فضاهای مجازی، آسیب های حقیقی
امروز همگام با تکنولوژی های مدرن و پیشرفته در حوزه رسانه های جمعی، فناوری های اطلاعاتی و وسایل ارتباط جمعی، فضاهای مجازی در قالب شبکه های مختلف اجتماعی و پایگاه های عمومی و خصوصی اینترنتی بخش عمده ای از تعاملات اجتماعی انسان ها در جوامع مختلف بشری را تشکیل می دهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، وحید الوندی در یادداشتی نوشت؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، فضاهای مجازی در زندگی های حقیقی جایگاه اثر گذاری پیدا کرده اند و اهمیت آنها در زندگی روزمره افراد جامعه غیرقابل انکار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
انتهای پیام/م
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
انتهای پیام/م
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
انتهای پیام/م
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
انتهای پیام/م
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
انتهای پیام/م
دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند.
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد.
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند.
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود.
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد.
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند.
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه