گفتگویی صمیمانه با یک بازنشسته سپاه به بهانه روز پاسدار:
پایان کار یک پاسدار، تنها با شهادت رقم میخورد نه بازنشستگی!
"پاسداری بازنشستگی ندارد و پایان کارش تنها با شهادت رقم می خورد". این ها را محمد یوسفی گفت؛ پاسداری که 4 سال از بازنشستگی اش می گذرد، اما هنوز نیز لباس رزم بر تن داشته و آماده دفاع از انقلاب است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع؛ امروز روز پاسدار است و هر سال در سالروز میلاد با سعادت حضرت سیدالشهدا(ع) که برای زنده نگه داشتن دین اسلام و سنت نبوی قیام کرده و همه داشته های خود را در طبق اخلاص نهاد؛ خاطرات از خودگذشتگی های پاسداران انقلاب اسلامی مرور می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع,به بهانه روز پاسدار با محمد یوسفی از پاسداران سپاه انصارالحسین(ع) همدان به گفتگو نشستیم:
,وی در گفتگو با "نافع" افزود: در روایات آمده که در آخرالزمان نیروهایی سبزپوش که بر پیشانی آن ها آیه "وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة" حک شده برای دفاع از حق برمی خیزند و به همین دلیل بر بالای کلاه پاسداران این جمله درج شده است.
, نافع,یوسفی تصریح کرد: از طرف دیگر رهبر معظم انقلاب فرموده اند که بازنشستگان از سپاه جدا نیستند؛ بنابراین ما خود را ملزم می دانیم که در خدمت انقلاب اسلامی باشیم.
,این مدافع حرم با بیان اینکه پایان کاریک پاسدار، تنها با شهادت رقم می خورد، اظهار کرد: انقلاب اسلامی حد و مرز و زمان و مکان ندارد و امروز پاسداران و بسیجیان ما کیلومترها دورتر به عنوان مدافع حرم به مبارزه با دشمنان برخاسته اند.
,یوسفی که هم اکنون به عنوان معاون گردان احتیاط امام حسین(ع) مشغول فعالیت است با اشاره به چگونگی حضورش در سپاه، گفت: سال 61 و در سن 16 سالگی به عنوان بسیجی عازم جبهه شدم و یک سال بعد افتخار پوشیدن لباس سبز سپاه نصیبم شد.
,,

, ,
وی با اشاره به خاطراتش از دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در عملیات کربلای 5 چند مرحله گردان ما عملیات کرد و هربار پس از عقب نشینی، گردان را بازسازی می کرد؛ در مرحله سوم به خط دشمن حمله کرده و قصد پاکسازی شهرک دوعیجی را داشتیم.
,این رزمنده دوران دفاع مقدس افزود: در حال عبور از نهر جاسم و نخلستانی برای رسیدن به این شهرک بودیم که متوجه سنگری که یک تیربارچی داخل آن نشسته بود، شدم که با دست به ما می گفت جلو بیایید و من هم به سایر رزمندگان اطمینان قلب دادم که این فرد، خودی است، اما وقتی جلوتر رفتم متوجه شدم که نیروی دشمن است.
,یوسفی اضافه کرد: پس از فهمیدن موضوع بلافاصله با صدای بلند به سایر رزمندگان گفتم که نیروهای دشمن داخل نخلستان هستند؛ بچه ها سریع پناه گرفتند، اما آن فرد نیز سریع پشت سنگرش پرید و با تیربار به ما حمله کرد.
,وی ادامه داد: در این حال یک آرپیجی زن بلند شد و با آرپیجی سنگر او را منهدم کرد و پس از آن توانستیم نیروها را گروه گروه با فریاد ا... اکبر جلو فرستاده و فردای همان روز شهرک دوعیجی را فتح کردیم.
,این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: در هنگام عملیات یک خمپاره صوتی بالای سر همان رزمنده آرپی جی زن منفجر شده و او از شدت انفجار حالت جنون پیدا کرد و در حالت گلوله باران، هرچه دیگران فریاد می زدند که روی زمین بخواب! ایستاده بود و متوجه نمی شد تا اینکه یک رزمنده سینه خیز رفت و پاهای او را به سمت نیروهای خودی چرخاند تا به عقب برگردد.
,یوسفی افزود: سپس او به سمت نیروهای خودی برگشت، اما پس از پایان عملیات متوجه شدیم در آن حالت به اندازه ای راه رفته که از یک سمت دیگر باز به طرف دشمن رفته و وقتی او را یافتیم؛ پیکر مطهرش روی سیم خاردار افتاده بود.
,وی اعلام کرد: این رزمنده شجاع، شهید رستمی از شهر اسدآباد بود که با اقدام شجاعانه او در روز گذشته توانستیم نیروها را به جلو بفرستیم.
,یوسفی با بیان اینکه امروز ادامه دادن راه شهدا واجب است بیان کرد: پس از بازنشستگی سعی کرده ام با برگزاری اردوهای راهیان نور برای آشنایی نسل جوان و نوجوان جامعه با ارزش های دفاع مقدس گام بردارم.
,,
سمیه مظاهری
,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه