«منظومۀِ عشق» تقدیم به، علمداران زینب دختر یاس
بسم رب الفاطمه، یاس علی/ او که شد در کوچه عباس علی
به مناسبت میلاد مسعود امام محمدتقی علیهالسلام، «منظومۀِ عشق» تقدیم به، علمداران زینب دختر یاس ،قمر رویان مست عشق عباس می گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این مثنوی تاثیرگذار بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,,
ملک مست از طرب پیمانه در دست / به طاق آسمان زیب زحل بَست
,سحر شانه به تَر زُلفِ فلق زد / به صبح آرزو سر شمس حق زد
,,
ز ابر عشوه باران غزل ریخت / شرر بر خرمنِ دل آذر انگیخت
,سَحَر با نغمههای نابِ داوود / اهورا ارغنون میزد، ملک عود
,,
سیه مست از ترنم بلبلِ عشق / ز باغ فاطمه سر زد گُل عشق
,جرس فریاد میزد ماه آمد / رضا را یوسف درگاه آمد
,,
کِشان از عاشقی بر زلف او دست / رضای مرتضی از بوی او مست
,زمین آسیمهسر، دَوّار خورشید / به چشم نوبهاران سرمۀِ عید
,,
سبوی باده در کف حور و غلمان / به عشق آغشته باران زلف ایمان
,ملک فریاد میزد ،عاشقان دست / که روز عید میلاد جواد است
,,
به ذوق چشم ساقی باده را شور / غزل مهمانِ چشمِ خیسِ انگور
,قمر از خوندل رخساره را شست / غزل از خاک بارانخورده میرُست
,,
ملک را جان به لب از ذوقِ دیدار / و هستی بهر زهرا شد پدیدار
,پدیدار از غم او خاک و افلاک / و او شد نقطۀِ پرگار لولاک
,,
قمر اثنی عشر او را پِیِ عشق / به زهرا چیده شد منظومۀِ عشق
,خرامان آسمان در زیر یوغش / بهشت آمد پدیدار از فروغش
,,
ملک را خاکپایش سرمۀِ چشم / خدا سرمست او از بادۀِ چشم
,سحر بارید از ابر طراوت / غم و رنج و بلا و درد و غربت
,,
الست آمد بلا را او پدیدار / به جرم عشق زهرا شیعه بردار
,و باران بلا بارید بر دشت / و برپا کعبۀِ دل کربلا گشت
,,
زحل بر بط زن و ناهید تنبور / قمر بر عشق زهرا ساقیِ شور
,ز معنا مستِ زهرا عالمِ هست / زمین مست، آسمان مست و هوا مست
,,
ز عطرِ نابِ زهرا یاسَمَن مست / بهاران رسته گلها در چمن مست
,و تا زهرا سبوی باده در دست / علی مست و ملک مست و خدا مست
,,
ز عطر فاطمه کون و مکان مست / محمد خاتم پیغمبران مست
,به نِی سرهای از پیکر جدا مست / قمر رویان دشت کربلا مست
,,
و زهرا تا که قامت، قد کمان بست / سحر بر ماذنه روحِ اذان مست
,جهان را از کران تا بیکران مست / غزل نوشان بزم جمکران مست
,,
به عشق زینبی گردیده پابست / مدافعها حرم را در حلب مست
,کُند مست آسمانِ لاجوردی / به شهر عشق زهرا کوچه گردی
,,
علمدار علی در لشکر عشق- علی را شانه زن، زلفِ تَر ِعشق
,علی شوریدهحالی شهرِ غم گرد / که عشق فاطمه نامش علم کرد
,,
طفیل هستی زهرا علی بود / اگر زهرا نه او تنها علی بود
,چه است این باده در خُم حیدری را- که مستی میدهد پیغمبری را
,,
چه است این جوشِ مِی اندر خُمِ عشق / که جانها را کُند سردرگم عشق
,چه زهرا در مِیِ عشق علی ریخت / که عاشق را به خرمن آتش انگیخت
,,
چه شور است اینکه مردان حرم را / کند بر نیزه سر خونین علم را
,خدا را کربلا این رازِ غم چیست – که شرحش را توانایی قلم نیست
,,
حرم را ای مدافعها به مستی / قدح نوشان صهبایِ الستی
,علمداران زینب، دخترِ یاس / قمر رویانِ مستِ عشقِ عباس
,,
طنین نامتان را کربلا یاد / خدا پشتوپناه و یارتان باد
,دل زینب ز عباسیتان شاد / مبارک بادتان این عید میلاد
,,
به ناموس علی پشتوپناهید / علمداران دشت کربلایید
,قسم بر سرخی خون شهیدان / که خونین بر شما دل، مام ایران
,,
دعای خیرِ زهرا یارتان باد / مبارک بر شما اعیاد میلاد
,به امید ظهور حضرت یار…
,منصور نظری
,,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه