بیسیم‌چی منطقه کرند:

روایت جانباز ۷۰ درصدی از رشادت‌های سردار شوشتری در عملیات والفجر ۴/ زخم‌های دوران جنگ با قرص‌هایی که مسئولان تجویز می‌کنند، درمان نمی‌شود

روایت جانباز ۷۰ درصدی از رشادت‌های سردار شوشتری در عملیات والفجر ۴/ زخم‌های دوران جنگ با قرص‌هایی که مسئولان تجویز می‌کنند، درمان نمی‌شود
بیسیم‌چی منطقه «کرند» گفت: امروز شاهد حوادث بعد از سانحه در میان تک تک جانبازان هستیم ولی مسئولان نسبت به ما غافل هستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «صبح توس»؛ در میان صدای خمپاره‌ها و سرباز‌هایی که سراسیمه حرف می‌زنند و رد می‌شوند صدای نامفهوم فردی از پشت بی‌سیم شنیده می‌شود، مقداد مقداد یاسر؟ مقداد مقداد یاسر؟ – یاسر بگوشم، مقداد پس کجان این نیرو‌ها؟ – حاجی اعزام شدن تو راهن. یاسر کلی شهید دادیم، کلی مجروح رو دستمونه، بگو نیروی کمکی بفرستن، بچه‌ها با ترکش‌هایی که توی تنشونه بازم دارن می‌جنگن، محصاره شدیم، حاجی مفهومه؟ مفهوم شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از «صبح توس»؛, «صبح توس», «صبح توس,

 

پس از پشت سر گذراندن حمله‌ای نافرجام از سوی بعثی‌ها، رزمنده‌ها کمی خیالشان راحت می‌شد و به فکر خانه و خانواده خود می‌افتادند، با تنی خسته و دلی بی‌قرار در صف کیوسک تلفن می‌ایستادند تا صدای عزیزان خود را بشنوند، همه آنچه که در مکالمات رزمنده‌ها با خانواده‌شان رد و بدل می‌شد به روی چشم‌هایی بود که می‌گفتند، به روی چشم مراقب خود هستیم، به روی چشم دعایتان می‌کنیم و به روی چشم از کشور دفاع می‌کنیم.

 

تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که در برقراری این ارتباط‌ها چقدر زحمت کشیده و چه اندازه از شنیدن خبر خوش در بحبوحه جنگ خوشحال شده است.

 

تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که هم رزم خود را به چه نام صدا کند که دشمن نفهمد، تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که رمز عملیات چه هست و تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که حفظ رمز عملیات چقدر مهم است.

 

عباس کلانتر متولد شهریور سال ۴۴ در مشهد است، وی در ۱۸ سالگی عازم جبهه حق علیه باطل شد و در سال ۶۲ در عملیات والفجر سه به عنوان تک تیر انداز به خدمت پرداخت، پس از آن دوره بی سیم و با سیم را گذراند و به عنوان مسئول مخابرات در منطقه کرند غرب برای رزمنده‌ها کیوسک تلفنی تعبیه کرد.

 

پس از مجروحیت سطحی قصد بازگشت به مشهد را داشتم ولی منطقه جنگی دوباره مرا طلبید

 

بنده به عنوان بی سیم چی گردان در عملیات والفجر چهار شرکت داشتم، در آن عملیات مسئول عملیات شهید برونسی بود و این افتخار نصیب بنده شده بود که در کنار سردار قالیباف و سردار شوشتری به عنوان بی سیم چی خدمت کنم؛ متاسفانه عملیات شکست خورد و  به مشهد بازگشتم ولی در سال ۶۳ مجددا به منطقه اعزام شدم تا در عملیات عاشورای دو به عنوان راننده آمبولانس به کشور خود خدمت کنم.

 

درآن مقطع زمانی مجروحیت سطحی پیدا کرده بودم ولی با این ذهنیت که ممکن است مواد شیمیایی وارد بدن شود برآن شدم که برای درمان مجددا به مشهد برگردم ولی در همان مقطع اعلام شد که عراق پاتک سنگینی وارد کرده و نیاز به نیرو است؛ در آن زمان با در اختیار گرفتن آمبولانس عازم منطقه عملیاتی شدم ولی روز بعد بر اثر تیر و ترکش، بسته شدن به رگبار توسط نیرو‌های عراقی و برخورد خمپاره ۶۰، حدود۲۰ ترکش به بدنم اصابت کرد که تعدادی‌ از این ترکش‌ها به ستون فقرات برخورد کرد و بنده را جانباز ۷۰ درصد ضایعه نخاعی کرد.

 

جانباز ۷۰ درصد؛ افتخار آفرین ورزش خراسان

 

پس از گذراندن مقطع تحصیلی سوم دبیرستان خود را آماده کرده بودم که در مقطع دیپلم درس بخوانم ولی به منطقه جنگی اعزام شدم، پیش از آن فردی مقام آور در رشته‌های فوتبال و دو میدانی در سطح استان و ملی بودم، در آن زمان دو میدانی مقام ۴۰۰ متر ایران در دست من بود و نائب قهرمان استان بودم ولی پس از مجروحیت با گذراندن دوران نقاحت ورزش را ادامه دادم.

 

 

IMG_5477 copy

 

در ورزش جانبازان در رشته تنیس خاکی، پینگ پنگ و بسکتبال مقام کشوری آوردم و چند سال عضو کادر اصلی تیم بسکتبال با ویلچر خراسان بودم؛ همچنین در کنار فعالیت‌های ورزشی، با توجه به بیانات رهبری در مورد اهمیت ورزش برای مجروحین جنگی، وارد حوزه اجرایی شده و مسئولیت دار انجمن ورزش جانبازان خراسان و عضو هیات رئیسه انجمن ورزش معلولین جانبازان خراسان شدم؛ در آن زمان برگزاری جشنواره‌ها، مسابقات بین المللی و اعزام جانبازان به مسابقات پارالمپیک را بنده به عهده گرفته بودم.

 

از ایجاد مرکز ورزشی برای جانبازان تا تحصیل در مقطع دکتری

 

در سال ۸۶ با توجه به رایزنی‌هایی با شهرداری و استانداری صورت گرفت، دستور العمل احداث مرکز ورزشی در کنار مرکز توان بخشی به جانبازان صادر شد، تمام همت ما اجرایی شدن این طرح بود؛ اجرای پروژه ۶ سال به طول انجامید ولی آنچه که قابل توجه است، عدم قطع حتی یک درخت از پارک ملت برای احداث این مرکز ورزشی بود، تمامی تلاش مسئولین این بود که ساخت مکان ورزشی برای مجروحین جنگی بدون آسیب رساندن به محیط زیست باشد.

 

حضور بنده در غرفه جانباز و ایثار که دستاورد‌های مجروحین جنگی در آن به نمایش گذاشته می‌شد وسیله‌ای برای حضور بنده در دانشگاه شد، با پیگیری‌های دانشجویان دانشگاه فردوسی و ثبت نام بنده در دانشگاه، مطالعه دروس شروع شد و توانستم در رشته روانشناسی دانشگاه فردوسی قبول شوم ولی با توجه به اینکه قادر به گذراندن بیشتر وقت خود در دانشگاه نبودم، در یکی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی تحصیل در مقطع کارشناسی را آغاز کردم.

 

با واگذار کردن ورزش، به دانشگاه روی آوردم و با قبول شدن در رشته روانشناسی بالینی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی را شروع کرده و در حال حاضر در ترم دوم مقطع دکترا دانشگاه فردوسی با معدل الف مشغول به تحصیل هستم.

 

حضور بنده در دانشگاه با تعجب دانشجویان همراه بود، آن‌ها در هر مقطعی بنده را به عنوان الگو قبول داشتند و انگیزه‌ تحصیلشان را از من نشات می‌گرفتند، با وجود آنکه بنده ۱۵ عمل جراحی انجام دادم و بی‌هوشی‌های بسیاری را تحمل کرده‌ام گیرایی کمتری نسبت به سایر دانشجویان دارم ولی از تلاش دریغ نمی‌کنم.

 

شادمانی و شاد زیستی حق مسلم انسان است و تمام ادیان تاکید دارند که انسان بایستی گرایش به شاد زیستی داشته‌ باشد؛ شاد زیستی نمی‌نگرد که ما معلول هستیم، ۴۰ درصد از شاد زیستی در دست خودمان است، می‌شود با دارا بودن حداقل‌ها شاد زندگی کرد.

 

بنده علاوه براینکه در مرکز مشاوره بنیاد شهید حضور دارم و به خانواده‌های شاهد و ایثارگر مشاوره می‌دهم، در مرکزی که به صورت تخصصی و خصوصی فعال است نیز میزبان اقشار عادی در دوره‌های فرزند پروری، مهارت‌های زندگی و ارتباط با زوجین ‌هستم.

 

بیش از ۷۰ درصد مشکلات جسمانی خانواده‌ها با داشتن مشاوره حل می‌گردد و می‌توان با وجود مشاوره جلوی بسیاری از مشکلات و معضلاتی که در حوزه زوجین و فرزند پروری وجود دارد گرفته شود و خانواده به محیط شاد مبدل ‌گردد.

 

شادمانی و شاد زیستی اصلی مهم است و باید از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید تا لحظه‌ای که چشم از جهان برمی‌دارد شاد زیستن را توام با زندگی‌اش کند؛ حال که من مجروحم نباید به واسطه معلولیت، خود را از شادمان زندگی کردن دریغ دهم، لذا اقدامات لذت بخش می‌تواند زندگی را رنگین کند.

 

IMG_20160121_113629

 

بازهم بی مهری مسئولان؛ جانبازان استفاده ابزاری می‌شوند

 

در این ۳۰ سال آنقدر بی مهری‌ها از مسئولین دیدم و آنقدر محبت‌ها از مردم عادی دیدم که نمی‌دانم در مورد جایگاه جانباز و روز جانباز چه بگویم، شما جانبازی را با خود به سطح شهر ببرید و بنگرید که در چه نقطه‌ای از شهر می‌تواند تردد کند، این مشاهده شما همه چیز را معنا می‌بخشد، آیا بنده می‌توان سوار اتوبوس شوم؟ آیا می‌توانم با قطار مسافرت کنم؟ آیا می‌توانم پارک بروم؟ بدون آنکه جانبازان حرفی برای گفتن داشته باشند همه زندگیشان و محدودیت‌هایشان عیان است.

 

مسئولین با ما بیگانه اند، می‌گویند که هفته جانباز و هفته پاسدار ولی شما شاهد هستید که چه تعداد از افراد به دیدار ما می‌آیند، مسئولین ما را تابو کرده و دور ما حصار کشیده‌اند، مردم فکر می‌کنند ما طاعون داریم و اطراف ما نمی‌آیند؛ متاسفانه بنده به عنوان مسئول فرهنگی در جایگاه خودم نیستم و فردی که سمت دار است نیز در جایگاه خود قرار ندارد.

 

در همین حین جانباز دیگری که دل پر دردی از بی مهری مسئولین داشت گفت: از جهت اینکه قطع نخاع هستم و باید خودرو خود را در محلی پارک کنم که رفت و آمد به حرم برایم آسان باشد با جریمه‌های سنگین راهنمایی و رانندگی مواجه می‌شوم، آنقدر بی‌توجهیشان من و خانواده‌ام را ناراحت کرد که از حرم رفتن بازماندیم.

 

مسئولین ما جایگاهی که دارند تخصصی نیست، ما مثل پارو هستیم که استفاده ابزاری می‌شود خواسته بنده این است که در این ایام دوربین به دستتان باشد و بنگرید که آیا کسی به ملاقات ما می‌آید یا نه؟ گفتن در مورد روز جانباز و هفته جانباز کتاب‌ها حرف نگفته دارد.

 

سال ۶۳ شعار دادیم «از بهر آزادی قدس، از کربلا باید گذشت» امروز محقق کردیم

 

جنگ خوب نیست ولی اگر دزد وارد کشور شود ساکت نمی‌نشینی و نمی‌نگری که با کسی اختلاف داری یا نه، تنها هدفت که حفظ کیان کشور است را ادامه می‌دهی؛ اعضای کشور ما یک خانواده هستند و اگر ناامنی رخ دهد همه امنیتشان در خطر می‌افتد، در شرایطی که داعش کمربند ناامنی خود را در اطراف کشور ما بسته، ایران تنها کشوری است که امنیت در آن ثبات دارد؛ دفاع از کشور وظیفه مسلم هرکسی است.

 

مرز‌های ما به سمت سوریه رفته است، در سال ۶۳ آهنگران با توجه به بیانات امام خمینی(ره) شعری تحت عنوان بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت را سروده بود، ولی ما در آن مقطع زمانی بر این عقیده بودیم که برای حفظ مرز‌های خودمان باید با ۵۶ کشور مقابله کنیم و براین باور نبودیم که باید از کربلا نیز دفاع کنیم، ولی در چند سال اخیر شاهد آن هستیم که مردم ایران با حضور چندین ملیونی خود در کربلا حضور دارند، مرز‌های ما به سوریه رفته است.

 

اصل نظام و آرمان‌های اصیل آن با گذر زمان در دل همرزمان تقویت می‌شود

 

آنچه که انسان را به هدف پایبند می‌کند آرمان است، زمانی که فردی به آرمان‌های ماوراء الطبیعه خود اعتقاد پیدا کرد می‌تواند هدف را با موفقیت پشت سر بگذارد، به طور مثال هزار و ۴۰۰ سال از واقعه کربلا می‌گذرد ولی هرساله با قرار گرفتن در روز تاسوعا و عاشورا همان حسی در ما زنده می‌شود که ۲۰ سال گذشته در ما بود.

 

 

IMG_5488 copy

 

 

بنده و سایر هموطنان نسب به اصل نظام و آرمان‌های اصیل نظام ارادت خاصی داریم، وقتی مقام معظم رهبری در مکانی سخرانی دارند شاهد سیل جمعیت جوانان هستیم، این در حالی است که ممکن است نسبت به برخی ناهنجاری‌های اجتماعی، بیکاری و فقر نارضایی داشته باشند ولی عشق به ولایت و امامت دارند.

 

خاطره‌هایی از سردار قالیباف و شوشتری؛ یادگاری‌هایی از جنگ که با دارو و دوا درمان نمی‌شود

 

شب عملیات والفجر چهار که بنا بود خط شکنان خط را پاکسازی کنند و پس از آن اعلام شود که لشکر پنج نصر وارد عمل شوند ولی با لو رفتن عملیات و در تله ‌عراقی‌ها گیر کردیم، اگرچه سردار قالیباف و سردار شوشتری تلاش کردند سربازان را از زیر بمباران گلوله‌های دشمن نجات دهند ولی شب تلخی بود و خاطرات زیادی را برای رزمنده‌ها به یادگار گذاشت.

 

در دیداری که سردار شوشتری با جانبازان داشت خاطرات جنگ را برای فرزندم یادآوری می‌کرد و از رشادت‌های جانبازان در آن عملیات سخن می‌گفت.

 

در زمان جبهه و جنگ فراموش کرده بودیم برق هم وجود دارد، باید برای غذا خوردن سفره‌ای پهن ‌شود و خوابیدن باید بر روی تشک باشد؛ امروزه شاهد حوادث بعد از سانحه در میان تک تک جانبازان هستیم ولی مسئولین نسبت به ما غافل هستند و می‌گویند اگر سرش درد می‌کند به او قرص بدهید، سرم وصل کنید و آمپول بزنید.

 

امیدواریم جامعه ما به سمتی برود که قبل از مداوای جسم به فکر مداوای روحشان باشند، فرمانده در ذهن است و عقاید فکری است که زندگی را جهت می‌دهد.

 

گزارش: مریم غزلباش

 

انتهای پیام/

,

 

,

پس از پشت سر گذراندن حمله‌ای نافرجام از سوی بعثی‌ها، رزمنده‌ها کمی خیالشان راحت می‌شد و به فکر خانه و خانواده خود می‌افتادند، با تنی خسته و دلی بی‌قرار در صف کیوسک تلفن می‌ایستادند تا صدای عزیزان خود را بشنوند، همه آنچه که در مکالمات رزمنده‌ها با خانواده‌شان رد و بدل می‌شد به روی چشم‌هایی بود که می‌گفتند، به روی چشم مراقب خود هستیم، به روی چشم دعایتان می‌کنیم و به روی چشم از کشور دفاع می‌کنیم.

,

 

,

تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که در برقراری این ارتباط‌ها چقدر زحمت کشیده و چه اندازه از شنیدن خبر خوش در بحبوحه جنگ خوشحال شده است.

,

 

,

تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که هم رزم خود را به چه نام صدا کند که دشمن نفهمد، تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که رمز عملیات چه هست و تنها یک بی‌سیم‌چی می‌داند که حفظ رمز عملیات چقدر مهم است.

,

 

,

عباس کلانتر متولد شهریور سال ۴۴ در مشهد است، وی در ۱۸ سالگی عازم جبهه حق علیه باطل شد و در سال ۶۲ در عملیات والفجر سه به عنوان تک تیر انداز به خدمت پرداخت، پس از آن دوره بی سیم و با سیم را گذراند و به عنوان مسئول مخابرات در منطقه کرند غرب برای رزمنده‌ها کیوسک تلفنی تعبیه کرد.

,

 

,

پس از مجروحیت سطحی قصد بازگشت به مشهد را داشتم ولی منطقه جنگی دوباره مرا طلبید

, پس از مجروحیت سطحی قصد بازگشت به مشهد را داشتم ولی منطقه جنگی دوباره مرا طلبید, پس از مجروحیت سطحی قصد بازگشت به مشهد را داشتم ولی منطقه جنگی دوباره مرا طلبید,

 

,

بنده به عنوان بی سیم چی گردان در عملیات والفجر چهار شرکت داشتم، در آن عملیات مسئول عملیات شهید برونسی بود و این افتخار نصیب بنده شده بود که در کنار سردار قالیباف و سردار شوشتری به عنوان بی سیم چی خدمت کنم؛ متاسفانه عملیات شکست خورد و  به مشهد بازگشتم ولی در سال ۶۳ مجددا به منطقه اعزام شدم تا در عملیات عاشورای دو به عنوان راننده آمبولانس به کشور خود خدمت کنم.

,

 

,

درآن مقطع زمانی مجروحیت سطحی پیدا کرده بودم ولی با این ذهنیت که ممکن است مواد شیمیایی وارد بدن شود برآن شدم که برای درمان مجددا به مشهد برگردم ولی در همان مقطع اعلام شد که عراق پاتک سنگینی وارد کرده و نیاز به نیرو است؛ در آن زمان با در اختیار گرفتن آمبولانس عازم منطقه عملیاتی شدم ولی روز بعد بر اثر تیر و ترکش، بسته شدن به رگبار توسط نیرو‌های عراقی و برخورد خمپاره ۶۰، حدود۲۰ ترکش به بدنم اصابت کرد که تعدادی‌ از این ترکش‌ها به ستون فقرات برخورد کرد و بنده را جانباز ۷۰ درصد ضایعه نخاعی کرد.

,

 

,

جانباز ۷۰ درصد؛ افتخار آفرین ورزش خراسان

, جانباز ۷۰ درصد؛ افتخار آفرین ورزش خراسان, جانباز ۷۰ درصد؛ افتخار آفرین ورزش خراسان,

 

,

پس از گذراندن مقطع تحصیلی سوم دبیرستان خود را آماده کرده بودم که در مقطع دیپلم درس بخوانم ولی به منطقه جنگی اعزام شدم، پیش از آن فردی مقام آور در رشته‌های فوتبال و دو میدانی در سطح استان و ملی بودم، در آن زمان دو میدانی مقام ۴۰۰ متر ایران در دست من بود و نائب قهرمان استان بودم ولی پس از مجروحیت با گذراندن دوران نقاحت ورزش را ادامه دادم.

,

 

,

 

,

IMG_5477 copy

, IMG_5477 copy,

 

,

در ورزش جانبازان در رشته تنیس خاکی، پینگ پنگ و بسکتبال مقام کشوری آوردم و چند سال عضو کادر اصلی تیم بسکتبال با ویلچر خراسان بودم؛ همچنین در کنار فعالیت‌های ورزشی، با توجه به بیانات رهبری در مورد اهمیت ورزش برای مجروحین جنگی، وارد حوزه اجرایی شده و مسئولیت دار انجمن ورزش جانبازان خراسان و عضو هیات رئیسه انجمن ورزش معلولین جانبازان خراسان شدم؛ در آن زمان برگزاری جشنواره‌ها، مسابقات بین المللی و اعزام جانبازان به مسابقات پارالمپیک را بنده به عهده گرفته بودم.

,

 

,

از ایجاد مرکز ورزشی برای جانبازان تا تحصیل در مقطع دکتری

, از ایجاد مرکز ورزشی برای جانبازان تا تحصیل در مقطع دکتری, از ایجاد مرکز ورزشی برای جانبازان تا تحصیل در مقطع دکتری,

 

,

در سال ۸۶ با توجه به رایزنی‌هایی با شهرداری و استانداری صورت گرفت، دستور العمل احداث مرکز ورزشی در کنار مرکز توان بخشی به جانبازان صادر شد، تمام همت ما اجرایی شدن این طرح بود؛ اجرای پروژه ۶ سال به طول انجامید ولی آنچه که قابل توجه است، عدم قطع حتی یک درخت از پارک ملت برای احداث این مرکز ورزشی بود، تمامی تلاش مسئولین این بود که ساخت مکان ورزشی برای مجروحین جنگی بدون آسیب رساندن به محیط زیست باشد.

,

 

,

حضور بنده در غرفه جانباز و ایثار که دستاورد‌های مجروحین جنگی در آن به نمایش گذاشته می‌شد وسیله‌ای برای حضور بنده در دانشگاه شد، با پیگیری‌های دانشجویان دانشگاه فردوسی و ثبت نام بنده در دانشگاه، مطالعه دروس شروع شد و توانستم در رشته روانشناسی دانشگاه فردوسی قبول شوم ولی با توجه به اینکه قادر به گذراندن بیشتر وقت خود در دانشگاه نبودم، در یکی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی تحصیل در مقطع کارشناسی را آغاز کردم.

,

 

,

با واگذار کردن ورزش، به دانشگاه روی آوردم و با قبول شدن در رشته روانشناسی بالینی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی را شروع کرده و در حال حاضر در ترم دوم مقطع دکترا دانشگاه فردوسی با معدل الف مشغول به تحصیل هستم.

,

 

,

حضور بنده در دانشگاه با تعجب دانشجویان همراه بود، آن‌ها در هر مقطعی بنده را به عنوان الگو قبول داشتند و انگیزه‌ تحصیلشان را از من نشات می‌گرفتند، با وجود آنکه بنده ۱۵ عمل جراحی انجام دادم و بی‌هوشی‌های بسیاری را تحمل کرده‌ام گیرایی کمتری نسبت به سایر دانشجویان دارم ولی از تلاش دریغ نمی‌کنم.

,

 

,

شادمانی و شاد زیستی حق مسلم انسان است و تمام ادیان تاکید دارند که انسان بایستی گرایش به شاد زیستی داشته‌ باشد؛ شاد زیستی نمی‌نگرد که ما معلول هستیم، ۴۰ درصد از شاد زیستی در دست خودمان است، می‌شود با دارا بودن حداقل‌ها شاد زندگی کرد.

,

 

,

بنده علاوه براینکه در مرکز مشاوره بنیاد شهید حضور دارم و به خانواده‌های شاهد و ایثارگر مشاوره می‌دهم، در مرکزی که به صورت تخصصی و خصوصی فعال است نیز میزبان اقشار عادی در دوره‌های فرزند پروری، مهارت‌های زندگی و ارتباط با زوجین ‌هستم.

,

 

,

بیش از ۷۰ درصد مشکلات جسمانی خانواده‌ها با داشتن مشاوره حل می‌گردد و می‌توان با وجود مشاوره جلوی بسیاری از مشکلات و معضلاتی که در حوزه زوجین و فرزند پروری وجود دارد گرفته شود و خانواده به محیط شاد مبدل ‌گردد.

,

 

,

شادمانی و شاد زیستی اصلی مهم است و باید از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید تا لحظه‌ای که چشم از جهان برمی‌دارد شاد زیستن را توام با زندگی‌اش کند؛ حال که من مجروحم نباید به واسطه معلولیت، خود را از شادمان زندگی کردن دریغ دهم، لذا اقدامات لذت بخش می‌تواند زندگی را رنگین کند.

,

 

,

IMG_20160121_113629

, IMG_20160121_113629,

 

,

بازهم بی مهری مسئولان؛ جانبازان استفاده ابزاری می‌شوند

, بازهم بی مهری مسئولان؛ جانبازان استفاده ابزاری می‌شوند, بازهم بی مهری مسئولان؛ جانبازان استفاده ابزاری می‌شوند,

 

,

در این ۳۰ سال آنقدر بی مهری‌ها از مسئولین دیدم و آنقدر محبت‌ها از مردم عادی دیدم که نمی‌دانم در مورد جایگاه جانباز و روز جانباز چه بگویم، شما جانبازی را با خود به سطح شهر ببرید و بنگرید که در چه نقطه‌ای از شهر می‌تواند تردد کند، این مشاهده شما همه چیز را معنا می‌بخشد، آیا بنده می‌توان سوار اتوبوس شوم؟ آیا می‌توانم با قطار مسافرت کنم؟ آیا می‌توانم پارک بروم؟ بدون آنکه جانبازان حرفی برای گفتن داشته باشند همه زندگیشان و محدودیت‌هایشان عیان است.

,

 

,

مسئولین با ما بیگانه اند، می‌گویند که هفته جانباز و هفته پاسدار ولی شما شاهد هستید که چه تعداد از افراد به دیدار ما می‌آیند، مسئولین ما را تابو کرده و دور ما حصار کشیده‌اند، مردم فکر می‌کنند ما طاعون داریم و اطراف ما نمی‌آیند؛ متاسفانه بنده به عنوان مسئول فرهنگی در جایگاه خودم نیستم و فردی که سمت دار است نیز در جایگاه خود قرار ندارد.

,

 

,

در همین حین جانباز دیگری که دل پر دردی از بی مهری مسئولین داشت گفت: از جهت اینکه قطع نخاع هستم و باید خودرو خود را در محلی پارک کنم که رفت و آمد به حرم برایم آسان باشد با جریمه‌های سنگین راهنمایی و رانندگی مواجه می‌شوم، آنقدر بی‌توجهیشان من و خانواده‌ام را ناراحت کرد که از حرم رفتن بازماندیم.

,

 

,

مسئولین ما جایگاهی که دارند تخصصی نیست، ما مثل پارو هستیم که استفاده ابزاری می‌شود خواسته بنده این است که در این ایام دوربین به دستتان باشد و بنگرید که آیا کسی به ملاقات ما می‌آید یا نه؟ گفتن در مورد روز جانباز و هفته جانباز کتاب‌ها حرف نگفته دارد.

,

 

,

سال ۶۳ شعار دادیم «از بهر آزادی قدس، از کربلا باید گذشت» امروز محقق کردیم

, سال ۶۳ شعار دادیم «از بهر آزادی قدس، از کربلا باید گذشت» امروز محقق کردیم, سال ۶۳ شعار دادیم «از بهر آزادی قدس، از کربلا باید گذشت» امروز محقق کردیم,

 

,

جنگ خوب نیست ولی اگر دزد وارد کشور شود ساکت نمی‌نشینی و نمی‌نگری که با کسی اختلاف داری یا نه، تنها هدفت که حفظ کیان کشور است را ادامه می‌دهی؛ اعضای کشور ما یک خانواده هستند و اگر ناامنی رخ دهد همه امنیتشان در خطر می‌افتد، در شرایطی که داعش کمربند ناامنی خود را در اطراف کشور ما بسته، ایران تنها کشوری است که امنیت در آن ثبات دارد؛ دفاع از کشور وظیفه مسلم هرکسی است.

,

 

,

مرز‌های ما به سمت سوریه رفته است، در سال ۶۳ آهنگران با توجه به بیانات امام خمینی(ره) شعری تحت عنوان بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت را سروده بود، ولی ما در آن مقطع زمانی بر این عقیده بودیم که برای حفظ مرز‌های خودمان باید با ۵۶ کشور مقابله کنیم و براین باور نبودیم که باید از کربلا نیز دفاع کنیم، ولی در چند سال اخیر شاهد آن هستیم که مردم ایران با حضور چندین ملیونی خود در کربلا حضور دارند، مرز‌های ما به سوریه رفته است.

,

 

,

اصل نظام و آرمان‌های اصیل آن با گذر زمان در دل همرزمان تقویت می‌شود

, اصل نظام و آرمان‌های اصیل آن با گذر زمان در دل همرزمان تقویت می‌شود, اصل نظام و آرمان‌های اصیل آن با گذر زمان در دل همرزمان تقویت می‌شود,

 

,

آنچه که انسان را به هدف پایبند می‌کند آرمان است، زمانی که فردی به آرمان‌های ماوراء الطبیعه خود اعتقاد پیدا کرد می‌تواند هدف را با موفقیت پشت سر بگذارد، به طور مثال هزار و ۴۰۰ سال از واقعه کربلا می‌گذرد ولی هرساله با قرار گرفتن در روز تاسوعا و عاشورا همان حسی در ما زنده می‌شود که ۲۰ سال گذشته در ما بود.

,

 

,

 

,

IMG_5488 copy

, IMG_5488 copy,

 

,

 

,

بنده و سایر هموطنان نسب به اصل نظام و آرمان‌های اصیل نظام ارادت خاصی داریم، وقتی مقام معظم رهبری در مکانی سخرانی دارند شاهد سیل جمعیت جوانان هستیم، این در حالی است که ممکن است نسبت به برخی ناهنجاری‌های اجتماعی، بیکاری و فقر نارضایی داشته باشند ولی عشق به ولایت و امامت دارند.

,

 

,

خاطره‌هایی از سردار قالیباف و شوشتری؛ یادگاری‌هایی از جنگ که با دارو و دوا درمان نمی‌شود

, خاطره‌هایی از سردار قالیباف و شوشتری؛ یادگاری‌هایی از جنگ که با دارو و دوا درمان نمی‌شود, خاطره‌هایی از سردار قالیباف و شوشتری؛ یادگاری‌هایی از جنگ که با دارو و دوا درمان نمی‌شود,

 

,

شب عملیات والفجر چهار که بنا بود خط شکنان خط را پاکسازی کنند و پس از آن اعلام شود که لشکر پنج نصر وارد عمل شوند ولی با لو رفتن عملیات و در تله ‌عراقی‌ها گیر کردیم، اگرچه سردار قالیباف و سردار شوشتری تلاش کردند سربازان را از زیر بمباران گلوله‌های دشمن نجات دهند ولی شب تلخی بود و خاطرات زیادی را برای رزمنده‌ها به یادگار گذاشت.

,

 

,

در دیداری که سردار شوشتری با جانبازان داشت خاطرات جنگ را برای فرزندم یادآوری می‌کرد و از رشادت‌های جانبازان در آن عملیات سخن می‌گفت.

,

 

,

در زمان جبهه و جنگ فراموش کرده بودیم برق هم وجود دارد، باید برای غذا خوردن سفره‌ای پهن ‌شود و خوابیدن باید بر روی تشک باشد؛ امروزه شاهد حوادث بعد از سانحه در میان تک تک جانبازان هستیم ولی مسئولین نسبت به ما غافل هستند و می‌گویند اگر سرش درد می‌کند به او قرص بدهید، سرم وصل کنید و آمپول بزنید.

,

 

,

امیدواریم جامعه ما به سمتی برود که قبل از مداوای جسم به فکر مداوای روحشان باشند، فرمانده در ذهن است و عقاید فکری است که زندگی را جهت می‌دهد.

,

 

,

گزارش: مریم غزلباش

, گزارش: مریم غزلباش,

 

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه