آیا این برجام هم به سرنوشت «سعدآباد» دچار میشود؟
از برجام سعدآباد تا برجام وین
اکنون که مسئولان دولت به خسارتهای محض برجام اعتراف میکنند و آفتاب تابان برجام را لب بام میبینند، باید به فهم عمیقی پیرامون روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دنیا رسید که ضرورت مقاومت و ایستادگی در برابر زیادهخواهی آنها را تأیید میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، برجام در اذهان عمومی با چه واژهها و مفاهیمی مترادف است؟ به عبارت دیگر مردم با شنیدن نام برجام به یاد چه چیزهایی میافتند و مثلا اگر روزی بخواهند برجام را وارد دایرهالمعارفهای زبان فارسی کنند، آن را چگونه معنا خواهند کرد؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,پاسخ به این سؤالات چندان هم دشوار نیست. فقط کافی است افکار عمومی را نسبت به این لغت مورد سؤال قرار داد و از آنها خواست که مانند برخی از برنامههای تلویزیون، آنچه را که بلافاصله پس از شنیدن این واژه به ذهن میآورند را ابراز کنند. بهطبع عمدهی شنوندگان، اولین چیزی را که پس از شنیدن برجام، به طور جدی، به یاد میآورند مفاهیمی نظیر «لغو تحریمها»، «بده و بستان»، «بازی برد-برد»، «مذاکرات هستهای»، «محمدجواد ظریف»، «جان کری»، «عراقچی»، «تخت روانچی» و شاید تعابیری مانند «عزت» و «خسارت محض» باشد. اگر مخاطبان به شوخی هم بخواهند آنچه به ذهنشان میآید را بگویند میتوان به «پرتاب خودکار»، «فشارهای ایمیلی»، «عکس یادگاری»، «قسمخوردنهای صالحی در مجلس» و «حفظ کردن نامهای عراقچی و تخت روانچی» توسط دانشآموزانی که قرار است زنگ برجام داشته باشند، اشاره کرد.
,تقریباً برای افکار عمومی کاملا روشن شده است که مفهوم برجام، علاوه بر دستاوردهای خوب و بدی که در عرصهی مذاکرات هستهای داشته، بیشتر از همه حامل این پیام است که طی آن یک سری امتیازاتی که به سختی و با خون دل خوردن به دست آمده، در ازای یکسری امتیازاتی که حق ما بوده اما به ظلم از ما دریغ کردهاند را معامله میکنند و به تعبیر بهتر کارایی مفهوم «بده و بستان» برای این لغت سیاسی، بیشتر از سایر تعابیر دیده میشود. بنابراین باید بپذیریم که «برجام» رهاورد جدیدی در سیاست خارجی ایران نبوده است؛ چرا که در همهی امور سیاسی در دولتهای گذشته، «برجام»های متعددی بر روی کاغذ، به امضای ایران و طرف مذاکرهاش رسیده و در عمل نیز اقداماتی برای تحقق مفاد آنها صورت گرفته است.
,با این وجود، میتوان همهی مذاکراتی که در طول انقلاب اسلامی با طرفهای غربی و شرقی صورت پذیرفت را نوعی «برجام» به حساب آورد که طرف ایرانی و خارجی پشت یک میز نشسته و پیرامون موضوعی مشخص، مذاکره نموده و سپس برای انجام آن تلاش کردهاند. یک نمونهاش «مذاکرات سعدآباد» است که تیم مذاکرهکنندهی ایرانی، سال 82 به ریاست حسن روحانی و کمال خرازی در مجموعهی سعدآباد تهران با نمایندگانی از سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه دور یک میز نشستند و نهایتا بیانیهی موسوم به بیانیهی «تهران» را قرائت کردند. در واقع آن بیانیه نوعی «برجام» بود که در مذاکرات سعدآباد به امضای طرفین رسید و طرفین موظف به انجام وظایف خود طبق مفاد آن شدند.
,,

, ,
اما بهرغم کلیهی اقدامات اعتمادساز، اروپاییها به تعهدات خود عمل نکردند و رهبر انقلاب که در ابتدا از مذاکرهکنندگان ایرانی حمایت کرده بودند و حتی پس از افزایش انتقادات نسبت به آنها در رسانههای عمومی، اعلام کرده بودند که «تا کنون کاری بر خلاف مبانی و اصول انجام نشده است»[1]، اما پس از گذشت نزدیک به 2 سال از برجام سعدآباد و انجام ندادن اروپاییها به تعهدات خود، ایشان دستور دادند تا سیاستهای هستهای کشور مانند گذشته پی گرفته شود و بعدها در سیزدهم دیماه سال 86 نیز در اینباره فرمودند: «بنده گفتم که بایستی این روند عقبنشینی متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروی، و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقبنشینی در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همین کار هم شد.»[2]
,البته برجام سعدآباد هیچگاه «خسارت محض» خطاب نشد و به اندازهی تذکراتی که رهبر انقلاب به برجام اخیر دادهاند، مورد انتقاد قرار نگرفت؛ همچنین معظمٌله در خصوص فایدهای که آن عقبنشینی برای کشور داشت، خاطرنشان کردند: «این فرآیند عقبنشینی البته برای ما یک فایدهای داشت. بیفایده نبود این عقبنشینیها؛ فایدهاش این بود که هم خودمان وعدهها و حرفهای رقبای اروپایی و غربی را تجربه کردیم، هم افکار عمومی دنیا تجربه کرد. امروز هر کس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بکنید، ما میگوییم تعلیق موقت را که یک بار کردیم؛ دو سال! دو سال تعلیق موقت کردیم. فایدهاش چه شد؟»[3]
,با این وجود، حسن روحانی که یک بار برجام ناموفق سعدآباد را تجربه کرده بود، پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، مجددا بر روند پیشین خود اصرار ورزید و اینبار در حجمی وسیعتر، بخش اعظم صنعت هستهای کشور را طی برجام، به بهای امتیازاتی که هنوز نگرفتهایم، با بتن یکسان کرد. در حال حاضر میتوان گفت که صنعت هستهای ایران صرفا به یک صنعت تزئینی و نمادین تبدیل شده که اگر بخواهد به مسیر سابقش باز گردد، به سالها زمان نیاز دارد.
,اکنون که مسئولان دولت، مانند رئیس بانک مرکزی، یکییکی به ضعفها و به تعبیر بهتر، به خسارتهای محض برجام اعتراف میکنند و آفتاب تابان برجام را لب بام میبینند، باید به فهم عمیقی پیرامون روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دنیا رسید که ضرورت مقاومت و ایستادگی در برابر زیادهخواهی آنها را تأیید میکند.
,آن دسته از «مردم» که هنوز برجام را با «لغو تحریمها» و «توافق تاریخی، بدون جنگ» به یاد میآورند، به زودی در خواهند یافت که برجام، نه «غول چراغ جادو» بوده است و نه «عصای موسی» که بتواند اقتصاد کشور را احیا کند و چرخ صنایع را که 60 درصد آنها در تعطیلی مطلق به سر میبرند، بچرخاند. باید گفت که کلاغ قصهی برجام هیچ وقت به خانهاش نمیرسد و امکان اینکه داستان فک پلمبها و از سرگیری غنیسازی در همین دولت صورت بگیرد، دور از انتظار نخواهد بود.
,
1. بیانات در دیدار کارگزاران نظام؛ 82/08/11
2و3. بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاههای استان یزد؛ 86/10/13
,
انتهای پیام/م
, انتهای پیام/م]
ارسال دیدگاه