گفتگوی با «مطهری شناس» تبریزی؛
کافی است از افکار مطهری آزادی بیان را به کار بگیریم/ مارکسیسم چگونه به موزه پیوست؟/ اسلام را در فقه و اصول خلاصه نکنیم
حاجی نوری گفت: شهید استاد مرتضی مطهری در حالی ظهور کرد که هرکدام از افکار مسموم حاکم بر جو زمان، جامعه ی اسلامی را به سویی می کشید و به زعم او تنها راه دفاع از اسلام آزادی بیان بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، با توجه به اینکه هر ساله برنامههای روز معلم به صورت روتین برگزار شده و بدون جهت گیریهای خاص علمی و مبنایی بودجههای قابل توجهی را در برمیگیرند، به جرأت میتوان گفت غیر از اتلاف وقت ثمرهی دیگری از این برنامهها بر جای نمیماند، حال آنکه مقام و مرتب معلم هم به استناد عقل و هم به اقرار منابع دینی نگرشی فراتر از رویکرد فعلی را میطلبد و شاید بهتر آن است که هرگاه نامی از معلم برده میشود بر مبانی انسانی تاکید شود . لذا شایسته است در روزمعلم بیشتر به شهید مطهری که مصداق بارز معلم و نماد اندیشهای اسلامی است، توجه کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,غلامرضا حاجی نوری دارای دکترای حقوق خصوصی استاد دانشگاه که پیش از پایان تحصیلات دیپلم در پی پاسخ گویی به سولات و شبهاتی که در ذهن داشت وارد حوزهی علمیه شد. او علاوه بر مطالعهی آثار بزرگانی چون شهید مرتضی مطهری حدود سه سال در حوزهی علمیهی قم از محضر اساتیدی چون مرحوم طباطبایی، فاضل لنکرانی، وجدانی فخری و دیگر بزرگان بهره مند بود اما او پس از اقناع ذهن خود در رابطه با سوالات مبنایی که از دین اسلام و آیندهی بشر داشت بار دیگر به تحصیلات خود ادامه داده و پس از اخذ دیپلم و قبولی در کنکور سراسری به دانشگاه راه یافت. او با گذراندن مراحل مختلف تحصیلات عالی توانست در مقطع دکتری از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شود که در حین گذراندن کلاسهای دانشگاهی همزمان به شرکت در کلاسهای حوزه ی علمیه در قم نیز مبادرت می ورزید.
,در حال حاضر او یکی از مطهری شناسان مطرح در استان و کشور به شمار می رود که در این مجال به مناسبت شهادت استاد بزرگ شهید مرتضی مطهری، به سوالات خبرنگار آناج پاسخ می دهد؛
,آناج: لطفا از تفکرات شهید مطهری و نقش ایشان در روند انقلاب بگویید؟
,البته ما معتقدیم انقلاب اسلامی یک انقلاب فکری است نه انقلابی که مارکسیسم از آن به عنوان انفجار تودهها نام میبرد؛ درواقع هرچند نابرابریهای اجتماعی نیز در وقوع انقلاب تاثیر داشت اما اساس انقلاب ما باورها و مبانی اسلامی بود. در این میان همه کسانی که با شهید مطهری نشست و برخاست داشتند، متفق القولاند که او ایدئولوگ اصلی جمهوری اسلامی است به طوری که آنچه پیرامون انقلاب اسلامی مطرح کردهاند، نه تنها در گذشته بلکه امروز نیز خلاء های اصلی به شمار میروند. بنابراین اگر انقلاب هایی چون مشروطه پیروز نشدند، بیشتر به دلیل جای خالی امثال مطهری و مبانی فکری اسلامی بود که او خود میگوید فرجام انقلاب مشروطه به نقطه ی مبهمی رسیده است چون روحانیون همانند شهید مطهری فکر نمی کردند!
,,

, ,
مطهری افکار والایی داشت؛ چنانچه میگوید از 13 سالگی به این مسئله فکر میکرد که درس طلبگی بخوانم یا نه؟ از ایمان، خدا، امامت، معاد ومباحثی از این قبیل صحبت کنم که چه شود؟ به گفتهی خود، کم کم با این مسائل مانوس شده و به این نتیجه رسید که صحبت در مورد همه این مسائل لازم و ضروری است.
,جبر زمان و ظهور بزرگ مردی چون مطهری
,بهتر است ظهور فرد والایی چون شهید مطهری را با این توضیح تبیین کنم که به قول دانشمندان زمان در تولید افکار موثر است؛ به طوری که وقتی در برهه زمانی خاص در اروپا حقوقدانانی بسیار متفکر ظهور کردند، در همان زمان شیخ انصاری(که از تئوریسین حقوق اسلامی است) در نجف پدیدار شد. یعنی وقتی آنان به بیان اندیشههای خود میپرداختند، شیخ انصاری نیز ضروری دانست تا داشتههای اسلام را رو کند. دوره شهید مطهری نیز از یک طرف با انقلابهای مارکسیمی مواجه است و از طرف دیگر جنگ جهانی به اتمام رسیده و اروپا درحال بازسازی است؛ دو بلوک شرق و غرب در مقابل هم قرار گرفته و از طرفی مارکسیسم نیز میخواست عقایدش را به جهان تحمیل کند اما غرب نیز با استناد به وضعیت کشورهایی مثل آلمان و ژاپن می خواست نشان دهد که مارکسیسم تا کنون طرفی از جهان نبسته و جهان سرمایه داری موفق تر است!
,شهید مطهری به عنوان فرد متفکر با دیدن این مسائل طرح ذهنی میریخت که جامعه اسلامی در مقابل این افکار مارکسیسمی و کاپیتالیستی، چه خواهد کرد؟ و از آنجا که کشورهای اسلامی بیشتر مورد هجوم مارکسیسم بود به دقت کتابهای تئوریسن های آن دوره، مخصوصا مارکسیسم را مطالعه کرده و به گفتهی خود همراه با علامه طباطبایی به شبهات مطرح در آن پاسخ دادیم.
,آنچه دیگران را شیفتهی مطهری می کرد
,در واقع شهید مطهری در فضایی قرار گرفت که برایش سوال برانگیز بود آیا این افکاری را که از غرب و شرق ارائه می شود، بپذیریم یا خیر؟ و چون فرد منصفی بود، بدون جبهه گیری و حب و بغض هرآنچه را که درست بود با دلیل می پذیرفت و هر ادعایی هم که به نظر نادرست می آمد با منطق و استدلال رد می کرد. شاید علت اینکه افراد زیادی هم به کلاس های درس ایشان جذب می شدند همین برخورد منصفانه ایشان بود.
,البته دور از توجه نماند که در این زمان شهید مطهری در محضر اساتیدی چون علامه طباطبایی، آت الله آشتیانی، میرزاعلی شیرازی اصفهانی و همچنین امام خمینی(ره) بودند و این در تحقق اهداف او بیشتر موثر واقع می شد.
,اگر کمی به قبل تر باز گردیم خواهیم دید که انقلاب مشروطیت اتفاق افتاده و برخی از روحانیون افسرده شده و کنار کشیده بودند و برخی هایشان نیز حرف های تازهای میگفتند؛ یعنی به نوعی جنگ افکار فضا را مسموم کرده بود که تلطیف و روشنگری در چنین فضایی ضروری می نمود؛ در این بین شهید مطهری به این فکر می کرد که اسلام چه می گوید؟ چون بر خلاف مرحوم شریعتی که افکارش ریشه در دید جامعه شناسی وی داشت، معتقد بود احکام اسلام تا قیامت مستمر است و بر پایه ی این دین دائمی می توان تا ابد جهان را اداره کرد و برای همین هم دنبال راهکار و تفکرات اسلامی بود.
,آزادی بیان تنها راه دفاع از اسلام
,مطهری معتقد بود اسلام برای پاسخگویی به تمام شبهات و نیازها قابلیت لازم را دارد و بر همین اساس به آزادی بیان و آزادی افکار به شدت معتقد بود و اظهار می کرد که باید تمامی افکار را شنید بعد به دنبال پاسخگویی به این ها بود؛ چون اسلام فقط از راه آزادی بیان و آزادی می تواند از خود دفاع کند؛ یعنی افکار و عقاید متعدد را بشنود و اگر پاسخی داشت، بیان کند و وگرنه آن ها را بپذیرد. البته این دقیقا همان چیزی است که اسلام می گوید.
,او که ذهنها و افکار مردم را برای انقلاب آماده کرد
,اقداماتی چون تاسیس حسینیه ارشاد نشان از این دارد که مطهری می خواست ذهن ها را برای انقلاب آماده کند. شاید بتوان گفت یکی از دلایل وقوع انقلاب اسلامی که انقلاب را به یک حرکت توفنده تبدیل کرد، افکاری چون افکار مطهری بود. تا جایی که پس از گذشت چندین سال هنوز مثل آن ظهور نکرده و آثار و تالیفات وی پاسخ شبهات امروزی جامعه را می دهد.
,,

, ,
بنابراین به نظر من شهید مطهری با داشتن اساتیدی بسیار موفق و الگوی بسیار مناسب و ورود در مباحث جدیدی که در جهان مارکسیست و سرمایه داری مطرح می شود، توانسته است ایده ای تولید کند که آن ایده منجر به انقلاب اسلامی شده است.
,آناج: به نظر شما علت متمایز بودن آثار شهید مطهری از سایر دانشمندان اسلامی که آنها نیز نقش بارزی در تبیین خط فکری انقلاب داشتند، چیست؟
,علت این است که مطهری فیلسوف بود و همه مسائل را از ریشه آموخته است؛ لذا می تواند با تاکید بر مبانی اسلامی تمام شبهات ، چه شبهات قدیمی چند قرن پیش و چه شبهات کنونی را پاسخ بدهد. در واقع او اسلام را به عنوان الگویی مطرح می کند که می تواند جامعه را کنترل کند.
,کتاب ها و نوشته های مطهری به گونه ای است که وقتی مارکسیسم را به شدت نقد می کند، آنها از پاسخ دادن به نقد او عاجز می مانند در حالی که همان ها توانسته بودند به انتقادات شهید صدر پاسخ بدهند.
,وقتی مارکسیسم به موزه پیوست
,هرچند افراد زیادی که در انقلاب های فکری اسلامی جدید نفش دارند مثل اقبال لاهوری، مرحوم شریعتی و.. هیچ کدام نتوانسته اند مانند مطهری سخن بگویند؛ حتی سید جمال الدین اسدآبادی هم نتوانسته مانند مطهری باشد. چون مطهری اسلام را از ریشه درک کرده است و همین درک ریشهای از اسلام و پاسخ های مبنایی به شبهات مارکسیسمی بود که باعث شد مارکسیسم به یکباره قالب تهی کرده و به تعبیر امام به موزه تاریخ بپیوندد که البته در این راستا اساتید شهید مطهری چون علامه طباطبایی نیز بسیار موثر بودند.
,آناج: شهید مطهری با مساله الطقاتی چگونه برخورد کرد و در این زمینه چه چالش هایی با دکتر شریعتی داشت؟
,همان طور که پیشتر توضیح دادم، شهید مطهری با داشتن اساتیدی بسیار موفق و با داشتن الگوی بسیار مناسب و ورود در مباحث جدیدی که در جهان مارکسیسم و سرمایه داری مطرح می شود، توانسته است یک ایدهای تولید کند و آن منجر به انقلاب اسلامی شده است. اما دکتر شریعتی چنین شرایطی را نداشت؛ او اسلام را بیشتر با تفکرات جامعه شناسی و ایده هایی که از جامعه دریافت می کرد شرح می داد.
,شاید ذکر این خاطره از زبان شهید مطهری مثال خوبی برای روشن تر شدن بحث باشد که گفته است: وقتی کفایی می خواندم به اصفهان رفته و مطلع شدم فردی کلاسی دایر کرده و به تدریس نهج البلاغه مشغول است! با خودم گفتم نهج البلاغه که نیازی به تدریس ندارد!دوستم اصرار کرد تا در این کلاس حضور پیدا کنیم، بنده بعد از شرکت در این جلسه متوجه شدم نهج البلاغه هم به تدریس نیاز دارد و نمی توان بدون تفسیر آن را درک کرد؛ لذا ما در کلاس نهج البلاغه میرزاعلی شیرازی اصفهانی شرکت کردیم و متوجه شدیم که سخنان با ارزشی در نهج البلاغه وجود دارد که باید تفسیر شوند.
,اختلاف نظر دکتر شریعتی و شهید مطهری در چه بود؟
,تفاوت دکتر شریعتی و شهید مطهری این بود که آقای شریعتی در فرانسه درس خوانده و حرفهای زیادی را از استادان جامعه شناسی آنجا شنیده بود و مبانی و اصول حاکم بر جامعه شناسی مارکسیسمی را شنیده بود؛ او همچنین می خواست با نظام مارکسیسمی و نظام سرمایه داری مبارزه کند.
,خاستگاه شهید مطهری حوزه های علمیه است و حتی برای فهم نهج البلاغه استادی برگزیده یا فلسفه آموخته بود. او فردی است که فلسفه غرب را به خوبی خوانده و شناخته بود تا جایی که به تاریخ فلسفه روی آورده و مبانی هگل را نیز بیان می کرد. او اسفار اربعه را که در حقیقت تفسیر قرآن و مبانی فلسفه است و همچنین اشارات بوعلی سینا را نیز با استاد خوانده است. طبیعی است هیچکس نمی تواند انکار کند که شهید مطهری اسلام را با مبانی و دقت کامل فهمیده و بیان کرده ولی مرحوم شریعتی این چنین نبوده است.
,سخنان دکتر شریعتی اسلام سرایی است نه اسلام شناسی
,تفاوت دیگر دکتر شریعتی با شهید مطهری این است که او از اساتیدی چون علامه طباطبایی، امام خمینی و غیره بهره نگرفته و هرگاه قصد اظهار نظر در موضوعی دینی را داشته، بر اساس دانش جامعه شناختی سخن گفته است. بر همین اساس شهید مطهری می گوید سخنان دکتر شریعتی اسلام سرایی است نه اسلام شناسی.
,شریعتی و مطهری، در کنار هم یا مقابل یکدیگر؟!
,البته ناگفته نماند که ما نباید دکتر شریعتی و شهید مطهری را در مقابل یکدیگر قرار بدهیم چرا که خیلی از عالمان بخصوص خود دکتر شریعتی اظهار کرده که مرید شهید مطهری است و به وسیله ی خود ایشان به حسینیه ی ارشاد راه یافته و سخنرانی های زیادی ایراد می کند. اما چون بیش از آنچه که داشته، می گفته است و چون با فلاسفه اسلامی برخورد نداشته، طبیعی بود که دچار اشتباهاتی نیز خواهد شد.
,در این میان ما نیز خطایی داریم و آن نوع نگاهمان به دکتر شریعتی است. ما می خواهیم دکتر شریعتی را با چه عنوانی مطرح کنیم؟ به عنوان اسلام شناس؟ خود ایشان نیز ادعای اسلام شناسی را ندارند و بعضی برداشت های ایشان نیز از اسلام ممکن است برداشت های شخصی باشد. اما ما متاسفانه در مورد افراد غلو می کنیم و فردی که در یک زمینه تخصص و ادعایی ندارد، همان فرد را صاحب مکتب می دانیم.
,,

, ,
دکتر شریعتی کارهای ارزنده ی بسیار کرده ولی اسلام شناس نبوده است، دلیل آن این است که برای اسلام شناسی یک سری مبانی و قوانین لازم است که ایشان هیچ کدام را مطالعه نکرده و نخوانده بود. لذا من معتقدم دکتر شریعتی نمی تواند با آن صلابت و قاطیعتی که شهید مطهری اسلام را معرفی می کند، تعریفی از اسلام ارائه کند، چون اطلاعات کافی و تخصصی ندارند.
,دو جریان فکری داخلی که شهید مطهری با آن مقابله کرد
,در مورد برخورد شهید مطهری با مسئله التقاط نیز دو بخش وجود دارد؛ یک بخش لایه های بسیار قشری در حوزه های علمیه است که اسلام را کاملا ناکار آمد نشان می دهد. شهید مطهری در مقابل این گفتمان ایستاد. در کنار آن لایه هایی نیز بودند که اسلام را سطحی جلوه می دادند و می گفتند هر کس قرآن را بخواند کافی است در حالی که خود قرآن نیز می فرماید، آیات نیاز به تفسیر دارند و برای تبیین آن پیامبر و امام لازم است تا به تبیین مبانی دین بپردازند که اگر این مبانی و اصول وجود نداشته باشد نمی توانیم نظریات اسلام را بیان کنیم.
,شهید مطهری بی توجه به حواشی، به ادعاهایی که چه توسط قشری ها و چه توسط کسانی که در بعضی زمینه ها بیش از حد سطحی نگاه می کردند، پاسخ می گفت؛ که شاید این اشکالات متوجه آقای شریعتی یا امروزه متوجه دکتر سروش است و یا هر کس دیگر...
,شهادت رهبر انقلاب بر رفاقت دو دانشمند
,احساس بنده این است که در مورد مرحوم شریعتی هم تندروی و هم کندروی شده است و متن بیانات رهبر انقلاب ثابت می کند که دکتر شریعتی و شهید مطهری در مقابل هم قرار نداشند بلکه در مبانی اختلاف نظرهایی بین آن دو وجود داشت؛ مقام معظم رهبری می فرمایند: دکتر شریعتی مرید شهید مطهری بود؛ یعنی مرید فکری و علمی ایشان بوده است. بنده خودم از آقای شریعتی شنیده بودم که ایشان در پی اختلاف با شهید مطهری نبود و همچنین شهید مطهری نیز در پی اختلاف با دکتر شریعتی نبوده است. اثر "محمد خاتم پیامبران" را شهید مطهری طرحش را ریخت و اقدام اساسی اش را انجام داد و یکی از نویسندگان آن کتاب که دو مقاله در این کتاب دارد ، مرحوم شریعتی بود.
,در یک برهه ای از زمان که جزئیات کار مشخص نشده بود، اینها در یک جهت و در یک خط حرکت می کردند آنها در مورد خط متجدد گرایانه اسلام یا نهضت بازشناسی اسلام کار می کردند. اما مسئله مورد بحث این بود که نگاه زیربنایی، نگاه فلسفی، نگاه اعتقادی به مسئله که شهید مطهری چنین دیدگاه هایی داشت و مرحوم شریعتی با توجه به جریان های موجود در جامعه و مسائل اجتماعی به اسلام نگاه می کرد. علت آن نیز، از دو مکتب متفاوت بودن است؛ دکتر شریعتی بیشتر با جامعه شناسی و مسائل اجتماعی انس داشت و با آنها اسلام را توضیح می داد، ولی شهید مطهری بیشتر بر اساس مبانی کار می کرد."
,آناج: دیدگاه استاد مطهری نسبت به روحانیت چگونه بود؟
,شهید مطهری نسبت به سازمان روحانیت اشکالاتی را مطرح می کرد که ما این موضوع را در آثاری چون "ده گفتار" می بینیم. اعتقاد ایشان این بود که سازمان روحانیت با این اوضاع نمی تواند پاسخگوی خیلی از مسائل باشد.
,روحانیت باید بتواند پاسخ گوی مسائل روز جامعه باشد
,به تعبیر مقام معظم رهبری، دیگر زمان پاسخ دادن به شبهه ابن کمونیه نیست و اعلام کردند باید شبهه های روز را بدانید و پاسخ بدهید. شهید مطهری نیز بر همین عقیده بود که روحانیت و حوزه علمیه باید بتواند پاسخ گوی مسائل روز جامعه باشد و در این راستا ایجاد تحول در جامعه روحانیت را رسالتی بر دوش خود می دانست.
,پیش از آن نیز این چالش در بین روحانیت وجود داشته است که روحانیت نباید خود را محدود به اصول و فقه کند بلکه باید بتواند جامعه را مدیریت کند.
,جالب است که ما در اوایل انقلاب متوجه شدیم با اصول مارکسیستی پیش رفته ایم و مهندس بازرگان اعلام کرد صنایعی که ملی نیستند، باید ملی شوند اما با تفکرات مارکسیستی! فرمایش شهید مطهری نیز این بود که اگر ما (روحانیت) خوراک فکری جامعه را تامین نکنیم، طبیعتا مهندس بازرگان طرحی را ارائه خواهد کرد که اسلامی نیست.
,رسالت روحانیت فقط این نیست که در حوزه های اصول و فقه علمیه تدریس و تحصیل کنند
,مرحوم مطهری بیان می کرد که رسالت روحانیت چیست؟ رسالت روحانیت فقط این نیست که در حوزه های اصول و فقه علمیه تدریس و تحصیل کنند، چون اگر درسی را که تدریس می کنید به متن جامعه انتقال ندهید، نمی توانید به شبهات و نیازهای روز پاسخ بگویید و عملا اسلام نا کارآمد معرفی خواهد شد؛ اشکالی که شهید مطهری نسبت به روحانیت مطرح می کرد این موضوع بود.
,,

, ,
جالب است بدانید، شهید مطهری می نویسد بنده در دوران جوانی خود در قم در مورد اوضاع و احوال مسلمانان تامل کردم و با خود گفتم که قریب به یک جلد از اصول کافی به علم مربوط است و با خود گفتم، اگر اسلام این همه به علم اهمیت می دهد پس چرا اکثر مسلمانان بی سواد هستند؟! در قم جلساتی تشکیل دادم تا به این سوال پاسخ بدهیم و متاسفانه پاسخ مناسبی نیافتیم و امروز نیز پاسخ مناسبی به این سوال داده نمی شود؛ چون دیگر فردی مانند شهید مطهری از جامعه روحانیت نداریم.
,آناج: چه تدابیری لازم است تا اندیشه و افکار شهید مطهری به پیکره ی دانشگاه ها و جامعه ی اسلامی تزریق شود؟
,همه چیز با یک معما شروع می شود
,اساس این است که ما چگونه این تفکر را به دانشگاه و جامعه وارد کنیم؟ مسلما تا زمانی که سوال ایجاد نشود، پاسخ نیز مطرح نمی شود. چون همه چیز با یک معما شروع می شود و ما بعد از حل معما انگار به یک راه جدید دست یافته ایم.
,همان طور که گفتیم حرف حساب شهید مطهری این بود که مانع بیان عقاید و اندیشه ها نشویم و اجازه بدهیم در جامعه و در دانشگاه ها آزادی بیان حاکم باشد تا هرکس نظرات و عقاید خود را مطرح کند و معتقد بود تنها با یک وسیله می توانیم از اسلام دفاع کنیم و آن آزادی عقیده و بیان است.
,بنابراین باید اجازه بدهیم تا شبهات مختلف در فضای دانشگاه مطرح شود، در مقابل باید به این شبهات نیز پاسخ داده شود که متاسفانه ما در این حوزه به صورت موفق عمل نمی کنیم.
,امامان ما مانع شبهه پراکنی نشدند بلکه شبهات را پاسخ گفتند
,البته ما در دانشگاه ها افرادی داریم که می توانند شبهه مطرح کنند ولی این کار را انجام نمی دهند. این اتفاق زمانی می افتد که ما آزادی بیان را به جد پیگیری کنیم. اگر بخواهیم موفق شویم باید اجازه آزادی بیان بدهیم، برای مثال امامان ما نیز با دهری ها بحث می کنند و به شبهات موجود پاسخ می دهند و هرگز مانع ایجاد شبهه در جامعه نمی شوند اگر به "توحید مفضله" نگاه کنید، می بینید که ایرادات زیادی بر اسلام وارد شده و ائمه(ع) به همه پاسخ داده اند.
,با این حال متاسفانه هنوز هم اساس دروس حوزه علمیه همانی است که قبلا نیز وجود داشته و کتاب های سنگین تر از سطح طلبه ها به افراد تحمیل می شوند و در نتیجه زیاد هم درک نمی شود.
,اجازه بدهیم امثال صحبت های دکتر سروش در جامعه علمی انتشار یابد
,لذا منطقی تر این است که در حوزه های علمیه تقسیم بندی صورت بگیرد تا هم اصول و فقه و امثال آن آموزش داده شود و هم در افراد این آمادگی را ایجاد کنند که بتوانند به شبهات مطرح در جامعه دانشگاهی پاسخ بدهند. بهتر است اجازه بدهیم امثال صحبت های دکتر سروش در جامعه علمی انتشار یابد و یک عده نیز به آن پاسخ بدهند.
,بنابراین آزادی بیان و کرسی های درسی زمینه های لازم جهت پاسخگویی به شبهات هستند؛ کلاس های درسی را ایجاد کنیم که در مقام پاسخگویی به شبهات هستند. البته احساس می کنم این نیز مانند سایر بحث ها و سایر علوم، در حوزه های علمیه کمرنگ تر از گذشته شده است، برای مثال مرحوم استاد جعفری در شرح نهج البلاغه خود در هر صفحه هزاران در را به روی آدمی باز می کند، همچنین ایشان در شرح مولوی نیز سخنان بسیار ارزشمندی را بیان کرده است. گذشتگان این همه زحمت کشیده اند و تلاش کرده اند، ولی تلاشگران امروز، تلاششان از لحاظ کمی و کیفی کاهش یافته است.
,آناج: چرا شهید مطهری تصمیم به تاسیس حسینیه ی ارشاد گرفت؟
,آقای مطهری دانست که در جامعه ایران این زمینه وجود دارد که به سمت جامعه مارکسیسم و پوپولیستی حرکت کند. لذا باید به صورت منظم دو هدف را دنبال می کرد؛ یکی خرافات زدایی بود که در کتاب های " سیری بر زندگانی 14 معصوم" و "حماسه ی حسینی" به طور ویژه به این امر پرداخته و می خواهد با خرافه گرایی و تفکرات غلط که دست های استعمار انگلیس نیز در پس آن نهفته است، مبارزه کند.
,از طرفی نیز در صدد پاسخگویی به افکاری بود که مردم را از خدا پرستی دور می کرد. در پی این اهداف اقدام به تاسیس حسینیه ی ارشاد کرد که طبق نقل مقام معظم رهبری زمانی که کار را شروع کردند، مکانی را خریدند که کمی بالاتر از محل حسینیه ارشاد کنونی واقع شده بود و به این ترتیب حسینیه ارشاد را تاسیس کرده و حسینیه محلی شد برای جذب افراد (افرادی چون بازرگان، دکتر شریعتی، مهندس باهنر، رهبر معظم انقلاب و...) در این حسینیه حضور داشتند.
,اسلام را به فقه و اصول خلاصه نکنیم، آن را به بطن جامعه بکشانیم
,اعتقاد شهید مطهری این بوده است که اسلام را در فقه و اصول خلاصه نکنیم، چرا که اسلام گستره ی موضوعی بیشتری دارد که باید آن را به بطن جامعه کشاند. این یکی از اصلی ترین هدف های تاسیس حسینیه ارشاد نیز این بوده است.
,آناج: شهید مطهری چه دیدی نسبت به مسئله ولایت فقیه داشتند؟
,مرحوم شهید مطهری معتقد بودند امکان جدایی اصل ولایت فقیه از اسلام وجود ندارد؛ چون بدون در نظر گرفتن این اصل امکان اجرای احکام دین مانند حدود، قصاص و امثال آن وجود ندارد.
,,

, ,
همچنین علت تدریس دروس احکام در حوزه ای علمیه نیز این است که مردم در داد و ستد ها و معامله های خود از آنها تبعیت کنند. وقتی حکومت با این مباحث فاصله داشته باشد، تدریس چنین مسائلی در حوزه های علمیه چه فایده ای دارد؟! چون اگر این طور باشد درواقع ما داریم صحبت هایی را در حوزه های علمیه مطرح می کنیم در حالی که قانون چیز دیگری است، یعنی ضمانت اجرایی ندارد.
,اعتقاد بنده این است که تفکرات امثال شهید مطهری این بوده است که اسلام بدون حکومت اسلامی بی معنی است.
,از طرفی آنهایی که مخالف با ولایت فقیه هستند، آنطوری که ما فکر می کنیم به آن اندازه مخالف نیستند بلکه معتقدند فقط امور حسبی باید در دست ولی فقیه باشد. اما این سوال پیش می آید که امور حصبی شامل کدام امور هستند؟ در پاسخ به این سوال بحث " النبی اولی بالمومنین من انفسهم" می رسد برخی متقدند منظور این است که پیامبر حتی می تواند جان مومنان را هم بگیرد! اما سید محمد باقر صدر با بیان حدیثی از امام علی(ع) این آیه را چنین تفسیر می کند که اگر کسی بدهکار شود و نتواند نفقه زن و بچه خود را بپردازد یا تامین کند، اولویت این است که این نفقه توسط پیامبر پرداخت شود، سپس اولویت این است که جانشین پیامبر آن را بپردازد. تمام فقها معتقدند همه اموری که زمین مانده است به عنوان امور حسبی است که فقیه بر آن ولایت دارد.
,اما مگر حکومت کاری جز امور حسبی را عهده دار است؟ تامین امنیت، سرباز گیری، ایجاد راه ، بیمارستان سازی و... جزء این امور محسوب می شود و آیا حکومت نیز وظیفه ای غیر از پرداختن به این مسائل را دارد؟!
,مرحوم شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی همان تفکراتی که امام در مورد ولایت فقیه داشته است را اظهار می کند و همچون ایشان بر ولایت مطلقه فقیه (که همان اختیارات پیامبر(ص) غیر از رسالت را دارد) قائل است.
,آقای مطهری در بحث پیرامون انقلاب اسلامی نظرشان بر این است که اگر حکومت اسلامی وجود نداشته باشد، جامعه اسلامی نیز اداره نخواهد شد.
,آناج: حرف آخر ...
,ما باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا جامعه ما دیگر نمی تواند افرادی چون مطهری را پرورش دهد؟ که به نظر خودم یکی از دلایلش این است که در آن زمان آزادی بیان حاکم بود و بیشتر می خواستند برای اسلام شبهه تراشی کنند و اسلام را در نظر مردم بی مقدار کنند؛ در این فضا عده ای چون دانشمندان اسلامی در صدد پاسخ به آنان برمی آمدند و روز به روز معارف اسلامی شکوفاتر می شد.
,یکی از مهمترین مسئله های دیگر معنویت است که رفته رفته در جامعه بخصوص جامعه دانشگاهی کمرنگ تر می شود و این حوزه های مطالعاتی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و موجب می شود افراد تحت تاثیر مشغله های مختلف از کنه امور باز مانند در حالی که اگر معنویت حاکم می شد دیگر هیچ دانشجویی رساله ی دیگری را به نام خود جا نمی زد و هیچ استادی در ازای پول پایان نامه ای را تایید نمی کرد.
,در یک کلام می خواهم بگویم بهترین معلمان کسانی هستند که با آگاهی از اصول و مبانی اسلامی و همچنین مسائل روز، دین و دنیا را توأمان دارند و به رسالت عظیم خود آگاهند.
,,
گفتگو از: نیر حیدری
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه