وبلاگ یادداشت های یک دهه چهلی نوشت:

پدیده ای به نام سونامی ارتباطات

پدیده ای به نام سونامی ارتباطات
گرچه ارتباطات به عنوان مهمترین نیاز بشر آنقدر پیشرفت داشته که قرن حاضر را قرن ارتباطات می دانند اما این پیشرفت که گمان می کردیم برای وصل کردن آمده، حالا خودش عامل فصل کردن شده.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وبلاگ یادداشت های یک دهه چهلی نوشت: همیشه سعی کردم سر رشته هیچکدام از امورات زندگی از دستم در نرود. به هر ترتیبی که بوده، سر همه ی کلاف های زندگی را به نحوی نگه داشته ام، اما اعتراف می کنم سررشته ی ارتباطات از دستم در رفته. دیگر نمی توانم سر این کلاف پیچیده و شلوغ و سردرگم را پیدا کنم و نگه دارم.

گرچه ارتباطات به عنوان مهمترین نیاز بشر آنقدر پیشرفت داشته که قرن حاضر را قرن ارتباطات می دانند اما این پیشرفت که گمان می کردیم برای وصل کردن آمده، حالا خودش عامل فصل کردن شده.

قبلا ارتباطات از راه دور محدود می شد به یک دفترچه تلفن و چند تا شماره از دوستان و اقوام. اما حالا در اقیانوس بزرگی از سیگنال ها دارم غرق می شوم.تصور می کنم لحظات آرام و دلپذیر زندگی دارد قربانی سرعت ارتباطات می شود.

هنوز هم ترجیح می دهم به جای ارسال پیام و استیکر برای تبریک تولد سیصد، چهارصد نفر در فیس و تلگرام و ...، برای تولد چند تا انگشت شمار از دوستان قدیمی یا صمیمی ام، هدیه یا کارت تبریک بفرستم یا حداقل تلفنی تبریک بگویم. اما سونامی ارتباطات که آمد همه را همراه خودش برد.

چت روم ها و استیکرها آمدند و جای آداب معاشرت، دید و بازدید، هدیه، نامه ، کارت تبریک و صحبت تلفنی را گرفتند.

فردای روزی که منزل پسر عمه دعوت بودیم تصمیم داشتم به رسم آداب معاشرت تلفن بزنم و از خانمش تشکر کنم نشان به آن نشان که از آن روز بیشتر از دوهفته گذشته. مدتهاست به آن تعداد از اقوام که سن شان بالاست یا بیمارند و می دانم دقایق زندگی در تنهایی برای آنها چقدر کند می گذرد، تلفن نکرده ام. برای خواهر زاده ها هدیه تولد نفرستادم، برای دوست راه دورم که می دانم چقدر از دیدن ماشین پست مقابل خانه اش خوشحال می شود کارت تبریک سال نو نفرستادم، فراموش کردم سال نوی میلادی را به دوست ارمنی ام در خارج از کشور تبریک بگویم، در همه ی گروه های تلگرامی که به دلیلی نمی توام خارج شوم، نقش یک شبح را دارم. کتاب می خوانم اما در گروه کتاب معرفی اش نمی کنم، عکس می گیرم اما در گروه عکس به اشتراک نمی گذارم، گاهی برای دوستانم در تلگرام مطابق با علاقه مندی شان، عکس گربه ای، گل و گلدانی، کارهای هنری، می فرستادم اما مدتهاست همین حداقل ارتباطات نیز از دستم در رفته. با اینکه معذبم اما دیگر فرصت نمی کنم به پیام های رسیده در تلگرام و اینستا و فیس و ... پاسخ بدهم.

کاش سونامی ارتباطات فروکش کند، من بمانم و جزیره ی کوچکی با تعدادی انگشت شمار از کسانی که در اولویت باشند تا از عهده ی حفظ ارتباط با آنها بربیایم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یادداشت های یک دهه چهلی , یادداشت های یک دهه چهلی,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه