یادداشت

ماجرای نمایش فیلم در روستای بی بی سلیمان

ماجرای نمایش فیلم در روستای بی بی سلیمان
معاون سینمایی وزارت کشور در حاشیه جشنواره فیلم فجر سی و چهارم: مابه دنبال ایجاد سینماهای سیار درروستاها هستیم".
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آسماری نیوز:ایوبی معاون سینمایی وزارت کشوردر حاشیه جشنواره فیلم فجر سی و چهارم: مابه دنبال ایجاد سینماهای سیار درروستاها هستیم".

هیات تصمیمی گیری روستای بی بی سلیمان که پس از گذشت یکسال همچنان  از انتخاب روستایار عاجز مانده بود برای اینکه فکر مردم روستا را از مشکلات موجود منحرف  و خود را دوست دار فرهنگ نشان دهد، تصمیم به نمایش فیلم سینمایی درمقابل مدرسه روستا گرفت.این خبر با تبلیغات وسیع به گوش اهالی روستا رسیدو مردم درموعد مقرر در محل حاضرشدند.فیلمی که برای نمایش انتخاب کرده بودند "یازده یار اوشن" با بازی جرج کلونی و براد پیت بود که البته بیشتر اهالی خواندند "یازده یار اوشین"!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسماری نیوز,
,
,

داستان فیلم هم همکاری هوشمندانه یازده نفر خلاف کار حرفه ای برای انجام یک سرقت بزرگ بود.

,

آن شب درحالیکه عده ای در حال آماده سازی ادوات نمایش فیلم بودند، یازده نفر اعضای هیات تصمیم گیری که پیش از این  چشم دیدن همدیگر را نداشتند این بار در کمال صلح و صفا وبا لبخند های فاتحانه و چهرهای آکنده از غرور روی صندلی هایی که ردیف جلو چیده شده بود قرار گرفتند.گویی قرار بود با نمایش این فیلم همه مشکلات روستا حل شود.

,

به هر ترتیب نمایش فیلم آغار و داستان  به صحنه های حساس انتهایی خود نزدیک شد.سکوتی وهم انگیز جمعیت را فراگرفته بود که به یکباره غلامعلی چوپان ساده دل و بذله گوی روستا از میان جمعیت قهقه زنان فریاد کشید:"آهای اهالی روستای بی بی سیلیمون به جان خودم ای یازده تا آرتیست تو فیلم  همین اعضای تصمیم گیرنده روستان. به گمونم سرتون رو به این تیارت گرم کردن که امشب باقی اموالتون رو هاپولی کنن.بلند شین برین سراغ گاو و گوسفتداتون بیچاره ها".

,

از آنجا که از مدتها قبل حس بی اعتمادی فراگیری نسبت به اعضای هیات تصمیم گیری پدید آمده بود با گفتن این حرف گویی که نارنجک وسط  جمعیت انداخته باشندبه بکباره تمام حضارسراسیمه از جا بلند وبه سمت آغل گوسفندانشان سرازیر شدند.بماند که چندنفر زیر دست وپا له شدند اما آنجه که بیش از همه دیدن داشت دعوای هیات تصمیم گیری بود .اولی به دومی می گفت غلامعلی فامیل تو بودو با این کارمی خواستی من و طایفه ام را زیر سوال ببری و دومی فریاد می کشید که مقصر شما بودی که بین این همه فیلم سینمایی ،فیلم این یازده تا دزد را  برای نمایش انتخاب کردی.تو باعث بی آبروی همه ما شدی!

,

درنهایت ومانند همیشه کار به جاهای باریک کشید و اعضا هیات باهم کلاویز شدند؛ در میان شلوغی مشتی  بر صورت یکی از اعضا نشست و بینی زیبا و قلمی او را خوردوخمیرکرد!

,

صبح روز بعد کاشف به عمل آمد حین هجوم اهالی به سمت آغل ها  پای دو پیرمرد،یک زن ،یک کودک،دو راس الاغ و یک قاطر در اثر افتادن در چاله چوله های بی شمار خیابان روستا شکست است.گودالهایی که گویا قرار بودمانند زخمهای بی شمار این مردم تاقیامت سرباز و چرکین باقی بماند.

,

القصه با این اتفاق  ذهنیتی در اهالی  قوت گرفته که انگار قرار نیست در روستای نفرین شده بی بی سلیمان هیچ اتفاق خوبی حتی به کوتاهی نمایش یک فیلم بیفتد.

,

صادق مرادی

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه