یاداشت؛
نقدی بر نمایش «آوازهای عقیم زیر آفتاب» در کاشمر/ نمایشی با طعم خیانت و هجمه به فرهنگ ناب اسلامی
به راستی این تئاتر را جز نتیجه تفکر جاهلیت مدرن چه می شود نامید؟! یادمان باشد این گونه تئاتر ها جز مقابله با حیا و عفت و اسلام ناب محمدی ثمری دیگری ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشمر بصیر، شاید برای خیلی از کسانی که به تماشای نمایش« آواز های عقیم زیر آفتاب» سالن سرو کاشمر در جشنوار استانی تئاتر میثاق حضور داشتند عجیب و غیر قابل باور بود...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشمر بصیر,
شاید خیلی از مردم معنی واژه نفوذ و تهاجم فرهنگی را تا ان شب به طور ملموس درک نکرده و طعم ان را نچشیده بودند اما…. چند شب پیش به دعوت یکی از دوستان به سالن سرو کاشمر برای دیدن نمایش های جشنواره تئاتر میثاق رفتیم. از قضا نمایش آن شب متعلق به یک گروه تئاتر از شهر شهید پرور کاشمر و دیار مومنین خودمان بود!!شهری که شهدای زیادی در راه دفاع از ناموس و دین و شرف خود داده است.!!
هرچند از بعد هنری کار بسیار خوب و قدرتمند و زیبایی را شاهد بودیم و بسیار خوشحال از اینکه در این شهرستان چنین هنرمندان خلاق و با استعداد و توانمندی داریم ولیکن مختصر جریان نمایش از این قرار بود که: نویسنده ای با نام یوسف بعد از ازدواج با دختری که عاشق یوسف شده بود و از مال و مکنت پدرش نیز بریده و به فلاکت و بی پولی رسیده بودند .واین بی پولی باعث افسردگی شدیدی شده بود.به طوری که به درخواست همسرش برای خوابیدن در کنارش نیز جواب مثبتی نمی داد.!!
داستان به جایی رسید که همسر یوسف که از قضا عاشق شوهرش بود برای رساندن شوهرش به ارزو هایش (چاپ کتاب و خرید میز و عوض کردن خانه)تن به کاری داد که هیچ معنا و مفهومی در فرهنگ ایرانی اسلامی ندارد !!! اجاره دادن رحم خود .!!
آری همسر یوسف بنا به پیشنهاد یکی از بستگانش ؛رحم خود را به خانواده ای متمکن اجاره داد!!!
با خود گفتیم کارشناسان تیم هنری شهرمان لابد فکری به حال حکم دینی و شرعی مساله کرده اند-چرا که می دانیم اجاره دادن رحم فی نفسه(نه فی صحنه و فی رسانه) در صورتی که عمل لقاح در خارج رحم صورت بگیرد بنا به حکم فقها اشکالی ندارد و زمانی این مساله به مشکل می خورد که اسپرم مرد به رحم زن وارد شود .
ولیکن متاسفانه اجاره دادن به شکلی بود که مشخص نبود چگونه بوده است؛ایا مرد متاهل با آن زن شوهر دار ارتباط غیر شرعی داشته است!ایا اسپرم مرد پولدار! به رحم زن فقیر وارد شده است و یا از طریق لقاح مصنوعی در آزمایشگاه بوده است…
به هر طریق این لقاح (حامله شدن زن از اسپرم مردی غیر شوهرش ) اتفاق افتاده بود و یک مطلب در ان هویدا بود و ان اینکه فرزند شکم زن یوسف متعلق به یوسف نبود و از آن مرد پولدار بود…
به هر حال هر چه بود برای هر بیننده مسلمان و آزاده بسیار رنج اور و دردناک بود.
بینندگانی که شامل زن و فرزند(دختر و پسر)و جوان و نوجوان بودند.
فاجعه هنگامی رخ می دهد که زن یوسف حین حاملگی بالاخره طاقت نیاورده و به خانه اش برمی گردد و یوسف هم خیره به شکم بالا آمده زن خود از اسپرم مرد دیگر خیره می شود و اینجا تمام غیرت و مردانگی خود را با چند متلک و نگاه و کنایه قورت می دهد
و فاجعه آمیز تر آنجا بود که مرد پولدار بعد از مدتی در حضور همسر خود به آن زن فقیر بدون هیچ ابایی و با آگاهی از اینکه او هم اکنون شوهر دارد ابراز علاقه می کند…با خود گفتم اصلا مسلمانی اینهاهیچ… واقعا و براستی این اتفاق در کدام دین و آیین می تواند به این راحتی رخ دهد ؟
در ان سوی نمایش همسر مرد متمکن نیز مدعی بود که بچه نیاوردن او دلیل بر عدم توانایی او نبوده بلکه دلیل آن عدم درخواست شوهرش از او بود… (در خلال همین نقل ها نیز از واژه هایی چون حرام زاده…گ…خوردم…استفاده شد )
در نهایت کودک به دنیا آمده به دلیل ناقص الخلقه بودن به خود زن پس داده شد و او بچه را به همراه پول خود که در نتیجه اجاره دادن رحم ش بود برداشته و پیش یوسف برگشت
در انتهای نمایش هم شاهد بودیم که زن واسطه که از ابتدا حکم کارچاق کن این ماجرا را داشت به یوسف می گوید که بچه چقدر شبیه مادرش است نه ان مرد دیگر !!!
حال که با کلیت داستان این تئاتر اشنا شده اید ممکن است چندین سوال در ذهن شما نقش ببنند ,سوالاتی که خواب را از چشم ما ربوده است
در ابتدا شاید اصلا باورتان نشود چنین نمایشی در چنین جشنواره ای (جشنواره تئاتر میثاق با شهدا و اسلام و انقلاب ) به اجرا در آمده باشد .
. از خود بپرسید چه کسی یا کسانی از بین نمایشنامه های رسیده به جشنواره این نمایش ها را جهت اجرا در جشنواره انتخاب می کنند ؟
چه کسی یا کسانی مجوز اجرای عمومی این نمایش ها را در صادر می کنند ؟
و آیا در شورای نظارت نماینده ای که دلسوز فرهنگ غنی اسلام و آگاه از ترفند های نفوذ فرهنگی بیگانه در این سرزمین باشد نبوده و نیست ؟
ایا این نمایش مصداق واقعی نفوذ فرهنگی نیست؟ چه کسی چنین متنی را نوشته و به پیشنهاد چه کسی انتخاب شده است؟
مگر نه این است که اجاره دادن رحم نه در فرهنگ شیعی و نه در فرهنگ ایرانی جایی ندارد
مگر اجاره دادن رحم!!! انچنان منفور نیست که حتی غربیان از ان بیزارند و انچنان زجر اور نیست که حتی حیوانات از ان اجتناب می کنند ؟!{اجاره دادنی که اصلا نحوه ان مشخص نبود)
چرا کار به جایی رسیده است که عضو فرهیخته ای از جامعه که نویسنده باشد را یکی از علل به اجاره دادن رحم همسرش می نامند؟!
راستی هنرمندان ما را چه شده است که تن به چنین نمایشی داده اند و هر محتوای بی اساسی را به تصویر کشیده اند؟!
آیا فرهنگی که با نمایش این تئاتر به مردم اموخته شد بسیار شبیه به فیلم های هالیوودی و ترکیه ای نبود؟
همان ها که بنیان و اساس خانواده را در هم پاشیده و عامل بسیاری از طلاق ها شده است؟ایا پایان این نمایش به طلاق زن و شوهر عاشق بیشه نرسید؟!
راستی آن مطلب و نکته ای را که باید از این داستان بیننده فرا می گرفت چه بود؟؟
تن فروشی؟؟؟بی غیرتی؟بی هویتی؟خودباختگی؟یا برای رسیدن به هدف دست به هر وسیله ای زدن(فرهنگ ماکیاولی)
به تعبیری نکته مثبت تئاتر کجا بود؟؟؟
شاید برخی اینگونه توجیح کنند که باید نکته مثبت ان اثرات فقر را به نمایش گذاشتن است و استناد به حدیثی کنند که : از دری فقر اید از در دیگر کفر وارد می شود .
در جواب انها باید گفت که فقری که در نظر اولیا خدا بوده است بیشتر فقر فرهنگی می باشد,چرا که اگر کسی با فرهنگ ناب اسلام تربیت شود تحت هیچ شرایطی به تن فروشی و اجاره دادن رحم نمی رسد! بالفرض که همین فقر مادی را با استناد به حدیث در نظر بگیریم.ایا باید آن را در شهر شیعه نشین مسلمان ایران اسلامی نمایش دهیم؟
مگر نه این است که اسلام برای زنی که شوهر دارد و به تن فروشی میل پیدا می کند سنگین ترین مجازات از قبیل رجم و سنگسار قرار داده و به مردی که زنش را در آن حال ببیند اجازه قتل نفس فاعل را داده است؟
– مگر مسیولین محترم مذهبی و هنری این شهرستان در خواب بوده اند که چنین نمایشی در دار المومنین کاشمر به اجرا در امده است؟!!!
چرا باید این نمایش که در پایان آن به عنوان اثر برگزیده نیز یاد شد با این وقاحت و پر رویی در سکوت کامل مسیولین به نمایش در اید؟!
خوب می دانیم جامعه جهانی به سمت اصالت سود و پول رفته است و هر انکس پولدار تر جایگاهش بیشتر است.
ولیکن این اصل را باید به نمایش بگذاریم؟ تا خوب به مردم بفهمانیم پولدار شو و هر کاری خواستی بکن؟!!
به راستی این تئاتر را جز نتیجه تفکر جاهلیت مدرن چه می توان نامید
جاهلیت مدرنی که امروزه در جوامع غربی به طور کامل مشهود می باشد و به جوامع اسلامی هم سرایت کرده است ؛ جاهلیتی که دارای سیر تاریخی است ؛ریشه ی آن در غرب و اروپا است و جاهلیتی که تأثیراتی در عقاید و فرهنگ و اخلاق و اقتصاد گذاشته است و تهدیدی برای جوامع اسلامی شده است که اگر جلوی این انحرافات گرفته نشود جامعه را به بدترین اماکن فسق و فجور و فساد تبدیل خواهد کرد.
. جاهلیتی که با وجود این که قرن ها با جاهلیت اولی فاصله دارد ولیکن ماهیت مشترک ان هویداست. عمده ترین انها این است که پیروانش ایمان واقعی به خداوند ندارند و این بزرگترین موضوعی است اگر در هر زمان و مکان به دست فراموشی سپرده شود باعث انحرافات بزرگ در جامعه خواهد شد.
وجود هوی و هوس وجود طاغوت های زمان، سرازیر شدن در آب شهوات، بی پروایی زنان در جامعه، تأکید در برخواسته های نابجا و … از دیگر ماهیت های مشترک جاهلیت هاست که در این نمایش به چشم می خورد…
مگر امام راحل نفرمود:
«توجه کنید که فیلمها، یک فیلمهای انحرافی نباشد. یک منظره هایی که سابقاً بود و انحرافات برای جوانان ما ایجاد می کرد، نباشد… نظارت بکنید. نگذارید دست اشخاصی که متعهد نیستند بیافتد. اگر پیدا شدند این گونه اشخاص، باید به آنها حالی کنید. اگر نمی شود تسویه کنید و این یک امر ضروری و لازم است» (امام خمینی(ره)، ۱۳۵۸)
«رادیو تلویزیون(هنر نمایشی) می تواند یک مملکت را اصلاح کند و می تواند به فساد بکشد،
مگر از اهداف دشمن ایجاد خودباختگی فرهنگی نیست که امام راحل در وصف ان فرمود:
ایجاد خودباختگی و عدم باور نسبت به ارزش های اعتقادی و مکتبی در میان مسلمانان به ویژه جوانان از عوامل عمده نفوذ فرهنگ استعماری است. سردمداران استعمار می کوشند با تبلیغات و القائات شیطانی به اینکه مسلمانان از خود هیچ ندارند و یا ما نژاد برتریم، آنان را به تقلید کورکورانه وادار و به بی هویتی سوق دهند. (صحیفه نور، ج۱۱، ص ۱۸۳)
ایا اینکار مصداق واقعی تقلید کورکورانه نبود؟؟؟
در حیرت می مانیم که در سالن سرو کاشمر چه اتفاقی افتاد -همان سالنی که روزی در ان شاهد یک نمایش مذهبی قرانی با همه جذابیت هایش بودیم-نمایشی که عقاید جامعه اسلامی و شیعی را محکم تر از قبل کرد .
در سالن سرو کاشمر چه گذشت! که این بار برای بیننده آزاده اش جز سردرد و عرق شرم که حاصل دیدن این نمایش بود ثمری نداشت.
مگر کارشناسان امر پرونده قتل ستایش شش ساله علت قتل او را همین دریدگی های ضد فرهنگی قاتلش بیان نکردند؟
کاش مسیولین امر و مردم فهیم کاشمر نسبت به اینگونه مسایل که با فرهنگ ایرانی و اسلامی دست به گریبان شده است بی انکه به بی خیالی برخی مسیولین ارشد همچون شخص وزیر ارشاد نگاه کنند مقابله کنند.
-چرا که با چشمان خود گفتگو های پس از نمایش را دیدم!
-دیدم کودکی که از مادرش میپرسید مگر می شود رحم را اجاره داد!!!
-دیدم طفلی را که می پرسید رحم یعنی چه؟!
-دیدم زنی که به همراهش می گفت این هم یک راه پول در آوردن می تواند باشد
_دیدم مردی را که با عرق شرمی که بر پیشانی اش نشسته بود از سالن خارج شد
دیدم کسی را که می گفت کدام مرد بی هویت بی شخصیت( لا مذهبی) حاضر می شود زنش برای پول دست به چنین کار ناشایستی بزند؟
و به احترام جمع و متهم نشدن به امل بودن فقط از سالن بیرون امدند
در پایان چند نکته:
-یادمان باشد این مملکت ثمره ۱۴۰۰سال مجاهدت اولیا خدا و ده ها هزار شهید می باشد
-یادمان نرود که برای تک تک کار هایمان باید درپیشگاه الهی پاسخگو باشیم
-یادمان باشد که دنیا محل گذر است و یادمان باشد که عفت و حیا زنان مان به سادگی به دست نیامده است.
یادمان باشد اندیشمندان جبهه دشمن مستکبر به صراحت می گویند برای رساندن جامعه مقتدر اسلامی شیعی ایران باید سراغ حیا و عفت زنان انان رفت. یادمان باشد این گونه تئاتر ها جز مقابله با حیا و عفت ثمری دیگری ندارد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه