یادداشت

رانت اجتماعی، دردی بزرگ‌تر از رانت اقتصادی

رانت اجتماعی، دردی بزرگ‌تر از رانت اقتصادی
ذکر این موارد بدان سبب است تا همواره به یاد داشته باشیم که افراد را بایستی صرف نظر از خویشان و بستگانشان ارزیابی کرد نه اینکه به مجرد خطاکاری اطرافیان، وی را تخطئه کرد و یا درستکاری آنان را به حساب آنان نوشت؛ چرا که این عمل نوعی «قبیله گرایی» محسوب می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فریادها، پس از مدت ها، بالاخره فائزه هاشمی اعتراف کرد که اقتصاد ایران "رانت پرور" است. در صدق این گفتار تردیدی نیست و تصور آن بلادرنگ موجب تصدیق است؛ خاصّه آن که گوینده آن، خود از بستگان نزدیک «سمبل رانت خواری اقتصادی سازمان یافته» می باشد و اظهارات مشارالیه در این زمینه صائب است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فریادها,

اما کارشناسان معتقدند که علاوه بر رانت اقتصادی، جامعه ما بستری معدّ برای پرورش «رانت اجتماعی» نیز می باشد؛ بدین معنا که نگاه حاکم بر بخشی از جامعه، صرف وجود رابطه خویشاوندی میان برخی افراد و شخصیت های مطرح را دال بر بزرگی آنان قلمداد کرده و برای آنان جایگاه و مرتبتی همسان با آن شخصیت متصوّر می شود. حال آنکه تاریخ به ما می آموزد که لزوما چنین نیست که فضائل و سجایای فردی عیناً در اولاد وی منعکس و متجلی گردد؛ چرا که صفات و ویژگی‎های اخلاقی و معنوی از راه توارث و تناسل منتقل نمی گردد و ممکن است پدری صالح را فرزندی طالح باشد و بالعکس از والدینی زیانکار، فرزند درستکاری بهم رسد.

,

بهترین نمونه برای فرض حالت اول ماجرای شیخ الأنبیاء و فرزند کافر کیش وی است که رابطه خویشاوندی وی با نوح نبی(ع) وی را سودی نبخشیده، عاقبه الأمر مستغرق در عذاب الهی گشت. ایضاً در میان فرزندان ائمه معصوم(ع) نیز می توان از جعفر کذاب نام برد که در عین فرزند امام بودن، قدم در صراط غیرمستقیم گذاشت؛ سیره ای که این روزها نمونه های مشابه زیادی دارد.

,

ذکر این بدان سبب است تا همواره به یاد داشته باشیم که افراد را بایستی صرف نظر از خویشان و بستگانشان ارزیابی کرد نه اینکه به مجرد خطاکاری اطرافیان، وی را تخطئه کرد و یا درستکاری آنان را به حساب آنان نوشت؛ چرا که این عمل نوعی «قبیله گرایی» محسوب می شود.

,

دکتر شریعتی را می توان در عداد منتقدان سرسخت این منطق سخیف به حساب آورد. این امر را مخصوصا از عنوانی که بر اثر ماندگارش ـ «فاطمه، فاطمه است» ـ نهاده است، میتوان استنباط کرد. گذاردن این عنوان بر این اثر، مبیّن عزم راسخ وی برای زدودن این تفکر قبیله گرایی است.

,

به دیگر سخن مقصود او از این عبارت این است که جایگاه والای حضرت صدیقه اطهر(س) به واسطه شخصیت و حالات خود حضرت است و نه صرف مناسبات خویشاوندی با اولیاء الله؛ بلکه حضرت زهرا(س) خود همسنگ و هم پایه این ذوات مقدسه بوده و فارغ از این پیوندها نیز از همین جایگاه رفیع و شأن والا برخوردارند.

,

جان کلام این است که مادامی که میان عظمت یک شخصیت و اقربا و منتسبین به وی، ملازمه برقرار نماییم، ناکارآمدی و حتی عدم صلاحیت افراد در پس شخصیت رفیع حاصل از این ارتباط ها پنهان خواهد شد و به مثابه گرگی در لباس میش عمل نموده و به نام آن بزرگواران، کام دشمنان آنان را بر می آورند.

,

یادداشت از: محمدسعید ابراهیمی - فعال سیاسی دانشگاه

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه