به مناسبت کنگره ملی۸۰۰۰شهید استان گیلان؛

فاتحانِ ستاره وُ کهکشان

فاتحانِ ستاره وُ کهکشان
اینان پروانگانِ شوریده وَ سرازپا نشناسِ جان بر کفی بودند وُ هستند، که شجره ی طیبه ی شان، آن سلسله ی جاوادنه ای است که تا ظهورِ حضرت موعود ، دقیقه ای منقطع نمی گردد .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت «لاهیجان»، سید رضا سید دانش فعال فرهنگی گیلان در یادداشتی نوشت: وقتی مسافری ، مقصدش آسمان باشد، تو رَدِّپایش را در باران وُ دریا ، چه می جویی ؟ نشانی اش را ، از کوه وُ جنگل وُ‌صحرا ، چه می پرسی ؟ اصلاً این زمینِ گیج وُ گنگ وُ گرفتارِ روز مرگی ها که سری پرُ مشغله از هیاهو برای هیچ و پوچ دارد ، کجا فرصت می کند ، که رَدِّ پاها را بر جاده ببیند وُ به ­خاطر بسپارد .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «لاهیجان»,

 اگر تو را دلی با شقایق هاست اگر لاله ی وجودِ‌ تو را هم با داغ زاده اند، اگر تو را هم چشمانی است که شب های پُرفیض دعا را ، ‌ به شعله ی بلندَ ‌آه سحر ، پیوند میزند ، با من بیا تا از ستارگانِ درخشنده ، نشان آن مسافرانی را بپرسیم،‌ که تنها در یک لحظه ،  در یک دم ، در یک پلک بر هم نهادن ،‌ به کهکشان، رسیدند و از آن هم برگذشتند ؛  یک شیخی ، عالمی ، اهل دلی ، اهل فضلی ، سالیانی را بر سرِ این مقصود می گذارد که شاید ، عنایتی ببیند و گوشه ی چشمی به او نشان داده شود ، اما این مسافرِ یگانه ی خاکی پوش ، این فانوسقه ی عشق بر کمر بسته ، این تفنگِ معرفت وُ غیرت وُ همت در دست گرفته ، تنها وَ تنها وَ تنها . . .

,

در یک آن ، در یک دم ، در یک لحظه ، برگزیده ی خداوند می گردد ، و بر بالِ فرشتگان ، به رفیع ترین سرزمینِ آسمان سفر می کند وُ مقیم ولایتِ عشقِ الهی می گردد . باری مقامِ شهید وُ شُهدا اینچنین است.

,

حالا کدام واژه ، کدام قصه،‌ کدام غزل ، کدام قصیده ، کدام تصویر وُ تعبیر وُ تأویل ، جسارت آنرا دارد که تنها حرفِ اوّل نامِ هرشهید را ، به مدح وُ وصف وُ تفسیربنشیند ؟ تو اگر می خواهی بدانی شهید کیست ؟ از کجا می آید وُ به کجا می رود ؛ تو اگر می خواهی رمزی از رازِ این سیاحانِ هفت اقلیمِ آسمان بشنوی، که چگونه به فتحِ ستارگان وُ کهکشان های نامکشوف می روند ، دلت را ، جانت را ،‌ نفس هایت را، لحظه هایت را کربلایی کن.

,

از سرور وُ سالارِ این شهدا مددی بگیر ، وَ‌ پای در راه نِه، که اگر لایق باشی وُ‌  ذره ای از غبارِ خاکِ شلمچه وُ فَکه وُ مجنون وُ‌ . . . به مشامِ جانِ تو برسد، از مسافرانِ گمنامِ این کاروانِ بهشتی خواهی بود. که هنوز بانگِ جرس های دعوت گرِ آن، از هر جای این خاک ، که در ظلماتِ کفر وُ‌ ستم ، فرومانده باشد ، به گوش می رسد .

,

از شهدای ای انقلابِ اسلامی ، تا شهدای هشت سال دفاع مقدس ، وَ‌ از شهدای فناوری هسته ای ، تا شهدای مدافع حَرَم ، فاصله فقط یک بال زدن است .

,

اینان پروانگانِ شوریده وَ سرازپا نشناسِ جان بر کفی بودند وُ هستند ، که شجره ی طیبه ی شان ، آن سلسله ی جاوادنه ای است که تا ظهورِ حضرت موعود ، دقیقه ای منقطع نمی گردد .

,

آری این باران ، تا آسمان باقی ست ، خواهد بارید تا جان وُ‌ جهان وُ‌ هرچه در آن هست را ، به گُل افشان ترین بهاران ،‌گره بزند ؛ وَ خواهد زد . . .

,

پایان پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه