مشکلات اقتصادی برای تشکیل خانواده بتدریج از مطلوبیت ازدواج و تاهل نیز میکاهد
در حال حاضر دختران تمایل کمی به ازدواج دارند و به دلیل نبود شرایط برای ازدواج به این امر روی نیاورده و از ازدواج دوری کرده و ترجیح می دهند که مجرد و در خانه پدر و مادر خود بمانند یا به خانه های مجردی روی می آورند و زندگی مستقل را ترجیح میدهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان خبر، سن ازدواج یکی از شاخصههای مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب میشود و در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مطلوبیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیتی را تشکیل میدهند و این ارزیابی در حوزه اخلاق اجتماعی و روحیه جمعی نیز مطرح میشود و دامنه تاثیر سن ازدواج را به حوزههای رفتاری و فرهنگی هویتی نسل جوان میکشاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان خبر,چند سالی است که تعادل جمعیتی جوانان در سن ازدواج به هم ریخته بطوریکه تعداد دختران در سن ازدواج که در گذشته کمتر از پسران بود یکباره تغییر کرده و این باز تعداد دختران بیشتر از پسران شده است و همین باعث شده که نگرانی هایی برای ازدواج دختران در جامعه ایجاد شود.
,قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج میداند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد میکند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه میگذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل میداند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمیآید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب میشود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و اغلب این فاصله معقول پنداشته میشود.
,جوامع غربی این خلا زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، میپوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمیتابد. بالطبع در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیبهای دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه میتوان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه میدهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تابی بیاورد. در این باره توسلی به آموزههای دینی مبنی بر خویشنداری تنها گزینه پیش روست که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیبهای تاخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جای نمیبرد.
از زاویه دیگری نیز میتوان به این مساله نگاه کرد.این روزها دختران جوان و خانوادههایشان اولویت نخستشان ادامه تحصیل و پس از آن یافتن کار است بدیهی است که طی کردن این مراحل یعنی دست یافتن به تحصیلات عالیه و از سوی دیگر یافتن شغل مناسب و پس از آن تازه به فکر ازدواج افتادن سن ازدواج را به آستانه 30 سالگی میرساند و در این میان نیز نبود ازدواج آسان توجه همه را به خود جلب کرده و باید گفت که شرایط مناسب در جامعه کنونی برای ازدواج و تمایل افراد به ازدواج از بین رفته است.
در حال حاضر دختران تمایل کمی به ازدواج دارند و به دلیل نبود شرایط برای ازدواج به این امر روی نیاورده و از ازدواج دوری کرده و ترجیح می دهند که مجرد و در خانه پدر و مادر خود بمانند یا به خانه های مجردی روی می آورند و زندگی مستقل را ترجیح میدهند. حال در این راستا والدین ناراضی بوده و نگران آینده فرزندان خود بوده و والدین مسن انتظار دارند که قبل از اینکه از این دنیا بروند در مراسم ازدواج فرزندان خود بوده و در انتخاب همسر آنها را راهنمایی کنند ولی شرایط موجود دختران را از این امر فراری داده است.
به منظور فراهم کردن امکان ازدواج مجردها که تعداد آنان نیز نسبت به سالهای گذشته زیاد تر شده است باید به خانواده ها و جوانان اطلاع رسانی و آگاهی لازم داده شود و همچنین همسن گزینی و ازدواج در سنین پایین نیز از دیگر اقداماتی است که می توان برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج انجام داد.
ناگفته نماند این مشکلات اقتصادی علاوه بر ناتوان ساختن بخش بزرگی از جمعیت جوان برای تشکیل خانواده بتدریج از مطلوبیت ازدواج و تاهل نیز میکاهد و نوعی مقاومت منفی در برابر این جریان طبیعی زندگی پدید میآورد و جوانها بویژه پسران به قول معروف با یک دو دوتا، چهارتا و هر جوری که حساب میکنند ازدواج را عقلانی در نمییابند رفتن زیر بار هزینههای گزافی که پیش، حین و پس از ازدواج وجود دارد و از مخارج مراسم نامزدی، عقد و عروسی تا اجارهخانههای سنگین با وجود بیکاری یا سطح درآمدی پایین یا غیرممکن است یا بسیار دشوار و بر این اساس تجرد هر چند که طولانی شده باشد یک مزیت محسوب میشود.
جوامع غربی این خلا زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، میپوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمیتابد. بالطبع در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیبهای دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه میتوان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه میدهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تابی بیاورد. در این باره توسلی به آموزههای دینی مبنی بر خویشنداری تنها گزینه پیش روست که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیبهای تاخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جای نمیبرد.
,از زاویه دیگری نیز میتوان به این مساله نگاه کرد.این روزها دختران جوان و خانوادههایشان اولویت نخستشان ادامه تحصیل و پس از آن یافتن کار است بدیهی است که طی کردن این مراحل یعنی دست یافتن به تحصیلات عالیه و از سوی دیگر یافتن شغل مناسب و پس از آن تازه به فکر ازدواج افتادن سن ازدواج را به آستانه 30 سالگی میرساند و در این میان نیز نبود ازدواج آسان توجه همه را به خود جلب کرده و باید گفت که شرایط مناسب در جامعه کنونی برای ازدواج و تمایل افراد به ازدواج از بین رفته است.
,در حال حاضر دختران تمایل کمی به ازدواج دارند و به دلیل نبود شرایط برای ازدواج به این امر روی نیاورده و از ازدواج دوری کرده و ترجیح می دهند که مجرد و در خانه پدر و مادر خود بمانند یا به خانه های مجردی روی می آورند و زندگی مستقل را ترجیح میدهند. حال در این راستا والدین ناراضی بوده و نگران آینده فرزندان خود بوده و والدین مسن انتظار دارند که قبل از اینکه از این دنیا بروند در مراسم ازدواج فرزندان خود بوده و در انتخاب همسر آنها را راهنمایی کنند ولی شرایط موجود دختران را از این امر فراری داده است.
,به منظور فراهم کردن امکان ازدواج مجردها که تعداد آنان نیز نسبت به سالهای گذشته زیاد تر شده است باید به خانواده ها و جوانان اطلاع رسانی و آگاهی لازم داده شود و همچنین همسن گزینی و ازدواج در سنین پایین نیز از دیگر اقداماتی است که می توان برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج انجام داد.
,ناگفته نماند این مشکلات اقتصادی علاوه بر ناتوان ساختن بخش بزرگی از جمعیت جوان برای تشکیل خانواده بتدریج از مطلوبیت ازدواج و تاهل نیز میکاهد و نوعی مقاومت منفی در برابر این جریان طبیعی زندگی پدید میآورد و جوانها بویژه پسران به قول معروف با یک دو دوتا، چهارتا و هر جوری که حساب میکنند ازدواج را عقلانی در نمییابند رفتن زیر بار هزینههای گزافی که پیش، حین و پس از ازدواج وجود دارد و از مخارج مراسم نامزدی، عقد و عروسی تا اجارهخانههای سنگین با وجود بیکاری یا سطح درآمدی پایین یا غیرممکن است یا بسیار دشوار و بر این اساس تجرد هر چند که طولانی شده باشد یک مزیت محسوب میشود.
,]
ارسال دیدگاه