گفتگوی آناج با عالم دینی؛

چگونه معنویت‌های کاذب را از عرفان حقیقی تشخیص دهیم؟/ فتنه 88 برخی‌ها را سرخورده کرد و عده‌ای را بیدار/ رهبر انقلاب یک عارف حقیقی است

چگونه معنویت‌های کاذب را از عرفان حقیقی تشخیص دهیم؟/ فتنه 88 برخی‌ها را سرخورده کرد و عده‌ای را بیدار/ رهبر انقلاب یک عارف حقیقی است
علیانسب گفت: هرکجا انسان با شکست و سرخوردگی مواجه شود گوشه گیر شده و به معنویت روی می آورد اما در مسیر دستیابی به معنویت و عرفان حقیقی دام‌های بسیاری گسترده‌اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، انسان مدرنیته پس از زد و خورد بسیار با مکاتب مادی گرا، در پی هویت گمشده‌ی خود به طور افسار گسیخته به معنویت روی آورده و این احساس نیاز اساسی، زمینه ساز بروز و ظهور جریان های مختلف معنویت گرا شد که از آن به عنوان عرفان های کاذب یا نوظهور یاد می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

در گفتگو با حجت الاسلام سید ضیاءالدین علیانسب، کارشناس دینی و استاد دانشگاه به کند و کاو این جریان‌های نوظهور و اهداف و مولفه‌های آن پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

,

آناج: لطفا بفرمایید تعریف عرفان در اسلام چیست؟ و چه معیار و ملاک درستی از عرفان واقعی وجود دارد؟

,

ما چند واژ داریم که در کنار هم و شبیه همدیگر هستند که باید ابتدا تعریف آنها را از یدکدیگر مشخص کنیم. از جمله واژه هایی چون زاهد، عابد، صوفی و عارف داریم که گاه این واژه‌ها به خصوص صوفی و عارف در یک معنی تلقی می‌شوند. تحاونی در تعریف دقیق این واژه‌ها بیان می‌کند، پاک کردن دل از محبت غیر خدا و آراستگی از حیث اعتقاد و عمل ، عرفان نامیده می‌شود. همچنین بعضی از بزرگان بیان کرده‌‌‌اند؛ تصوف روش زاهدانه‌ای است بر اساس مبانی شرع و تزکیه نفس و روی گردانی از لذت‌های دنیوی. برخی نیز اعتقاد دارند، عرفان یک مکتب فکری و فلسفی عمیق متعالی است در مسیر شناختن حق و حقایق امور؛ پس در اینجا هدف عرفان شناختن حقایق امور است.

,

 

,

, ,

 

,

عارف کیست؟

,

تعریف دیگری نیز از ابوعلی سینا  وجود دارد که عبارت است از: هر کس از طیبات و متاع دنیا اعراض کند، آن را زاهد می‌نامند  و هرکس اهل عبادت و نماز و روزه باشد را ، عابد می‌نامند.  کسی که تمام فکر و ذکر او به عالم اعلی باشد و دل وی با نور حق روشن شود، او را عارف می گویند.

,

با این تعریف‌ها، شایسته نیست امثال  اوشو را که ادعای عرفان دارند، عرفان‌های نوظهور بنامیم که آنها مدعی معنویت هستند نه عارف؛ عرفان نو ظهور نامیدن این جریان‌‌ها اشتباه است و نظر برخی بر این است که آنها را معنویت‌های نو ظهور و جریان‌‌های مدعی معنویت بنامیم چون اطلاق عرفان به آنها اصلا شایسته نیست چون، عرفان معیارها و شیوه‌هایی دارد و این جریان‌ها در همه چیز با عرفان تفاوت دارند.

,

آناج: در مورد مولفه هایی که آنها برای معنویت تعریف کرده اند توضیح دهید و از اهدافشان بگویید:

,

البته معنویتی که آنها ادعا می کنند باز غیر از آن معنویتی است که ما اعتقاد داریم. معنویت زمانی است که انسان از تعلقات دنیا جدا شود و دلبسته‌ی خداوند شود ، اما آنها سه مولفه را برای معنویت تعریف کرده‌اند: 1- شادی 2- امید به زندگی 3- آرامش. باید ذکر کرد که آنها آرامش را از طریق قرص و مشروبات الکلی هم بدست می آورند.

,

شاید آنها از هدف هم بی اطلاع باشند، بطوری که توسط دیگران  و حتی استکبار جهانی تغذیه شوند ، تا مردم دنبال حقایق نباشند. آنها زمانی که معنویت را این چنین تعریف می کنند، ماورای طبیعت و خدا و آخرت را قبول ندارند و معتقدند همه چیز در این دنیا خلاصه می شود.

,

اوشو، مسائل غیر اخلاقی و پائولوکوئلو نیز نیمه گمشده را مطرح می کند و آرامشی که آنها مدنظر دارند را از طریق قرص روانگردان هم بدست می آید.

,

پس آنها هدفشان، از معنویت، معنویت دنیوی و این جهانی است. معنویتی که آنها معتقدند، آن معنویت نیس که ما به آن اعتقاد داریم. معنویت آنها، آرامش، عدم استرس، عدم نگرانی از آینده، که اینها با ابزار های دیگر نیز بدست می آید.

,

 

,

, ,

 

,

آناج: فعالیت این گروه ها را در جامعه خودمان چگونه ارزیابی می کنید؟

,

برخی افراد در فتنه 88 سرخورده شدند

,

در برهه ای از تاریخ، متاسفانه مسلمانان بطور شدید سرکوب شدند؛ مانند جنگ های صلیبی در حدود 200 سال  که مسلمانان از سوی غرب مورد حمله قرار گرفته و تار و مار شدند. بلافاصله نیز از سوی شرق توسط مغول مورد هجوم قرار گرفتند و همه ی مراکز علمی، فرهنگی، مساجد، نهاد های اجتماعی مسلمانان، نابود و رهبرانشان کشته شدند درواقع در این برهه مسلمانان دچار شکست بسیار سنگینی شدند و در نتیجه به انزوا و فاصله گرفتن از جامعه روی آوردند. به عبارت دیگر هرجایی، قشر جوان شکست بخورد، کمی از جامعه فاصله می گیرد و به درون خود باز می گردد. فتنه 88 مثالی است برای همین موضوع که عده ای سرخورده شدند و این سرخوردگی باعث شد آنان به درون خود بازگردند.

,

شکست و مشکلات اجتماعی زیاد، جوانان را گوشه گیر می کند

,

در این میان آنهایی که دنبال معنویت هستند، برخی این معنویت را کسب می کنند و انسان های خوبی می شوند، ولی تعداد آنها بسیار کم است. لذا  در هر نقطه ای، هر گروهی چه از لحاظ عشقی یا از نظر اجتماعی و یا هرچیز دیگر با شکست سنگینی مواجه شوند، زمینه ی گوشه گیری و انزوا در آنها ایجاد می شود.

,

بعد از انقلاب نزدیک به چهار هزار فرقه ی مدعی معنویت ایجاد شده است

,

پس چند زمینه در طول تاریخ ایجاد شده است و در برهه هایی از زمان یک عده گوشه گیر شدند، از طرف دیگر، دیگران نیز بسیار حساب شده کار کرده اند؛ به طوری که بر اساس اطلاعات موجود در طول  بعد از انقلاب نزدیک به چهار هزار فرقه ی مدعی معنویت ایجاد شده است.

,

برخی از این فرقه ها درصد موفقیت بالایی داشته اند و گاهی در جلساتشان نزدیک به هزاران نفر شرکت می کردند و بعضی هم نتوانستند در میان مردم زیاد نفوذ داشته باشند که گروه های شیطان پرستی از این دست هستند. اما امثال اوشو که خیلی ها به بطلان عقاید او آگاهند، ولی چون مخلوطی از حق و باطل بیان می کنند، موفقیت بیشتری نیز کسب می کنند.

,

آناج: به نظر شما عواملی که جامعه ی ما را به سمت و سوی معنویت های دروغین سوق می دهند کدامند؟

,

یکی از زمینه ها نیاز فطری انسان است به معنویت است که از مدت ها پیش این نیاز غبار آلود شده و گاهی نیز فعال می شود. هنگامی که این نیاز فعال شود و فرد به دنبال کسب معنویت باشد، گاهی معنویت درست را بدست می آورد و گاه نیز دچار خطا می شود. از طرفی نیز انسان نیاز فطری و گرایش به سمت قدرت را دارد و لذا بعضی از این معنویت گرا ها بیان می کنند که شما با وارد شدن در این حوزه معنویت، قدرت ماورائی بدست می آورید.

,

امام خمینی(ره) معنویت گرایی را در دنیا کلید زد

,

یکی دیگر از عوامل پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، استاد روابط بین الملل آمریکا که مشاور جیمی کارتر نیر بود در مصاحبه ای اعلام کرد در دنیا سه انقلاب تاکنون رخ داده است؛ انقلاب کشاورزی؛ به حدی که در انگلیس هر کس مشغول کشاورزی نمی شد، جزای اعدام داشت. انقلاب دوم بعد از انقلاب کشاورزی رخ داد و در آن موفق به تولید مواد خام شد و انقلاب سوم، انقلاب الیناسیون بود که در پی احساس بی هویتی بشر به وقوع پیوست. این فرد ادعا می کند معنویت گرایی در دنیا آغاز شده و جرقه آن در سال 1979 توسط امام خمینی(ره) زده شد.

,

بنابراین امام جرقه معنویت گرایی را روشن کرد، اما عده ای از این موقعیت بهره برداری کردند تا معنویت های مورد ادعای خود را جا بیاندازند که بزرگترین راهبردشان نیز در جهت احقاق این امر، تهاجم فرهنگی بود.

,

ارائه ی معنویت قلابی بهترین راه برای مقابله با معنویت گرایی واقعی است

,

آمریکا و قدرت های بزرگ قصد دارند بر دنیا مسلط شده و دهکده ی جهانی با مدیریت خود ایجاد کنند و معتقدند این دهکده های جهانی باید نیروهای مخالف را از بین ببرند. لذا برخی از نیرو های مخالف را بطور مستقیم از بین می برند و برخی را با پول خریداری می کنند، عده ای را فریب می دهند، و برای آنهایی که دنبال دین و معنویت هستند، دین و معنویت قلابی ارائه می کنند. نکته اینجاست که برای هر چیز حقیقی، می توان بدل آنرا ساخت. پس چون عرفان و معنویت نیاز اصلی انسان است و عرفان حقیقی وجود دارد، بدل آنرا نیز ایجاد کرده اند.

,

تهاجم فرهنگی یکی از راه هایی بود تا کسانی را که اهل عیاشی نبوده و دنبال معنویت هستند به گونه ای دیگر فریب دهند؛ با همین هدف به ایجاد فرقه ها و جریان های متعدد مدعی معنویت روی آوردند. بیان کرده اند چهار هزار فرقه ایجاد شده و اگر هر یکی از این فرقه ها بتواند ده نفر را جذب کند، چهل هزار نفر را در اختیار گرفته است و هرچقدر میزان جذب آنها افزایش یابد ما نیروی زیادی را از دست خواهیم داد. پس نتیجه می گیریم تهاجم فرهنگی نیز یکی از علت ها بوده است.

,

در دنیا چند جریان معنویت ستیز بزرگی در شرق و غرب ، حزب کمونیت و فلسفه پوزیتیویسم شکست خورد و آقای آیر بیان کرد: دلایل خداگرایان، علاوه بر اینکه جمله های آنها حاوی معانی است، بلکه قابل قبول نیز هست. پس هم خدا ستیزی و معنویت ستیزی در غرب شکست خورد و هم کمونیست در شرق؛ و به دنبال آن میدان برای معنویت گرایان باز شد.

,

از طرفی نیز وسایل ارتباطات جمعی افزایش یافته است که گاه به عنوان وسیله ای برای کشف حقایق است و برخی اوقات نیز به عنوان ابزاری برای انجام خیلی از شیطنت ها به کار گرفته می شود.

,

وقتی بشر از عقلانیت و علم گرایی صرف مدرن خسته شد به چیزی فراتر از اینها روی آورد و از همه مهمتر تبلیغات وسیعی بود که انجام می دادند. این تبیلغات به حدی زیاد بود که حتی هنرپیشه های مطرح با مدعیان معنویت عکس یادگاری می اندازند تا طرفداران این هنرپیشه را نیز به دنبال این جریانات بکشانند و جذبشان کنند.

,

آناج: در حال حاضر کدام گروه ها در جامعه ی ما حضور فعال دارند؟

,

البته جریان های معنوی یا همین فرقه ها، در دو دسته تقسیم بندی می شوند: 1- جریان های درون دینی 2- جریان های برون دینی؛ جریان های درون دینی آن جریاناتی  هستند که در حیطه داخل اسلام هستند و برخی دیگر از جریان ها از بیرون منشا می گیرند.

,

از جمله فرقه هایی که درون دینی هستند، با عنوان مهدویت گرا فعالیت می کنند و برخی از آن ها ادعا می کنند که امام زمان هستند یا خود را نائب امام معرفی می کنند. در این زمینه، فرقه های، شیخیه، احقاقیه، بهائیت، الله وردی خانی و غیره نیز فعال هستند. برای مثال اخیرا در استان ما در یکی از شهرستان ها نمایندگانی از احمدحسن یمانی داشتیم که جلساتی را نیز برگزار می کردند.

,

گروه دراویش را هم داریم که در حدود 70 فرقه دارند، که حدود 35 فرقه از آنها در تبریز به شکل سنتی فعال هستند، از جمله؛ قادریه، گنابادیه، کمیلیه، خاکساریه. از جریان های درون دینی دیگر وهابیت هم فعالیت دارد.

,

از جریان های برون دینی، می توان به گروه های هندی، چینی، آمریکایی، یهودی و شیطان گرایی اشاره کرد. در مجموع اکنون اوشو و امثال آنها، فعالیت هایشان خیلی زیاد نیست، اما کتاب های پائولو کوئلو زمانی در ایران تا چاپ صد، انتشار یافته بود و بسیاری نیز از روی نا آگاهی به این سمت روی آورده بودند.

,

شعور کیهانی در تبریز فعال است

,

شعور کیهانی در شهرهای تبریز، کرج و تهران فعالیت زیادی دارند و احتمال فعالیت این گروه بیش از سایر گروه ها باشد. آنها ادعای درمان نیز دارند و عده ای جهت درمان به آنها مراجعه می کنند.

,

آناج: همان طور که اشاره کردید وهابیت یکی از جریان های درون دینی فعال است؛ لطفا در خصوص خطراتی که از سوی آنان جامعه اسلام را تهدید می کند، توضیح دهید:

,

کل جریانات تروریستی که الان نه تنها در منطقه بلکه در تمام دنیا به نام اسلام فعالیت می کنند، همچون؛ طالبان در افغانستان، لشکر جنگوی در پاکستان و هندوستان، سپاه صحابه در پاکستان، الشباب در شمال آفریقا، بوکو حرام، القاعده و داعش و غیره همه شاخه هایی از وهابیت و به عبارت دیگر دست پرورده ی آن هستند.

,

امروز اسلام را مساوی با عمل انتحاری می پندارند

,

در مورد خطر آنها همین بس که، اسلام را در نظر دیگران آنقدر زشت نشان داده اند که، اگر امروز کسی را به اسلام دعوت کنید، خیال می کند او را برای یک کار انتحاری دعوت می کنید. الان نیز در شبکه های رسمی مخالف آمریکا، انگلیس و فرانسه، این گروه را داعش ذکر نمی کنند بلکه با عنوان دولت اسلامی یاد می کنند.

,

مشخص است که دشمنان به دنبال ایجاد یک ذهنیت منفی نسبت به اسلام، توسط داعش و وهابیت به هدف خود رسید. همین ها باعث شدند اسرائیل در حاشیه ی ای امن قرار بگیرد و مسلمانان به جای مبارزه با او هم اکنون درگیر قتل و کشتار همدیگر باشند. 

,

سال گذشته همایش کشوری بنام خطر گروه های تکفیری برگزار شد که، آیت الله مکارم شیرازی به عنوان رئیس و آیت الله سبحانی نیز به عنوان دبیر همایش بودند. این بزرگواران سطح‌شان بسیار بالاتر از این است که به عنوان یک دبیر همایش فعالیت کنند، اما بخاطر احساس خطر شدید نسبت به این گروه ها عملا وارد میدان شدند.

,

آناج: برای مقابله با جریان های مدعی معنویت، چه اقداماتی باید انجام داد؟

,

در وهله اول باید این جریان ها را شناخت و ویژگی های عرفان راستین و دروغین را از هم تشخیص داد و سپس باید در جهت پاسخ به شبهات رایج در این زمینه اهتمام کرد.

,

اقدام مهم دیگر این است که باید معارف اسلامی و اخلاق اسلامی را ترویج دهیم. چون فضایی را به وجود آورده اند که مردم از کسانی که معارف عمیق دارند و یا کسانی که اخلاق اسلامی برایشان جا افتاده است، تاثیر نمی پذیرند. در نتیجه، تبیین عرفان حقیقی، توجه به معارف اهل بیت (ع)، ارائه الگوهای متعالی چه از ائمه(ع) و چه از شخصیت های عرفانی مانند، حضرت آیت الله بهجت، علامه طباطبایی، امام خمینی(ره) و غیره یکی از اقدامت اساسی و ضروری است که باید در جهت خنثی کردن نقشه های دشمن در این خصوص، انجام بگیرد.

,

البته همان طور که گفتم باید در اولین گام ویژگی های عرفان های حقیقی و دورغین را اطلاع رسانی کنیم، تا از انحراف پیشگیری شود.

,

آناج: لطفا ویژگی های عرفان حقیقی را برای ما بیان کنید:

,

اولین نکته که به عقیده بنده شناخت آن بسیار آسان است این است، کسی که ادعای عرفان می کند به چه چیزی دعوت می کند؟ آیا دعوت به خود می کند یا دعوت به خدا؟ عرفان حقیقی انسان را به خدا دعوت می کند، اما مدعیان معنویت انسان ها را بسوی خود دعوت می کنند.

,

برای مثال، اگر من اعلام کنم که مردم بیایید مسجد من و پشت سر من نماز بخوانید، از این دعوت منیت و دعوت بسوی خود برداشت می شود. اما اگر انسان درستی باشم، اعلام می کنم که ای مردم امر واجب نماز را در مسجد برپا کنید.

,

 

,

, ,

 

,

توحید محوری اساسی ترین تفاوت عرفان حقیقی با معنویت کاذب است

,

دومین ویژگی این است که، در عرفان حقیقی پاک زیستن توصیه می شود و از آلودگی اخلاقی پرهیز می شود. اما در این جریان های کاذب انواع آلودگی ها وجود دارد. در عرفان حقیقی تکیه بر قرآن و اهل بیت(ع) می باشد، اما در جریان های مدعی معنویت قرآن به اندازه سر سوزنی برایشان اهمیت ندارد. لذا توحید محوری یکی از اساسی ترین تفاوت هاست.

,

عرفان حقیقی به دنیا و آخرت توأمان توجه دارد، اما جریان های دروغین برخی فقط به دنبال این جهانند ( مانند؛ اوشو) و برخی دیگر فقط به دنبال آخرت هستند (مانند؛ فرقه های درویشی).

,

یکی دیگر از ویژگی های عرفان حقیقی، بحث حق و تکلیف است؛ یعنی، همه افراد حقی دارند و از طرف دیگر نیز تکالیفی بر عهده آنها است، یعنی انسان عبد خداست و تکلیفی دارد. در عرفان حقیقی توجه به عقلانیت است، اما بسیاری از مدعیان معنویت به مقوله ی عقل اهمیتی نمی دهند. عرفان حقیقی اعتدال گراست. ولی جریان کاذب همیشه درگیر افراط و تفریط است.

,

بنابراین دعوت به خود، دو پهلو سخن گفتن و مخالفت با ادیان الهی از جمله ویژگی های مدعیان معنویت دروغین است. آنها برای نفوذ در بین مردم ، پورولاریزم را مطرح می کنند؛ یعنی هرکس به هر دینی باشد نهایتا به حقیقت دست خواهد یافت. در حالی که در عرفان حقیقی راه حق فقط یک راه است؛ یعنی صراط المستقیم. آنها ارزش های دینی را انکار می کنند و اکثر آنها در مسائل جنسی بی توجه هستند و محرم و نامحرم برای آنها معنایی ندارد.

,

معتقدند خدا یا همان عرفان را فقط در یک مکان خاص می توان پیدا کرد لذا به ایجاد مکان مقدس خاص روی می آورند، در حالی که از نظر اسلام، انسان در هر مکان و هر زمانی باشد خدا پیش اوست. همچنین آنها از ابزارهای نادرست استفاده می کنند. مانند؛ رقص، مواد مخدر و یا هر وسیله ی دیگر؛ ولی در عرفان حقیقی هدف وسیله را توجیح نمی کند. در ضمن آنها همیشه به اختلاف دامن می زنند، در حالی که اسلام همیشه به اتحاد حتی با مسیحی ها تاکید می کند.

,

اهداف  معنویات حقیقی خدا است، اما اهداف این جریان های کاذب یا ثروت یا شهوت یا قدرت و یا یک نوع بیماری روانی است.

,

آناج: آیا به لحاظ تاریخی، در زمان ائمه(ع) و پیامبر(ص)  نیز چنین جریان هایی وجود داشتند؟

,

آنهایی که حالت درویشی و صوفی دارند، دارای سابقه تاریخی هستند اما بقیه چندان سابقه تاریخی در اسلام ندارند.

,

واکنش پیامبر(ص) به عمل افراطی صوفیان

,

تاریخ تصوف عرفانی به این شکل است که برخی از بزرگان ما مثل آیت الله مرعشی نجفی نوشته اند وقتی روحانیت مسیحی از زندگی دنیوی فارغ می شدند و به عبادت می پرداختند این فرهنگ به اهل سنت و از اهل سنت هم به شیعه منتقل می شد. در زمان پیامبر(ص) نیز چند نفر از خانم ها به خدمت ایشان رسیده و گفتند؛ یا رسول الله از زمانی که شما عبادت و تقوا را مطرح کرده اید همسران ما، ما را رها کرده و در دشت و کوه مشغول عبادت هستند. پیامبر بسیار عصبانی شد و در حالیکه  یک طرف عبایش روی زمین کشیده می شد با پای برهنه به مسجد رفتند و در سخنرانی خود علیه آنها موضع تندی گرفتند؛ فرمودند: من که پیغمبر شما هستم نماز می خوانم و عبادت می کنم اما از همسرم نیز رویگردان نیستم و شما نباید اینگونه زندگی دنیوی را رها کنید.

,

پس در زمان پیامبر(ص) نیز چنین حرکت هایی بوده است و پیامبر(ص) نیز در مقابل آنها چنین پاسخی داده است. اما بعد از پیامبر(ص) تا زمان حسن بصری که در سال 1130 از دنیا رفته است، چنین جریاناتی پیش نیامده بود. پس از آن امثال این جریانات از افکار حسن بصری نشات گرفت و به مرور زمان تا قرن هفتم که در اول بحث نیز مطرح کردم در جنگ صلیبی، مسلمانان را تار و مار کردند و از این تاریخ به بعد مسلمانان سرخورده به عرفان روی آوردند و اکثر آثار عرفانی در آن دوران رشد کرده است.

,

جالب است، تا آن زمان گروهی به عنوان شیعه عارف و صوفی نداشته ایم، اما قرن هفتم تا قرن نهم دوره رونق معنویت ها و عرفان و تصوف بوده است و در قرن نهم نیز شیعه در ایران رونق پیدا می کند و صفویه تشکیل حکومت می دهد. از این تاریخ به بعد باز این عرفان ها به حاشیه کشیده می شوند اما اخیرا باز آنها وارد میدان شده اند.

,

پس می توان گفت فشار های اخیر بر روی جامعه اسلامی باز زمینه را برای پذیرش چنین جریان هایی فراهم می کند.

,

آناج: اگر بخواهید برای عرفان های حقیقی، سردمداران و رهبرانی معرفی کنید، چه کسانی را نام می برید؟

,

امام خامنه ای عارفی حقیقی است

,

افرادی چون علامه طباطبایی، امام خمینی(ره)که هم عارف بود و هم اهل سیاست؛ یعنی فقط به عبادت نپرداخته و حتی حکومت نیز تشکیل داده است. رهبر انقلاب نیز دقیقا مثل ایشان در حین انجام وظایف رهبری، شخصیت دینی و عرفانی برجسته ای دارند؛ آیت الله مهدوی کنی و آیت الله بهجت نیز از آن جمله اند که عرفان را در عمل به اثبات رساندند نه اینکه ادعای آن را داشته باشند.

,

  

,

گفت‌وگو از: نیر حیدری

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه