مثنوی «قافلهسالار نور» تقدیم به حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
عهد ازل تا که خدا بست عشق – عشق حسین است و حسین است عشق
به مناسبت میلاد مسعود امام عاشقان، امام حسین علیهالسلام «قافلهسالار نور» تقدیم به بزرگ پاسدار لشکر عشق، سید حسن نصرالله دبیر کل حزبالله لبنان و تمامی مدافعان حرم اهلبیت در عراق و سوریه می گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این شعر زیبا از منصور نظری بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,,
باد صبا میرسد آیینه دست – سرو و صنوبر ز طرب گشته مست
,شاهدِ بزمِ سحرِ لمیزل – یاس به بَر کرده حریرِ غزل
,گشته به تن پیرهنِ غنچه چاک – میزند آلاله به خون سر ز خاک
,در گذر کوکبهای تابناک – سر ز ملوک آمده ساجد به خاک
,گشته به پا غلغلهای در فلک – دستفشان میرسد از ره ملک
,آمده قلمان به جنان دفزنان – هلهله مستانه زند، جن و جان
,نوح غزلخوان شده در باغِ روح – طور چراغانیِ فتحُ الفتوح
,آمده موسی به تَرنُّم گری – مست به رقص آمده حور و پری
,فاطمه را مستِ میِ قنبری – لب ز مسیحا شده نیلوفری
,میرسد از راه، خدا منظری – آمدنش کرده به پا محشری
,بسته میان تیغ دو دم حیدری – فاتح قُلاع همه خیبری
,میرسد از راه محمدتری – دل ز علی برده به افسونگری
,او که جگرگوشه دلِ احمدی – ساقیِ سرمستِ میِ سرمدی
,لاله اذان خواند و مریم نماز – چاک به تن کعبه ردا کرده باز
,او که بُرَد خنجرِ کُندَش گلو – محشرِ عشق است به پا کرده او
,جلوۀِ نور است به آیینهها – کرده لبالب ز شعف سینهها
,راحت جانودل پیغمبری –یوسفِ زهرایِ نَسَب، حیدری
,اشرف عشق آمده اندر وجود – عرش به فرش آمده گویی فرود
,در قدمِ یوسفِ شاه نجف – تار مَلَک میزند و حور دَف
,فاطمه میآید و ساغر به کف – بسته ملک بر درِ میخانه صف
,در خُمِ حیدر مِیِ زهرا به نوش – بادۀِ گلگونِ حسینی به جوش
,میکدۀِ عشقِ علی را به ناز – ساقیِ صهبا رسد از مُلکِ راز
,خاتمۀِ عشق و ولا میرسد – عطر خوش کرب و بلا میرسد
,محوِ تماشا همه آیینهها – جلوۀِ عشق است به نقشینهها
,کوکبۀِ حضرت عشق آمده- یوسف زینب به دمشق آمده
,فاطمه را قُرهِالعین آمده – مژده که میلاد حسین آمده
,دَر صدف فاطمه دُرّ علی – آینۀِ روی خدا منجلی
,ساغر کوثر به کف الله را – مستِ تجلایِ فدک، ماه را
,او که خدا همچو خود آراست او – فاطمه را غرقِ تماشاست او
,جلوۀِ الله به صورتگری – آینه است او ، نه خدا دیگری
,ساغر عشق علوی را به دست – گُمشده در فاطمه هر ذره مست
,حور و ملک دلشدۀ وَهم او – کَس نتواند که کند فهم او
,کیست مگر فاطمه الله را – بسته ز عشق او به خدا راه را
,دل ز خدا برده ز کف، فاطمه – خلق جهان را به هدف، فاطمه
,آیۀ لولاک غزلنوش او – عرش خدا قالیِ منقوش او
,او که پدیدار از او گشته هست – او که خدا وز می او گشته مست
,او که دلش از غم حیدر شکست -او که طُفِیل غم او هرچه هست
,ساقیِ صهبایِ بلایِ الست – فاطمه یعنی که خدا عاشق است
,میرسد او را ز طرب روح و جان – آینۀِ رویِ خدا را نشان
,یوسف زهرا و علی، شاه عشق – قبلۀِ ششگوشۀ درگاه عشق
,غرق تَغزُل لبِ سروِ چمان – ماه به رقص آمده در آسمان
,جلوۀِ عشق از همه عالم جلیست – لحظۀِ میلاد حسینِ علیست
,سید و سالارِ شهیدانِ عشق – شمسِ خراباتنشین دمشق
,تا که براُفتاد نقاب از رخش – آینه از شرم شد آب از رخش
,میرسد از رَه ز فراسوی راز- فاطمی آن حیدرِ مه رویِ ناز
,پادشه ملک جنان میرسد – فاطمه را یوسفِ جان میرسد
,قبلۀِ جانان به جهان میرسد – جلوۀِ الله عیان میرسد
,صاحب ششگوشه خداگونه عرش – در قدمش بال ملک گشته فرش
,میرسد از راه تمامیِ عشق- شهرهترین عاشقِ نامیِ عشق
,قبلۀِ عُشاقِ علی را حسین – درد و غم لمیزلی را حسین
,باغ فدک غرقِ شقایق شده – هرچه که هست آمده عاشق شده
,فاطمه را روح و روان میرسد – از سَرِ نِی بانگِ اذان میرسد
,چشموچراغِ علویون حسین – در رگ عُشاقِ خدا، خون حسین
,چشم علی آمده روشن به نور – جلوۀِ زیبای قبس را به طور
,در شب بزم شهدا با حسین – محوِ تماشاست خدا را حسین
,وه که چه زیبا و فریباست او – قبلۀِ ششگوشۀ دلهاست او
,عهد ازل تا که خدا بست عشق – عشق حسین است و حسین است عشق
,غرقهبهخونان دیار حلب – حادثه جویانِ شهادتطلب
,ای به طوافِ حَرَمِ یاسها – شُهره به عشق آمده عباسها
,قوم مدافع به حرم در دمشق – باد مبارک به شما عید عشق
,عید حسینی به شما عاشقان – باد مبارک ز تولای جان
,به امید ظهور حضرت یار…
,سوم شعبان المعظم ۱۴۳۷ – منصور نظری
,,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه