یاددداشت/
خاتم، شهری بدون فرماندار/تعامل نهادگرایانه و برون رفت از بن بست انتخاب
با روی کار آمدن دولت یازدهم که خود را متّصِف به صفت «اعتدال» میدانست انتظار می رفت در گفتمان خود به عنصر «زمان» بها دهد تا شهرستانی برای ماهها بدون متولی نماند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از یزد رسا،شهرستان «خاتم» یکی از دهها شهرستانی است که هنوز نمیداند که نهاد فرمانداری بر کدام پاشنه میچرخد؛ همینطور است در سطحی کلانتر و تعللورزیهایی که در انتخاب استاندار خراسان صورت گرفت.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزد رسا,از میان دلایل متعدد و تشخیص اَهَم از مهم میتوان عدم اجماع نظر بین مسئولین در سطح خرد و کلان را دلیل اصلی چنین تعلل ورزی هایی دانست.
باز در یک پیوستار، این دلایل به هم ربط می یابند و میتوان به مرزبندیهای ناصوابی اشاره داشت که این گروه و آن گروه برای خود ترسیم کرده اند و حصول اجماع در لایهای پائینتر بین نخبگان فکری و در لایهای بالاتر بین مسئولین را با مانعهای عدیدهای مواجه ساخته است، و اجتماعی در این تعلل «غیردموکراتیک» وامانده است.
عدم رشد فرهنگ سیاسیست که ضمیر ناخود آگاه فردی را پر آشوب می سازد تا در نبود نهاد بدون متولی قلم فرسایی شود.
در قرن بیست و یک و آن همه شبکه های ارتباطی که فاصله زمان و مکان را از بین برده و با هم زیستن را به مهره های تسبیح مانند کرده، نباید بودن و نبودن یک متولی را آسیب پنداشت.
این فرض به ما می قبولاند که مردم خود کانون هر نوع تحولی هستند که «نهادهای مردمنهاد» را برای خودکنترلی در یک اجتماع کوچک بر میگزینند. حال با وجود این گسترة عظیم تکنولوژی و ارتباطات که هنوز محرومیم از خودجوشی اجتماعی، ناگزیر باید در رثای نهاد بدون متولی برای رتق و فتق امور قلمفرسایی شود.
داستان و موضوع، این قصه ملانصرالدین را به خاطر میآورد: به ملانصرالدین گفتند: «چند سال داری؟» گفت: «چهل سال!»، گفتند: «بیست و پنج سال قبل هم که گفتی چهل سال داری!» ملانصرالدین هم گفت: «حرف مرد یکی است!!» هراس از این است که نکند شهرستان خاتم به آسیبی دچار گشته باشد که بخواهد این رویه معمول و منطقیِ عطای «آشتی با فرماندار بومی» را به لقایش ببخشد و حرفشان یک کلام باشد و آن هم فردی امور شهر را به دست گیرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ یعنی خود را در «حصار زبان» محبوس کنند و در این «میدانِ انتخاب و انتصاب» رضایت همه شرط باشد!.
شهرستان خاتم با آن همه پتانسیل نیازمند فرمانداری هست که بتواند فارغ از قاعدة «دوست و دشمن» با تعاملی «نهادگرایانه» موجبات رشد شهرستان را در همه ابعاد فراهم آورد. نهاد، به هر چیزی اطلاق میشود که ساخته دست انسان و یا متاثر از افعال انسان باشد. بدان معنی که هر چیزی که در طبیعت وجود دارد با کوچکترین برخورد با کارگزاران انسانی تبدیل به نهاد میشود. در این معنا «تعامل نهادگرایانه» با سازمانها و ادارههایی امکانپذیر هست که با کارگزاران انسانی سر وکار دارند.
کاهش مهاجرت نخبگان و تحصیلکردگان و همچنین به فعل درآوردن جاذبههای توریستی و گردشگری به همراه ظرفیتهای صنعتی شهرستان خاتم باید با یک کار آسیبشناسانه همراه باشد که تنها با نگاهی «فرامحلی» و عملی «محلی» در چارچوب «تعامل نهادگرایانه» امکانپذیر خواهد بود.
از دست دادن فرصتها به نفع مردم شهرستان خاتم نیست. فرمانداری شایسته با تیم و مدیریتی قوی قادر است سطح توسعه را به سطوح بالاتری بکشاند. سیاستهایی کارآمد برای شهرستان تنها توسط مدیرانی با اندیشه و دارای قدرت عمل بالا قابلیت اعمال دارد.
معرفی کردن فرماندار از طرف استاندار به وزارت کشور آنچنان فرایند طاقتفرسایی جلوه کرده که گاها انسان با خود فکر میکند که اگر این همه زمان بخواهد صرف انتخاب و انتصاب شود باید در طول دوران چهارساله دولت تدبیر و امید مردم در پیچ و خم این نوع انتخابها به سر برند که حاصل هم در نهایت راه گم کردن است. بنابراین باید اجماع بین مسئولین شهرستان با فرماندار بومی و غیر بومی حاصل آید و در نهایت اگر این اجماع در ارتباط با دیگر نهادهای شهرستان سنجیده و حاصل شده، میتوان در مرحله بعد استاندار را ترغیب نمود تا هرچه زودتر از بین گزینههای اصلح، برتری را برگزیند تا راهی باشد برای برون رفت از بنبست انتخاب در کمترین زمان؛ اگرچه با این همه تعلل، دیگر بکار بردن اصطلاح «کمترین زمان» معنا و مفهومی ندارد.
مهدی راستی
از میان دلایل متعدد و تشخیص اَهَم از مهم میتوان عدم اجماع نظر بین مسئولین در سطح خرد و کلان را دلیل اصلی چنین تعلل ورزی هایی دانست.
,باز در یک پیوستار، این دلایل به هم ربط می یابند و میتوان به مرزبندیهای ناصوابی اشاره داشت که این گروه و آن گروه برای خود ترسیم کرده اند و حصول اجماع در لایهای پائینتر بین نخبگان فکری و در لایهای بالاتر بین مسئولین را با مانعهای عدیدهای مواجه ساخته است، و اجتماعی در این تعلل «غیردموکراتیک» وامانده است.
,عدم رشد فرهنگ سیاسیست که ضمیر ناخود آگاه فردی را پر آشوب می سازد تا در نبود نهاد بدون متولی قلم فرسایی شود.
,در قرن بیست و یک و آن همه شبکه های ارتباطی که فاصله زمان و مکان را از بین برده و با هم زیستن را به مهره های تسبیح مانند کرده، نباید بودن و نبودن یک متولی را آسیب پنداشت.
,این فرض به ما می قبولاند که مردم خود کانون هر نوع تحولی هستند که «نهادهای مردمنهاد» را برای خودکنترلی در یک اجتماع کوچک بر میگزینند. حال با وجود این گسترة عظیم تکنولوژی و ارتباطات که هنوز محرومیم از خودجوشی اجتماعی، ناگزیر باید در رثای نهاد بدون متولی برای رتق و فتق امور قلمفرسایی شود.
,داستان و موضوع، این قصه ملانصرالدین را به خاطر میآورد: به ملانصرالدین گفتند: «چند سال داری؟» گفت: «چهل سال!»، گفتند: «بیست و پنج سال قبل هم که گفتی چهل سال داری!» ملانصرالدین هم گفت: «حرف مرد یکی است!!» هراس از این است که نکند شهرستان خاتم به آسیبی دچار گشته باشد که بخواهد این رویه معمول و منطقیِ عطای «آشتی با فرماندار بومی» را به لقایش ببخشد و حرفشان یک کلام باشد و آن هم فردی امور شهر را به دست گیرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ یعنی خود را در «حصار زبان» محبوس کنند و در این «میدانِ انتخاب و انتصاب» رضایت همه شرط باشد!.
,شهرستان خاتم با آن همه پتانسیل نیازمند فرمانداری هست که بتواند فارغ از قاعدة «دوست و دشمن» با تعاملی «نهادگرایانه» موجبات رشد شهرستان را در همه ابعاد فراهم آورد. نهاد، به هر چیزی اطلاق میشود که ساخته دست انسان و یا متاثر از افعال انسان باشد. بدان معنی که هر چیزی که در طبیعت وجود دارد با کوچکترین برخورد با کارگزاران انسانی تبدیل به نهاد میشود. در این معنا «تعامل نهادگرایانه» با سازمانها و ادارههایی امکانپذیر هست که با کارگزاران انسانی سر وکار دارند.
,کاهش مهاجرت نخبگان و تحصیلکردگان و همچنین به فعل درآوردن جاذبههای توریستی و گردشگری به همراه ظرفیتهای صنعتی شهرستان خاتم باید با یک کار آسیبشناسانه همراه باشد که تنها با نگاهی «فرامحلی» و عملی «محلی» در چارچوب «تعامل نهادگرایانه» امکانپذیر خواهد بود.
,از دست دادن فرصتها به نفع مردم شهرستان خاتم نیست. فرمانداری شایسته با تیم و مدیریتی قوی قادر است سطح توسعه را به سطوح بالاتری بکشاند. سیاستهایی کارآمد برای شهرستان تنها توسط مدیرانی با اندیشه و دارای قدرت عمل بالا قابلیت اعمال دارد.
,معرفی کردن فرماندار از طرف استاندار به وزارت کشور آنچنان فرایند طاقتفرسایی جلوه کرده که گاها انسان با خود فکر میکند که اگر این همه زمان بخواهد صرف انتخاب و انتصاب شود باید در طول دوران چهارساله دولت تدبیر و امید مردم در پیچ و خم این نوع انتخابها به سر برند که حاصل هم در نهایت راه گم کردن است. بنابراین باید اجماع بین مسئولین شهرستان با فرماندار بومی و غیر بومی حاصل آید و در نهایت اگر این اجماع در ارتباط با دیگر نهادهای شهرستان سنجیده و حاصل شده، میتوان در مرحله بعد استاندار را ترغیب نمود تا هرچه زودتر از بین گزینههای اصلح، برتری را برگزیند تا راهی باشد برای برون رفت از بنبست انتخاب در کمترین زمان؛ اگرچه با این همه تعلل، دیگر بکار بردن اصطلاح «کمترین زمان» معنا و مفهومی ندارد.
,مهدی راستی
,]
ارسال دیدگاه