ماجرای مرگ تکواندوکار بانوی کرجی
ساجده حیدرخانی ورزشکار رشته تکواندو که مادر شده بود به طور غم انگیزی و به دلیل بی توجهی پزشک معالج از دنیا رفت.[
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی دانا ساجده حیدرخانی ورزشکار رشته تکواندو که مادر شده بود در تاریخ 28/9/92 برای زایمان به بیمارستانی در غرب تهران برده می شود و نوزاد خود را به دنیا می آورد اما چند روز بعد به دلیل قصور پزشکان در تشخیص علایم بیمار به کام مرگ می رود-–
, شبکه اطلاع رسانی دانا,حمید حیدرخانی پدر ساجده که از جانبازان دفاع مقدس و نیز از مدیران ورزش البرز است به دانا گفت: بعد از زایمان و به دنیا آمدن نوه عزیزم درحالی که کمتر از 24 ساعت از این زایمان نگذشته بود دخترم به پرستاران آن بخشی که در آن بستری بود اعلام می کند چشمانم از بعد از زایمان تار می بیند و پرستاران او را برای معاینه نزد پزشک بی هوشی می برند اما دکتر می گوید چیزی نیست ، طبیعی است و به دلیل زایمان مقداری چشمهایت ضعیف شده است ، بعداز ظهر آن روز دخترم ازبیمارستان مرخص می شود و او را به خانه می بریم . پس از سپری شدن دو روز از حضورش در خانه ، دخترم با دکترش که او را عمل کرده تماس می گیرد و به او می گوید حالش خوش نیست اما دکتر با خیال راحت و بدون کوچکترین توجه ای می گوید چیزی نیست و فردا برای معاینه به مطب او بیاید، هنوز یک ساعت از این تماس نگذشته بود که حال دخترم بسیار بد می شود و مجبور می شویم او را به بیمارستانی در کرج ببریم که پزشکان آنجا اعلام کردند خونریزی داخلی شدید دارد.
,وی ادامه داد: مجددا با دکتر او تماس گرفتیم و ماجرا را برایش شرح دادیم که بلافاصله از تهران به کرج آمد و تا با دختر مرحومم مواجه شد خودش را باخت و دست و پایش را گم کرد ،دوست نداشتیم دخترم جلوی چشمانمان پر پر شود و به پزشک دخترم گفتیم او را به بیمارستانی که در آنجا عمل شده منتقل کنیم تا بهتر از او مراقبت و درمان شود که قبول کرد و او را با آمبولانس خصوصی به بیمارستانی درتهران بردم و نزدیکی های ساعت 4 صبح بود که به آنجا رسیدیم ، بعد از حضور در بیمارستان دخترم را به سرعت به اتاق عمل بردند و دو شیلنگ در بدن او نصب کردن و بعد او را در آی سی یو بستری کردند و پس از 5 روز با کمال بی شرمی اعلام کردند که دخترم فوت کرده است . دختر مرحومم به دلیل آنکه استاد رشته تکواندو بود از لحاظ جسمانی شرایط بسیار خوبی داشت اما با این وجود او را سالم تحویل بیمارستان و دکترهایش دادیم و آنها جنازه او را به ما تحویل دادند - بچه هایم را با زجر بزرگ کردم اما اینگونه با سهل انگاری و قصور او را از من گرفتند.
,انتهای پیام/.
,]
ارسال دیدگاه