با تمام سختیهایی که دارد:
پرستاری عشق است و پرستاری کردن آدم عاشق می خواهد
من قبل از اینکه این کار را انتخاب کنم درواقع عاشق لباسش شدم لباس سفید را خیلی دوست داشتم از ابتدای دبیرستان در رشته بهیاری درس خواندم درسم که تمام شد[
به نقل از زن امروز کارشناسی پرستاری خوانده 26 سال پرستار و غمخوار بیماران بوده و اکنون درآستانه بازنشستگی بازهم پرستاری را کار زینب گونه می داند
همکارانش او را از با سابقه ترین و خوش اخلاق ترین پرستار می دانند
شاید تنها بهانه سر زدن و به یاد پرستاران افتادن روز پرستار باشد روزی که میلاد بزرگ بانوی پرستار کربلاست روزی که وصف مولود آن در قالب کلمات نمی گنجد
گفتگوی زن امروز را خانم زهرا سپاهی پرستار بیمارستان امام رضا (ع) بخوانید:
خودتان را معرفی کنید؟
زهرا سپاهی هستم 46 سال سن دارم و 26 سال سابقه کار پرستاری
از دوران تحصیل بگویید؟علت انتخاب این رشته چه بود؟
من قبل از اینکه این کار را انتخاب کنم درواقع عاشق لباسش شدم لباس سفید را خیلی دوست داشتم از ابتدای دبیرستان در رشته بهیاری درس خواندم درسم که تمام شد 2 سال تمام منتظر استخدام بودم سال 67 استخدام و در بیمارستان سیستان و بلوچستان مشغول کار شدم بعد از آن سه سال در نهبندان در بخش اورژانس کار کردم سال 77 تصمیم به ادامه تحصیل در رشته پرستاری گرفتم و از موقعی که بیرجند هستم دربخش ارتوپدی بیمارستان مشغول کار هستم.
کار بالینی را بیشتر می پسندید یا آکادمی رو؟
فقط کار بالینی, دوست دارم با مریض سرکار داشته باشم با اینکه مسئولیتهای زیادی به من پیشنهاد شد اما من دوست داشتم کار بالینی انجام دهم و تا پایان هم کار بالینی خواهم کرد.1
درموفقیت های شما چه کسی بیشترین نقش را داشته است؟
در تمام موفقیت هایم همسرم موثر بودند چون خودشان هم پرستار هستند بهتر درک می کنند و تمام مشورتهای زندگی ام را از ایشان خواستم.
ویژگی یک پرستار خوب و نمونه چیست؟
در اولین مرحله باید دلسوز باشد وجدان کاری داشته باشد مریض را جزوی از خانواده خود بداند پرستاردر واقع غمخوار مریض است از خود مریض نیز بیشتر به او فکر می کند.
بیشتر مواقع در اخبار از حقوق کم پرستاران می گویند واقعا حقوق پرستاران کمه؟
حقوق پرستاران نسبت به ادارت دیگر کم نیست اما وضعیت اقتصادی جامعه خوب نیست و درآمدها با هزینه ها تطابق ندارد از طرفی سختی کار ما هم بالاست و تنها عشق این مشکلات را حل می کند مطمئن باشیدهیچ کس حاضر نیست در یک قسمت ادارای از صبح تا شب بشیند چه برسد به این مدام در حال فعالیت باشد و بهکسی هم رسیدگی کند ....
اگر پرستار نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟
شاید معلم می شدم
به عنوان یک پرستار عامل موفق در ارتباط موثر با یک بیمار را در چه می بینید؟
مریض را درک کنیم برای ارتباط برقرار کردن لازم است مریض به پرستار اعتماد کند صحبت کردن با مریض در حد چند دقیقه برای بدست آوردن ویژگی های اخلاقی فرد میتواند بسیار موثر باشد بیمار وقتی اعتماد کند درمان نیز موثر می افتد جلب اعتماد بیمار بهترین راه برای ارتباط برقرار کردن است.
اینکه روز میلاد حضرت زینب(س) را روز پرستار نامیدند به معنایی برای شما دارد؟
حضرت زینب(س) اولین بانویی بودند که در واقع کربلا با شرایط سخت شهید شدن برادر و آن همه فشار بازهم از مجروحین مراقبت و پرستاری می کردند و پرستار واقعی ایشان هستند.
از سختی های کار پرستاران بگویید؟
سختی های آن زیاد است مسئولیت کاری آنها مسئولیت در قبال جان مردم است که خیلی سخت است و تعهد کاری بالا می خواهد باید مرتب تمرکز داشته باشیم اگر اشتباهی کنیم و یک داروی اشتباه به مریض خورانده شود خطرات جانی بسیاری برای او دارد
معمولا کار بر زندگی بانوان شاغل تاثیراتی دارد می خواستم بدانم کار سخت پرستاری چقدر در زندگی شما تاثیر گذار بوده است؟
سعی کردم مشکلات بیمارستان را به خانه نبرم و مشکلات خانه را هم به بیمارستان نیاورم....
همسرم همیشه در کارهای خانه همراهی کردند من در برهه ای از زندگی مشترک همزمان درس می خواندم و کار می کردم و زندگی ام را اداره می کردم و اگر همسرم نبود شاید نمی توانستم.
با توجه به اینکه بیشتر خانمها در این حرفه مشغول کار هستند چه کمبودهایی حس می شود؟
به طبع حضور یک پرستار آقا در بخشها ضروری است وبه همان تعداد که پرستار خانم داریم به پرستار مرد هم نیازمندیم.هم برای بماران و هم خود پرستاران بهتر است.
شمادر شیفت های مختلف در بیمارستان در کنار بیماران حضور دارید ؟ چه مواقعی خیلی خسته و یا عصبانی می شوید؟
شیفتهایی که مریض بد حال دارم و باید همه جوانب مریض را در نظر بگیرم که حال مریض بدتر نشود استرس زیادی دارم و حال خودم نیز کمتر از همراهان مریضان نیست و فشار زیادی را تحمل میکنم این مواقعواقعا خسته می شوم.
تجربه و یا خاطرات ؟
از جمله خاطرات شیرین : موقع ترخص شدن بیماران و اینکه سلامتی خود را به دست می آورند بهترین خاطره است به خصوص در بخش ارتوپدی که بیمار بعد از یک ماه پای خود از بیمارستان می رود رضایت بخش و خوشحال کننده است
تلخ ترین خاطره هم زمانی بود که در زاهدان و نهبندان بودم و بیماران بدحال را با آمبولانس منتقل می کردیم وبرخی اوقات که مریض بین راه فوت می کرد واقعا فشار خیلی بدی را تحمل کردم
بزرگترین آرزو:
خدا از من راضی باشد وزمان مرگ جایی برای پشیمانی نداشته باشم
نظرتان درباره این کلمات:
بیمار :نیازمند خدمت
پرستار : غمخوار
حضرت زینب(س)
پرستار بزرگ کربلا
مادر: سنگ یرین آسیا
در پایان هم می خواهم از همسرم و مدیران بیمارستان در تمام دوره هایی که بودم تشکر کنم.
,
,
, زن امروز,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه