کمترین خواسته کشاورزان جنوبی در سال اقدام و عمل چیست؟
آیا همۀ این دردهای کشاورز در سالیان دراز به حدی نبود که مسئولین از فرماندار گرفته تا دیگر مسئولین تنها برای یک بار هم که شده به جای زدن چماق تقصیر بر سر کشاورز، یک عذرخواهی ساده و شفاهی کنند؟ نسل جدید کشاورز امروزه نگاه مطالبه گری را از تریبونهای نماز جمعه گرفته تا فرمانداری و رسانهها خواهد داشت و سکوت و آنچه نجابت میگفتندش را کنار خواهد گذاشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دقیانوس ما ،ایمان کهوری در یادداشتی نوشت: در عموم قطبهای تولیدی فصل برداشت محصول فصل طرب است و شادی. فصل هیاهوی برگزاری جشنواره و کنگره. مسئولین و تولیدکنندگان دور هم جمع میشوند و به یمن این روز خجسته، تصاویر تولیدات خود را بنر میزنند و برنامههای مفصلی اجرا میشود. رسانهها هم از قِبَل آن تیتر و مطلبی میزنند و در پایان به خوبی و خوشی مسئله تمام.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دقیانوس ما ,اما از بدبختیهای جنوب کرمان همین قطب تولیدی بودنش است. قطب تولید محصولات کشاورزی که به جای آوردن سرمایه، همواره ضرر و بدنامی را برای این مردمان به ارمغان آورده است. ظرفیت عظیمی که به آسیب دچار شده است و مسئولین تنها صدایی که از حلقشان برمیآید نه صدای تشکر و تمجید تولید، که صدای نقد است؛ درحالیکه توپ را در زمین کشاورز میاندازند میگویند: ما گفتیم تولید نکنید!!! حالا خودتان جمش کنید. رسانههای جنوب کرمان نیز تنها در این برهه واژگانی را فریاد میزنند شاید دلی بسوزد اما ظاهراً هنوز جایی گرم نشده.
مسئلۀ گمشده معیشت کشاورز
یکی از مسائلی که هر ساله کشاورزی جنوب کرمان با آن مواجه بوده است، برداشت زیاد محصولات مختلف بوده است. این حجم زیاد به صورتی است که تنها خرده کشاورزان در تولید برخی محصولات مثل گوجه و هندوانه بیش از پنج کامیون محصول تولید میکنند که با محاسبه آمار زیاد کشاورزان، حجم انبوهی میشود. بنا بر نرخ برداشت محصولی که در جنوب کرمان به نسبت دیگر مناطق وجود دارد آن را در رتبۀ مناطق حاصلخیز محسوب میکنند. با این حال چرا کشاورزان فقیرترین و کمدرآمدترین قشر جامعه محسوب میشوند؟ چرا این زمینهای حاصلخیز برای کشاورزان جنوب کرمان سرمایه که نه، نگونبختی را به همراه آورده است؟ اینها سوالاتی است که سالها از مسئولین پرسیده میشود اما آنها به سادگی از کنارش میگذرند و به اصطلاح میگویند: صف را به هم نزنید؛ بعد از اتمام دوره مدیریت ما، همه چیز را متحول کنید. اینکه انتهای این بحث کی ختم خواهد شد و کشاورزی و کشاورزان جامعه کی سامانی خواهند گرفت، نامعلوم. ظاهراً معیشت کشاورز فعلاً در اولویت مسئولین امر قرار نگرفته است.
عدم پیگیری جدی مسئله کشاورزی
اما مسئله اقتصاد به طور عام و اقتصاد کشاورزی به طور خاص، پیچیدهتر از سنسورهای موشکهای نقطه زن جنگی نیست که گرهش باز نشود. اراده به اصلاح و سازماندهی امور مهمترین امری است که هنوز در مسئولین اتفاق نیافتاده است. درچرخۀ اقتصاد کشاورزی جنوب کرمان، وقتی نمایندۀ مجلس ما توان راهاندازی کارگاهها و کارخانجات تولید نهادههای اولیه را نداشته باشد (به عبارتی ارادهاش نباشد) تمام ابزارها و نهادهها از استانهای مرکزی و شمالی تهیه میشود که بخش عمدۀ محدود سرمایۀ کشاورز باید صرف هزینههای حملونقل شود. ارادۀ مسئول بر راهاندازی کارگاههای تولید سموم برای بازار هدفی به بزرگی کشاورزی جنوب کرمان، هر کارخانهداری را مجاب میکند شعبهای در این منطقه راهاندازی کند. نمایندۀ ما در مجلس شورای اسلامی گزارش دهد کدام پیگیری برای این امر صورت گرفته است؟
اصلاح الگوی کشت و رویآوری به کشتهای جایگزین سختتر از شکافتن اتم برای تولید انرژی نمیتواند باشد. ظرفیت عظیم جنوب کرمان برای تولید شیلات، تولید علوفه، کشت هیدروپونیک و داروهای گیاهی به حدی است که شاید مسئولین جهاد کشاورزی از پشت دیوار اتاقشان نتوانند ببینند اما روزنامهنگار میدانی با اندک تخصص کشاورزی این را به راحتی میفهمد. جهاد در عرصۀ کشاورزی در پشت میز و دیوارهای سخت جهاد کشاورزی واقعاً چگونه امکانپذیر است؟ مگر نه این است که جهاد و اقدام در صحنۀ عمل باید روی دهد؟ آیا میتوان تنها انتظار از جهاد کشاورزی را با این امکانهای عظیم، تنها در توزیع کودهای شیمیایی آن هم با دهها اشکال دانست؟؟؟!!!
فرآوری دهها محصول از تولیدات جنوب کرمان را باید جزو وظایف کدام ارگان دانست. ارگانهایی که با بودجههای کلان در هر گوشۀ شهر شکلگرفتهاند و تنها به گذر زمان چشم دوختهاند؟ انتظار و مطالبۀ ما فراتر از عملکرد این نهادها در فرآوری و صنایع تبدیلی است. صنعتی که حتی در روی کاغذ نیز به درستی شناسایی نشده است و اموری که با هزینۀ اندک قابلیت راهاندازی دارند شکل نگرفتهاند. برای تفهیم بهتر مطلب میتوان به صنعت روغن کنجد اشاره کرد که با دستگاههای ساده میتوان هر یک کیلو کنجد چهار هزار تومانی را به چهارده هزار تومان تبدیل کرد. به سرکۀ خرمایی که هر کیلو خرما را به ده هزار تومان بدل خواهد کرد تا کشاورز خرمایش را ماهها در سردخانه انباشت نکند که در نهایت خوراک دامش کند. پیاز خشکی که کیلویی ۴۵ هزار تومان به فروش میرسد و گوجه خشکی که در بازار به ندرت یافت میشود. اینها مواردی است که امروزه کشاورزان بهراحتی میفهمند و با مقایسۀ گذرا به عملکرد ضعیف نهادهای دولتی مرتبط میرسند که سرانجامش به نارضایتی و ناامیدی ختم میشود.
آیا همۀ این دردهای کشاورز در سالیان دراز به حدی نبود که مسئولین از فرماندار گرفته تا دیگر مسئولین تنها برای یک بار هم که شده به جای زدن چماق تقصیر بر سر کشاورز، یک عذرخواهی ساده و شفاهی کنند؟ نسل جدید کشاورز امروزه نگاه مطالبه گری را از تریبونهای نماز جمعه گرفته تا فرمانداری و رسانهها خواهد داشت و سکوت و آنچه نجابت میگفتندش را کنار خواهد گذاشت. نمایش ارادۀ مسئولین به اصلاح وضعیت نابسامان کشاورزی، تنها خواستۀ کشاورزان به عنوان قشر کم درآمد جامعۀ جنوب کرمان در سالی است که به “اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل” خوانده شده است.
انتهای پیام/
اما از بدبختیهای جنوب کرمان همین قطب تولیدی بودنش است. قطب تولید محصولات کشاورزی که به جای آوردن سرمایه، همواره ضرر و بدنامی را برای این مردمان به ارمغان آورده است. ظرفیت عظیمی که به آسیب دچار شده است و مسئولین تنها صدایی که از حلقشان برمیآید نه صدای تشکر و تمجید تولید، که صدای نقد است؛ درحالیکه توپ را در زمین کشاورز میاندازند میگویند: ما گفتیم تولید نکنید!!! حالا خودتان جمش کنید. رسانههای جنوب کرمان نیز تنها در این برهه واژگانی را فریاد میزنند شاید دلی بسوزد اما ظاهراً هنوز جایی گرم نشده.
,مسئلۀ گمشده معیشت کشاورز
, مسئلۀ گمشده معیشت کشاورز,یکی از مسائلی که هر ساله کشاورزی جنوب کرمان با آن مواجه بوده است، برداشت زیاد محصولات مختلف بوده است. این حجم زیاد به صورتی است که تنها خرده کشاورزان در تولید برخی محصولات مثل گوجه و هندوانه بیش از پنج کامیون محصول تولید میکنند که با محاسبه آمار زیاد کشاورزان، حجم انبوهی میشود. بنا بر نرخ برداشت محصولی که در جنوب کرمان به نسبت دیگر مناطق وجود دارد آن را در رتبۀ مناطق حاصلخیز محسوب میکنند. با این حال چرا کشاورزان فقیرترین و کمدرآمدترین قشر جامعه محسوب میشوند؟ چرا این زمینهای حاصلخیز برای کشاورزان جنوب کرمان سرمایه که نه، نگونبختی را به همراه آورده است؟ اینها سوالاتی است که سالها از مسئولین پرسیده میشود اما آنها به سادگی از کنارش میگذرند و به اصطلاح میگویند: صف را به هم نزنید؛ بعد از اتمام دوره مدیریت ما، همه چیز را متحول کنید. اینکه انتهای این بحث کی ختم خواهد شد و کشاورزی و کشاورزان جامعه کی سامانی خواهند گرفت، نامعلوم. ظاهراً معیشت کشاورز فعلاً در اولویت مسئولین امر قرار نگرفته است.
,عدم پیگیری جدی مسئله کشاورزی
, عدم پیگیری جدی مسئله کشاورزی,اما مسئله اقتصاد به طور عام و اقتصاد کشاورزی به طور خاص، پیچیدهتر از سنسورهای موشکهای نقطه زن جنگی نیست که گرهش باز نشود. اراده به اصلاح و سازماندهی امور مهمترین امری است که هنوز در مسئولین اتفاق نیافتاده است. درچرخۀ اقتصاد کشاورزی جنوب کرمان، وقتی نمایندۀ مجلس ما توان راهاندازی کارگاهها و کارخانجات تولید نهادههای اولیه را نداشته باشد (به عبارتی ارادهاش نباشد) تمام ابزارها و نهادهها از استانهای مرکزی و شمالی تهیه میشود که بخش عمدۀ محدود سرمایۀ کشاورز باید صرف هزینههای حملونقل شود. ارادۀ مسئول بر راهاندازی کارگاههای تولید سموم برای بازار هدفی به بزرگی کشاورزی جنوب کرمان، هر کارخانهداری را مجاب میکند شعبهای در این منطقه راهاندازی کند. نمایندۀ ما در مجلس شورای اسلامی گزارش دهد کدام پیگیری برای این امر صورت گرفته است؟
,اصلاح الگوی کشت و رویآوری به کشتهای جایگزین سختتر از شکافتن اتم برای تولید انرژی نمیتواند باشد. ظرفیت عظیم جنوب کرمان برای تولید شیلات، تولید علوفه، کشت هیدروپونیک و داروهای گیاهی به حدی است که شاید مسئولین جهاد کشاورزی از پشت دیوار اتاقشان نتوانند ببینند اما روزنامهنگار میدانی با اندک تخصص کشاورزی این را به راحتی میفهمد. جهاد در عرصۀ کشاورزی در پشت میز و دیوارهای سخت جهاد کشاورزی واقعاً چگونه امکانپذیر است؟ مگر نه این است که جهاد و اقدام در صحنۀ عمل باید روی دهد؟ آیا میتوان تنها انتظار از جهاد کشاورزی را با این امکانهای عظیم، تنها در توزیع کودهای شیمیایی آن هم با دهها اشکال دانست؟؟؟!!!
,فرآوری دهها محصول از تولیدات جنوب کرمان را باید جزو وظایف کدام ارگان دانست. ارگانهایی که با بودجههای کلان در هر گوشۀ شهر شکلگرفتهاند و تنها به گذر زمان چشم دوختهاند؟ انتظار و مطالبۀ ما فراتر از عملکرد این نهادها در فرآوری و صنایع تبدیلی است. صنعتی که حتی در روی کاغذ نیز به درستی شناسایی نشده است و اموری که با هزینۀ اندک قابلیت راهاندازی دارند شکل نگرفتهاند. برای تفهیم بهتر مطلب میتوان به صنعت روغن کنجد اشاره کرد که با دستگاههای ساده میتوان هر یک کیلو کنجد چهار هزار تومانی را به چهارده هزار تومان تبدیل کرد. به سرکۀ خرمایی که هر کیلو خرما را به ده هزار تومان بدل خواهد کرد تا کشاورز خرمایش را ماهها در سردخانه انباشت نکند که در نهایت خوراک دامش کند. پیاز خشکی که کیلویی ۴۵ هزار تومان به فروش میرسد و گوجه خشکی که در بازار به ندرت یافت میشود. اینها مواردی است که امروزه کشاورزان بهراحتی میفهمند و با مقایسۀ گذرا به عملکرد ضعیف نهادهای دولتی مرتبط میرسند که سرانجامش به نارضایتی و ناامیدی ختم میشود.
,آیا همۀ این دردهای کشاورز در سالیان دراز به حدی نبود که مسئولین از فرماندار گرفته تا دیگر مسئولین تنها برای یک بار هم که شده به جای زدن چماق تقصیر بر سر کشاورز، یک عذرخواهی ساده و شفاهی کنند؟ نسل جدید کشاورز امروزه نگاه مطالبه گری را از تریبونهای نماز جمعه گرفته تا فرمانداری و رسانهها خواهد داشت و سکوت و آنچه نجابت میگفتندش را کنار خواهد گذاشت. نمایش ارادۀ مسئولین به اصلاح وضعیت نابسامان کشاورزی، تنها خواستۀ کشاورزان به عنوان قشر کم درآمد جامعۀ جنوب کرمان در سالی است که به “اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل” خوانده شده است.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه