وقتی بازنشستگی دوران استرس و اضطراب می شود؛
بیکاری جوانانمان عمده ترین دغدغه ماست/ دولت، بازنشستگان را دریابد
مشکلات مالی نظیر شهریه دانشگاه فرزندان، افزایش تعداد اعضای خانواده با ورود نوه ها، عروس و داماد و به تبع بالارفتن هزینه های زندگی که جزو لاینفک زندگی بازنشستگی است موجب شده است که این دوران طلایی که بایستی دوران آرامش فرد باشد، بیشتر موجبات استرس و اضطراب رادر وجود یک فرد بازنشسته بیشتر می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشم نیوز، پس از سی سال خدمت حالا وقت استراحت است اما گویی این استراحت هرگز برای بازنشستگان معنای واقعی خودش را ندارد چرا که اغلب بازنشستگان بایستی پس از دوران خدمت و دریافت حکم بازنشستگی به دنبال کار دیگری باشند تا بتوانند از عهده مخارج زندگی شان بر بیایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم نیوز,,
مشکلات مالی نظیر شهریه دانشگاه فرزندان، افزایش تعداد اعضای خانواده با ورود نوه ها ، عروس و داماد و به تبع بالارفتن هزینه های زندگی که جزو لاینفک زندگی بازنشستگی است موجب شده است که این دوران طلایی که بایستی دوران آرامش فرد باشد، بیشتر موجبات استرس و اضطراب رادر وجود یک فرد بازنشسته بیشتر می کند.
,,
تازه این مشکلات در حالی است که فرد اجاره نشین نباشد وگرنه مشکلات به نحو سرسام آوری بزرگ تر می شود ...
,,
هزینه های دارو و درمان خانواده های بازنشستگان هم که سر به فلک می زند و خدانکند که بازنشسته ای و یا فردی از اعضای خانواده وی بیمار باشند چرا که با هزینه های بالای دارو و اینکه بیمه تنها بخش اندکی از داروها و آن هم نه داروهای گرانقیمت را تقبل می کند موجب شده است که مشکلات این قشر از جامعه بیشتر شود مشکلاتی که نه تنها برای فرد بازنشسته که برای جوانان خانواده های بازنشسته هم مشکلات عدیده ای را موجب شده است.
,,
مرادی بازنشسته ارتش در این خصوص می گوید: من حدود هشت سال است که بازنشسته شده ام ، اوایل برای گذران هزینه زندگی و شهریه بچه هایم در آژانس کار می کردم ولی الان که درس پسرهایم تمام شده است و بیکار هستند به ناچار ماشین را در اختیار یکی از آنان قرار دادم که وی با آن کار کند چاره ای ندارم!
,,
وی می افزاید: من حتی در دوران بازنشستگی هم یک اتومبیل شخصی برای خودم ندارم چرا که دارای سه فرزند پسر هستم و نمی توانم ببینم فرزندانم بیکارند ، همه لیسانس و فوق لیسانس اند اما کاری برایشان نیست و به ناچار همان مسافرکشی را باید برگزینند، تازه قسمت بدتر ماجرا اینجاست که مجبور شدم وام گرفته و برای پسر دیگرم هم ماشین بخرم چرا که نه وی قبول می کند که ماشین نداشته باشد و نه اینکه .... البته شاید حق هم دارد وقتی 4 سال در دانشگاه درس می خواند و بیکار است ...
,,
این بازنشسته می گوید: خداروشکر که اجاره نشین نیستم و مانند برخی از دوستانم هزینه گزاف اجاره خانه را ندارم وگرنه نمی دانستم باید با این وضعیت چکار کنم اگرچه الان دارم وام مسکن را که بهره اش چند برابر خود مبلغ وام است پرداخت می کنم ، اقساط دیگر بماند...
,,
مرادی ادامه می دهد: همه این ها به کنار، بالاخره دوران بازنشستگی وکهولت سن موجب بروز بیماری هم می شود و همسرم که بیمار است ناچارم ماهیانه مقدار بسیار زیادی را خرج درمان وی کنم چرا که هزینه های داروها بسیار بالاست و اینکه می گویند قیمت ها پایین آمده و ...صحت ندارد چون اغلب داروهایی که برای همسرم تجویز می کنند با توجه به اینکه بیماری پوکی استخوان دارد خارجی است و من به سختی این هزینه ها را پرداخت میکنم و تاکنون هم شاهد پایین آمدن قیمت داروهایش نبوده ام؛ این در حالی است که ما مطالباتی از دولت داریم که اگر آنها را پرداخت کند بخشی از مشکلاتمان حل می شود اما انگار خبری از پرداخت مطالبات بازنشستگان نیست،شما را به خدا به گوششان برسانید بازنشسته ها دارند ذره ذره آب می شوند فکری به حالشان کنند، مطالباتمان را پرداخت کنند و زمینه ای برای اشتغال جوانان مهیا کنند، واقعا دیگر نمی توانیم زیر بار این همه مشکل باشیم...
,,
خانم رمضانی همسر یک بازنشسته آموزش و پرورش هم می گوید: باورکنید شب نیست که سر با آرامش بر روی بالین بگذارم، استرس بیکاری فرزندانم، سرو سامان گرفتن و ازدواجشان خواب و خوراک از من و همسرم گرفته است.
,,
وی می افزاید: دو فرزند پسر و یک دخترم هردو تحصیلات عالی دارند اما هرچه که می کنند کاری برایشان نیست،باورکنید به هرکسی رو زده ایم اما واقعا کار نیست خصوصا در شهر کرمانشاه که بیکاری غوغا می کند.
,,
او می گوید: فرزندانم هم در سن ازدواج هستند اما ما توان این را نداریم که بتوانیم برایشان سرمایه ای جور کنیم که سرزندگیشان بروند البته ناگفته نماند بچه های این دوره و زمانه به نحوی پرتوقع هستند و عوض اینکه خودشان برای زندگیشان تلاش کنند توقع دارند پدر و مادر بیچاره همه چیز را در اختیار آنها بگذارد و این برای یک فردبازنشسته که خودش به زور هزینه های زندگی و درمانش را می پردازد به هیچ رو امکان پذیرنیست، ای کاش فقط پسرهایم سر کار می رفتند ... حداقل می توانستم نفس راحتی بکشم...
,,
شکری کارمند بازنشسته یکی از ادارات دولتی هم می گوید: بازنشستگی یعنی چه؟!! من که از روزی که بازنشسته شدم مشکلاتم کمتر که هیچ، بیشتر هم شدند، با آمدن عروس و داماد و نوه تعدادمان بیشتر شد و همین موضوع موجب شده که خرج مان هم بیشتر شود، یک دختر و یک پسر دانشجو هم دارم که به سختی از پس شهریه شان برمی آیم، مگر ما چقدر حقوق می گیریم که باید این همه هزینه را متقبل شویم، باور کنید به حدی از این موضوع نگرانم که آرامش ندارم، همسرم که وضعش از من هم بدتر است ومدام غصه می خورد چرا که با این وضعیت اشتغال و اقتصادی ضعیف امیدی به سرکاررفتن بچه هایمان نداریم .
,,
وی می افزاید: بچه ها و مخصوصا پسرهایم هم درک زیادی ندارند و انتظار دارند من سرمایه ای بزرگ به ایشان بدهم ، خانه ماشین و مغازه!! آخر من که خودم بعد از 30 سال خدمت نتوانستم هنوز خانه ای از خودم داشته باشم چطور می توانم اینها را در اختیار بچه هایم بگذارم اگرچه همه این مسایل به بیکاری آنها برمی گردد چرا که اگر شغلی داشتند اینهمه به ما پدرمادرها فشار نمی آورندو زندگی تشکیل می دادند اما حالا...
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه