«باغ گل یاسها» تقدیم به تمامی معلمان زحمت کش؛
کار معلم نه کم از انبیاست / شمع شبافروز طریق خداست
قطعه شعر «باغ گل یاسها» به مناسبت ۱۲ اردیبهشت و روز معلم تقدیم بهتمامی معلمان دلسوز و زحمتکش ایران اسلامی میگردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، متن این قطعه ادبی بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,,
مدرسۀِ من همه نوراست و نور – منزل مهر است و سرای سُرور
,تکهای از عرش برین است این – خانه و منزلگه دین است این
,بس که در او نام خدا جاری است – گِرد رخش هالۀِ نورانی است
,باغ گلی مملو از یاسها – مدرسۀِ فاطمه احساسها
,مدرسهام مکتب درس ولاست – قصۀِ او درد و غم کربلاست
,مدرسۀِ من لقبش فاطمی است – ماه غریبی که خدا گونه زیست
,او که خدا بر غم و دردش گریست – او که رفیقِ غم و درد علی ست
,او که جگرگوشۀ پیغمبر است – صاحب چشمانِ همیشه تر است
,او که به قران لقبش کوثر است – وَز همۀِ عالمیان برتر است
,معنی اسرار به لولاک او – ردِّ خدا بر گذر خاک او
,فاطمه یعنی که تمامیِ عشق – شهرهترین والۀِ نامیِ عشق
,نابترین اسم الهیست او – جلوه گه نور خدا کیست؟ او
,فاطمه یعنی که مقدسترین – روی مهش خلد و بهشت برین
,فاطمه گفتم دلم آتش گرفت – اینۀِ چشم ترم خش گرفت
,خون دل از دیده برون شد بر او – راه نفس بسته ز بغض گلو
,فاطمه گفتم و خدا دَم گرفت – عالم و آدم همه را غم گرفت
,خاطرم آمد ز غم و رنج و درد – فاطمه گفتم و خدا گریه کرد
,عطرِخوش او داده گل یاس را – کرده قمرگون رخِ عباس را
,او که علی را به علمداری است – در رگ او خون خدا جاری است
,ماه فدک، آنکه هلالیست او – آنکه ز اسماء جلالیست او
,دخترکان علوی زادهایم – فاطمه را عاشق و دلدادهایم
,دلشدۀ عشق گل یاسها – خونجگر حضرت عباسها
,معجر زهرا به سر انداخته – حور و ملک را سپر انداخته
,وز می کوثر قدحی سر زده – دم ز فریبایی حیدر زده
,وارث زهرا به حیاییم ما – دلشدۀ آل عباییم ما
,مدرسۀِ ما علوی خانه است – پُر زِ گلوبلبل و پروانه است
,مدرسۀِ ما همه زهرا سرشت – میدهد این مدرسه بوی بهشت
,تکهای از باغ بهشت است این – مسجد و دیر است و کنشت است این
,باغ بهشتی پُر جبریلها – آن به معلم شده تأویلها
,کار معلم نه کم از انبیاست – شمع شبافروز طریق خداست
,ای که مرایی همه چون جبرییل – وارث نوحی و کلیم و خلیل
,ای تو مرا هم چو پیمبر شده – در شب ظلمت مَهِ اَنوَر شده
,آنکه تَعلُم دهدم خط تویی – شمع فروزان محبت تویی
,زان که تَعلُم دِهیَم علم دین – نام تو گردیده معلم وَزین
,ای که خدا در همه احوال تو – حور و ملک غبطه خور حال تو
,من نتوانم که سپاست کنم – وصفی از آن رتبت خاصت کنم
,لیک توانم که دعایت کنم – آرزویی نیک برایت کنم
,دست دعا بهر تو بر سر برم – روی به درگاه خدا آورم
,کهی همه خلقان به وجودت نیاز- وِی همه خوبان به درت بر نماز
,وین گل زیبا که معلم مراست – کو چو مُقرب مَلَک در حراست
,این شده بر هستی خود پاکباز – شمع وجودش همه در سوز و ساز
,وین که کند بهر تو این چاووشی – عاقبتش کن همه خیروخوشی
,فاطمیِ دل به علی داده را – این علوی زادۀِ آزاده را
,در حرم فاطمه جایش بده – عاشقیِ آل عبایش بده
,بَر به بهشتش که بهشتی بَر است – وز همۀِ حور و ملک برتر است
,,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه