طنز اختصاصی/

اندر احوالات سفرهای به سبک ایرونی

اندر احوالات سفرهای به سبک ایرونی
معمولاً سفرهای ایرانی های گرامی بیش از ۸۰ درصد زمان را در جاده، ۱۰ درصد برای یافتن جا، ۵درصد برای اسکان پذیرفتن و پهن کردن وسائل و ۵ درصد مابقی برای تفریح و استراحت و کیف بردن از مسافرت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از خاورستان با شروع عید برای خیلی از هموطنان، سفرهای تابستانی هم در شرف شروع شدن است و لابد شما دوستان عزیزم هم کم و بیش در تدارک برنامه ای برای مسافرتی هر چند کوتاه هستید که امیدوارم تحت هر شرایطی بهتون خوش بگذره و خاطرات بیاد ماندنی و خوبی را برای شما به همراه داشته باشه، اما همونطور که می دونید هر چیزی آدابی داره و راه و روشی خصوصا مسافرت که نمیشه از خیلی ضروریات اون صرفنظر کرد حتی زهر کردن سفر برای دیگران! البته این سفر رفتن ها بستگی به جیب شما داره که بتونید سفر اینور آبی برید یا انور آبی !!! خوب ایرانی ها هم مثل بقیه کارهایی که سبک خاصی برای آن دارند، برای رفتن به مسافرت هم سبک و روشی دارند. در که جهت آمادگی به  آنها اشاره شده می کنم: همیشه وسائل که بهمراه دارند خیلی خیلی بیشتر از آنچه مورد نیاز است. مثلاً ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ خانما عبارتند از: ﮐﯿﻒ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺁﺭﺍﯾﺶ ، ﻣﺎﻧﺘﻮ ، ﺷﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻻﺯﻡ ، ﺳﺸﻮﺍﺭ، ﺑﺎﺑﻠﯿﺲ ، ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﺪﻟﯿﺠﺎﺕ ، ﻟﺒﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﯽ ، ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻣﺴﻮﺍﮎ ، ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ ﻭ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺩﺭ ﺭﻧﮕﻬﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﻭ …و البته برای آقایون: دو عدد تخم ﯾﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﻭ ...  حجم وسائل بیش از دو برابر حجم مسافران است. معمولاً آخر کار هم تعدادی از وسائل در سفر ناپدید می شود که مقصر آن اکثراً پدر خانواده است.هیچ وقت قادر به تعیین زمان دقیق حرکت نیستند. تا آخرین لحظه مشغول بسته بندی وسائلند. حتی اگر برنامه سفر را از یک ماه قبل هم چیده باشند، آخر وقت کم می آورند.در بین راه، پدر گرامی با توجه به غرورش راضی نمی شود راه را بپرسد  اگرم از کسی بپرسد به حرفش گوش نمی دهد و اگر هم بپرسد، به راهنمایی او توجه ای نمی کند. بهمین دلیل برای رفتن به یک مسیر مستقیم، بارها مسیرهای مختلف را تا وسط می روند و دوباره برگشته و مسیر دیگری را انتخاب می کنند. معمولاً سفرهای ایرانی های گرامی بیش از ۸۰ درصد زمان را در جاده، ۱۰ درصد برای یافتن جا، ۵درصد برای اسکان پذیرفتن و پهن کردن وسائل و ۵ درصد مابقی برای تفریح و استراحت و کیف بردن از مسافرت. در زمان استراحت و لذت بردن از سفر ۷۰ درصد زمان برای قهر و دعوا، داد و فریاد، مصرف می شود. و فقط ۳۰ درصد زمان به آرامی می گذرد. زمان ترک محل منطقه کاملاً تخریب و غیرقابل و به تمام معنا نابود می شود بطوری که خانواده بعدی آنجا را با زباله دانی اشتباه می گیرد. بعد از برگشت، تا مدتی دعواها بر سر مشکلات پیش آمده در سفر ادامه ادامه دارد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, خاورستان ,
 البته نوع دیگر سفر رفتنم داریم که مرد خانه سر عیال و بچه ها را شیر می مالد مثلا بخاطر دارم سال پیش در روز دوم عید شوهر عمه گرامی به عمه جان می گوید که  برایش کار ضروری پیش آمده (درحالی که مشغول بستن چمدان و تا کردن شلوارک و لباس هایش است): زن! من یه مأموریت برام پیش اومده، ضروریه. عمه جان (در حالیکه مشغول کش قیطونی زدن به شلوارک همسرش است): خب منم ببر. مُردم از بس پختم و شستم و سابیدم. ده ساله منو گرفتی یه بار نبردی مسافرت. به تو هم می گن مرد.
حالا کجای می خوای بری؟
- ای بابا دوباره داری سین جیم می کنی که. می رم تا تهران یک پروژه داریم باید برم سرکشی کنم
- وای، جِز جیگر بزنی مرد خب بگو کجا می ری یکی پرسید بگم شوهرم شب کجا کپش رو می ذاره. هر روزم که داری چاق تر می شی. دو متر کش گرفتم هنوزم کم اومده. بچه ام راست می گه که «بابایی وقتی می ره جایی شکمش یک ربع زودتر می رسه».
خلاصه ماجرا کاشف به عمل آمد وقتی جناب شوهر عمه از این سفر پروژه ای برگشتند با رفقا سفر انور آبی رفته بوده و عمه چنان با ماهیتابه برسرشان کوبیده که تا روز 13 نوروز یک قسمت از سرش به اندازه یک گردو بیرون زده بود.
خلاصه این رو بگم که سفر یادتون نره هر کس رفته سفر روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده اند. البته بیش از این، اطلاعاتی در دست نیست چون اغلب کسانی که روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده انداز دلایل این اتفاق چیزی نمی گویند؛ بخیل ها! اما گمانه زنی ها حاکی از این است که احتمالا به جاهای خوب خوب رفته اند. رو که نمی کنند ....
به هر حال این اطلاعیه وزارت امور خارجه نشان از توجه ویژه ایرانی ها به سفرهای انور آبی  دارد!!!. ما که نرفتیم اما به زعم ما حق هر شهروند ایرانی است که در طول عمر خود لااقل یک بار این سفرها رو برود. از دولت جدید تقاضا داریم حقوق شهروندی ما را بدهد. یالا ما حقوقمان را می خواهیم.
درنهایت اینکه  یادتون نره گرفتن یک هدیه کوچک به عنوان یادگاری از یک شهر یا کشور دیگر برای دوستان و آشنایان نزدیک کار قشنگی است اما اگر مثلا خودت را درگیر پیدا کردن، یک هدیه برای دخترخاله پدرت کنی و خودت از سفر چیزی نفهمی ‌آن دیگر فایده‌ای ندارد.
,
 البته نوع دیگر سفر رفتنم داریم که مرد خانه سر عیال و بچه ها را شیر می مالد مثلا بخاطر دارم سال پیش در روز دوم عید شوهر عمه گرامی به عمه جان می گوید که  برایش کار ضروری پیش آمده (درحالی که مشغول بستن چمدان و تا کردن شلوارک و لباس هایش است): زن! من یه مأموریت برام پیش اومده، ضروریه. عمه جان (در حالیکه مشغول کش قیطونی زدن به شلوارک همسرش است): خب منم ببر. مُردم از بس پختم و شستم و سابیدم. ده ساله منو گرفتی یه بار نبردی مسافرت. به تو هم می گن مرد.
حالا کجای می خوای بری؟
- ای بابا دوباره داری سین جیم می کنی که. می رم تا تهران یک پروژه داریم باید برم سرکشی کنم
- وای، جِز جیگر بزنی مرد خب بگو کجا می ری یکی پرسید بگم شوهرم شب کجا کپش رو می ذاره. هر روزم که داری چاق تر می شی. دو متر کش گرفتم هنوزم کم اومده. بچه ام راست می گه که «بابایی وقتی می ره جایی شکمش یک ربع زودتر می رسه».
خلاصه ماجرا کاشف به عمل آمد وقتی جناب شوهر عمه از این سفر پروژه ای برگشتند با رفقا سفر انور آبی رفته بوده و عمه چنان با ماهیتابه برسرشان کوبیده که تا روز 13 نوروز یک قسمت از سرش به اندازه یک گردو بیرون زده بود.
خلاصه این رو بگم که سفر یادتون نره هر کس رفته سفر روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده اند. البته بیش از این، اطلاعاتی در دست نیست چون اغلب کسانی که روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده انداز دلایل این اتفاق چیزی نمی گویند؛ بخیل ها! اما گمانه زنی ها حاکی از این است که احتمالا به جاهای خوب خوب رفته اند. رو که نمی کنند ....
به هر حال این اطلاعیه وزارت امور خارجه نشان از توجه ویژه ایرانی ها به سفرهای انور آبی  دارد!!!. ما که نرفتیم اما به زعم ما حق هر شهروند ایرانی است که در طول عمر خود لااقل یک بار این سفرها رو برود. از دولت جدید تقاضا داریم حقوق شهروندی ما را بدهد. یالا ما حقوقمان را می خواهیم.
درنهایت اینکه  یادتون نره گرفتن یک هدیه کوچک به عنوان یادگاری از یک شهر یا کشور دیگر برای دوستان و آشنایان نزدیک کار قشنگی است اما اگر مثلا خودت را درگیر پیدا کردن، یک هدیه برای دخترخاله پدرت کنی و خودت از سفر چیزی نفهمی ‌آن دیگر فایده‌ای ندارد.
,
 البته نوع دیگر سفر رفتنم داریم که مرد خانه سر عیال و بچه ها را شیر می مالد مثلا بخاطر دارم سال پیش در روز دوم عید شوهر عمه گرامی به عمه جان می گوید که  برایش کار ضروری پیش آمده (درحالی که مشغول بستن چمدان و تا کردن شلوارک و لباس هایش است): زن! من یه مأموریت برام پیش اومده، ضروریه. عمه جان (در حالیکه مشغول کش قیطونی زدن به شلوارک همسرش است): خب منم ببر. مُردم از بس پختم و شستم و سابیدم. ده ساله منو گرفتی یه بار نبردی مسافرت. به تو هم می گن مرد.
حالا کجای می خوای بری؟
- ای بابا دوباره داری سین جیم می کنی که. می رم تا تهران یک پروژه داریم باید برم سرکشی کنم
- وای، جِز جیگر بزنی مرد خب بگو کجا می ری یکی پرسید بگم شوهرم شب کجا کپش رو می ذاره. هر روزم که داری چاق تر می شی. دو متر کش گرفتم هنوزم کم اومده. بچه ام راست می گه که «بابایی وقتی می ره جایی شکمش یک ربع زودتر می رسه».
خلاصه ماجرا کاشف به عمل آمد وقتی جناب شوهر عمه از این سفر پروژه ای برگشتند با رفقا سفر انور آبی رفته بوده و عمه چنان با ماهیتابه برسرشان کوبیده که تا روز 13 نوروز یک قسمت از سرش به اندازه یک گردو بیرون زده بود.
خلاصه این رو بگم که سفر یادتون نره هر کس رفته سفر روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده اند. البته بیش از این، اطلاعاتی در دست نیست چون اغلب کسانی که روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده انداز دلایل این اتفاق چیزی نمی گویند؛ بخیل ها! اما گمانه زنی ها حاکی از این است که احتمالا به جاهای خوب خوب رفته اند. رو که نمی کنند ....
به هر حال این اطلاعیه وزارت امور خارجه نشان از توجه ویژه ایرانی ها به سفرهای انور آبی  دارد!!!. ما که نرفتیم اما به زعم ما حق هر شهروند ایرانی است که در طول عمر خود لااقل یک بار این سفرها رو برود. از دولت جدید تقاضا داریم حقوق شهروندی ما را بدهد. یالا ما حقوقمان را می خواهیم.
درنهایت اینکه  یادتون نره گرفتن یک هدیه کوچک به عنوان یادگاری از یک شهر یا کشور دیگر برای دوستان و آشنایان نزدیک کار قشنگی است اما اگر مثلا خودت را درگیر پیدا کردن، یک هدیه برای دخترخاله پدرت کنی و خودت از سفر چیزی نفهمی ‌آن دیگر فایده‌ای ندارد.
,
 البته نوع دیگر سفر رفتنم داریم که مرد خانه سر عیال و بچه ها را شیر می مالد مثلا بخاطر دارم سال پیش در روز دوم عید شوهر عمه گرامی به عمه جان می گوید که  برایش کار ضروری پیش آمده (درحالی که مشغول بستن چمدان و تا کردن شلوارک و لباس هایش است): زن! من یه مأموریت برام پیش اومده، ضروریه. عمه جان (در حالیکه مشغول کش قیطونی زدن به شلوارک همسرش است): خب منم ببر. مُردم از بس پختم و شستم و سابیدم. ده ساله منو گرفتی یه بار نبردی مسافرت. به تو هم می گن مرد.
حالا کجای می خوای بری؟
- ای بابا دوباره داری سین جیم می کنی که. می رم تا تهران یک پروژه داریم باید برم سرکشی کنم
- وای، جِز جیگر بزنی مرد خب بگو کجا می ری یکی پرسید بگم شوهرم شب کجا کپش رو می ذاره. هر روزم که داری چاق تر می شی. دو متر کش گرفتم هنوزم کم اومده. بچه ام راست می گه که «بابایی وقتی می ره جایی شکمش یک ربع زودتر می رسه».
خلاصه ماجرا کاشف به عمل آمد وقتی جناب شوهر عمه از این سفر پروژه ای برگشتند با رفقا سفر انور آبی رفته بوده و عمه چنان با ماهیتابه برسرشان کوبیده که تا روز 13 نوروز یک قسمت از سرش به اندازه یک گردو بیرون زده بود.
خلاصه این رو بگم که سفر یادتون نره هر کس رفته سفر روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده اند. البته بیش از این، اطلاعاتی در دست نیست چون اغلب کسانی که روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده انداز دلایل این اتفاق چیزی نمی گویند؛ بخیل ها! اما گمانه زنی ها حاکی از این است که احتمالا به جاهای خوب خوب رفته اند. رو که نمی کنند ....
به هر حال این اطلاعیه وزارت امور خارجه نشان از توجه ویژه ایرانی ها به سفرهای انور آبی  دارد!!!. ما که نرفتیم اما به زعم ما حق هر شهروند ایرانی است که در طول عمر خود لااقل یک بار این سفرها رو برود. از دولت جدید تقاضا داریم حقوق شهروندی ما را بدهد. یالا ما حقوقمان را می خواهیم.
درنهایت اینکه  یادتون نره گرفتن یک هدیه کوچک به عنوان یادگاری از یک شهر یا کشور دیگر برای دوستان و آشنایان نزدیک کار قشنگی است اما اگر مثلا خودت را درگیر پیدا کردن، یک هدیه برای دخترخاله پدرت کنی و خودت از سفر چیزی نفهمی ‌آن دیگر فایده‌ای ندارد.
,
 البته نوع دیگر سفر رفتنم داریم که مرد خانه سر عیال و بچه ها را شیر می مالد مثلا بخاطر دارم سال پیش در روز دوم عید شوهر عمه گرامی به عمه جان می گوید که  برایش کار ضروری پیش آمده (درحالی که مشغول بستن چمدان و تا کردن شلوارک و لباس هایش است): زن! من یه مأموریت برام پیش اومده، ضروریه. عمه جان (در حالیکه مشغول کش قیطونی زدن به شلوارک همسرش است): خب منم ببر. مُردم از بس پختم و شستم و سابیدم. ده ساله منو گرفتی یه بار نبردی مسافرت. به تو هم می گن مرد.
,
حالا کجای می خوای بری؟
,
- ای بابا دوباره داری سین جیم می کنی که. می رم تا تهران یک پروژه داریم باید برم سرکشی کنم
,
- وای، جِز جیگر بزنی مرد خب بگو کجا می ری یکی پرسید بگم شوهرم شب کجا کپش رو می ذاره. هر روزم که داری چاق تر می شی. دو متر کش گرفتم هنوزم کم اومده. بچه ام راست می گه که «بابایی وقتی می ره جایی شکمش یک ربع زودتر می رسه».
,
خلاصه ماجرا کاشف به عمل آمد وقتی جناب شوهر عمه از این سفر پروژه ای برگشتند با رفقا سفر انور آبی رفته بوده و عمه چنان با ماهیتابه برسرشان کوبیده که تا روز 13 نوروز یک قسمت از سرش به اندازه یک گردو بیرون زده بود.
,
خلاصه این رو بگم که سفر یادتون نره هر کس رفته سفر روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده اند. البته بیش از این، اطلاعاتی در دست نیست چون اغلب کسانی که روحیه بهتر و شادتری پیدا کرده انداز دلایل این اتفاق چیزی نمی گویند؛ بخیل ها! اما گمانه زنی ها حاکی از این است که احتمالا به جاهای خوب خوب رفته اند. رو که نمی کنند ....
,
به هر حال این اطلاعیه وزارت امور خارجه نشان از توجه ویژه ایرانی ها به سفرهای انور آبی  دارد!!!. ما که نرفتیم اما به زعم ما حق هر شهروند ایرانی است که در طول عمر خود لااقل یک بار این سفرها رو برود. از دولت جدید تقاضا داریم حقوق شهروندی ما را بدهد. یالا ما حقوقمان را می خواهیم.
,
درنهایت اینکه  یادتون نره گرفتن یک هدیه کوچک به عنوان یادگاری از یک شهر یا کشور دیگر برای دوستان و آشنایان نزدیک کار قشنگی است اما اگر مثلا خودت را درگیر پیدا کردن، یک هدیه برای دخترخاله پدرت کنی و خودت از سفر چیزی نفهمی ‌آن دیگر فایده‌ای ندارد.
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه