شهیدان روشن نهاد دوبرادری که در جنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند

شهیدان روشن نهاد دوبرادری که در جنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند
برای آشنایی بیشتر از مبارزات و زندگی وی با برادرشان احمد روشن نهاد که در آن زمان او نیز از رزمندگان آن زمان بود. به گفتگو می‌نشینیم چهره‌اش غمگین و اندوهناک است.....
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از مرآت نیوز ،شهیدان روشن نهاد دوبرادری که در جنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند.برای آشنایی بیشتر از مبارزات و زندگی آنها با برادرشان احمد روشن نهاد که در آن زمان او نیز از رزمندگان جنگ بود. به گفتگو می‌نشینیم چهره‌اش غمگین و اندوهناک است.او هنگام صحبت تاریخ سالیان درازی را با خود همراه داشت. حرف‌هایی که می‌زد نشانگر همین روحیه بود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت نیوز,

خداوند به مادروپدرم 10فرزند داد که 3تا از آنها در دوران کودکی از دنیا رفتند.

محمد تقی روشن نهاد – فرزند رجبعلی ، متولد1340/6/22که فرزند دوم خانواده بود اعزامی از یگان بسیج در تاریخ ۴/۶/۶۰ در کرخه براثر ترکش به بیمارستان تجریش انتقال داده شدکه پس از 3ماه در اثر خونریزی زیاد به  به فیض شهادت نائل شدخیلی برای ما عجیب بود که محمدتقی تنها شهید فتح سوسنگرد در شهرستان سمنان بود.

رحمت‌الله روشن‌ نهاد فرزند چهارم در آبان هزار و سیصد و چهل و پنج به دنیا آمد. از دوره راهنمایی فعالیت‌های انقلابی را آغاز کرد. بعد از آغاز جنگ برادرش، محمدتقی، به جبهه رفت.

رحمت‌الله اول دبیرستان بود که برادرش شهید شد.رحمت‌الله اولین بار در فروردین سال شصت و دو برای کمک به جهادگران به جبهه رفت. بعد از بازگشت از منطقه برای آموزش به پادگان بیست و یک حمزه سیدالشهدا رفت. بعد از گذراندن دوره آموزشی به سردشت اعزام شد. رحمت‌الله بعد از سردشت به جبهه جنوب رفت و چهار ماه در آن جا ماند. آخرین بار در دی ماه سال شصت و سه به منطقه رفت و در بیست و چهارم اسفند همان سال در عملیات بدر و در منطقه شرق دجله  براثر اصابت تیر در ناحیه گردن به شهادت رسید.

از خصوصیات اخلاقیشان برایمان بگویید؟

محمدتقی خدایی دربین خانواده و بستگان بی نظیر بود وهمه برسرش قسم می خوردند و هنوزم هم وقتی که اقوام از ایشان یاد می کنند اشک در چشمانشان جمع می شود
در مورد رحمت الله هم به همینگونه بوداو تمام خصوصیات  یک مومن واقعی را داشت و همیشه خوش برخورد و چهره خندانی داشت.


 

تقریباحدود 30 سال است که از شهادت دو برادرتان  می‌گذرد. بعد از این سالها چه خاطره‌ای از برادرنتان دارید؟

قراربود من و رحمت الله با هم به جبهه برویم ولی به دلیل مراسم ازدواج خواهرم خانواده خیلی اصرار داشتند در اعزام دیگر به جبهه برویم من به اصرار خانواده ام نرفتم ولی رحمت الله هرچه خانواده با او صحبت کردند راضی نشد و رفت .

در خصوص محمدتقی آخرین مطلبی که از او در ذهن دارم زمانی که در بیمارستان بستری بود دو مطلب را بسیار تاکید می کرد:نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر.

چطور از ماجرای به شهادت رسیدن  برادرنتان مطلع شدید؟

محمدتقی که در اثر اثابت ترکش در بیمارستان تجریش بستری بود که بعد از 3ماه به شهادت رسید ولی در خصوص خبر شهادت رحمت الله من برای صرف ناهار به یکی از سنگرها رفته بودم یکی از رزمنده ها آمد و به من گفت وسایلت را جمع کن و برگرد شهرتون از او پرسیدم چرا ؟با کمی مکث بهم گفت برادرت شهید شده .

از فعالیتشان در دوران قبل از انقلاب اسلامی بگویید؟

محمدتقی در زمان انقلاب در تمام صحنه های سیاسی حضور داشت ونوار سخنرانی امام خمینی را پخش می کردواعلامیه و اطلاعیه مربوط به امام را در سطح شهر پخش می کرد.برادرم رحمت نیز به همین شکل فعالیت داشت.

,

خداوند به مادروپدرم 10فرزند داد که 3تا از آنها در دوران کودکی از دنیا رفتند.

محمد تقی روشن نهاد – فرزند رجبعلی ، متولد1340/6/22که فرزند دوم خانواده بود اعزامی از یگان بسیج در تاریخ ۴/۶/۶۰ در کرخه براثر ترکش به بیمارستان تجریش انتقال داده شدکه پس از 3ماه در اثر خونریزی زیاد به  به فیض شهادت نائل شدخیلی برای ما عجیب بود که محمدتقی تنها شهید فتح سوسنگرد در شهرستان سمنان بود.

رحمت‌الله روشن‌ نهاد فرزند چهارم در آبان هزار و سیصد و چهل و پنج به دنیا آمد. از دوره راهنمایی فعالیت‌های انقلابی را آغاز کرد. بعد از آغاز جنگ برادرش، محمدتقی، به جبهه رفت.

رحمت‌الله اول دبیرستان بود که برادرش شهید شد.رحمت‌الله اولین بار در فروردین سال شصت و دو برای کمک به جهادگران به جبهه رفت. بعد از بازگشت از منطقه برای آموزش به پادگان بیست و یک حمزه سیدالشهدا رفت. بعد از گذراندن دوره آموزشی به سردشت اعزام شد. رحمت‌الله بعد از سردشت به جبهه جنوب رفت و چهار ماه در آن جا ماند. آخرین بار در دی ماه سال شصت و سه به منطقه رفت و در بیست و چهارم اسفند همان سال در عملیات بدر و در منطقه شرق دجله  براثر اصابت تیر در ناحیه گردن به شهادت رسید.

از خصوصیات اخلاقیشان برایمان بگویید؟

محمدتقی خدایی دربین خانواده و بستگان بی نظیر بود وهمه برسرش قسم می خوردند و هنوزم هم وقتی که اقوام از ایشان یاد می کنند اشک در چشمانشان جمع می شود
در مورد رحمت الله هم به همینگونه بوداو تمام خصوصیات  یک مومن واقعی را داشت و همیشه خوش برخورد و چهره خندانی داشت.


 

تقریباحدود 30 سال است که از شهادت دو برادرتان  می‌گذرد. بعد از این سالها چه خاطره‌ای از برادرنتان دارید؟

قراربود من و رحمت الله با هم به جبهه برویم ولی به دلیل مراسم ازدواج خواهرم خانواده خیلی اصرار داشتند در اعزام دیگر به جبهه برویم من به اصرار خانواده ام نرفتم ولی رحمت الله هرچه خانواده با او صحبت کردند راضی نشد و رفت .

در خصوص محمدتقی آخرین مطلبی که از او در ذهن دارم زمانی که در بیمارستان بستری بود دو مطلب را بسیار تاکید می کرد:نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر.

چطور از ماجرای به شهادت رسیدن  برادرنتان مطلع شدید؟

محمدتقی که در اثر اثابت ترکش در بیمارستان تجریش بستری بود که بعد از 3ماه به شهادت رسید ولی در خصوص خبر شهادت رحمت الله من برای صرف ناهار به یکی از سنگرها رفته بودم یکی از رزمنده ها آمد و به من گفت وسایلت را جمع کن و برگرد شهرتون از او پرسیدم چرا ؟با کمی مکث بهم گفت برادرت شهید شده .

از فعالیتشان در دوران قبل از انقلاب اسلامی بگویید؟

محمدتقی در زمان انقلاب در تمام صحنه های سیاسی حضور داشت ونوار سخنرانی امام خمینی را پخش می کردواعلامیه و اطلاعیه مربوط به امام را در سطح شهر پخش می کرد.برادرم رحمت نیز به همین شکل فعالیت داشت.

,

خداوند به مادروپدرم 10فرزند داد که 3تا از آنها در دوران کودکی از دنیا رفتند.

محمد تقی روشن نهاد – فرزند رجبعلی ، متولد1340/6/22که فرزند دوم خانواده بود اعزامی از یگان بسیج در تاریخ ۴/۶/۶۰ در کرخه براثر ترکش به بیمارستان تجریش انتقال داده شدکه پس از 3ماه در اثر خونریزی زیاد به  به فیض شهادت نائل شدخیلی برای ما عجیب بود که محمدتقی تنها شهید فتح سوسنگرد در شهرستان سمنان بود.

رحمت‌الله روشن‌ نهاد فرزند چهارم در آبان هزار و سیصد و چهل و پنج به دنیا آمد. از دوره راهنمایی فعالیت‌های انقلابی را آغاز کرد. بعد از آغاز جنگ برادرش، محمدتقی، به جبهه رفت.

رحمت‌الله اول دبیرستان بود که برادرش شهید شد.رحمت‌الله اولین بار در فروردین سال شصت و دو برای کمک به جهادگران به جبهه رفت. بعد از بازگشت از منطقه برای آموزش به پادگان بیست و یک حمزه سیدالشهدا رفت. بعد از گذراندن دوره آموزشی به سردشت اعزام شد. رحمت‌الله بعد از سردشت به جبهه جنوب رفت و چهار ماه در آن جا ماند. آخرین بار در دی ماه سال شصت و سه به منطقه رفت و در بیست و چهارم اسفند همان سال در عملیات بدر و در منطقه شرق دجله  براثر اصابت تیر در ناحیه گردن به شهادت رسید.

از خصوصیات اخلاقیشان برایمان بگویید؟

محمدتقی خدایی دربین خانواده و بستگان بی نظیر بود وهمه برسرش قسم می خوردند و هنوزم هم وقتی که اقوام از ایشان یاد می کنند اشک در چشمانشان جمع می شود
در مورد رحمت الله هم به همینگونه بوداو تمام خصوصیات  یک مومن واقعی را داشت و همیشه خوش برخورد و چهره خندانی داشت.


 

تقریباحدود 30 سال است که از شهادت دو برادرتان  می‌گذرد. بعد از این سالها چه خاطره‌ای از برادرنتان دارید؟

قراربود من و رحمت الله با هم به جبهه برویم ولی به دلیل مراسم ازدواج خواهرم خانواده خیلی اصرار داشتند در اعزام دیگر به جبهه برویم من به اصرار خانواده ام نرفتم ولی رحمت الله هرچه خانواده با او صحبت کردند راضی نشد و رفت .

در خصوص محمدتقی آخرین مطلبی که از او در ذهن دارم زمانی که در بیمارستان بستری بود دو مطلب را بسیار تاکید می کرد:نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر.

چطور از ماجرای به شهادت رسیدن  برادرنتان مطلع شدید؟

محمدتقی که در اثر اثابت ترکش در بیمارستان تجریش بستری بود که بعد از 3ماه به شهادت رسید ولی در خصوص خبر شهادت رحمت الله من برای صرف ناهار به یکی از سنگرها رفته بودم یکی از رزمنده ها آمد و به من گفت وسایلت را جمع کن و برگرد شهرتون از او پرسیدم چرا ؟با کمی مکث بهم گفت برادرت شهید شده .

از فعالیتشان در دوران قبل از انقلاب اسلامی بگویید؟

محمدتقی در زمان انقلاب در تمام صحنه های سیاسی حضور داشت ونوار سخنرانی امام خمینی را پخش می کردواعلامیه و اطلاعیه مربوط به امام را در سطح شهر پخش می کرد.برادرم رحمت نیز به همین شکل فعالیت داشت.

,

, ,

خداوند به مادروپدرم 10فرزند داد که 3تا از آنها در دوران کودکی از دنیا رفتند.

,

محمد تقی روشن نهاد – فرزند رجبعلی ، متولد1340/6/22که فرزند دوم خانواده بود اعزامی از یگان بسیج در تاریخ ۴/۶/۶۰ در کرخه براثر ترکش به بیمارستان تجریش انتقال داده شدکه پس از 3ماه در اثر خونریزی زیاد به  به فیض شهادت نائل شدخیلی برای ما عجیب بود که محمدتقی تنها شهید فتح سوسنگرد در شهرستان سمنان بود.

,

رحمت‌الله روشن‌ نهاد فرزند چهارم در آبان هزار و سیصد و چهل و پنج به دنیا آمد. از دوره راهنمایی فعالیت‌های انقلابی را آغاز کرد. بعد از آغاز جنگ برادرش، محمدتقی، به جبهه رفت.

,

رحمت‌الله اول دبیرستان بود که برادرش شهید شد.رحمت‌الله اولین بار در فروردین سال شصت و دو برای کمک به جهادگران به جبهه رفت. بعد از بازگشت از منطقه برای آموزش به پادگان بیست و یک حمزه سیدالشهدا رفت. بعد از گذراندن دوره آموزشی به سردشت اعزام شد. رحمت‌الله بعد از سردشت به جبهه جنوب رفت و چهار ماه در آن جا ماند. آخرین بار در دی ماه سال شصت و سه به منطقه رفت و در بیست و چهارم اسفند همان سال در عملیات بدر و در منطقه شرق دجله  براثر اصابت تیر در ناحیه گردن به شهادت رسید.

,

, ,

از خصوصیات اخلاقیشان برایمان بگویید؟

,

محمدتقی خدایی دربین خانواده و بستگان بی نظیر بود وهمه برسرش قسم می خوردند و هنوزم هم وقتی که اقوام از ایشان یاد می کنند اشک در چشمانشان جمع می شود
در مورد رحمت الله هم به همینگونه بوداو تمام خصوصیات  یک مومن واقعی را داشت و همیشه خوش برخورد و چهره خندانی داشت.

,
,


 

, ,
,

تقریباحدود 30 سال است که از شهادت دو برادرتان  می‌گذرد. بعد از این سالها چه خاطره‌ای از برادرنتان دارید؟

,

قراربود من و رحمت الله با هم به جبهه برویم ولی به دلیل مراسم ازدواج خواهرم خانواده خیلی اصرار داشتند در اعزام دیگر به جبهه برویم من به اصرار خانواده ام نرفتم ولی رحمت الله هرچه خانواده با او صحبت کردند راضی نشد و رفت .

,

در خصوص محمدتقی آخرین مطلبی که از او در ذهن دارم زمانی که در بیمارستان بستری بود دو مطلب را بسیار تاکید می کرد:نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر.

,

چطور از ماجرای به شهادت رسیدن  برادرنتان مطلع شدید؟

,

محمدتقی که در اثر اثابت ترکش در بیمارستان تجریش بستری بود که بعد از 3ماه به شهادت رسید ولی در خصوص خبر شهادت رحمت الله من برای صرف ناهار به یکی از سنگرها رفته بودم یکی از رزمنده ها آمد و به من گفت وسایلت را جمع کن و برگرد شهرتون از او پرسیدم چرا ؟با کمی مکث بهم گفت برادرت شهید شده .

,

از فعالیتشان در دوران قبل از انقلاب اسلامی بگویید؟

,

محمدتقی در زمان انقلاب در تمام صحنه های سیاسی حضور داشت ونوار سخنرانی امام خمینی را پخش می کردواعلامیه و اطلاعیه مربوط به امام را در سطح شهر پخش می کرد.برادرم رحمت نیز به همین شکل فعالیت داشت.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه