اورامان وتصوف/
عارفان اورامانات و نقش آنان در تحولات ادبی و اجتماعی کُردستان
از ویژگی های بارز عرفان درهورامان علم وتقوای رهبران تصوف بوده که این باعث شده درهمه احوال، عالمان بزرگ نه تنها آنان را موردتایید قرارداده بلکه بسیاری ازآنان در زمره مریدان این بزرگان عالم تصوف قرارگیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازشاهوخبر؛ از جمله ویژگی های منطقه هورامان وجود مشایخ بزرگ تصوف وبرپایی تکیه وخانقاه ها دراین منطقه می باشد واز سالیان مدیدی دو طریقت عمده تصوف قادریه ونقشبندیه درهورامان به فعالیت مشغول هستندو بنیانگذارانشان طریقت خود را برمبنای تعالیم اسلام وسنت نبوی پی ریزی کرده ومریدان خودرا به سوی اخلاق حسنه وبه دورازهرگونه بدعتی که درمیان برخی از فرق صوفیه رایج است سوق داده اند.این رویه تاکنون حفظ شده ومی توان با افتخارتمام گفت که خانقاها وتکایای هورامان مرکز پرورش فکر واندیشه سالم بوده ومشایخ این طریقت ها عموما اشخاصی عالم،عارف وبسیارخوشنام ومحبوب بوده اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,از ویژگی های بارز عرفان درهورامان علم وتقوای رهبران تصوف بوده که این باعث شده درهمه احوال، عالمان بزرگ نه تنها آنان را موردتایید قرارداده بلکه بسیاری ازآنان در زمره مریدان این بزرگان عالم تصوف قرارگیرند. اما این نکته رانیزنباید فراموش کرد که مشایخ هورامان قبل ازآنکه شیخ ومرشد تصوف باشند، خویش عالمان دینی بوده اند.
,,
طریقت نقشبندیه
,طریقت نقشبندیه درحدود 200 سال پیش به وسیله شیخ مولاناخالد نقشبندی شاره زوری درکردستان رواج یافت. این شخصیت آیینی قبل ازآنکه وارد تصوف شود ونامش به عنوان یکی ازبزرگترین رهبران تاریخ تصوف ثبت شود، ماموستا ومدرس یکی ازمساجد شهرسلیمانیه بوده است. داستان چگونگی ارتباط روحی با شیخ عبدالله دهلوی ورفتن به هندوستان وپادوی درتکیه آن شیخ ونهایتا تمسک و دریافت خرقه،اجازه ارشاد وبرگشت به کردستان ازداستان های بسیار شیرین تاریخ تصوف است.
,با آمدن مولانا خالد به کردستان عملا رهبری طریقت نقشبندی ازهندوستان به کردستان منتقل گردید. مولانا خالد هزاران مرید ودهها خلیفه داشت که یکی ازاین خلفای بزرگ، شیخ عثمان سراج الدین تویله ای بوده است که پس ازوفات مولانا خالد، رهبری طریقت نقشبندی به ایشان رسیده است.
,شیخ عثمان سراج الدین یکی از اولین مریدان وملازمان مولاناخالد در بغداد واولین کسی بود که اجازه ارشاد از اورا در سال1231ه.ق دریافت نمود.شیخ سراج الدین پس ازکسب اجازه ارشاد به هورامان برگشت ودر روستای تویله خانقاه ساخت وبه ارشاد وپرورش مریدان ورهروان این منهج پرداخت. فرزندان شیخ سراج الدین همگی اهل علم وزهد بودند ودو نفر از آنان شیخ عمرضیاالدین وشیخ محمدبها الدین مقام شیوخ یافته ودرتکایا وخانقاهایشان مریدان بی شمارخود را که ازاقصی نقاط به آن منطقه آمده بودند ارشاد می کردند.
,شاعر ودانشمند مشهورکُرد،مولوی تاوه گوزی به شیخ عثمان سراج الدین و شیخ عمرضیاالدین ارادت خاص داشته و دراشعارش ازآنان به عنوان پیرومرشد خودیادکرده است. شیخ عمر ضیاالدین درهنگام جوانی بنا به فرمایش پدربزرگوارخود به تکیه طالبانیه کرکوک رفته وبه همراه شیخ علی طالبانی زیرنظر شیخ عبدالرحمن خالص به تحصیل علم پرداخت، پس ازتکمیل علم به زادگاهش هورامان برگشته واجازه ارشاد یافت. این شخصیت بزرگ درشهر بیاره اقامت گزیده وتکیه وخانقاه خودرا درآنجا بنا نهاد.
,ایشان فرزندان زیادی داشتندکه دونفرازآنان به نام های شیخ نجم الدین وشیخ علاالدین به مرتبه ارشاد رسیدند. شیخ عثمان سراج الدین دوم که ازبزرگترین مشایخ نقشبندیه این عصرمی باشد، فرزند شیخ علا الدین بود. شیخ عثمان دوم از بیاره به هورامان ایران مهاجرت ودر نزدیکی شهرسروآباد خانقاه بسیاربزرگی درداخل باغ مشهور دورود ساخت. مریدان شیخ عثمان ازصدها هزار تجاوزمی کرد، زیرا تقریبا بیش ازنیمی از اهل طریقت نقشبندیه جهان ایشان را رهبردینی خودمی دانستند.
,شیخ عثمان علاوه بر ارشادتصوف، به علم طبابت نیز وارد بود ومریض های او باتوجه به اعتقاد عمیقشان به شیخ اکثرا شفا می یافتند. ازجانب دیگر شیخ علی حسام الدین فرزند بزرگوار شیخ محمد بهاالدین یکی دیگر از بزرگترین علماو مشایخ عصرخودمی باشد. تکیه وخانقاه خود را در روستای باخه کون قرارداد ودر هورامان ایران درمحلی به نام کراویه دول نیز دارای باغ باصفایی بود که تابستان ها مریدان فراوانی ازاقصی نقاط ایران وعراق به خدمتش مشرف می شدند وکسب فیض می نمودند.
,بیان این نکته حائز اهمیت است که مشایخ هورامی طریقت نقشبندی رهبران این طریقت عظیم درسراسرجهان هستند که این ازافتخارات بزرگ منطقه هورامان است.
,طریقت نقشبندیه هورامان پس از وفات رهبران بزرگ این طریقت اکنون شاخه های متعددی از آن منشعب شده بااین حال همچنان دارای فعالیت می باشد.اگر چه صوفیان نقشبندی معتقد بودند بعد از وفات شیخ عثمان سراج الدین ثانی، بساط رهبریت وارشاد در طریقت نقشبندیه برچیده خواهد شد، اما وجود ماموستا شیخ محمد سعید نقشبندی که هم اکنون در قید حیات بوده و در شهر روانسر سکونت دارد، بر این نظریه خط بطلان کشیده وچراغ این منهج همچنان در این منطقه فروزان است.
,,
طریقت قادریه
,طریقت قادریه دراوایل قرن ششم هجری توسط شیخ عبدالقادرگیلانی بنیانگذاری شد وانتشار این طریقت درکُردستان به قرن دهم هجری برمی گردد. طریقت قادریه از بزرگترین طریقت های تصوف است وشاخه های زیادی از آن درسراسر جهان گسترش یافته است. درمناطق مختلف کُردستان نیز شاخه های متعددی دارد که یکی ازاین ها طریقت قادریه طالبانی درکرکوک است که حدود 300 سال پیش توسط ملا محمود زنگنه ای در روستای کرخ ناحیه چمچمال کرکوک پایه گذاری شده است.
,شیخ محمد عزیز نجاری مشهور به شمس العارفین وپیر هورامان نیز طریقت قادریه را درحدود150 سال پیش ازحاج شیخ علی اول که یکی ازمشایخ طالبانی کرکوک است کسب کرده وبرای اولین باراین طریقت را به منطقه هورامان آورده وآن را انتشارداده است.
,شیخ محمد عزیز دراصل از اهالی روستای دله مرز ژاورود بود که درایام جوانی به پاوه رفته است. اگر به صورت گذرا به زندگی قبل وبعد از مهاجرت وی نظری بیافکنیم متوجه می شویم که این مهاجرت درراستای طی طریق وسیروسلوک طریقت بوده است. شیخ محمد عزیز مدتی درپاوه به رنجبری پرداخته ،سپس مدت هفت سال خادم مسجد دشه بوده ودرنهایت درنجار اقامت گزیده ودر همانجا طی مسافرتی به کرکوک به کسوت طریقت وشیخیت نائل آمده، از طرف شیخ اعظم طریقت قادریه طالبانی کرکوک برای هدایت وارشاد مردم برمنهج طریقت به هورامان برگشته وتکیه خود را درنجار قرارداده است.
,در آن دوران جمعیت زیادی از مردم منطقه هورامان با وی بیعت کرده اند. شیخ محمد عزیز شیخ مریدان بی شماری تربیت کرد و عده ای از آنان چنان تربیت و تعلیم یافتند که پس از طی مراحل تصوف خود استاد و مرشد شدند و به تربیت مریدان پرداختند.
,از جمله این افراد می توان از مشایخی چون شیخ محمد پاوه ای ملقب به شمس الدین، شیخ احمد عباس آباد ملقب به احمد دیوانه، شیخ عبدالله کوسه کردستانی مشهور به بالدار، شیخ نعمت اله نروی، خلیفه حیدر باینگان و ... نام برد که هر کدام از آنها خورشیدی درخشان در آسمان تصوف این منطقه بودند و موجب روشنائی قلوب جویای حقیقت شدند.
,پس از وفات شمس العارفین که درسال 1322 هجری قمری رخ داد نوه بزرگوارش شیخ عبدالقادر نجاری ملقب به بی عنوان، بر جای ایشان نشست وبه تربیت مریدان پرداخت. مشایخ قادریه نجار از معدود مشایخانی هستند که کماکان درپیروی ازاسلوب وراه وروش ومنهج سلفای صالح خودثابت قدم مانده اند. این مشایخ درراستای شریعت اسـلام وبه دور از هرگونه بدعت واعمال خلاف شرع به پرورش مریدان پرداخته وخدمات شـایانی به اسـلام،تصوف وجا معه کُردستان کرده اند.
,یکی دیگر از مشایخ بزرگ طریقت قادریه هورامان، شیخ محمد شمس الدین پاوه ای است که طریقت خود را از عارف بزرگ هورامان مانند شیخ محمد عزیز نجاری گرفته است.وی قبل از آنکه به عنوان شیخ ارشاد به فعالیت بپردازد، عالم علوم دینی وماموستای شریعت بوده است. بنا بر این اساس طریقت خود را بر مبنای انجام فرائض ورعایت سنت رسول الله (ص) وفریضه امر به معروف ونهی از منکر قرار داد.
,تکیه پاوه درطول سال های متمادی از رونق بسیار خوبی برخورداربود ومشایخ این تکیه یعنی شیخ محمد شمس الدین وبعد ازوی حاج شیخ نصرالدین خالصی وسپس حاج شیخ طه همگی از علمای شریعت بوده اند و می توان گفت که طریقت های هورامان به برکت این مشایخ بزرگ همواره پرچمدار طریقت محمدی (ص)بوده اند.
,طریقت قادریه طالبانی هورامان امروزه نیز فعالیت گسترده ای دارد وبطور رسمی شش تکیه دراین منطقه تحت رهبری وارشاد مشایخ وخلفای طریقت اداره می شوند. این تکایا که درذیل می آیند براساس تعالیم طریقت قادریه طالبانی اداره می شوند وغیر از تکیه پاوه بقیه تکیه ها زیر مجموعه تکیه نجارهستند:
,1- تکیه شمس العارفین واقع درروستای نجار
,2- تکیه شیخ نصرالدین خالصی واقع درشهر پاوه
,3- تکیه شیخ احمد واقع در روستای عباس آباد
,4- تکیه خلیفه عبدالغفور واقع درروستای نروی
,5- تکیه خلیفه سید عنایت واقع درروستای وراء
,6- تکیه خلیفه عبدالله واقع درشهر نودشه
,,
نکته پایانی
,اگر محقیقین بخواهند در زمینه شناخت اجتماعی منطقه و به خصوص در زمینه کلی هورامان شناسی کار انجام دهند، باید به سیر وجودی طریقت های تصوف در هورامان به طور عمیق وکارشناسانه پردازندتا کار و تحقیقی کامل وبدون نقص ودرخور ارائه داشته باشند، زیرا قسمت بزرگی از تاریخ منطقه هورامان را تاریخ طریقت وتأثیرات مشایخ طریقت بر امورات اجتماعی جامعه هورامان تشکیل می دهد.
,خواسته یا ناخواسته این منطقه از کُردستان بیشتر از نقاط دیگر با عرفان وتصوف عجین شده است تا حدی که هورامی زبان عرفان شده است. شعر عرفانی به هورامی یک نوع گیرائی خاصی داردو شاید در هیچ از زبان ها و لهجه های دیگر این گیرائی وجود نداشته باشد. شاهد این ادعا این است که قریب به اتفاق شاعران کُردی سرا، شعر عرفانی خویش را به هورامی سروده اند. مانند مولوی کُرد که از مریدان وارادتمندان شیخ عثمان سراج الدین تویله ای رهبر طریقت نقشبندی بوده و شیخ سراج الدین نیز علاقه فراوانی به وی داشته است.
,در سرگذشت این دو بزرگوارآمده است که روزی شیخ سراج الدین نامه ای به مولوی می نویسد وازاو به خاطر غیبت طولانی اش گلایه مند است. مضمون نامه شیخ این گونه است: « یا کاغذی برای نوشتن نامه نمانده ، یا کاتب فوت کرده است ویا اینکه عار وننگ است که از دوست خویش یادی نمایی؛ غمگین درگوشه ای منشین وغم وغصه را به باد بسپار، زیرا که فلک دروازه شادی را تا ابد برای کسی باز نمی گذارد.»
,مولوی کُرد نیز در پاسخ ابیات شیخ، قصیده بلندی در وصف وی می سراید. این اشعار بسیارنغز، زیبا ودرنهایت اخلاص وعرفان سروده شده اند.
,مولوی کُرد در ابتدا به تعریف وتمجید شیخ وجایگاه معنوی و روحانی او می پردازد و سپس درپاسخ به نامه ودوبیت شعرایشان دلیل طولانی شدن مدت عدم حضورخود و ننوشتن نامه را بازگو می کند... .
,نویسنده: ابراهیم شمس
,ویرایش: تحریریه شاهوخبر
, تحریریه شاهوخبر,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه