در پی انتشار مطلبی در انتقاد به رفتار سیاسی هاشمی رفسنجانی؛

نشریه دانشجویی «قلم» مورد توبیخ مسئولان فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد قرار گرفت

نشریه دانشجویی «قلم» مورد توبیخ مسئولان فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد قرار گرفت
نشریه دانشجویی قلم ـ از سلسله نشریات مستقل دانشگاه فردوسی مشهد ـ در پی انتشار یادداشتی پیرامون رفتار سیاسی جناب آقای هاشمی رفسنجانی، به علت آنچه که از سوی مسئولین ذیربط این دانشگاه توهین، افترا و نشر اکاذیب عنوان شد، تذکر شفاهی دریافت نمود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فریادها، چندی قبل نشریه دانشجویی مستقل «قلم» که به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بر روی پیشخوان نشریات این دانشگاه قرار می گرفت، مورد توبیخ و هجمه سیاسی برخی از مسئولان قرار گرفته است. محمّدسعید ابراهیمی دانشجوی رشته حقوق و فعال سیاسی دانشجویی که مدیرمسئول و سردبیر این نشریه است، در کانال تلگرامی این نشریه نوشته است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فریادها,

درشت است پاسخ و لیکن درست/ درستی، درشتی نماید نخست

,

صبح امروز نشریه دانشجویی قلم، (از سلسله نشریات مستقل دانشگاه فردوسی مشهد) در پی انتشار یادداشتی پیرامون رفتار سیاسی جناب آقای هاشمی رفسنجانی، به علت آنچه که از سوی مسئولین ذیربط این دانشگاه "توهین"،"افترا" و "نشر اکاذیب" عنوان شد، تذکر شفاهی دریافت نمود. اینجانب نیز به عنوان مدیر مسئول، جهت ادای پاره ای توضیحات به معاونت فرهنگی دانشگاه فراخوانده شدم.

,

شایان ذکر است که مسئولین فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد هنوز نسبت به این احضاریه موضع گیری خاصی نداشته اند. متن نوشته ای که یک فعال سیاسی داشنجویی در این نشریه منتشر کرده و اعتراض مسئولان فرهنگی دانشگاه را درپی داشته، به شرح ذیل است:

,

 

,

تاملی بر مفهوم اشرافیت سیاسی

, تاملی بر مفهوم اشرافیت سیاسی,

برخلاف تصور رایج از مقوله اشرافیت که عمدتا در مسائل اقتصادی از قبیل کاخ نشینی، مانور تجمل و امثال آن خلاصه می شود، اشرافیت به شقوق دیگری نیز منقسم می شود که از آن جمله می توان به «اشرافیت سیاسی» اشاره کرد.

,

به بیان دقیق تر، اشرافیت اصولا مفهومی سیاسی است و به طبقه ای از صاحبان "حق ویژه" در جامعه ی ماقبل مدرن اشاره دارد. گر چه اشراف، نوع خاصی از سبک زندگی و مصرف داشتند، اما این سبک زندگی را مرهون موقعیت سیاسی خویش بوده اند.

,

با اندکی تامل در مشی و منش بنیان گذار جمهوری اسلامی، می توان دریافت که انقلاب اسلامی، ماهیتی ضد اشرافی داشته است و نه تنها "اشرافیتِ حاکم" (رژیم منحوس پهلوی) را نفی می کرد، بلکه "اشرافیت غیر حاکم" و به اصطلاح اپوزوسیون قانونی رژیم از قبیل نهضت آزادی و جبهه ملی و ...نیز که عمق خواسته های مردم را درک نمی کردند و قائل به اصلاحات جزئی به جای انقلاب تمام عیار بودند،با پاسخ مقتضی مردم از قطار انقلاب پیاده شدند.

,

ستایش های بی بدیل خمینی کبیر (ره) از مردم و به ویژه مستضعفین و ترجیح کوخ نشینان بر کاخ نشینان، شاهدمثالِ مدعای فوق است.

,

با این حال روند تحولات پس از انقلاب و خاصّه پس از جنگ تحمیلی، به گونه ای رقم خورد که از شکل گیری نوعی اشرافیت سیاسی خبر می داد. این پدیده توسط برخی از "سابقون انقلاب" شکل گرفت و پیدایش آن ناشی از آن بود که این افراد، بدان علت که خود را در پیروزی انقلاب سهیم می دانستند، انقلاب را ملک طلق خود تصورکرده و برای خود حقی ویژه در ترسیم مسیر پیش روی انقلاب قائل بودند. این طرز فکر نه تنها متضمن به حاشیه راندن مردم از سپهر سیاسی کشور است، بلکه تالی فاسد دیگری نیز دارد و آن اینکه چنانچه برخی از سابقون انقلاب آن را مایملک خود بدانند، خود را محق برای هرنوع دخل و تصرفی در آن خواهند دانست؛ حتی تصمیم درباره ی پایان انقلاب، انقلابی گری و ...

,

همان گونه که از نظر گذشت، پدیده "اشرافیت سیاسی" محصول دولت تکنوکرات سازندگی به ریاست هاشمی رفسنجانی بود. سخن راندن در باب اثبات اشرافی گری هاشمی رفسنجانی (اعم از اشرافیت سیاسی،اقتصادی و...) مصداق بارز توضیحِ واضحات است؛ به گونه ای که تصورِ آن بلادرنگ موجب تصدیق خواهد شد، لیکن برای مستدل بودن نوشتار، به بیان مصادیقی چند از این امر، خواهیم پرداخت.

,

به تصدیق بسیاری از کارشناسان، اعمال و اقوال هاشمی، خاستگاه روانشناسانه دارد و ناشی از نوعی "خودمرکز گرایی" (اگو سنتریسم) می باشد و مواضع وی یا در جهت تثبیت این مرکز گرایی و یا در جهت مقابله با هر آن چیزی است که این امر را به رسمیت نشناخته و چنین جایگاهی را برای وی متصوّر نباشد. شدت و حدّت این احساس خود مرکزگرایی به قدری است که هاشمی در مواردی برای خود نقشی تاثیرگذار تر از حضرت امام (ره) در به ثمر نشستن انقلاب و پیشبرد آن قائل است و حتی در سخنانی مدعی می شود که امام (ره) در برهه ای از زمان قصد دست کشیدن از مبارزه داشتند، ولی وی ایشان را برای ادامه مبارزات انقلابی قانع کرده است.

,

از دیگر سوی، واکنش های ایشان در جهت مقابله با "مرکز زدایی" از وی به گونه ای است که هر کس این مرکزگرایی را به رسمیت نشناسد، مورد شدیدترین عتاب ها و اهانت ها واقع می شود و از این حیث تفاوتی میان اصولگرا و اصلاح طلب و سایر جریان ها وجود ندارد.

,

تجلی عینی این روحیات هاشمی، در اقداماتی از قبیل برنتافتن رای ملت در ادوار مختلف انتخابات، توهین و تمسخر منتقدان و رقبا با القابی چون کلاغ و قاطر، عدم تمکین به قانون، تخریب نهادهای قانونی با اغراض شخصی، اهانت به اقشار کم برخوردار جامعه از جمله روستائیان شریف و... تبلور می یابد. خلقیات نخوت آلودی که اگر نخواهیم از آن با عنوان "تفرعن سیاسی" یاد کنیم، با مسامحه و اغماض باید عنوان "اشرافیت سیاسی" بر آن نهاد.

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه