اقتصاد فرهنگی یا فرهنگ اقتصادی
جهان بر پایه دو دیدگاه اقتصاد خود را سامان داده است؛ یکی نظریه ای که نظام سرمایه داری غرب ارائه داده و دیگری نظامی که گفتمان انقلاب اسلامی پیش روی مردم جهان قرار داده است؛ به گفتاری دیگر یکی فرهنگ اقتصادی و دیگر اقتصاد فرهنگی.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از فرهنگ نگار، یکی از اساسی ترین تناقضات گفتمان انقلاب اسلامی با نظام سرمایه داری غرب را می توان در تضاد اصالت بین اقتصاد و فرهنگ جستجو کرد؛ از این رو بود که نظام سرمایه داری با اعمال تهاجم فرهنگی علیه اصلی ترین مخاطبین این گفتمان، یعنی مردم جمهوری اسلامی ایران، تمام توان خود را در جهت رفع این چالش بزرگ صرف کرد، که متاسفانه با فشار سنگین غرب و البته نگاه سطحی برخی مسئولین و کارگزاران جمهوری اسلامی نسبت به مقوله فرهنگ، روند پیشرفت انقلاب اسلامی را در این زمینه دچار مشکل نمود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, فرهنگ نگار,پس از روی کار آمدن نظام سرمایه داری در غرب، اصلی ترین هدف این نظام را می توان کسب درآمد بیشتر دانست؛ از این رو دو اقدام اساسی، یعنی تولید بیشتر و مصرف بیشتر باید در دستور کار غرب قرار می گرفت.
,

, برای تولید بیشتر، غرب سه اقدام را پیش روی خود قرار داد؛ ابتدا کوشید با افزایش سطح علم تجربی، دانسته های خود را در مورد طبیعت و قوانین حاکم بر آن افزایش داده تا بتواند هرچه بیشتر طبیعت را در کنترل خود قرار دهد. با نزدیک شدن به این هدف، مرحله دوم که همان مهار و یا به عبارت مناسب تر غارت طبیعت و منابع آن بود، آغاز شد. اصلی ترین هدف لشگرکشی های کشورهای استعمارگر در قرن های پیش و یا حتی در عصر حاضر، در جهت همین اقدام صورت گرفت تا مواد اولیه بیشتری برای تولید تهیه شود. البته در این لشگرکشی ها، اقدام سوم نیز مورد توجه بود. غرب که در جهت اقدام سوم خود برای تولید بیشتر، به دنبال بهبود فرآیند تولید بود، با به برده گرفتن برخی نژادهای پرتوان تر، به ویژه نژاد سیاه، می کوشید، با صرف باشد هزینه های برابر، تولید بیشتری داشته که البته با انقلاب صنعتی در غرب، جهش موثری در این زمینه انجام شد. تا جایی که سرعت و هزینه تولید کالا با حذف نیروی انسانی و جایگزینی ماشین به جای آن، کاهش یافته و فرآیند تولید صدها و یا شاید هزاران برابر پرسود تر انجام می گرفت.
,در کنار تولید بیشتر، مصرف حداکثری نیز اقدام دیگر نظام سرمایه داری برای سود بیشتر بود که جهت دست یافتن به آن، باید سلیقه و نوع انتخاب مردم دقیقا منطبق بر تولیدات قرار می گرفت. این اقدام در ابتدا به جبر مستقیم، نظیر آنچه در دوران پهلوی اول در ایران صورت گرفت، و سپس با جبر رسانه ایی، برای سوق افکار و سلیقه ها به سوی تولیدات صورت پذیرفت. با انطباق افکار و تولیدات، مصرف گرایی به عنوان فرهنگ جدید ساکنین نظام سرمایه داری انتخاب شد که در آن انسان را همواره در شهوت خرید بیشتر و بهتر، قرار داده تا هیچگاه بازار خرید حداکثری تولیدات حداکثری از رونق نیافتد.
, ،,

, بنابراین مشاهده می شود که فرهنگ حاکم بر غرب در واقع برپایه تمایلات و خواسته های اقتصادی بنا شده است و نظام سرمایه داری غرب در انتخاب بین اقتصاد و فرهنگ، اقتصاد را بر فرهنگ اصالت می دهد. یا به عبارت دیگر، نظام سرمایه داری غرب، اقتصاد را زیربنای فرهنگ در نظر می گیرد.
,نکته اساسی اینجاست که بنابر پیش بینی های متفکرین نظام سرمایه داری غرب، این نظام چنانچه نتواند جهانی شود، محکوم به فروپاشی است. زیرا غایت آن یعنی تولید و مصرف حداکثری تنها در صورت تولید با همه توان جهان و مصرف توسط همه مردم جهان به انجام می رسد. بنابراین نظام سرمایه داری تمایل به آن دارد که بنابر نگرش اصالت اقتصاد بر فرهنگ، همه مردم جهان در پازل سود حداکثری ایشان زندگی کنند.
,این پازل تا سال ها حتی خارج از کشورهایی که زیر یوغ مستقیم بلوک غرب بودند نیز گسترش یافت. یعنی حتی تفکر به ظاهر مقابل غرب، یعنی اندیشه مارکسیستی بلوک شرق نیز، با نگاه کارل مارکس به اصالت اقتصاد بر فرهنگ بنا شده بود. تا جایی که مارکس در ارائه جبر تاریخی که بنابر پیشگویی وی قرار است به کومونیسم جهانی منجر شود، دوران مختلف را دقیقا از دیدگاه اقتصادی تقسیم بندی می نماید و دیگر تحولات تاریخی را تابع تغییرات تاریخی در روند اقتصاد و روش تولید و تمتع اعلام می دارد.
,در برابر این نوع نگرش، اسلام و محصول آن، انقلاب اسلامی دقیقا خلاف این گزاره را اعلام داشته است که آن اصالت فرهنگ بر اقتصاد بود. انقلاب اسلامی بر مبنای شریعت اسلام که بر پایه آیات و روایات معصومین علیهم السلام بنا شده است، فرهنگ را زیربنای اقتصاد تلقی کرده و اقتصاد را یکی از تولیدات فرهنگ می داند.
, ،,

, تا جایی که اقصاد تابعی از ارزش ها و الگوهای فکری و اجتماعی فرهنگ اسلامی قرار می گیرد و بنابر همین الگوها، اقتصاد اسلامی در چهارچوب فرهنگ اسلامی ایجاد می شود. اقتصادی که ربا را هرچند به ظاهر سود بیشتری دارد، بنابر فرهنگ اسلامی مذموم و زکات را هر چند به ظاهر موجب نقصان در سرمایه می گردد، بنابر بر پایه های همین فرهنگ در کنار صلاه، واجب می داند.
,این دیدگاه متفاوت انقلاب اسلامی، به همان اندازه که از دید کارگزارن جمهوری اسلامی دور مانده بود، مورد توجه نظام سرمایه داری قرار گرفت و از این رو این نظام با هرچه در توان داشت کوشید در این زمینه نگاه خود را بر مردم جمهوری اسلامی ایران اعمال نماید تا دیدگاه جهان شمول نظام سرمایه داری کمتر دچار اختلال و تزلزل گردد.
,

, هرچند این متن قصد ارائه راه حل و روش های مقابله با این دیدگاه را ندارد، اما با اشاره ای کوچک و به اختصار، می توان تنها راه برون رفت از این ورطه را بازگشت به سبک زندگی ایرانی اسلامی و توجه به ارزش های والایی چون قناعت و گذشت اعلام کرد. البته این بازگشت به ارزش ها، تنها در نتیجه تلاش مردم و مسئولین با گذشت زمان دست یافتنی است و نمی توان انتظار داشت که این چنین مسائل فکری و فرهنگی، در مدت کوتاه چند ساله، بنابر تمثیل مقام معظم رهبری با ارائه سبد کالا و روش های این چنینی مرتفع گردد.
,متاسفانه آن چه در فرهنگ امروز شهرها و روستاهای کشورمان مشاهده می شود، هرچند ظاهری اسلامی دارد، اما دقیقا همچون دیگر کشورهای اسلامی منطقه، در پازل نظام سرمایه داری قرار گرفته و شهوت مصرف گرایی، دین جدید مردمی است که انتظار موعود را می کشند. موعودی که نه برای سود بیشتر، بلکه برای آغاز حکومت عدالت محور و آزادی بخش مستضعفین قیام خواهد کرد.
,قسم به فجر که ما صاحبان فرداییم
,سرود وصل بخوان کربلا که می آییم
]
ارسال دیدگاه