تهیه داروی یک جانباز بزرگترین درد این جامعه است / شرمنده رفقای شهیدم هستم

تهیه داروی یک جانباز بزرگترین درد این جامعه است / شرمنده رفقای شهیدم هستم
به مناسبت روز جانباز ، مصاحبه تفصیلی زیر با جانباز سرافراز این دیار حاج ابراهیم حقیری تهیه شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتریک دامغان، سالگرد میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، روز جانباز نام گذاری شده است. عباس علیه السلام بزرگ جانباز تاریخ انسانیت است که صحنه کربلا را تجلیگاه ایثار و جانبازی نمود. فداکاری های برادر رشید امام حسین علیه السلام در تاریخ بشر مانندی ندارد. دست حیدرآسای عباس علیه السلام شعر زیبای عشق و ایثار در راه ولایت را با خون سرخ بر زمین تفتیده، کربلا نگاشت، و راه و رسم عاشقی و شیوه جانبازی را به جهانیان آموخت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک دامغان,

از جانبازی تا شهادت هیچ فاصله ای نیست و به تعبیر حضرت امام خمینی رحمه الله جانبازان شهیدان زنده انقلابند. جانباز همزاد شهادت است. جانباز همان شهیدی است که بقایای پیکرش در عالم خاک جا مانده است. چه بزرگوارند شهدای زنده انقلاب. این نعمت الهی و این حیات بهشتی بر جانبازان عزیز مبارک و جاودانه باد.

,

بیاد 1600 جانباز شهرستان دامغان به دیدار یکی از این علمداران حماسه رفته ایم. حاج ابراهیم حقیری یکی از آنهاست. گفت و گوی زیر را از ایشان با خبرنگار ما مطالعه می کنید:

,

 

,

لطفا خودتان را به صورت کامل معرفی کنید ؟
بسم الله الرحمن الرحیم . اینجانب محمدابراهیم حقیری فرزند عباس متولد 1340 ساکن بالامحله دامغان هستم که پس از تشکیل بسیج به عضویت بسیج در آمدم و با شروع جنگ تحمیلی عضو سپاه شدم. جانباز 70% که خمپاره 60 به من اصابت و منفجر و منجر به فلج شدن سمت چپ بدنم شد.

, لطفا خودتان را به صورت کامل معرفی کنید ؟, لطفا خودتان را به صورت کامل معرفی کنید ؟, لطفا خودتان را به صورت کامل معرفی کنید ؟,
,


چرا روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع) را به روز جانباز نام نهادند؟
حضرت ابوالفضل(ع) در مرحله ای که جانباز شد و دستش را از دست داد برای رسیدن به دفاع از ولایت تا آخرین قطره خون ایستادگی کرد و به شهادت رسید . ایشان اسوه و الگو تمام جانبازان در راه اسلام است زیرا تا پای جان در رکاب ولایت بود و کوتاهی نکرد اگر دست راستش از بدن جدا شد، بادست چپ تلاش نمود دست چپ هم جدا شد با دندان مشک را نگه داشت، دو چشم خود را داد ولی کوتاهی نکرد این همان الگوی بچه ها در جبهه ها بود . بچه هایی دست، پا و حتی چشم خود را  می دادند ولی باز هم به حرکت خود تا پای جانشان ادامه می دادند.

,
, چرا روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع) را به روز جانباز نام نهادند؟, چرا روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع) را به روز جانباز نام نهادند؟, چرا روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع) را به روز جانباز نام نهادند؟,
,

, , , ,


چرا به جنگ رفتید؟ از آن روز ها بگویید .
از سال 1358 عضو بسیج شدم و در تابستان 58 به عنوان مسئول پایگاه مالک اشتر دوره های آموزش چریکی دیدیم و پس از آن به دامغان آمدیم و برنامه های آموزشی را برای نوجوانان و جوانان داشتیم و پس از شروع جنگ به صورت داوطلبانه به سپاه رفتم و اعلام آمادگی نمودم و کار خود را در سپاه از سال 1360 با آموزش های واحدهای بسیج آغاز کردم.در سال 59 با یک وسیله سواری بنام لندوور در تمامی روستاها با آقای محمدعلی حسنی دبیر بازنشسته ریاضی به آموزش در روستاها می رفتیم و مربی ها را می بردیم و خودمان هم در بعضی مناطق به آموزش نظامی می پرداختیم.فرات، علیان، معلمان، حسن آباد، قهاب صرصر، قاسم آباد، خورزان،غنی آباد،امیرآباد و تمامی روستاها در برنامه های ما بود که روستا و منطقه ای از آموزش عقب نمانند.مرکز آموزش متمرکز شهرستان دامغان به صورت هفتگی یا 15 روزه در چشمه علی انجام می شد
.
 

,
, چرا به جنگ رفتید؟ از آن روز ها بگویید .
از سال 1358 عضو بسیج شدم و در تابستان 58 به عنوان مسئول پایگاه مالک اشتر دوره های آموزش چریکی دیدیم و پس از آن به دامغان آمدیم و برنامه های آموزشی را برای نوجوانان و جوانان داشتیم و پس از شروع جنگ به صورت داوطلبانه به سپاه رفتم و اعلام آمادگی نمودم و کار خود را در سپاه از سال 1360 با آموزش های واحدهای بسیج آغاز کردم.در سال 59 با یک وسیله سواری بنام لندوور در تمامی روستاها با آقای محمدعلی حسنی دبیر بازنشسته ریاضی به آموزش در روستاها می رفتیم و مربی ها را می بردیم و خودمان هم در بعضی مناطق به آموزش نظامی می پرداختیم.فرات، علیان، معلمان، حسن آباد، قهاب صرصر، قاسم آباد، خورزان،غنی آباد،امیرآباد و تمامی روستاها در برنامه های ما بود که روستا و منطقه ای از آموزش عقب نمانند.مرکز آموزش متمرکز شهرستان دامغان به صورت هفتگی یا 15 روزه در چشمه علی انجام می شد
, چرا به جنگ رفتید؟ از آن روز ها بگویید .
از سال 1358 عضو بسیج شدم و در تابستان 58 به عنوان مسئول پایگاه مالک اشتر دوره های آموزش چریکی دیدیم و پس از آن به دامغان آمدیم و برنامه های آموزشی را برای نوجوانان و جوانان داشتیم و پس از شروع جنگ به صورت داوطلبانه به سپاه رفتم و اعلام آمادگی نمودم و کار خود را در سپاه از سال 1360 با آموزش های واحدهای بسیج آغاز کردم.در سال 59 با یک وسیله سواری بنام لندوور در تمامی روستاها با آقای محمدعلی حسنی دبیر بازنشسته ریاضی به آموزش در روستاها می رفتیم و مربی ها را می بردیم و خودمان هم در بعضی مناطق به آموزش نظامی می پرداختیم.فرات، علیان، معلمان، حسن آباد، قهاب صرصر، قاسم آباد، خورزان،غنی آباد،امیرآباد و تمامی روستاها در برنامه های ما بود که روستا و منطقه ای از آموزش عقب نمانند.مرکز آموزش متمرکز شهرستان دامغان به صورت هفتگی یا 15 روزه در چشمه علی انجام می شد
, چرا به جنگ رفتید؟ از آن روز ها بگویید , .,
, ., ., ., ., ., .,
,

در سال 60 برای اولین بار به منطقه اعزام شدم و با 65 نیرو به پادگان امام حسن(ع) تهران رفتم و اعلام کردند که قرار است پادگان 21 حمزه تهران را از ارتش تحویل بگیرند . برای آموزش نیرو و اعزام به جبهه هاکه به این پادگان رفتیم و کارهای نظافتی و تشکیلاتی پادگان حمزه را انجام دادیم و بعد از آن به منطقه مهاباد اعزام شدیم و تعدادی از نیروهای کاشان را هم تحویل گرفتیم و به سپاه مهاباد رفتیم که این شهر سراسر توپ و تانک و آتش بود اما به خاطر ولایت از رهبری هیچ ترسی به دل راه نمی دادیم.

, در سال 60 برای اولین بار به منطقه اعزام شدم و با 65 نیرو به پادگان امام حسن(ع) تهران رفتم و اعلام کردند که قرار است پادگان 21 حمزه تهران را از ارتش تحویل بگیرند . برای آموزش نیرو و اعزام به جبهه هاکه به این پادگان رفتیم و کارهای نظافتی و تشکیلاتی پادگان حمزه را انجام دادیم و بعد از آن به منطقه مهاباد اعزام شدیم و تعدادی از نیروهای کاشان را هم تحویل گرفتیم و به سپاه مهاباد رفتیم که این شهر سراسر توپ و تانک و آتش بود اما به خاطر ولایت از رهبری هیچ ترسی به دل راه نمی دادیم., در سال 60 برای اولین بار به منطقه اعزام شدم و با 65 نیرو به پادگان امام حسن(ع) تهران رفتم و اعلام کردند که قرار است پادگان 21 حمزه تهران را از ارتش تحویل بگیرند . برای آموزش نیرو و اعزام به جبهه هاکه به این پادگان رفتیم و کارهای نظافتی و تشکیلاتی پادگان حمزه را انجام دادیم و بعد از آن به منطقه مهاباد اعزام شدیم و تعدادی از نیروهای کاشان را هم تحویل گرفتیم و به سپاه مهاباد رفتیم که این شهر سراسر توپ و تانک و آتش بود اما به خاطر ولایت از رهبری هیچ ترسی به دل راه نمی دادیم., .,


پس از رسیدن به مهاباد نیروها را برای پایگاه ها تقسیم نمودیم و نیروها را توجیه کردیم.نیروها را برای عملیات به روستایی که دست دموکرات ها بود جمع آوری کردیم و برای عملیات آماده شدیم. در طول مسیر شهید محمد فرجی زاده یکی از نیروها بود که بسیار نترس و شجاع بود که جلوی پل قرار گرفت تا نیروهای دموکرات را محاصره کند اما در انتهای پل به شهادت رسید که برای انتقال پیکر پاک این شهید آنقدر آتش به سر نیروهای کوموله و دموکرات ریختیم و پیکر را به عقب منتقل کردیم.

,
, پس از رسیدن به مهاباد نیروها را برای پایگاه ها تقسیم نمودیم و نیروها را توجیه کردیم.نیروها را برای عملیات به روستایی که دست دموکرات ها بود جمع آوری کردیم و برای عملیات آماده شدیم. در طول مسیر شهید محمد فرجی زاده یکی از نیروها بود که بسیار نترس و شجاع بود که جلوی پل قرار گرفت تا نیروهای دموکرات را محاصره کند اما در انتهای پل به شهادت رسید که برای انتقال پیکر پاک این شهید آنقدر آتش به سر نیروهای کوموله و دموکرات ریختیم و پیکر را به عقب منتقل کردیم., پس از رسیدن به مهاباد نیروها را برای پایگاه ها تقسیم نمودیم و نیروها را توجیه کردیم.نیروها را برای عملیات به روستایی که دست دموکرات ها بود جمع آوری کردیم و برای عملیات آماده شدیم. در طول مسیر شهید محمد فرجی زاده یکی از نیروها بود که بسیار نترس و شجاع بود که جلوی پل قرار گرفت تا نیروهای دموکرات را محاصره کند اما در انتهای پل به شهادت رسید که برای انتقال پیکر پاک این شهید آنقدر آتش به سر نیروهای کوموله و دموکرات ریختیم و پیکر را به عقب منتقل کردیم., ., .,

بعد ها که به جبهه جنوب رفتم آموزش های اطلاعات عملیات را دیدم و جز نیروهای شهید حسن باقری شدم که در عملیات رمضان و محرم مجروحیت برای من دست داد که خمپاره 60 در ابتدا به سرم اصابت کرد و سپس به جلوی پایم افتاد و منفجر شد و از نوک پا تا موی سرم در قسمت چپ پر ترکش شد. به همین دلیل 48 ماه در جبهه ها حضور داشتم .

, بعد ها که به جبهه جنوب رفتم آموزش های اطلاعات عملیات را دیدم و جز نیروهای شهید حسن باقری شدم که در عملیات رمضان و محرم مجروحیت برای من دست داد که خمپاره 60 در ابتدا به سرم اصابت کرد و سپس به جلوی پایم افتاد و منفجر شد و از نوک پا تا موی سرم در قسمت چپ پر ترکش شد. به همین دلیل 48 ماه در جبهه ها حضور داشتم ., بعد ها که به جبهه جنوب رفتم آموزش های اطلاعات عملیات را دیدم و جز نیروهای شهید حسن باقری شدم که در عملیات رمضان و محرم مجروحیت برای من دست داد که خمپاره 60 در ابتدا به سرم اصابت کرد و سپس به جلوی پایم افتاد و منفجر شد و از نوک پا تا موی سرم در قسمت چپ پر ترکش شد. به همین دلیل 48 ماه در جبهه ها حضور داشتم .,

این ها را گفتم تا بدانید همه و همه اش برای دفاع از اسلام و دین و کشور بود . برای همین بود به جبهه ها رفتیم . گفتنش امروز برایم آسان است وقتی می گویم رفتیم مهاباد ! مهابادی که پر از نیروهای کومله و دموکرات بود . روزش کسی جرات حضور نداشت چه برسد به شب ولی همین بچه ها نظیر شهید محمد فرجی زاده که هم محله بودیم شجاعانه و نترس دفاع کردند و شهید شدند. عقیده مان بود نباید دستور امام راحل (ره) روی زمین بماند . وقتی فرمانده می گوید نیروهایت را ببر فلان منطقه زیرا کمبود نیرو است این دستور است زیرا امام گفته جبهه را پر کنید ! امروز اگر شاهد این امنیت هستیم به خاطر رشادت های آن بچه هاست.

, این ها را گفتم تا بدانید همه و همه اش برای دفاع از اسلام و دین و کشور بود . برای همین بود به جبهه ها رفتیم . گفتنش امروز برایم آسان است وقتی می گویم رفتیم مهاباد ! مهابادی که پر از نیروهای کومله و دموکرات بود . روزش کسی جرات حضور نداشت چه برسد به شب ولی همین بچه ها نظیر شهید محمد فرجی زاده که هم محله بودیم شجاعانه و نترس دفاع کردند و شهید شدند. عقیده مان بود نباید دستور امام راحل (ره) روی زمین بماند . وقتی فرمانده می گوید نیروهایت را ببر فلان منطقه زیرا کمبود نیرو است این دستور است زیرا امام گفته جبهه را پر کنید ! امروز اگر شاهد این امنیت هستیم به خاطر رشادت های آن بچه هاست., این ها را گفتم تا بدانید همه و همه اش برای دفاع از اسلام و دین و کشور بود . برای همین بود به جبهه ها رفتیم . گفتنش امروز برایم آسان است وقتی می گویم رفتیم مهاباد ! مهابادی که پر از نیروهای کومله و دموکرات بود . روزش کسی جرات حضور نداشت چه برسد به شب ولی همین بچه ها نظیر شهید محمد فرجی زاده که هم محله بودیم شجاعانه و نترس دفاع کردند و شهید شدند. عقیده مان بود نباید دستور امام راحل (ره) روی زمین بماند . وقتی فرمانده می گوید نیروهایت را ببر فلان منطقه زیرا کمبود نیرو است این دستور است زیرا امام گفته جبهه را پر کنید ! امروز اگر شاهد این امنیت هستیم به خاطر رشادت های آن بچه هاست.,


فرق جوانان امروز با جوانان دیروز در چیست ؟ آیا فرقی دارند ؟

,
, فرق جوانان امروز با جوانان دیروز در چیست ؟ آیا فرقی دارند ؟, فرق جوانان امروز با جوانان دیروز در چیست ؟ آیا فرقی دارند ؟, فرق جوانان امروز با جوانان دیروز در چیست ؟ آیا فرقی دارند ؟,


جوانان امروز که منظورم هم پسران و هم دختران عزیز است ، از دیروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند. زیرا جوان دوران انقلاب که فکر و ذهنش دفاع از انقلاب و ناموس بود در فضایی قرار گرفته بودند که گناه کمتر بود جامعه معنویت داشت اما امروز جوانان در همه ی فضاها در کمین گناه و معصیت قرار دارد در خانه اش ، درگوشی تلفن همراهش ، در کنار دوستش امکان گناه است ولی باز هم خود را حفظ می کند اما این جوان از آن جوانی که در خط مقدم جبهه بود بسیار بهتر هست.
مقام معظم رهبری هم می فرماید جوانان گلی هستند که باید آنان را درک کرد و کارهای مهم را به آنان سپرد.
موقعیت اجتماعی زمان جنگ به گونه ای بود که همه ی کارها برای رضای خداوند و با تمام تلاش بود و شهدای ما از قشر زحمت کش جامعه بودند زیرا مخلصانه فعالیت می کردند . پدر و مادر شهید که به دیدارشان می روی چیزهایی را می گوید که شاید بهترین اساتید بهترین دانشگاه دنیا هم نتواند آن را در چند کلمه به تو بگوید . شوخی نیست یک مادر می گوید فرزندم فدای علی اکبر حسین (ع) ! شهدا افسانه ای بودند.بله بنده معتقدم جوان امروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند.

,
, جوانان امروز که منظورم هم پسران و هم دختران عزیز است ، از دیروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند. زیرا جوان دوران انقلاب که فکر و ذهنش دفاع از انقلاب و ناموس بود در فضایی قرار گرفته بودند که گناه کمتر بود جامعه معنویت داشت اما امروز جوانان در همه ی فضاها در کمین گناه و معصیت قرار دارد در خانه اش ، درگوشی تلفن همراهش ، در کنار دوستش امکان گناه است ولی باز هم خود را حفظ می کند اما این جوان از آن جوانی که در خط مقدم جبهه بود بسیار بهتر هست.
مقام معظم رهبری هم می فرماید جوانان گلی هستند که باید آنان را درک کرد و کارهای مهم را به آنان سپرد.
موقعیت اجتماعی زمان جنگ به گونه ای بود که همه ی کارها برای رضای خداوند و با تمام تلاش بود و شهدای ما از قشر زحمت کش جامعه بودند زیرا مخلصانه فعالیت می کردند . پدر و مادر شهید که به دیدارشان می روی چیزهایی را می گوید که شاید بهترین اساتید بهترین دانشگاه دنیا هم نتواند آن را در چند کلمه به تو بگوید . شوخی نیست یک مادر می گوید فرزندم فدای علی اکبر حسین (ع) ! شهدا افسانه ای بودند.بله بنده معتقدم جوان امروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند.
, جوانان امروز که منظورم هم پسران و هم دختران عزیز است ، از دیروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند. زیرا جوان دوران انقلاب که فکر و ذهنش دفاع از انقلاب و ناموس بود در فضایی قرار گرفته بودند که گناه کمتر بود جامعه معنویت داشت اما امروز جوانان در همه ی فضاها در کمین گناه و معصیت قرار دارد در خانه اش ، درگوشی تلفن همراهش ، در کنار دوستش امکان گناه است ولی باز هم خود را حفظ می کند اما این جوان از آن جوانی که در خط مقدم جبهه بود بسیار بهتر هست.
مقام معظم رهبری هم می فرماید جوانان گلی هستند که باید آنان را درک کرد و کارهای مهم را به آنان سپرد.
موقعیت اجتماعی زمان جنگ به گونه ای بود که همه ی کارها برای رضای خداوند و با تمام تلاش بود و شهدای ما از قشر زحمت کش جامعه بودند زیرا مخلصانه فعالیت می کردند . پدر و مادر شهید که به دیدارشان می روی چیزهایی را می گوید که شاید بهترین اساتید بهترین دانشگاه دنیا هم نتواند آن را در چند کلمه به تو بگوید . شوخی نیست یک مادر می گوید فرزندم فدای علی اکبر حسین (ع) ! شهدا افسانه ای بودند.بله بنده معتقدم جوان امروز اگر بهتر نباشند بدتر نیستند.
, .,
, .,
, .,


از جسم بی جان خود خسته نشدید؟
( لبخند ) . از موی سر تا انگشتان پا در اثر برخورد خمپاره 60 پر از ترکش بود ولی کوچک ترین دردی را احساس نکردم ولی یک بار که در حیاط خانه به زمین خوردم و دستم زخمی شد فریاد زدم و ناله کردم که آن جا فهمیدم با خدا بودن و کاری که برای رضای خدا باشد درد آن هم برای انسان شیرین است.خیر خسته نشده ام شرمنده رفقایم شده ام که آنها با نمره قبولی بیست رفتند و ما قبول نشدیم و ماندیم .

,
, از جسم بی جان خود خسته نشدید؟, از جسم بی جان خود خسته نشدید؟, از جسم بی جان خود خسته نشدید؟,
,


در آیات قرآن کریم داستان هایی را خداوند آورده است که شیطان قسم یاد کرده به جلاله بودن خدا که همه ی نوادگان حضرت آدم را گمراه می کند مگر عبادک المخلصون پس باید سعی کنیم جزو بنده های مخلص خداوند باشیم.

,
, ., ., .,

, , , , ,


مشکلات خانواده های جانباز را بگویید؟ شما مشکلی دارید ؟
الحمدلله عزت و سربلندی را خداوند به من حقیر داده است اما بسیاری از خانواده های جانبازان بسیار درد می کشند . این درست است که جانبازی برای تهیه داروی خود هم درد بکشد درد بزرگی برای جامعه است و این از بی کفایتی مسئولین است.یکی برای دارو درد بکشد و دیگری همانطور که این روزها می شنوید حقوق ها و دریافتی های میلیونی و میلیاردی داشته باشد .

,
, مشکلات خانواده های جانباز را بگویید؟ شما مشکلی دارید ؟
الحمدلله عزت و سربلندی را خداوند به من حقیر داده است اما بسیاری از خانواده های جانبازان بسیار درد می کشند . این درست است که جانبازی برای تهیه داروی خود هم درد بکشد درد بزرگی برای جامعه است و این از بی کفایتی مسئولین است.یکی برای دارو درد بکشد و دیگری همانطور که این روزها می شنوید حقوق ها و دریافتی های میلیونی و میلیاردی داشته باشد .
, مشکلات خانواده های جانباز را بگویید؟ شما مشکلی دارید ؟
الحمدلله عزت و سربلندی را خداوند به من حقیر داده است اما بسیاری از خانواده های جانبازان بسیار درد می کشند . این درست است که جانبازی برای تهیه داروی خود هم درد بکشد درد بزرگی برای جامعه است و این از بی کفایتی مسئولین است.یکی برای دارو درد بکشد و دیگری همانطور که این روزها می شنوید حقوق ها و دریافتی های میلیونی و میلیاردی داشته باشد .
, مشکلات خانواده های جانباز را بگویید؟ شما مشکلی دارید ؟,
, .,

سخن پایانی خود با مخاطبان ما
ممنونم از شما . هر چه داریم از برکت خون شهدا است و ما از خودمان چیزی نداریم که خداوند ما را گذاشته تا این حوادث را بازگو کنیم و از همه می خواهم بنده ی خداوند باشند زیرا پیامبر از بندگی به رسول اللهی رسید و از راه ولایت پذیری به خدا وصل شویم زیرا از هر راهی بخواهیم به خدا برسیم گمراهی و ضلالت است.بنده خدا باشیم نه بنده پول . بنده خدا بودن هم با متکی به ائمه اطهار علیهم سلام و رسول الله (ص) محقق می شود . وسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

, سخن پایانی خود با مخاطبان ما,
, .,

, , , ,

انتهای پیام/رض

, انتهای پیام/رض, انتهای پیام/رض]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه