جانباز و ایثارگر سقزی:

جانباز تمام دردها را برای دفاع از آب و خاکش به جان خریده است

جانباز تمام دردها را برای دفاع از آب و خاکش به جان خریده است
جانباز و ایثارگر سقزی در وصف جانباز گفت: جانباز یعنی ایثار، فداکاری، ازخودگذشتگی، صبر. جانباز یعنی تمام دردها را برای دفاع از آب و خاکش به جان خریدن.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گولان سقز، چنان سخن می گوید که گویی کوچک ترین غبار اندوهی، خاطرش را نیازرده است. شمرده و متین و حساب شده ! هنوز بسیار جوان بود که در برابر دشمنان ایستاد و اکنون نیز رشید و رعنا به نظر می رسد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گولان سقز,

شب را پذیرای من در خانه اش بود. طبق قرار قبلی مصاحبه را شروع کردم و خواستم که بیشتر برای مخاطبان خود را بشناساند؟

,

ابراهیم میکائیلی معروف به ابراهیم کرفتویی جانباز 25 درصد هستم که در سال 1360 با ارق و علاقه ی شخصی خودم به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد درآمدم و 120 ماه نیز در مقابل نیروهای بعث در جبهه های جنگ حضور داشتم.

,

 

,

***چطور شد که به درجه جانبازی درآمدید؟

,

من 4 بار و در 4 نقطه مختلف زخمی شدم. سال 60 در درگیری با کومله از ناحیه کشکک پای راست در داخل شهر سقز بر اثر ترکش نارنجک دچار جراحت شدم و در سال 62 نیز در پل آسانه سقز در درگیری با گروهک منحله دمکرات از ناحیه کشکک پا و بازوی راست زخمی شدم.

,

در سال 61 بود یانه دقیقا حضور ذهن ندارم من و دوستانم کاک خالد دهقانی، توفیق رستمی، کامل امیرخانی و یکی دیگر از برادران پاسدار در دام مین دشمن افتادیم که فقط من و کاک خالد زنده ماندیم و آن سه برادرمان به درجه شهادت رسیدند و هم اکنون ترکش های ناشی از انفجار مین در بیشتر نقاط بدنم باقی مانده و گاهاً مرا اذیت می کند.

,

در سال 63 نیز در روستاهای کندلان و طاهر بغده در درگیری 8 ساعته با گروهک کومله هنگامی که میخواستم یکی از هم رزم هایم که اسیر دست آنان بود را نجات دهم، هنگامی که دستم به او رسید یک رگبار به سمت من گرفتند، که از ناحیه شکم، بازو و کمر زخمی شدم ولی درنهایت دوستم را نجات دادم.

,

 

,

***آقای میکائیلی جانباز یعنی چی؟

,

جانباز یعنی حضرت ابوالفضل عباس که از دنیایش برای آخرت بهره برد و خود را فدای برادر کرد. جانباز یعنی ایثار، فداکاری، ازخودگذشتگی، صبر.

,

مقام معظم رهبری از تبار جانبازان هستند و این افتخاری برای ما جانبازان محسوب می شود.

,

 

,

***می توانید زندگی یک جانباز را در یک جمله توصیف کنید؟

,

آهی کشید و گفت: پیداکردن جمله ای برای توصیف زندگی یک جانباز خیلی سخت است.

,

اینکه محتاج یکی باشی تا یک لیوان آب برات بیاره...

,

اینکه منتظر یکی باشی تا یه قاشق غذا بزاره تو دهنت...

,

اینکه چشم به در باشی تا ببینی یکی پیدا میشه که کمکت کنه روی ویلچر بشینی...

,

اینکه تموم روز سقف اتاق تنها چشم انداز زندگیت باشه...

,

و دیگر دردهایی که در طول روز سراغ آدم میاد بماند؛ قرص، اسپری، شربت، سرم و... واقعا سخت است ولی چون به خاطر دین اسلام ، راه قرآن و هدفی مقدس بوده باز یک جانباز این دردها را به جان می خرد.

,

 

,

***باتوجه به اینکه شما با شهید درخشان هم رزم بوده اید می توانید آخرین خاطره ای را که با شهید داشتید، بیان کنید؟

,

بعد یکی از ماموریتها در غروب به داخل شهر سقز برگشتیم. به دو دسته تقسیم شدیم، یک دسته از ما به سمت پل هوایی و دسته دیگر به سمت بازار حرکت کردیم و قبل از حرکت چون میدانستیم در درگیری ها شاید یکی از اعضای ما شهید می شود بنابرین قبل از جداشدن با یکدیگر روبوسی کرده و ازهم حلالیت طلبیدیم که پس از آن متوجه شدم علی درخشان در یکی از درگیرها شهید شده است.

,

***خاطره ای از دوران عملیات هایتان را برای ما بازگو کنید؟

,

عملیات های ما هم خاطره تلخ داشت هم شیرین. وقتی در درگیری ها برادری از ما شهید، اسیر و یا زخمی می شد واقعاً تلخ و سخت بود.

,

از خاطره های شیرین هم وقتی با 50 نفر نیرو در مقابل 100 نفر نیروی دشمن مقابله می کردیم که در نهایت منجر به پیروزی می شد و یا روستایی را از گروهک دمکرات و کومله پاکسازی می کردیم اوج خوشحالی ما بود.

,

در عملیات قولقوله یکی از همرزمان ما بنام حاج اسماعیل با دشمن دست به یقه شد و ما نیز مثل او با سایر افراد دست به شدیم و با قنداق اسحله هامون جلو رفتیم و به نوعی جنگ تن به تن بود که در همین حین یه گلوله از اسلحه خارج شد و به صورت سطحی به پای من اثابت کرد هرچند ما در این عملیات حاج اسماعیل را از دست دادیم ولی منجر به پیروزی تیم ما شد. این یکی از خاطره های تلخ و شیرین من بود.

,

***باتوجه به اینکه برادران شیعه و سنی باهم بودید مشکلی وجود نداشت؟

,

خندید و گفت: اصلا و ابدا مشکلی نبود. برخلاف انتظار دشمنان اتحاد و یکپارچگی بین ما حاکم بود جز هدفمان که اسلام، راه قرآن و فرمایشات رهبر بود به چیز دیگری فکر نمی کردیم و در واقع یکی از رمزهای پیروزی ما همین امر بود.

,

 هرکس نفاق و جدایی بین شیعه و سنی درست کند قطعا ضد دین و ضد اسلام است و در واقع مسلمان نیست.

,

***به نظر شما جنگ به اتمام رسیده است؟

,

جنگ سخت افزاری تمام شده ولی جنگ نرم و جنگ فرهنگی همچنان پابرجاست. در این جنگ، صدای موشک به گوش نمی‌رسد. صدای انفجار، شیشه‌ها را نمی‌لرزاند. کشته‌هایش غرق خون نمی‌شوند. سرباز دشمن با لباس خودی می‌آید و خود را دوست جا می‌زند.

,

تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، قتل‌عام فرهنگی، براندازی فرهنگی، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم؛ به‌ترتیب هشدارهایی است که مقام معظم رهبری از سال 1368 تا به امروز به ما داده‌اند و ما نیز باید هوشیارانه و با بصیرت افزایی با دشمن مقابله کنیم و توطئه های آنان را خنثی کنیم. مواظب دین، فرهنگ و نسل جدید باشیم.

,

 

,

***و اما صحبت پایانی؟

,

 تا آخرین نفس های زندگیم پیرو ولی مسلمین هستم و برای دفاع از آب و خاک وطنم همیشه در صحنه خواهم بود.

,

از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزارم.

,

 

,

عکس های دیده نشده از ابراهیم میکائیلی

,

جانباز، جنگ، دوران دفاع مقدس، ابراهیم میکائیلی، وطن، فداکاری، ایثار، ویلچر، جانباز سقزی، ابراهیم میکائیلی

, جانباز، جنگ، دوران دفاع مقدس، ابراهیم میکائیلی، وطن، فداکاری، ایثار، ویلچر، جانباز سقزی، ابراهیم میکائیلی,

***

,

, ,

***

,

جانباز، جنگ، دوران دفاع مقدس، ابراهیم میکائیلی، وطن، فداکاری، ایثار، ویلچر، جانباز سقزی، ابراهیم میکائیلی

, جانباز، جنگ، دوران دفاع مقدس، ابراهیم میکائیلی، وطن، فداکاری، ایثار، ویلچر، جانباز سقزی، ابراهیم میکائیلی,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه