران شد و مرم نیز راهپیمایی وسیع و پر شوری را در مازندران برگزار کردند.
ایشان دو دوره نماینده مجلس خبرگان رهبری بودند.
دفاعمقدس
پیر پارسا و زندهدل مازندران آرام و قرار نداشت و دائم به فکر جبهه و جنگ بود، با افزایش نیازهای رزمندگان ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ زیر نظر ایشان و همت جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایر نهادها تشکیل شد که حاصل تلاش این ستاد کمکی بالغ بر 4 میلیارد تومان و بیش از بیست کیلو طلاجات و نقره و صدها کامیون اجناس و کالاهای اهدایی مورد نیاز جبهه و تهیه حمام، نانوایی و اتاقعمل سیار و... که هرکس به میزان ایمان و ارادت خود به جبههها کمک و یاری میرساند. ایشان حتی با آن سن بر خود تکلیف دانست که آموزش نظامی را یاد بگیرد. طالب شهادت بود و گاه و بیگاه به خط مقدم جبهه میرفت.
نمازجمعه
اولین نمازجمعه در استان بعد از انقلاب در 18 آبان 1358 به امامت ایشان برگزار و آخرین نماز جمعه ایشان هم در تاریخ 78/2/7 برگزار شد. ایشان نمازجمعه را بسیار جدی میگرفت الزام ایشان به این بود که همیشه به نمازجمعه برسد. مسافرتهای خود را طوری برنامهریزی میکرد که به جمعه نخورد، حتی در زمانی که بیمار بود حتیالمقدور نمازجمعه را از دست نمیداد.
در پایان
ایشان انسانی متواضع، سادهزیست و به بیتالمال حساس بود. در زندگی مادی نیز به پیشوایان دینی اش اقتدا میکرد. در یکی از روزهای سرد زمستان سائلی به خانه ایشان آمده بود ایشان مقداری کمک مالی کرد. آن سائل در خواست کرد اگر لباس کهنه ایی در خانه دارید به من بدهید که هوا خیلی سرد است. ایشان لباسی را که تازه دخترش به درخواست او برایش بافته بود را به آن سائل داد.
حضرت آیتالله هادی روحانی در سالروز شهادت امام هادی(ع) در مورخه 21 مهرماه سال 78 دار فانی را وداع گفت و به معشوق الهی پیوست.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
,
,
, قبل از انقلاب, قبل از انقلاب,
,
,
,
,
,
, بعد از انقلاب, بعد از انقلاب,
,
,
,
,
,
, زندگی و اندیشه سیاسی, زندگی و اندیشه سیاسی,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, شیوه های مبارزاتی ایشان به صورت تیتر وار, شیوه های مبارزاتی ایشان به صورت تیتر وار,
,
,
,
,
,
, خدمات, خدمات,
,
,
,
,
,
,
,
, برخی از خدمات ایشان که با پیگیری و توجه ویژه ایشان انجام شد:, برخی از خدمات ایشان که با پیگیری و توجه ویژه ایشان انجام شد:,
,
,
,
,
,
, ولایت و رهبری, ولایت و رهبری,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ارادت مرید نسبت به مراد, ارادت مرید نسبت به مراد,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, دفاعمقدس, دفاعمقدس,
,
,
,
, نمازجمعه, نمازجمعه,
,
,
,
, در پایان, در پایان,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه