گفتگو با احمد صادق زاده ازفعالان شعر و ادب در ارومیه

گفتگو با احمد صادق زاده ازفعالان شعر و ادب در ارومیه
احمد صادق زاده در چند متری مرز ایران با کشورهای ترکیه و عراق یکی از تاثیرگذارترین فعالان فرهنگی می باشد که تا کنون دو اثر ارزشمند از ایشان به چاپ رسیده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیلوانا نیوز، استعداد وپیشرفت حد ومرز ندارد آخرین روستای کشورمان درست چند قدمی مرز بین ایران با ترکیه وعراق شاهد ظهور استعدادهای فراوان میباشد واین بار روستای مرزی کچله

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیلوانا نیوز,

آقای احمد صادق زاده اهل روستای کچله از توابع بخش سیلوانا منطقه مرگور یکی از فعالان شعر وادب بوده که در سایه نبود امکانات مشغول خدمت به فرهنگ وهنر میباشد وتا به حال دو کتاب تدوین ونوشته است.

,

احمد صادق زاده متخلص به Rêber Fikîn

,

متولد اورمیه بخش سیلوانا روستای کچله

,

1366/6/1تاریخ تولد

,

نویسنده،شاعر،داستان نویس،عکاس طبیعت.فعال فرهنگی.

,

فارغ التحصیل رشته شیلات.

,

اثرهای چاپ شده:

,

عشق و خاک1389 ،

,

رامان1393.

,

فعالیت هایی که انجام داده ام و در حال انجام آنها هستم ، همه انعکاسی از علایق درونی من بوده. من علاقه ای شدید به طبیعت و عکاسی از طبیعت دارم در حال حاضر بیش از چندین هزار عکس ناب از طبیعت دارم که هنوز برای انتشار آنها کانال و فرصت مناسبی نیافته ام .دو فیلم مستند با دوربین غیر حرفه ای ساخته ام . یکی درباره( بئری)زنان هایی که شیر می دوشند ، است . کارهای روزانه آنها را که با مشقت و سختی انجام می دهند تا دوش به دوش مردان از پس دردهای زندگی برآیند، به تصویر کشیده ام. و فیلم دو می که ساختم به بهره برداری مثبت از طبیعت و ثمرات بهاری آنان است که توسط شیر زنان و دختران کُرد انجام می گیرد.همیشه نبود امکانات تا حد زیادی از پیشروی من کاسته است ولی باعث نشده که توقف کنم. یکی دیگر از علایقم یا به قول دوستان هنرم در باره شعر است . من از دوران راهنمایی تمام خاطرات خود را می نوشتم و این روال چند سالی ادامه داشت تا که بعد از مدتی و تغیر نگرشم به موضوعات باعث شد که به خلاصه نویسی از یک روز یا یک هفته و اتفاقات آن بپردازم و رفته رفته دفتر شعرم جای دفتر خاطراتم را گرفت و بعداز چندی و روی دادن چندین اتفاق در زندگی شخصیم به نوشتن و بیان دردهای خودم و جامعه وابستگی شدیدی پیدا کردم و شعر نوشتن بخشی جدا ناپذیر از زندگی من شد.با تشویق دوستان و خانواده من در سال 1386اولین قدم هایم را برای چاپ کتاب برداشتم. من به سبک نو یا سپید علاقه زیادی دارم به همین خاطر اولین کتابم را با همین مضمون چاپ کردم .

,

, ,

نام کتاب :عشق و خاک

,

سال چاپ:1389

,

ناشر:فرهنگ نظامی

,

طراح جلد:صابر صادق زاده

,

برای چاپ این اثر اساتید بزرگوار "سید جلال نظامی"جلال ملک شاه "مرحوم وجدی حاتمی" کمک زیادی به این حقیر نمودند.لازم میدانم اینجا از بنیان گذاران موسسه اندیشه احمد خانی تشکر مخصوصی کنم که باعث شد چندین فعالیت دیگر را رنیز در آنجا انجام دهم و با بسیاری دیگر از هنرمندان و هنر دوستان آشنا شوم .در ماهنامه خاتون که خانم شلر امراه نژاد و مرحوم وجدی حاتمی مدیرت آن را بر عهده داشتند چند شعرم را به چاپ رساندم آن مجله نیز در موسسه اندیشه احمد خانی چاپ میشد....در انجمن های ادبی،برنامه آواز خوانی و بسیاری دیگر مشارکت داشتم.بسیاری از آن برنامه ها را به صورت عکس و صدا در آرشیو خودم دارم. بعد از کتاب عشق و خاک تصمیم به چاپ کتاب دیگر گرفتم که محتوای آن عقیده و تفکرات من است .

,

, ,

نام کتاب: رامان

,

سال چاپ:1393

,

ناشر :فرهنگ نظامی

,

ترجمه به کُردی:یوسف کلونک زاده

,

ویراستار: سید جلال نظامی

,

تایپ کُردی:لیلا برجاسی

,

طراح جلد:صابر صادقزاده

,

زبان اصلی این اثر به فارسی است ولی به پیشنهاد استاد عزیز آقای یوسف کلونک زاده این کتاب ترجمه شد به زبان کُردی.برای چاپ این کتاب بسیاری از دانشجویان، فارغ التحصیلان و محصلین روستای کچله و نوی منت بر سر این حقیر گذاشتن و کمکم کردند.تشکر بی پایانی دارم از آقای رضاتائب و انتشارات مانا در اورمیه که آنان نیز سهمی در به چاپ. رسیدن این اثر داشتن.

,

در حال حاظر چندین کتاب شعر و داستان آماده چاپ دارم که هنوز فرصت و موقعیت چاپ آنها محیا نشده است. یکی دیگر از علایق من ورزش است که در تمام زندگیم سعی کرده ام به دور از ورزش نباشم و به همین خاطر به احیای ورزشهای باستانی که در مابین کُردها بود افتادم و بارها به هر دری زدیم که ورزشهای بومی را در لیست بازیهای بومی کُردها به ثبت برسانیم ولی افسوس...

,

در فستیوال بازیهای بومی محلی سال 1394زیوه، مسئول بازی های بومی محلی بودم که متأسفانه آن نتیجه و توجهی که شایان شناخت و معرفی آن ورزشها بود به عمل نیامد و انعکاس آن ورزشها فقط در همان زمین بود .شاید بخش دیگر لاینفک از زندگیم موسیقی باشد من به موسیقی همچو بلمی در موج های متلاطم زندگی نگاه میکنم.شعرهایم را به درخواست چندین خواننده ها به آنها داده ام.من نیز به دکلمه چند شعر خود را بیان کرده ام.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه