وقتی صاحبان "شغل انبیاء"، "استثمار" می شوند!/ عدالتی که برقرار نیست
تنها کلمه ای که در مورد شرایط سخت و غیر معمول کار در این نوع مدارس می توان برای معلمان استفاده کرد، کلمه "استثمار" است؛ به راستی که معلمان با دریافت نازل ترین حقوق و با نبود هر نوع مزایا با عشقی که به این نوع شغل دارند، شرایط را تحمل می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل، همه میدانیم که مدارس و دانشگاهها خانه دوم افراد جامعه به خصوص نسل جوان محسوب میشوند و اساتید و معلمان هم از جمله کسانی هستند که به گفته بزرگان دینی ما بعد از پدر و مادر، حق بزرگی بر گردن تک تک ما دارند و این خود به تنهایی از اهمیت بیانتهای آموزش و پرورش حکایت دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل,
آنچه دارای اهمیت است و باید بیشتر مدنظر قرار گیرد، دغدغههای معلمان است، بنابراین یکی از راههای کمک به تعلیم و تربیت و رشد کیفی و کمی آن شناخت دغدغههای معلمان و تلاش برای رفع آنهاست.
همانگونه که وجود آرامش در خانه و خانواده در سلامت روان فرزندان اثر دارد، از تخریب شخصیت آنان ممانعت میکند و کلید موفقیت آنان محسوب میشود، آرامش معلم هم در محیط مدرسه دقیقاً همان تاثیر را در دانشآموز دارد؛ چراکه فرد همان فرد است و تنها نقش او در خانه به عنوان فرزند و در مدرسه به عنوان دانشآموز تغییر میکند؛ این همان نکته بسیار ظریف و حساسی است که میتواند در آموزش و پرورش بسیار تأثیرگذار و کارآمد باشد.
مهمترین دغدغه این قشر زحمتکش نداشتن آینده شغلی مناسب است. از آنجایی که مدارس غیرانتفاعی به صورت خصوصی اداره میشود، بیشتر سلیقه بر آن حاکم است تا اجرای قوانین، بنابراین به این مدارس بیشتر تجاری نگاه میشود تا آموزشی و پرورشی؛ به همین دلیل هم معلمان این قبیل مدارس با کمترین حقوق آن هم بدون قرارداد و بیآنکه سابقهای برای آنها لحاظ شود و از مزایای بیمه و بازنشستگی برخوردار باشند به کار گرفته میشوند.
در برخی مدارس حدود 200هزار تومان حقوق پرداخت می شود که بخشی از این مبلغ هم صرف هزینه ایاب و ذهاب میشود، این در حالی است که مسئولان و مدیران مدرسه از هر دانشآموز با توجه به مقاطع و پایههای مختلف درسی بابت یک سال تحصیلی به دلخواه خود چندین برابر این مبلغ را دریافت میکنند. اینها مواردی است که فشار زیادی را بر معلمین مدارس غیر انتفاعی تحمیل میکند.
,
,
,
,
,
,
خانم «ن - ح» سه سال است که در یک مدرسه غیرانتفاعی در منطقه جنوب شهر تبریز تدریس می کند. وی در مورد انتخاب شغل معلمی می گوید: «از ابتدا به معلمی علاقه داشتم و تمام تلاش خود را نیز برای رسیدن به این هدف و آرزو انجام دادم، با نمرات عالی و کسب بهترین رتبه ها از دانشگاه تبریز در رشته ادبیات در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم اما جستجوی یک ساله برای پیدا کردن شغلی مناسب ثمری نداشت. در پایان با پیشنهاد برخی دوستان به مدرسه ای غیرانتفاعی مراجعه کردم و در ابتدا به خاطر علاقه ای که به این شغل داشتم با تمامی کم و کاستی هایش ساختم. هم اکنون می بینم رد کردن بیمه از طرف خودم برای محاسبه سابقه کار، خیلی برایم گران تمام می شود، تا جایی که پول ایاب و ذهاب را هم نمی توانم با حقوقم پرداخت کنم و تمام حقوق 200 هزار و خورده ای تومانی من به پای بیمه می رود.»
,
وی ادامه می دهد: "حقوق من و همکارانم در صورتی 200 هزار تومان و از ساعت 8 صبح تا 2:30 بعدازظهر است که مسوولان و مدیران مدرسه از هر دانشآموز با توجه به مقاطع و پایههای مختلف درسی بابت یک سال تحصیلی به دلخواه خود چندین میلیون تومان پول دریافت میکنند. اینها مواردی است که فشار زیادی را بر ما تحمیل میکند. بنابراین اگر آموزش و پرورش در راستای عدالت محوری قدم بردارد و به جای دعوت و به کارگیری نیروهای قدیمی و بازنشسته خود روی نیروهای تحصیلکرده جوان در مدارس غیرانتفاعی تمرکز و سرمایهگذاری کند، هم بسیاری از مشکلات ما حل میشود و هم آموزش و پرورش از نیروهای مستعد و تازهنفس و جوان برخوردار میشود.»
وی تصریح می کند: «ما هم به اندازه معلمان مدارس دولتی زحمت می کشیم ولی حقوقی که می گیریم یک چندم حقوق آنها نمی شود. این عین بی عدالتی است.»
,
,
"استثمار" به معنای واقعی کلمه!
,تنها کلمه ای که در مورد شرایط سخت و غیر معمول کار در این نوع مدارس می توان برای معلمان استفاده کرد، کلمه "استثمار" است؛ به راستی که معلمان با دریافت نازل ترین حقوق و با نبود هر نوع مزایا با عشقی که به این نوع شغل دارند، شرایط را تحمل می کنند.
,یکی از اهدافی که مردمان ما انقلاب کردند، رسیدن به عدالت اجتماعی در هر سطح برای ملت بود، اما اکنون بعد از گذشت 37 سال، عدالت برای معلمان سرزمینمان ساری و جاری نیست و ضروری است مسوولین آموزش و پرورش و مسوولین بلندپایه کشورمان نسبت به این موضوع که مظهر بی عدالتی در جامعه است، آستین بالا بزنند و در جهت رفع مشکلات قدم های موثری بردارند.
,این یک واقعیت دردناک و تاسف بار است. یک مهندس معمولا در بخش خصوصی حقوق بیشتری از بخش دولتی دریاقت می کند و از بخش دولتی فراری است. درآمد پزشک در بخش خصوصی و دولتی اصلا قابل مقایسه نیست. اما حقوق معلم در بخش خصوصی اگر استثناها را کنار بگذاریم معمولا یک سوم تا نصف حقوق دولتی یک معلم است.
,کمترین حقوق برای شغل انبیاء در مدارس غیرانتفاعی
,معنای این حرف این است که معلمی در جامعه به عنوان یک حرفه تخصصی شناخته نمی شود و هرکسی که سواد و مدرک دانشگاهی دارد می تواند وارد این حرفه بشود. وضع به قدری وخیم است که آموزش و پرورش می خواهد مدیران مدارس غیر انتفاعی را ملزم کند که حداقل حقوق قانون کار را برای پرداخت حق الزحمه معلمان و کارکنان خود رعایت کنند. یعنی شغل معلمی در بخش خصوصی و در بازار رقابتی از نظر دستمزد مثل کارگر ساده است.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه