لورنس مامور اختلاف افکنی بین مسلمانان / از دستگیری در ارومیه تا فراری پر ماجرا
"لورنس" یکی از جاسوس های رسمی انگلیس بود که ماموریت فروپاشی عثمانی، تبدیل کشورهای عربی به مستعمره انگلیس و اختلاف افکنی و تجزیه کشورهای اسلامی را بر عهده داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای ارومیه، «توماس ادوارد لورنس» معروف بـه «لورنس عربستان» یکی از جاسوس های رسمی انگلیس بود که ماموریت فروپاشی عثمانی، تبدیل کشورهای عربی به مستعمره انگلیس و اختلاف افکنی و تجزیه کشورهای اسلامی را بر عهده داشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ارومیه،,بر اساس اسناد موجود، سفر لورنس به ایران در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۰۸شمسی (۳۰- ۱۹۲۹میلادی) از طریق مرز ایران و عراق- نواحی سردشت -صورت گرفته و طی آن لورنس با برخی از سرکردگان طوایف مـنطقه مـلاقاتهایی نیز انجام داده بود. اهمیت این مسأله وقتی روشن میشود که دریابیم حتی از سالها قبل از این سفر،سرزمین ایران به ویژه کردستان، مورد نظر و طرف توجه لورنس بوده است. تا آنجا که وی در نامهای به دوسـتش "دواتـی”که در کتاب «زندگی پنهان لورنس عربستانی آمده صراحتا به این مساله اشاره کرده است.
,

, در فرهنگ «بریتانیکا» زیر عبارت «توماس ادوارد لورنس»عباراتی نوشته شده:
,,
«کاشف و محقق بریتانیایی که در ۱۵اوت سال ۱۸۸۸میلادی،از خانوادهای از اهالی "لیستر شـایر”که قـبلا در همسایگی دوبلین اقامت کرده بود،به دنیا آمد.وی که دومین پسر از پنج پسر خانواده بود،در دبیرستان”آکسفورد” مشغول به تحصیل شد و بعد هم به ”کالج جیسوس” در همان شهر آکسفورد رفت، جایی که بـعدا در رشـته "تاریخ معاصر” مقام اول را به دست آورد.
,لورنس از آغاز جوانی شیفته مشرق عربی شد و بارها کتاب”صحرای عرب”نوشته”داوتی”را با اشتیاق تمام خواند. ضمن تحصیل در دانشگاه، به سـوریه و فـلسطین مسافرت کرد تا قلعههای صلیبی را مشاهده کند و مقالهای راجع به آن بنگارد. در سال ۱۹۱۰به هیأتی که موزه بریتانیا برای بررسی آثار باستانی”کرکمیش”به کرانههای فرات فرستاده بود،ملحق شد. ولی تا سال بـعد در نـقطهای کوهستانی در لبنان ماند و در مدرسهای مسیحی به فرا گرفتن زبان عربی پرداخت. در سال ۱۹۱۱دکتر هوگارت به او پیوست و هردو با هم به "کرکمیش”رفتند. هنگامی که دولتهای باختری توطئهگری خود را برای تقسیم املاک عـثمانی آغـاز نـهادند، بریتانیای کبیر احساس کرد که جـنگ بـه نـاچار بر سر این کار در خواهد گرفت. به همین خاطر، انگلیسیها هیأتی را (که لورنس عضو آن بود) به صحرای سینا فرستادند.
,,
لورنس در ارومیه!
,پس از کـشته شـدن فردی به نام "سیمیتقو"، فرمانده قوای آذربایجان از تحریکات ”لورنس”،در منطقه اطـلاع داشـت و به وسیله رکن ۲قوای تحت امر خود که ریاستش با یکی از افسران به نام ابراهیمی بود، از اقدامات لورنس مـطلع شـد. عـاقبت نیز همین افسر که طی ماجرایی از ورود "لورنس”به ایران مطلع بـود و تا ارومیه وی را تعقیب کرده بود، موفق شد "لورنس”را در مدرسه آمریکایی ارومیه شناسایی و دستگیر کند.
,

, لورنس با دیدن نایب اول ابراهیمی،با خـونسردی گـفت: «اشتباه کـردهاید،من پرفسور جاکسن هستم!»
,,
سپس "لورنس”به دفتر فرماندهی قوای آذربایجان انـتقال یـافت و چون جریان امر با تلگراف رمز به اطلاع رضاخان رسیده بود، از اعدام وی خودداری شد و نامبرده را تـحت الحـفظ بـه زندان تازهتأسیس قصر فرستادند و او را به عنوان یک معلم و کشیش ساده انـگلیسی زنـدانی کـردند
,,
چند سال پس از این ماجرا سروان ابراهیمی در ملاقاتی با دکتر شیفته- سردبیر روزنامه مرد امروز، جزئیات آن را بـا وی در مـیان گـذاشت و این ماجرای واقعی برای اولین بار در سال ۱۳۲۳در روزنامه مزبور چاپ شد.
,,
دکتر شیفته در کـتاب "سه مـرد عجیب” به ذکر جزییات اجرای نقشه شورش در زندان قصر و فراری دادن لورنس از زنـدان در یـکی از روزهـای اسفند ۱۳۰۹میپردازد و شرح میدهد که او در یک صحنهسازی توسط مأموران مستوفیالممالک رئیسالوزرای رضاخان پذیـرایی و اطـعام و سپس با مساعدتهای سرتیپ زاهدی مخفیانه از تهران فراری داده شد.
,,
نصر الله شیفته در پایان کتاب خـود مینویسد:
,,
"لورنـس از یـکی از دروازههای شرقی شهر وارد تهران شد و دیگر کسی از وی اطلاعی نیافت. مدتی از وی خبری نبود، تا یک روز جراید خـارجی خـبر دادند که لورنس در قاهره دیده شده است!”
,,
در آرشیو سازمان اسناد مـلی ایـران در زمـینه ورود لورنس به ایران جمعا ۱۸سند وجود دارد،که تاریخ اولین سند ۱۲/۱۰/۱۳۰۸و آخرین سند ۲۲/۹/۱۳۰۹شمسی است.
,,
*اولین سـندی کـه در مـورد ورود مخفیانه لورنس عربستان به ایران وجود دارد، گزارش محرمانه علی منصور استاندار آذربـایجان بـه وزارت داخله است و از متن گزارش استنباط میشود که هواپیماهایی که از خاک عراق برخاسته بودند، با ریختن اوراق و اعلامیههایی در مـناطقی از سردشت،اهالی را به قیام و شورش تشویق میکردند.
,,
در سـالهای ۱۳۰۸و ۱۳۰۹کـه لورنـس به کردستان برای اختلاف افکنی بین ایرانیان سفر کرده بود، لندن مایل بود برای رضاخان که در آن زمان به انگلیسها پشت کرده بود دردسر ایجاد کند. رضاخان تمایل زیادی به همکاری با آلمانها داشت و لندن از این همکاری سـخت ناراحت بود.
,,
لورنس روز سیزدهم ماه مه، در حالی که سوار موتورسیکلت خود بود، تصادف کرد و چند روز بعد، در نوزدهم ماه مه جانش را از دست داد.
,,
منبع: مجله تاریخ، گزارش شماره 163
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه