گفت و گویی با همسر یک روحانی مبلغ:
برکت در زندگی طلبه ها زیاد است/تاثیر دعای مردم در زندگی با خدمت صادقانه در روستاهای محروم
همسر حجت الاسلام زنگویی:درآمد طلبه ها واقعا کم است، زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زن امروز ، تمامی آموزشهای حوزه برای انجام وظیفه اصلی طلاب و روحانیون برای تبلیغ دین است، تلاشهای روحانیت در جامعه مانند اقامه جماعت، تدریس در مراکز غیرحوزوی، تدوین مقاله و کتاب، حضور در کاروانهای تبلیغی در همین قالب، قابل تعریف است اما گروه فراوانی از روحانیون در کنار فعالیتهای متنوع تبلیغی، در طرح روحانی مستقر و یا فعالیتهای سنتی تبلیغ در روزها و ماههای خاص مانند ماه رمضان و محرم انجام وظیفه می کنند، در این میان نقش خانواده و همسر مبلغین در اینگونه فعالیتها مهم است.حضور همسر روحانی در کنارش در مکانی ناآشنا و غالباً محروم همواره بخشی از زندگی یک روحانی مبلغ است و شنیدن اینها از زبان همسر یک مبلغ روحانی میتواند تنها بخشی از این مشکلات را بیان کند. در همایش یاوران تبلیغ استان که از روحانیون و خانواده های آنها به پاس خدمتشان تجلیل شد با همسر یکی از روحانیون مستقر ، که یش از 10 سال است در روستاهای استان تبلیغ می کنند، گفتگویی داشته ایم. آنچه میخوانید حاصل گفتوگوی ما با خانم سیده صدر بیگم رضایی، همسر حجتالاسلام و المسلمین محمد زنگویی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زن امروز, زن امروز, زن امروز,
همسر حجت الاسلام زنگویی در گفتگو با خبرنگار زن امروز گفت: 25 سال است که ازدواج کردیم و حاصل زندگی مان سه فرزند (دو پسر و یک دختر) است یکی از فرزندانم مانند پدرش درس حوزه می خواند و در حوزه قم مشغول تحصیل و تدریس است یکی دیگر از فرزندانم در دانشگاه فرهنگیان مشغول تحصیل است و دخترم نیز که در مدرسه نمونه درس می خواند با توجه به علاقه اش به دوروس معارف با انتخاب خودش در مدرسه علوم و معارف اسلامی صدرا تحصیل می کند.
سیده صدر بیگم رضایی افزود: من از ابتدا با زندگی طلبه ها و روحانیون آشنایی داشتم پدر بزرگهای من و همسرم روحانی بودند و از طرفی من و همسرم اقوام بودیم و خانواده ها از همدیگر شناخت داشتند و ازدواج با روحانی با توجه به محبت و گذشتی که دارد و اغلب آنها اهل دعوا و پرخاشگری نیستند، شیرینی هایی دارد که به سختی هایش می ارزد.
وی اظهار داشت: از همان ابتدای زندگی مراسم و امکانات زندگی مان بسیار ساده بود و هنوز هم اینگونه است. اوایلی که ازدواج کرده بودیم موکتی در خانه داشتیم که هر موقع جارو می کردم چوب های جارو داخل موکت فرو می رفت و گریه ام می گرفت، اما امروز زندگی طلبه ها به خاطر پیشرفت امکانات قدری راحت تر شده است.
رضایی افزود: اولین روستایی که من و همسرم برای طرح روحانی مستقر رفتیم روستای خودمان بود که نزدیک دو سال در روستا همسرم فعالیت داشتند و همزمان به خانواده هایمان هم کمک می کردیم.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: بعد از آنجا 8 سال در روستای سیدان بودیم که امکانات خوبی نداشتیم دو اتاق کاه گلی به ما دادند و وسایلمان را آنجا بردیم، از دست موش ... خلاصی نداشتیم. زمستانها آنقدر سرد بود که تا یک هفته کوچه ها یخبندان بود و ما هم فرزند کوچک داشتیم و مجبور بودم در همان هوای سرد کارهای منزل و شستن ظرف و لباس ها را انجام دهم که به خاطر سردی هوا رماتیسم قلبی گرفتم و چند سال است دریچه قلبم را عوض کردند. البته باوجود تمام سختی هایی که داشتیم اگر مریض نبودم و احتیاجی نبود هر هفته به پزشک مراجعه کنم خدمت در مناطق محروم و دور افتاده را دوست دارم و حاضر بودم به روستاهای دورافتاده برویم.
وی افزود: بعد از سیدان دوسالی در روستای گوکچین مستقر شدیم و بعد هم در مهرشهر و در حال حاضر در حاجی آباد هستیم و همسرم امام جماعت مسجد حاجی آباد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی تاکید کرد: در تمام روستاهایی که همسرم برای تبلیغ و به عنوان روحانی مستقر می رفتند همراهشان بودم و فعالیتهای همسرم بیان احکام و مسائل شرعی و در حد توان هم به مشکلات مردم رسیدگی می کردند. آن زمان مردم روستا درآمد آن چنانی نداشتند و معمولا خودشان مایحتاج زندگی شان را تامین می کردند ما نیز چند راس گوسفند و چند مرغ برای تهیه شیر و تخم مرغ و.. داشتیم و نانوایی هم که در روستا نبود و خودم نان پختن را یاد گرفتم و نان می پختم و در کنار آن خیاطی می کردم و برای زنان روستا گاها لباسی می دوختم. ارتباط ما با اهالی روستا بسیار صمیمی بود و هرکاری از دستم برمی آمد برایشان می کردیم تا جایی که مرا دخترم صدا می زدند و هنوز هم بعد از گذشت سالها با اهالی این روستاها ارتباط و رفت و آمد داریم.
رضایی به نقش همسران روحانیون در بحث تبلیغ اشاره کرد و گفت: برخی از همسران روحانیون خود نیز طلبه هستند اما من درس حوزه نخواندم ولی مطالعات زیادی در موضوعات مختلف دارم و به عنوان مداح و روضه خوان در مجالس زنانه فعالیت می کنم، از طرفی هم در روستهایی که مستقر بودیم خانم ها برای گرفتن مشاوره در زمینه های مختلف به من مراجعه می کردند و معمولا سوالاتی را که خانمها نمی توانند از همسرم بپرسند با من درمیان می گذارند.
وی اظهار داشت: درآمد طلبه ها واقعا کم است و آن سالها که در روستا بودیم همسرم از منبر و کارهایی که انجام می داد درآمدی نداشت و تنها یک بار به او 60 تومان دادند. زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم. اگر برکت نباشد با هزینه هایی که از خرج دارو و درمان و تحصیل فرزندان و مهمان و هزینه های دیگر حقوق کفاف نمی کند و لذا برکت در زندگی طلبه ها زیاد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: همسرم بسیار فرد مهربان و صبوری هستند و چند سالی که من بیمار بودم در رسیدگی به کارهای منزل و فرزندان کمک می کنند، گاهی ممکن است مدت یک هفته برای مراجعه به پزشک به شهر می رفتم و همسرم کارها را انجام می دهند و برای بچه ها غذا طبخ می کنند البته سلیقه شان هم خوب است و غذا را به گونه ای تزیین می کنند تا بچه ها دوست داشته باشند و احساس کمبود از نبودن من نکنند.
رضایی افزود: در تمام این سالها عشق به خدمت در وجود همسرم او را به روستاها و مناطق مختلف کشانده و سختی کشیدن خود انسان را می سازد و همین که مردم دعایی در حق ما می کردند برایم کافی بود و من اثر دعاهای مردم را موقع عمل قلب در زندگی ام مشاهده کردم که با کتاب دعا به اتاق عمل رفته بودم و دکتر می گفت قلب شما آرام بود و برای عمل اذیتی نشدیم. اینها حاصل دعای مردم بوده که با دعاهای آنها قلبم جلا پیدا می کرد.
وی بابیان اینکه یکی از خاطرات شیرینم از روستای سیدان است، اظهار داشت: مردم این روستا،با استعداد و زحمت کش هستند، این خاطره مربوط به زمانی است که پسر بزرگم کلاس دوم دبستان بود، همکلاسی اش به او گفته بود هرکسی از آب اینجا را بخورد، خیلی قوی می شود و قدرت زیادی پیدا می کند و پسرم این موضوع را باور کرده بود.
در پایان همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: تجلیل از روحانیون مستقر در روستاها اقدام خوبی است که از خانواده هاو همسران روحانیون هم یادی می شود، در یکی از همین مراسم ها بود که از همسر یکی از روحانیون به دلیل اسکان دوماهه آنها در خانه روستایی ای که موش داشت، تجلیل شد و من آن لحظه یاد 8 سالی افتادم که در خانه کاه گلی بودیم و هیچ امکاناتی نداشتیم و بعد از دوماه که از آنجا رفتیم و خانه تخریب شد، البته ما اجر این سختی ها را تنها از خدا می خواهیم.
انتهای پیام/
همسر حجت الاسلام زنگویی در گفتگو با خبرنگار زن امروز گفت: 25 سال است که ازدواج کردیم و حاصل زندگی مان سه فرزند (دو پسر و یک دختر) است یکی از فرزندانم مانند پدرش درس حوزه می خواند و در حوزه قم مشغول تحصیل و تدریس است یکی دیگر از فرزندانم در دانشگاه فرهنگیان مشغول تحصیل است و دخترم نیز که در مدرسه نمونه درس می خواند با توجه به علاقه اش به دوروس معارف با انتخاب خودش در مدرسه علوم و معارف اسلامی صدرا تحصیل می کند.
سیده صدر بیگم رضایی افزود: من از ابتدا با زندگی طلبه ها و روحانیون آشنایی داشتم پدر بزرگهای من و همسرم روحانی بودند و از طرفی من و همسرم اقوام بودیم و خانواده ها از همدیگر شناخت داشتند و ازدواج با روحانی با توجه به محبت و گذشتی که دارد و اغلب آنها اهل دعوا و پرخاشگری نیستند، شیرینی هایی دارد که به سختی هایش می ارزد.
وی اظهار داشت: از همان ابتدای زندگی مراسم و امکانات زندگی مان بسیار ساده بود و هنوز هم اینگونه است. اوایلی که ازدواج کرده بودیم موکتی در خانه داشتیم که هر موقع جارو می کردم چوب های جارو داخل موکت فرو می رفت و گریه ام می گرفت، اما امروز زندگی طلبه ها به خاطر پیشرفت امکانات قدری راحت تر شده است.
رضایی افزود: اولین روستایی که من و همسرم برای طرح روحانی مستقر رفتیم روستای خودمان بود که نزدیک دو سال در روستا همسرم فعالیت داشتند و همزمان به خانواده هایمان هم کمک می کردیم.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: بعد از آنجا 8 سال در روستای سیدان بودیم که امکانات خوبی نداشتیم دو اتاق کاه گلی به ما دادند و وسایلمان را آنجا بردیم، از دست موش ... خلاصی نداشتیم. زمستانها آنقدر سرد بود که تا یک هفته کوچه ها یخبندان بود و ما هم فرزند کوچک داشتیم و مجبور بودم در همان هوای سرد کارهای منزل و شستن ظرف و لباس ها را انجام دهم که به خاطر سردی هوا رماتیسم قلبی گرفتم و چند سال است دریچه قلبم را عوض کردند. البته باوجود تمام سختی هایی که داشتیم اگر مریض نبودم و احتیاجی نبود هر هفته به پزشک مراجعه کنم خدمت در مناطق محروم و دور افتاده را دوست دارم و حاضر بودم به روستاهای دورافتاده برویم.
وی افزود: بعد از سیدان دوسالی در روستای گوکچین مستقر شدیم و بعد هم در مهرشهر و در حال حاضر در حاجی آباد هستیم و همسرم امام جماعت مسجد حاجی آباد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی تاکید کرد: در تمام روستاهایی که همسرم برای تبلیغ و به عنوان روحانی مستقر می رفتند همراهشان بودم و فعالیتهای همسرم بیان احکام و مسائل شرعی و در حد توان هم به مشکلات مردم رسیدگی می کردند. آن زمان مردم روستا درآمد آن چنانی نداشتند و معمولا خودشان مایحتاج زندگی شان را تامین می کردند ما نیز چند راس گوسفند و چند مرغ برای تهیه شیر و تخم مرغ و.. داشتیم و نانوایی هم که در روستا نبود و خودم نان پختن را یاد گرفتم و نان می پختم و در کنار آن خیاطی می کردم و برای زنان روستا گاها لباسی می دوختم. ارتباط ما با اهالی روستا بسیار صمیمی بود و هرکاری از دستم برمی آمد برایشان می کردیم تا جایی که مرا دخترم صدا می زدند و هنوز هم بعد از گذشت سالها با اهالی این روستاها ارتباط و رفت و آمد داریم.
رضایی به نقش همسران روحانیون در بحث تبلیغ اشاره کرد و گفت: برخی از همسران روحانیون خود نیز طلبه هستند اما من درس حوزه نخواندم ولی مطالعات زیادی در موضوعات مختلف دارم و به عنوان مداح و روضه خوان در مجالس زنانه فعالیت می کنم، از طرفی هم در روستهایی که مستقر بودیم خانم ها برای گرفتن مشاوره در زمینه های مختلف به من مراجعه می کردند و معمولا سوالاتی را که خانمها نمی توانند از همسرم بپرسند با من درمیان می گذارند.
وی اظهار داشت: درآمد طلبه ها واقعا کم است و آن سالها که در روستا بودیم همسرم از منبر و کارهایی که انجام می داد درآمدی نداشت و تنها یک بار به او 60 تومان دادند. زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم. اگر برکت نباشد با هزینه هایی که از خرج دارو و درمان و تحصیل فرزندان و مهمان و هزینه های دیگر حقوق کفاف نمی کند و لذا برکت در زندگی طلبه ها زیاد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: همسرم بسیار فرد مهربان و صبوری هستند و چند سالی که من بیمار بودم در رسیدگی به کارهای منزل و فرزندان کمک می کنند، گاهی ممکن است مدت یک هفته برای مراجعه به پزشک به شهر می رفتم و همسرم کارها را انجام می دهند و برای بچه ها غذا طبخ می کنند البته سلیقه شان هم خوب است و غذا را به گونه ای تزیین می کنند تا بچه ها دوست داشته باشند و احساس کمبود از نبودن من نکنند.
رضایی افزود: در تمام این سالها عشق به خدمت در وجود همسرم او را به روستاها و مناطق مختلف کشانده و سختی کشیدن خود انسان را می سازد و همین که مردم دعایی در حق ما می کردند برایم کافی بود و من اثر دعاهای مردم را موقع عمل قلب در زندگی ام مشاهده کردم که با کتاب دعا به اتاق عمل رفته بودم و دکتر می گفت قلب شما آرام بود و برای عمل اذیتی نشدیم. اینها حاصل دعای مردم بوده که با دعاهای آنها قلبم جلا پیدا می کرد.
وی بابیان اینکه یکی از خاطرات شیرینم از روستای سیدان است، اظهار داشت: مردم این روستا،با استعداد و زحمت کش هستند، این خاطره مربوط به زمانی است که پسر بزرگم کلاس دوم دبستان بود، همکلاسی اش به او گفته بود هرکسی از آب اینجا را بخورد، خیلی قوی می شود و قدرت زیادی پیدا می کند و پسرم این موضوع را باور کرده بود.
در پایان همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: تجلیل از روحانیون مستقر در روستاها اقدام خوبی است که از خانواده هاو همسران روحانیون هم یادی می شود، در یکی از همین مراسم ها بود که از همسر یکی از روحانیون به دلیل اسکان دوماهه آنها در خانه روستایی ای که موش داشت، تجلیل شد و من آن لحظه یاد 8 سالی افتادم که در خانه کاه گلی بودیم و هیچ امکاناتی نداشتیم و بعد از دوماه که از آنجا رفتیم و خانه تخریب شد، البته ما اجر این سختی ها را تنها از خدا می خواهیم.
انتهای پیام/
همسر حجت الاسلام زنگویی در گفتگو با خبرنگار زن امروز گفت: 25 سال است که ازدواج کردیم و حاصل زندگی مان سه فرزند (دو پسر و یک دختر) است یکی از فرزندانم مانند پدرش درس حوزه می خواند و در حوزه قم مشغول تحصیل و تدریس است یکی دیگر از فرزندانم در دانشگاه فرهنگیان مشغول تحصیل است و دخترم نیز که در مدرسه نمونه درس می خواند با توجه به علاقه اش به دوروس معارف با انتخاب خودش در مدرسه علوم و معارف اسلامی صدرا تحصیل می کند.
سیده صدر بیگم رضایی افزود: من از ابتدا با زندگی طلبه ها و روحانیون آشنایی داشتم پدر بزرگهای من و همسرم روحانی بودند و از طرفی من و همسرم اقوام بودیم و خانواده ها از همدیگر شناخت داشتند و ازدواج با روحانی با توجه به محبت و گذشتی که دارد و اغلب آنها اهل دعوا و پرخاشگری نیستند، شیرینی هایی دارد که به سختی هایش می ارزد.
وی اظهار داشت: از همان ابتدای زندگی مراسم و امکانات زندگی مان بسیار ساده بود و هنوز هم اینگونه است. اوایلی که ازدواج کرده بودیم موکتی در خانه داشتیم که هر موقع جارو می کردم چوب های جارو داخل موکت فرو می رفت و گریه ام می گرفت، اما امروز زندگی طلبه ها به خاطر پیشرفت امکانات قدری راحت تر شده است.
رضایی افزود: اولین روستایی که من و همسرم برای طرح روحانی مستقر رفتیم روستای خودمان بود که نزدیک دو سال در روستا همسرم فعالیت داشتند و همزمان به خانواده هایمان هم کمک می کردیم.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: بعد از آنجا 8 سال در روستای سیدان بودیم که امکانات خوبی نداشتیم دو اتاق کاه گلی به ما دادند و وسایلمان را آنجا بردیم، از دست موش ... خلاصی نداشتیم. زمستانها آنقدر سرد بود که تا یک هفته کوچه ها یخبندان بود و ما هم فرزند کوچک داشتیم و مجبور بودم در همان هوای سرد کارهای منزل و شستن ظرف و لباس ها را انجام دهم که به خاطر سردی هوا رماتیسم قلبی گرفتم و چند سال است دریچه قلبم را عوض کردند. البته باوجود تمام سختی هایی که داشتیم اگر مریض نبودم و احتیاجی نبود هر هفته به پزشک مراجعه کنم خدمت در مناطق محروم و دور افتاده را دوست دارم و حاضر بودم به روستاهای دورافتاده برویم.
وی افزود: بعد از سیدان دوسالی در روستای گوکچین مستقر شدیم و بعد هم در مهرشهر و در حال حاضر در حاجی آباد هستیم و همسرم امام جماعت مسجد حاجی آباد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی تاکید کرد: در تمام روستاهایی که همسرم برای تبلیغ و به عنوان روحانی مستقر می رفتند همراهشان بودم و فعالیتهای همسرم بیان احکام و مسائل شرعی و در حد توان هم به مشکلات مردم رسیدگی می کردند. آن زمان مردم روستا درآمد آن چنانی نداشتند و معمولا خودشان مایحتاج زندگی شان را تامین می کردند ما نیز چند راس گوسفند و چند مرغ برای تهیه شیر و تخم مرغ و.. داشتیم و نانوایی هم که در روستا نبود و خودم نان پختن را یاد گرفتم و نان می پختم و در کنار آن خیاطی می کردم و برای زنان روستا گاها لباسی می دوختم. ارتباط ما با اهالی روستا بسیار صمیمی بود و هرکاری از دستم برمی آمد برایشان می کردیم تا جایی که مرا دخترم صدا می زدند و هنوز هم بعد از گذشت سالها با اهالی این روستاها ارتباط و رفت و آمد داریم.
رضایی به نقش همسران روحانیون در بحث تبلیغ اشاره کرد و گفت: برخی از همسران روحانیون خود نیز طلبه هستند اما من درس حوزه نخواندم ولی مطالعات زیادی در موضوعات مختلف دارم و به عنوان مداح و روضه خوان در مجالس زنانه فعالیت می کنم، از طرفی هم در روستهایی که مستقر بودیم خانم ها برای گرفتن مشاوره در زمینه های مختلف به من مراجعه می کردند و معمولا سوالاتی را که خانمها نمی توانند از همسرم بپرسند با من درمیان می گذارند.
وی اظهار داشت: درآمد طلبه ها واقعا کم است و آن سالها که در روستا بودیم همسرم از منبر و کارهایی که انجام می داد درآمدی نداشت و تنها یک بار به او 60 تومان دادند. زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم. اگر برکت نباشد با هزینه هایی که از خرج دارو و درمان و تحصیل فرزندان و مهمان و هزینه های دیگر حقوق کفاف نمی کند و لذا برکت در زندگی طلبه ها زیاد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: همسرم بسیار فرد مهربان و صبوری هستند و چند سالی که من بیمار بودم در رسیدگی به کارهای منزل و فرزندان کمک می کنند، گاهی ممکن است مدت یک هفته برای مراجعه به پزشک به شهر می رفتم و همسرم کارها را انجام می دهند و برای بچه ها غذا طبخ می کنند البته سلیقه شان هم خوب است و غذا را به گونه ای تزیین می کنند تا بچه ها دوست داشته باشند و احساس کمبود از نبودن من نکنند.
رضایی افزود: در تمام این سالها عشق به خدمت در وجود همسرم او را به روستاها و مناطق مختلف کشانده و سختی کشیدن خود انسان را می سازد و همین که مردم دعایی در حق ما می کردند برایم کافی بود و من اثر دعاهای مردم را موقع عمل قلب در زندگی ام مشاهده کردم که با کتاب دعا به اتاق عمل رفته بودم و دکتر می گفت قلب شما آرام بود و برای عمل اذیتی نشدیم. اینها حاصل دعای مردم بوده که با دعاهای آنها قلبم جلا پیدا می کرد.
وی بابیان اینکه یکی از خاطرات شیرینم از روستای سیدان است، اظهار داشت: مردم این روستا،با استعداد و زحمت کش هستند، این خاطره مربوط به زمانی است که پسر بزرگم کلاس دوم دبستان بود، همکلاسی اش به او گفته بود هرکسی از آب اینجا را بخورد، خیلی قوی می شود و قدرت زیادی پیدا می کند و پسرم این موضوع را باور کرده بود.
در پایان همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: تجلیل از روحانیون مستقر در روستاها اقدام خوبی است که از خانواده هاو همسران روحانیون هم یادی می شود، در یکی از همین مراسم ها بود که از همسر یکی از روحانیون به دلیل اسکان دوماهه آنها در خانه روستایی ای که موش داشت، تجلیل شد و من آن لحظه یاد 8 سالی افتادم که در خانه کاه گلی بودیم و هیچ امکاناتی نداشتیم و بعد از دوماه که از آنجا رفتیم و خانه تخریب شد، البته ما اجر این سختی ها را تنها از خدا می خواهیم.
انتهای پیام/
همسر حجت الاسلام زنگویی در گفتگو با خبرنگار زن امروز گفت: 25 سال است که ازدواج کردیم و حاصل زندگی مان سه فرزند (دو پسر و یک دختر) است یکی از فرزندانم مانند پدرش درس حوزه می خواند و در حوزه قم مشغول تحصیل و تدریس است یکی دیگر از فرزندانم در دانشگاه فرهنگیان مشغول تحصیل است و دخترم نیز که در مدرسه نمونه درس می خواند با توجه به علاقه اش به دوروس معارف با انتخاب خودش در مدرسه علوم و معارف اسلامی صدرا تحصیل می کند.
سیده صدر بیگم رضایی افزود: من از ابتدا با زندگی طلبه ها و روحانیون آشنایی داشتم پدر بزرگهای من و همسرم روحانی بودند و از طرفی من و همسرم اقوام بودیم و خانواده ها از همدیگر شناخت داشتند و ازدواج با روحانی با توجه به محبت و گذشتی که دارد و اغلب آنها اهل دعوا و پرخاشگری نیستند، شیرینی هایی دارد که به سختی هایش می ارزد.
وی اظهار داشت: از همان ابتدای زندگی مراسم و امکانات زندگی مان بسیار ساده بود و هنوز هم اینگونه است. اوایلی که ازدواج کرده بودیم موکتی در خانه داشتیم که هر موقع جارو می کردم چوب های جارو داخل موکت فرو می رفت و گریه ام می گرفت، اما امروز زندگی طلبه ها به خاطر پیشرفت امکانات قدری راحت تر شده است.
رضایی افزود: اولین روستایی که من و همسرم برای طرح روحانی مستقر رفتیم روستای خودمان بود که نزدیک دو سال در روستا همسرم فعالیت داشتند و همزمان به خانواده هایمان هم کمک می کردیم.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: بعد از آنجا 8 سال در روستای سیدان بودیم که امکانات خوبی نداشتیم دو اتاق کاه گلی به ما دادند و وسایلمان را آنجا بردیم، از دست موش ... خلاصی نداشتیم. زمستانها آنقدر سرد بود که تا یک هفته کوچه ها یخبندان بود و ما هم فرزند کوچک داشتیم و مجبور بودم در همان هوای سرد کارهای منزل و شستن ظرف و لباس ها را انجام دهم که به خاطر سردی هوا رماتیسم قلبی گرفتم و چند سال است دریچه قلبم را عوض کردند. البته باوجود تمام سختی هایی که داشتیم اگر مریض نبودم و احتیاجی نبود هر هفته به پزشک مراجعه کنم خدمت در مناطق محروم و دور افتاده را دوست دارم و حاضر بودم به روستاهای دورافتاده برویم.
وی افزود: بعد از سیدان دوسالی در روستای گوکچین مستقر شدیم و بعد هم در مهرشهر و در حال حاضر در حاجی آباد هستیم و همسرم امام جماعت مسجد حاجی آباد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی تاکید کرد: در تمام روستاهایی که همسرم برای تبلیغ و به عنوان روحانی مستقر می رفتند همراهشان بودم و فعالیتهای همسرم بیان احکام و مسائل شرعی و در حد توان هم به مشکلات مردم رسیدگی می کردند. آن زمان مردم روستا درآمد آن چنانی نداشتند و معمولا خودشان مایحتاج زندگی شان را تامین می کردند ما نیز چند راس گوسفند و چند مرغ برای تهیه شیر و تخم مرغ و.. داشتیم و نانوایی هم که در روستا نبود و خودم نان پختن را یاد گرفتم و نان می پختم و در کنار آن خیاطی می کردم و برای زنان روستا گاها لباسی می دوختم. ارتباط ما با اهالی روستا بسیار صمیمی بود و هرکاری از دستم برمی آمد برایشان می کردیم تا جایی که مرا دخترم صدا می زدند و هنوز هم بعد از گذشت سالها با اهالی این روستاها ارتباط و رفت و آمد داریم.
رضایی به نقش همسران روحانیون در بحث تبلیغ اشاره کرد و گفت: برخی از همسران روحانیون خود نیز طلبه هستند اما من درس حوزه نخواندم ولی مطالعات زیادی در موضوعات مختلف دارم و به عنوان مداح و روضه خوان در مجالس زنانه فعالیت می کنم، از طرفی هم در روستهایی که مستقر بودیم خانم ها برای گرفتن مشاوره در زمینه های مختلف به من مراجعه می کردند و معمولا سوالاتی را که خانمها نمی توانند از همسرم بپرسند با من درمیان می گذارند.
وی اظهار داشت: درآمد طلبه ها واقعا کم است و آن سالها که در روستا بودیم همسرم از منبر و کارهایی که انجام می داد درآمدی نداشت و تنها یک بار به او 60 تومان دادند. زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم. اگر برکت نباشد با هزینه هایی که از خرج دارو و درمان و تحصیل فرزندان و مهمان و هزینه های دیگر حقوق کفاف نمی کند و لذا برکت در زندگی طلبه ها زیاد است.
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: همسرم بسیار فرد مهربان و صبوری هستند و چند سالی که من بیمار بودم در رسیدگی به کارهای منزل و فرزندان کمک می کنند، گاهی ممکن است مدت یک هفته برای مراجعه به پزشک به شهر می رفتم و همسرم کارها را انجام می دهند و برای بچه ها غذا طبخ می کنند البته سلیقه شان هم خوب است و غذا را به گونه ای تزیین می کنند تا بچه ها دوست داشته باشند و احساس کمبود از نبودن من نکنند.
رضایی افزود: در تمام این سالها عشق به خدمت در وجود همسرم او را به روستاها و مناطق مختلف کشانده و سختی کشیدن خود انسان را می سازد و همین که مردم دعایی در حق ما می کردند برایم کافی بود و من اثر دعاهای مردم را موقع عمل قلب در زندگی ام مشاهده کردم که با کتاب دعا به اتاق عمل رفته بودم و دکتر می گفت قلب شما آرام بود و برای عمل اذیتی نشدیم. اینها حاصل دعای مردم بوده که با دعاهای آنها قلبم جلا پیدا می کرد.
وی بابیان اینکه یکی از خاطرات شیرینم از روستای سیدان است، اظهار داشت: مردم این روستا،با استعداد و زحمت کش هستند، این خاطره مربوط به زمانی است که پسر بزرگم کلاس دوم دبستان بود، همکلاسی اش به او گفته بود هرکسی از آب اینجا را بخورد، خیلی قوی می شود و قدرت زیادی پیدا می کند و پسرم این موضوع را باور کرده بود.
در پایان همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: تجلیل از روحانیون مستقر در روستاها اقدام خوبی است که از خانواده هاو همسران روحانیون هم یادی می شود، در یکی از همین مراسم ها بود که از همسر یکی از روحانیون به دلیل اسکان دوماهه آنها در خانه روستایی ای که موش داشت، تجلیل شد و من آن لحظه یاد 8 سالی افتادم که در خانه کاه گلی بودیم و هیچ امکاناتی نداشتیم و بعد از دوماه که از آنجا رفتیم و خانه تخریب شد، البته ما اجر این سختی ها را تنها از خدا می خواهیم.
انتهای پیام/
,
,
همسر حجت الاسلام زنگویی در گفتگو با خبرنگار زن امروز گفت: 25 سال است که ازدواج کردیم و حاصل زندگی مان سه فرزند (دو پسر و یک دختر) است یکی از فرزندانم مانند پدرش درس حوزه می خواند و در حوزه قم مشغول تحصیل و تدریس است یکی دیگر از فرزندانم در دانشگاه فرهنگیان مشغول تحصیل است و دخترم نیز که در مدرسه نمونه درس می خواند با توجه به علاقه اش به دوروس معارف با انتخاب خودش در مدرسه علوم و معارف اسلامی صدرا تحصیل می کند.
, زن امروز,,
,
سیده صدر بیگم رضایی افزود: من از ابتدا با زندگی طلبه ها و روحانیون آشنایی داشتم پدر بزرگهای من و همسرم روحانی بودند و از طرفی من و همسرم اقوام بودیم و خانواده ها از همدیگر شناخت داشتند و ازدواج با روحانی با توجه به محبت و گذشتی که دارد و اغلب آنها اهل دعوا و پرخاشگری نیستند، شیرینی هایی دارد که به سختی هایش می ارزد.
,,
,
وی اظهار داشت: از همان ابتدای زندگی مراسم و امکانات زندگی مان بسیار ساده بود و هنوز هم اینگونه است. اوایلی که ازدواج کرده بودیم موکتی در خانه داشتیم که هر موقع جارو می کردم چوب های جارو داخل موکت فرو می رفت و گریه ام می گرفت، اما امروز زندگی طلبه ها به خاطر پیشرفت امکانات قدری راحت تر شده است.
,,
,
رضایی افزود: اولین روستایی که من و همسرم برای طرح روحانی مستقر رفتیم روستای خودمان بود که نزدیک دو سال در روستا همسرم فعالیت داشتند و همزمان به خانواده هایمان هم کمک می کردیم.
,,
,
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: بعد از آنجا 8 سال در روستای سیدان بودیم که امکانات خوبی نداشتیم دو اتاق کاه گلی به ما دادند و وسایلمان را آنجا بردیم، از دست موش ... خلاصی نداشتیم. زمستانها آنقدر سرد بود که تا یک هفته کوچه ها یخبندان بود و ما هم فرزند کوچک داشتیم و مجبور بودم در همان هوای سرد کارهای منزل و شستن ظرف و لباس ها را انجام دهم که به خاطر سردی هوا رماتیسم قلبی گرفتم و چند سال است دریچه قلبم را عوض کردند. البته باوجود تمام سختی هایی که داشتیم اگر مریض نبودم و احتیاجی نبود هر هفته به پزشک مراجعه کنم خدمت در مناطق محروم و دور افتاده را دوست دارم و حاضر بودم به روستاهای دورافتاده برویم.
,,
,
وی افزود: بعد از سیدان دوسالی در روستای گوکچین مستقر شدیم و بعد هم در مهرشهر و در حال حاضر در حاجی آباد هستیم و همسرم امام جماعت مسجد حاجی آباد است.
,,
,
همسر حجت الاسلام زنگویی تاکید کرد: در تمام روستاهایی که همسرم برای تبلیغ و به عنوان روحانی مستقر می رفتند همراهشان بودم و فعالیتهای همسرم بیان احکام و مسائل شرعی و در حد توان هم به مشکلات مردم رسیدگی می کردند. آن زمان مردم روستا درآمد آن چنانی نداشتند و معمولا خودشان مایحتاج زندگی شان را تامین می کردند ما نیز چند راس گوسفند و چند مرغ برای تهیه شیر و تخم مرغ و.. داشتیم و نانوایی هم که در روستا نبود و خودم نان پختن را یاد گرفتم و نان می پختم و در کنار آن خیاطی می کردم و برای زنان روستا گاها لباسی می دوختم. ارتباط ما با اهالی روستا بسیار صمیمی بود و هرکاری از دستم برمی آمد برایشان می کردیم تا جایی که مرا دخترم صدا می زدند و هنوز هم بعد از گذشت سالها با اهالی این روستاها ارتباط و رفت و آمد داریم.
,,
,
رضایی به نقش همسران روحانیون در بحث تبلیغ اشاره کرد و گفت: برخی از همسران روحانیون خود نیز طلبه هستند اما من درس حوزه نخواندم ولی مطالعات زیادی در موضوعات مختلف دارم و به عنوان مداح و روضه خوان در مجالس زنانه فعالیت می کنم، از طرفی هم در روستهایی که مستقر بودیم خانم ها برای گرفتن مشاوره در زمینه های مختلف به من مراجعه می کردند و معمولا سوالاتی را که خانمها نمی توانند از همسرم بپرسند با من درمیان می گذارند.
,,
,
,
,
وی اظهار داشت: درآمد طلبه ها واقعا کم است و آن سالها که در روستا بودیم همسرم از منبر و کارهایی که انجام می داد درآمدی نداشت و تنها یک بار به او 60 تومان دادند. زندگی طلبه ها با قناعت و برکت اداره می شود و در زندگی سعی کردم از حضرت فاطمه زهرا (س) الگو بگیرم و ساده و قانع باشم. اگر برکت نباشد با هزینه هایی که از خرج دارو و درمان و تحصیل فرزندان و مهمان و هزینه های دیگر حقوق کفاف نمی کند و لذا برکت در زندگی طلبه ها زیاد است.
,,
,
,
,
همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: همسرم بسیار فرد مهربان و صبوری هستند و چند سالی که من بیمار بودم در رسیدگی به کارهای منزل و فرزندان کمک می کنند، گاهی ممکن است مدت یک هفته برای مراجعه به پزشک به شهر می رفتم و همسرم کارها را انجام می دهند و برای بچه ها غذا طبخ می کنند البته سلیقه شان هم خوب است و غذا را به گونه ای تزیین می کنند تا بچه ها دوست داشته باشند و احساس کمبود از نبودن من نکنند.
,,
,
,
رضایی افزود: در تمام این سالها عشق به خدمت در وجود همسرم او را به روستاها و مناطق مختلف کشانده و سختی کشیدن خود انسان را می سازد و همین که مردم دعایی در حق ما می کردند برایم کافی بود و من اثر دعاهای مردم را موقع عمل قلب در زندگی ام مشاهده کردم که با کتاب دعا به اتاق عمل رفته بودم و دکتر می گفت قلب شما آرام بود و برای عمل اذیتی نشدیم. اینها حاصل دعای مردم بوده که با دعاهای آنها قلبم جلا پیدا می کرد.
,,
,
,
وی بابیان اینکه یکی از خاطرات شیرینم از روستای سیدان است، اظهار داشت: مردم این روستا،با استعداد و زحمت کش هستند، این خاطره مربوط به زمانی است که پسر بزرگم کلاس دوم دبستان بود، همکلاسی اش به او گفته بود هرکسی از آب اینجا را بخورد، خیلی قوی می شود و قدرت زیادی پیدا می کند و پسرم این موضوع را باور کرده بود.
,,
,
,
در پایان همسر حجت الاسلام زنگویی گفت: تجلیل از روحانیون مستقر در روستاها اقدام خوبی است که از خانواده هاو همسران روحانیون هم یادی می شود، در یکی از همین مراسم ها بود که از همسر یکی از روحانیون به دلیل اسکان دوماهه آنها در خانه روستایی ای که موش داشت، تجلیل شد و من آن لحظه یاد 8 سالی افتادم که در خانه کاه گلی بودیم و هیچ امکاناتی نداشتیم و بعد از دوماه که از آنجا رفتیم و خانه تخریب شد، البته ما اجر این سختی ها را تنها از خدا می خواهیم.
,,
,
انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه