گرامیداشت یاد محمد طلوعی شاعر گنابادی مقیم مشهد در گناباد
یاد محمد طلوعی شاعر گنابادی مقیم مشهد که چندی قبل در این شهر دار فانی را وادع گفت، در جلسه انجمن ادبی محمد پروین گنابادی گرامی داشته شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل ندای گناباد، در جلسه شب گذشته (چهارشنبه) انجمن ادبی محمد پروین گنابادی که به یاد محمد طلوی شاعر گنابادی ساکن مشهد برگزار شد، یکی از دوستان و ناشران کتاب گفت: محمد طلوعی مردی متواضع و فروتن بود که از سجایای اخلاقی وی هرچه بگوییم باز هم حق مطلب ادا نشده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای گناباد,,
علی مصباح اظهار کرد: وی قلب مهربانی داشت و در برخورد اولیه آنچنان محبت و صمیمت خود را خاصانه عرضه می داشت که گویی سال هاست که با انسان دوست است.
,,
وی با بیان اینکه طلوعی در سال 1323در روستای خیبری گناباد متولد شده است، اذعان کرد: مرحوم طلوعی همان دوران شیر خوارگی با جدایی پدر و مادرش از یکدیگر گرفتار سختی و تلخی های زندگی و روزگار شد.
,,
مصباح ادامه داد: طلوعی دوران دبیرستان را در مشهد گذارند و با اینکه از استعداد فوق العاده ای برخوردار بود به اجبار پدر به ازدواجی زود هنگام تن داد و تا پایان زندگی دری از خوبی و خوشی به رویش باز نشد و در چند سال اخیر از بیماری صعب العلاجی رنج می برد که نهایتا شرایط ناگوار زندگی به این بیماری فرصت داد تا سریعتر از آن چه پیش بینی می شد، دنیا را ترک کند.
,,
این کارشناس ادبیات که در انتشار کتاب های مرحوم محمد طلوعی همکاری داشته است، خاطرنشان کرد: طلوعی چهار پاره را به خوبی می سرود و شعرش در حقیقت انعکاس زندگی تلخ و سراسر رنج اوست و از وی چهار کتاب شعر به نام های سروده های بی مخاطب، کلام آخر و برهنه تر از باد منتشر گردیده است و کتاب پشت دیوار تردید نیز آماده انتشار می باشد.
,,
محمد طلوعی در خود نوشتی می نویسد:
,,
تحصیلات ابتدایی را در روستا و سال اول دبیرستان را در گناباد تحصیل کردم و سپس برای ادامه تحصیل به مشهد آمدم و به اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان ابن یمین مشهد نائل شدم و پس گذراندن دوران سربازی به استخدام اموزش پرورش در امدم و تحصیلاتم را در رشته تاسیسات حرارتی ادامه دادم دانشی که هیچ گاه به کار گرفته نشد.
,,
در تمام این سالها از ده سالگی به بعد به مطالعه علاقه داشتم و نمی توان گفت تنها شعر موضوع مورد علاقه من بوده است بلکه هر کتابی به دستم می رسید می خواندم.
,,
متاسفانه تا سال ها طبع حساس من در موقعیتی قرارنگرفت که بتواند عرضه اندامی کند تا اینکه با تشویق دوستان با شرکت در شب های شعر و انجمن های ادبی این فرصت فراهم شد تا تفکر و احساسم را به صورت شعر بیان کنم.
,,
به تدریس ریاضی نیز بسیار علاقمند بودم و ضمن تدریس در مدارس راهنمایی مشهد چند سال مدیریت چند مدرسه را هم بر عهده داشتم و ضمن انجام وظیفه شعر نیز می سرودم، مثل رباعی زیر که در پایان تدریس یک زنگ ریاضی سرودم:
,,
چون مسئله هندسه در کار امد در دایره ها صحبت اقطار امد
,وقتی سخن از قوس وکمان ش مطرح شد یاد م زکمان ایروی یار امد
,,
قطعه ای از این شاعر از کتاب «سروده های بی مخاطب» تقدیم علاقمندان به شعر و ادب می گردد.
,,
سکوت در تن رنجورمن نمی گنجد تمام حنجره ام زیربار فریاد است
,بیا زحمت زنجیر ها رهایم کن که دیو فتنه در این روزگار ازاد است
,هر انچه با تو بگویم هر انچه بنویسم گر اتفاق نباشد تمام بر باد است
,به پیش روی افق ها ی روشنی داریم همیشه صبح سحر با سپیده هم زاد است
,مبند دل به وفا و بقای این دنیا که این عجوزه عروس هزار داماد است
,,
روحش شاد باد
,,
صادق ایزدی نوقابی
,,
انتهای پیام/رض
,]
ارسال دیدگاه