یادداشت/
نقش حوزه ها و روحانیت درصیانت از سبک زندگی
سبک زندگی دینی هر روز کم رنگ تر شده و سبک زندگی مدرن غربی که با فرهنگ دینی ما هماهنگی و تناسب چندانی ندارد، جایگزین آن می شود![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از صبح توس، فلسفة ادیان الهی، ارائـة بهترین روش برای مدیریت زندگی بر اساس خواست خالق متعال برای طی کردن مسیر کمال و رسیدن به سعادت است. بر این اساس دین نحوة زیستن سالم را برای انسان ها ترسیم نموده و سبک زندگی را بر اساس اهداف خلقت تعیین می نماید؛ بدیهی است که برای تحقق اهداف الهی خلقت، باید سبک زندگی جامعة اسلامی نیز، سبک زندگی دینی باشد و حوزه های علمیه و روحانیون به عنوان مبلغان و تبیین کنندگان دین، باید در جهت معرفی و مدیریت هر چه بهتر سبک زندگی دینی در جامعه تلاش کنند و آحاد جامعه را نسبت به محاسن و مزیت های سبک زندگی دینی و معایب و آفت های سبک زندگی غربی آشنا سازند. سایر نخبگان و اندیشمندان نیز در محافل علمی و آکادمیک، رسانه های حقیقی و مجازی و حتی گفت و گوهای بین فردی و گروهی، مزیت های سبک زندگی را متناسب با تخصص و گرایشات علمی و تخصصی خود بیان نموده و معایب و مضرات سبک زندگی غربی (به جز آن دسته از سنت های غربی که احتمالاً دارای فوایدی هستند)، را تشریح نموده و به گفتمان غالب جامعه تبدیل نمایند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,,
باید با کمال تأسف اذعان داشت که سبک زندگی فعلی جامعه گرایش عجیبی به زندگی غربی پیدا کرده است و عوامل این تغییرات گسترده نیز فراوان است. دوران سیاه قاجار با حضور منور الفکرها درکنار جهالت حاکمان را باید شروع تغییر در سبک زندگی بدانیم. رژیم ستمشاهی پهلوی در خوش خدمتی به اربابان خود و در راستای دین گریزی افراطی، گام های بعدی را برای تغییر سبک زندگی در جامعه ی ایرانی و ایجاد تمدن آریایی برداشـت. کشف حجاب و اجباری شدن استفـاده ازکلاه پهلوی و سپس کلاه شاپّو و واردات و استفاده از انواع خودرو و امکانات پر زرق و برق و بنای ساختمان ها به سبک اروپائی و… از نمونه های بارز تغییر سبک زندگی در سال های آغازین حکومت ظالمانة پهلوی ها و تداوم سلطة اجانب بر ایران است. دستاورد فرنگ رفته ها و هم چنین حضور خارجی ها در ایران در دوران تاریخ معاصر نیز، چیـزی جز انتقال فرهنگ و تغییر سبک زندگی نبوده است.
,,
با پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنـان چنان ما را درگیر مبـارزه با بحران ها و چـالش ها و مسائل گوناگون داخلی و خارجی کردند که فرصت اصلاح سبک زندگی و مقابله با روند پر شتاب تغییر را سلب نمودند. اما غافل از اینکه این تغیرات تدریجی در سبک زندگی، روزی به عنوان بزرگ ترین چالش کشور تلقی خواهد شد و فراتر از آن، بخش زیادی از جنگ نرم را به خود اختصاص خواهد داد!
,,
حوزه ها و روحانیت نیز با درگیر شدن در سایر مسائل کشور درکنار اشتغالات علمی و پژوهشی و تبلیغی، فرصت پرداختن به این موضوع را به طور جدی نداشته اند. عدم حضور عملی علماء و روحانیون در بسیاری از عرصه های زندگی سبب شده است که این عرصه ها، هماهنگی و تطابق کاملی با دستورات دینی نداشته باشند و نمادهای دینی چون مساجد و مراقد پاک معصومین و امام زادگان که درگذشته، کانون اصلی شهرسازی اسلامی بوده اند و سایر بناها با رعایت تناسب، پیرامون آنها شکل می گرفتند، مورد غفلت و بی مهری قرارگرفته اند.
,,
حضور علمایی چون شیخ بهائی در مقطعی از تاریخ پرافتخار ایران اسلامی باعث شد که میدان نقش جهان اصفهان با آن معماری منحصر به فرد، با تجمیع تمام نیازهای اجتماعی و عمومی (مدرسه، بازار، عمارت و …) در ترکیبی زیبا و بدیع ایجاد شود.
,,
بدیهی است که با حضور علماء و بزرگان دینی، در معماری، هنر و سایر عرصه ها، دین محور زندگی شده و عرصه های زندگی از دین تأثیرخواهندگرفت؛ اما امروزه در غیاب حوزه ها و علماء دینی در معماری، برج ها، بازارها، مراکزگردشگری و اقامتی، پارکینگ های طبقاتی و… هندسه ی مرکزی شهرها را تشکیل می دهند و با کمال تأسف مراکز معنوی در بلندا و عظمت این بناها گم شده و چشم انداز معنوی خود را از دست می دهند.
,,
به عنوان نمونه: مشهد مقدس به عنوان پایتخت معنوی جمهوری اسلامی در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) بنا شده و موجودیت خود را وام دار این امام همام است و طبعاً باید کانون توجهات و منبع معنویت افزا، حرم مطهر امام هشتم(ع) باشد. ولی با نگاهی به نقشه ی مشهد در خواهید یافت که در حال حاضر حرم مطهر رضوی در مرکز شهر قرار ندارد و مشهد به شکلی عجیب به سمت غرب و شمال غرب رشد یافته است.
,,
در گذشته های نه چندان دور، از بیشتر جاهای مشهد – به راحتی – گنبد نورانی امام رئوف قابل رؤیت بود و با سلامی و توسلی روح و جان مجاورین و زائرین صفا می یافت. حال ببینید که در غفلت علماء و متدیّنین و بی توجهی معنا دار برخی مسئولین، این برج ها، هتل ها، مراکز تجارتی و اقامتی و… در پیرامون حرم مطهر چه به روز معنویت این شهر آورده اند!
,,
با مشاهده ی این وضع آیا می توان شعار پایتخت معنوی ایران اسلامی را از سوی برخی مسئولان باورکرد؟ کدام بافت و چیدمان کلان شهری، معنویت را به زائرین القاء می کند؟ حتماً خواهید گفت، وجود بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) منشأ صفا و معنویت است!
,,
ما نیز به این نکته اعتراف و اذعان داریم؛ اما این مسأله نافی تکالیف دیگران نیست و علاوه بر آن چه مجالی برای دوام معنویت برگرفته از بارگاه هشتمین خورشید ولایت فراهم شده است؟ آیا بازارها و مراکز اقامتی و سیاحتی و فضای عمومی شهر فرصت حفظ معنویت و آثار زیارت را می دهد؟
,,
آیا فقط با تولید و نصب چند نماد و اِلِمان و … معنوی، توسط برخی دلسوزان فرهنگی در شهرداری مشهد می توان به ترویج و تقویت معنویت دل خوش بود؟ هتل های مجلل و لوکس چند ستاره که هر روز با افزودن بر تعداد طبقات و ستاره ها و دکوراسیون و خدمات رنگارنگ، بر رقم هزینه های دریافتی می افزایند و مجتمع های تجاری که هدفی جز سود آوری ندارند، در اطراف حرم مطهر، چه مأموریتی را دنبال می کنند؟
,,
محرومان دلسوخته ای که با هزار آرزو، و با زحمت پول سفر را فراهم کرده و با اتوبوس یا قطار و یا خودروی مدل پایین خود به دیدار امام رئوف آمده اند، چه سهمی از این خدمات چند ستاره دارند؟ محرومان در عبور از مقابل هتل های مجلل و مراکز تجاری پرزرق و برق چه حالی پیدا می کنند؟ آیا تبعیضات شکل گرفته در مهندسی شهری، به رنجش خاطر محرومانی که ولی نعمت ما هستند و صاحبان اصلی انقلاب نیز همین هایند، نمی افزاید؟ و … !!
,,
درسایر مؤلفه های زندگی نیز، وضع به همین گونه است. سبک زندگی دینی هر روز کم رنگ تر شده و سبک زندگی مدرن غربی که با فرهنگ دینی ما هماهنگی و تناسب چندانی ندارد، جایگزین آن می شود ! و حوزه ها و نخبگان متعهد در این زمان، بیش از هر زمان دیگری وظیفة تبلیغ سبک زندگی دینی و مقابله با سبک زندگی غربی که برهنگی و بی حیائی را علاوه بر وابستگی، تجمل گرائی، مصرف زدگی و دنیا گرائی فریاد می کنند، دارند.
,,
حجت الاسلام سید رضا سرور- فرمانده مرکز بسیج طلاب و روحانیان خراسان رضوی
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه