اندر حکایت دستفروشان بازار حراجی شب عید؛

به دنبال یک لقمه نان در بساط زیر پل!

به دنبال یک لقمه نان در بساط زیر پل!
در این ایام نزدیک به عید اگر از کوچه ها و بازارها رد شدید به دستان پر زحمت افرادی که برخی سنشان جای پدربزرگ های ماست نگاهی کنید، آیا آنها هم حق دارند از این بازار و شب عید سهمی ببرنند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،  به خیابان ها و مناطق پایین شهر قم که بروید و نگاهی به کنار و گوشه ها و یا پایین پل های روگذر بیندازید افرادی را خواهید دید که در پی روزی هستند شاید این افراد از نظر شما مزاحم باشند ولی آنها امیدشان به این است که رهگذران هم گوشه چشمی به اجناسشان بیندازند تا بلکه آنان هم بتوانند در قبال کاری که می کنند درآمدی کسب نمایند، به هر صورت دست فروشی شغل کاذبی است و البته غیر قانونی اما در این اوضاع گرانی و نابسمان بازار دست فروشی برای آن عده ای که به نان شب محتاج اند و حاضرند ریسک خطر را بپذیرند جزو یک عادت شغلی است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،,

در این میان به بساط این دست فروشان که نگاه می کنی اجناس ارزان قیمت و بی کیفیتی پیدا می شود و وقتی از آنها می پرسی که چرا این شغل می گویند کار نیست بیکاری امان مردم را بریده است و به همین علت تعداد زیادی از مردم به ویژه جوانان و نوجوانان و حتی گاهی اوقات پیر مردان و زنان به این شغل ها ی کاذب روی آورده اند تا بلکه بتوانند در آمدی ناچیز را برای ادامه ی زندگی و آسایش خانواده خود فراهم کنند و دست به مال حرام دیگران نبرند.

,

بیکاری یکی از عوامل مهم دست فروشی

,

بیکاری برای یک کشور و جوانان آن کشور  هزار ناهنجاری و زشتی دارد ،سرمایه گذاری که نباشد شغل‌های خوب ومولد و آبرو مندانه هم کم می شوند و بینوایان راهی جلوی خود نمی بینند جز اینکه آسان ترین و کم خرج ترین و دردسترس ترین در آمد ها را پیدا کنند و همه چیز خود و جامعه خویش را صرف بدست آوردن لقمه ای نان نمایند  گاهی اوقات نیز این دست فروشان پیرمردان و پیر زنان از کار افتاده ای هستند که دیگر جانی برایشان نمانده که سر کار بروند و مجبور هستند که در این راه قدم بگذارند و دست فروشی کنند تا امورات زندگی خود را بگذرانند
دستفروشی که از فقر وتنگدستی وبی‌مهارتی و ساختارهای معیوب جامعه نشات می گیرد سایه به سایه تکدیگری و قاچاق و خلاف و جیب بری و کلاهبرداری حرکت می کند وسطح لغزنده اش هرآن فروشنده ایستاده و سرگردان را در معرض تخلف از قانون و در پرتگاه خطر سوق می دهد . مگر می شود صبح تا شب در خیابان بود وخارج از هر گونه نظارتی با صدها آدم و عابر الوان روبرو شد و زنگ خطر را نشنید ؟

,
,

حالا که دختران و زنان و کودکان هم به خیل فرو شندگان ایستاده پیوسته اند واضح است که خطر آفرینان و فرصت طلبان وبیرحمان از راه می رسند و هر کدام به فراخور توان وزیرکی خود از این بستر آماده سود می جویند و گاهی دست فروش بینوا را به ناکجاآباد بزهکاری و اعتیاد و قاچاق و بی اخلاقی پرتاب می‌کنند. کاش می‌شد بر واقعیت موجود دست فروشی مهر رسمیت زد و حساب و کتابی فراهم نمود و آنها را تحت نظارت گرفت و برایشان شناسنامه کار صادر کرد .

,

زنان سرپرست خانوار، دست فروشان خیابانی

,

درصد بالایی از آنانی که به دستفروشی روی می آورند ، زنان سرپرست خانواری هستند که شوهرانشان را ازدست داده اند وبه علت فقر مزمن و برای پرهیز از دیدن چهره غمناک فرزندان گرسنه خود و پس از گذراندن دوران بیکاری طولانی ، از صبح علی الطلوع از خانه بیرون زده ، و با کوله باری از خستگی و پس از چک و چانه زدن بسیار با مشتریان در دل جامعه بازار ، این امر را ناچار تنها راه ادامه حیات خود و فرزندانشان یافته اند .

اگر این روند ادامه پیدا کند به زنجیره ای از آسیب های اجتماعی جان خواهد بخشید ، اگر بتوانیم با مسئله دستفروشی زنان برخورد علمی داشته باشیم باید واقعیت ها را پذیرفت و به شناخت مسئله دستفروشی مبادرت ورزید و در صورت لزوم آن را شناسایی ، ساماندهی و با صدور کارت و یا شیوه های اقتصادی مناسب ، بر آن نظارت کرد .

تاکنون برای شناسایی علل و عوامل منجر به دستفروشی و تجارت غیر رسمی مطالعه ای صورت نگرفته و تا زمانی که پژوهشی برای شناسایی علل اقتصادی واجتماعی گسترش دستفروشی سامان وانجام نیافته ، پیامدی جز گسترش این پدیده نامیمون ، نمی توان انتظار داشت . چرا که گروهی رنجدیده و کم درآمد به دنبال روزی حلال ، چاره ای جز روی آوردن به کار طاقت فرسای دستفروشی ندارند.

,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه